. كار معلمى او در ج هان آن روز وجود داشته و آثار آن تا امروز هم ادامه دارد. نقش او در تهذيب و تكامل زنان و هم در حل مسائل خاص زنانه شان در بعد تطبيق با تعاليم اسلام فوق العاده بود و توان ارتباط او با زنان بخاطر هم جنس بودن با آنان بسيارى از دشواريهاى پيامبر را در امر ايفاى رسالت خود با اين طبقه رفع مى كرد.

در آغاز كار كه هنوز اسلام در حال شكل گرفتن بود، تلاش فاطمه عليهاالسلام در اين قسمت پراكنده و به تناسب شرايط اتفاقى بود. ولى بعدها كه بازار اسلام رونقى يافت و بر عدّه مسلمين افزوده شد، مخصوصاً در سه سال آخر حياتش، درس آموزى ها به صورت رسمى و منظم درآمد و بخشى از اوقات زندگى شبانه روزى او را پر مى كرد زنان مهاجر و انصار به خدمتش مراجعه كرده و از او درس زندگى و دين مى آموختند.

وظايف و مسؤوليت هاى او

فاطمه عليهاالسلام در خود بر اساس بينش اسلاميش احساس مسؤوليت مى كرد و براى خويش وظايفى را مى شناخت از جمله آنكه ناآگاهان را بياگاهاند و نقاب از چهره تعاليم اسلامى بردارد و راه و روش پياده كردن آن را به زنان بياموزد زيرا آغاز امر بود و چنان نيازى در سطحى بالا.

از سوى ديگر او اين وظيفه را درباره خود احساس مى كرد كه راه زنده و با شرافت ماندن را به آنها ياد دهد و در سايه اين آموزشها دست متجاوزان و آلودگان را از دامن زن كوتاه نمايد و شر بدخواهان را از سرشان دور دارد.

فاطمه عليهاالسلام به زنان آموخت كه شأن و رتبتشان بسى بالاتر از آن است كه ملعبه دست آلودگان باشند و به عنوان ابزارى در خدمت رونق دادن بازار شهوات قرار گيرند. به آنها تفهيهم كرد كه بهاى وجودشان بهشت است و اين يك گناه، نابخشودنى است كه خود را ارزان بفروشند و يا در خدمت مفاسد و رسوائى ها قرار گيرند.

فاطمه عليهاالسلام براى خود اين احساس مسؤوليت و تعهد را داشت كه نظام عقلى را در جامعه زنان رونق دهد، انديشه شان را متوجه تربيت درست نسل و تحكيم كانون خانوادگى نمايد و اين روحيه را در آنان زنده سازد كه صعودها و سقوطها در گرو كار و تلاش آنهاست و آينده نيك و بد جامعه در سرمايه گذارى امروز آنها. و بدين سان فاطمه عليهاالسلام يك رهبر است و يك راهنما، رهبرى كه معصومه است و خطاها و لغزش در كار او و در راه و روش او وجود ندارد. رهبر زنان ديروز و امروز جامعه است و بگفته ابن جوزى در كتاب تذكرةالخواص او فاطمه عليهاالسلام است از آن بابت كه از نظر فصل و حسب و رشد از ديگر زنان امت بريده و در سطحى فراتر است.

آموزش زنان

از خدمات و كوششهاى فاطمه عليهاالسلام خدمت او در آموزش زنان بود و اما اينكه او چه چيزهائى به زنان مى آموخت پاسخ آن براى نوع شاگردان او متفاوت است. برخى از آنها در سطوح بالاتر و گروهى در سطوح پائين تر بودند به افرادى چون اسماء بنت عميس در سطحى نسبتاً بالا آموزش داشت و حتى از تفسير قرآن و نكته هائى مهم از معارف اسلامى را مى آموخت و براى بعضى ديگر مسائل شرعى و دينى روزمره.

او همچنين به زنان مى آموخت كه در امر تربيت فرزندان چه جنبه هايى را مراعات كنند و يا در حضور اجتماعى چه ضرورتهائى را در نظر گيرند، در برخورد با شوهر و همسايه و مردان و زنان مختلف، والدين و مهمان چگونه عمل كنند.

همچنين گاهى فاطمه عليهاالسلام به زنان درس جرأت و شجاعت مى داد بگونه اى كه قادر باشند از لذت خودخواهى ها و هوسمندى ها بگذرند، حق گوى و حق جوى باشند، اهداف عاليترى را در زندگى روزمرّه خود برگزينند و از هر چه كه پستى و انحطاط است دورى جويند، او روح ورع و تقوا را در آنان مى دميد و با هشدارها و وعده و وعيدهاى نشأت گرفته از قرآن آنان را به راه صواب وامى داشت.

استدلال و محاجه

از كارهاى مهم حضرت زهرا عليهاالسلام آموزش راه و رسم دفاع در عقيده و ايمان است. اينكه افراد بايد مسلمان باشند يك مسأله است و جمع عظيمى آن را پذيرفته و مورد رعايت قرار مى دهند اما اين هم نكته مهمى است كه افراد بتوانند از عقيده خود دفاع كنند و با محاجه و استدلال طرف مخالف را قانع سازند.

دو زن در امر دينى درگيرى و با هم مباحثه داشتند. كارشان از بحث به درگيرى كشيد. از اين دو زن يكى مؤمن بود و ديگرى معاند. فاطمه عليهاالسلام دلايل درست را در اختيار زن مؤمن قرار داد تا بتواند در بحث پيروز شود و طرق مقابل را اقناع كند و هدايت فاطمه عليهاالسلام اثر خود را گذارد و او در بحث خود پيروز و فوق العاده خوشحال شد.

آنگاه فاطمه عليهاالسلام كه از اين پيروزى خير يافت به او فرمود سرور فرشتگان به پيروزى تو بيشتر از سرور و خوشحالى تو است و حزن و اندوه شيطان در شكست او بيش از حزن و اندوه آن زن است [بحار ج 2 ص 8.] (زيرا بحث حق و باطل و پيروزى حق بود)

آموزش همسردارى

از ديگر آموزشهاى فاطمه عليهاالسلام به زنان آموزش درس مديريت كانون و رعايت حقوق خانواده بود. و در آن روزگار كه مردان بر زنان استيلاى كامل داشتند و حتى زن را مثل برده خود بحساب مى آوردند موضعگيرى اسلام در قبال زنان و حمايت از آنها اين خطر را هم براى برخى از عاقلان پديد مى آورد كه از اطاعت مشروع همسر سرباز زنند و تبعيت لازم را نداشته باشند و اين خود نياز به اصلاح انديشه و پيگيرى داشت.

فاطمه عليهاالسلام سعى داشت ضمن آشنا كردن زنان به حقوق خود و همسر و فرزندان پاره اى از انديشه هاى افراطى يا تفريطى را در آنان تعديل كند. نه آنچنان كه زنان تسليم باشند و در همه امور اطاعت كنند حتى در گناه، و نه آنچنان عاصى و نافرمان كه حقوق شوهر را ناديده گيرند. زيرا اصولاً در هر انقلاب فكرى كه در جامعه اى پديد آيد افراد خيلى زود به افراط و تفريط كشانده مى شوند.

او همچنان دفاع از حق شوهر را ضرورى دانست، بويژه كه در همسر حقانيتى راجع به مسأله اى باشد. عدم اطاعت از فرمان بحق شوهر را نوعى قبول لعنت خدا و فرشتگان معرفى فرمود. تسليم زن به شوهر را در گناه، (مثل روابط جنسى با شوهر مست) بر اساس سخن پيامبر خريدارى لعنت ها به تعداد ستارگاه آسمان. و وجود كسى كه بتواند مرزها را براى زنان معين و به آنها تفهيم كند بسيار ضرور بود.

طرز برخورد با زنان

فاطمه عليهاالسلام در برخورد با زنانى كه براى كسب دانش و اطلاع نزد او مى آمدند صبر و حوصله بسيارى را از خود نشان مى داد، از كثرت سؤال و پاسخ خسته مى شد ولى آن را به روى خود نمى آورد و مى كوشيد كسى را شرمنده نسازد به نمونه زيرا از اين برخورد فاطمه عليهاالسلام توجه كنيم.

زنى به نزد فاطمه عليهاالسلام آمد كه مادر پيرى دارم، در امر نماز براى او سؤال و اشتباهى پيش آمده، مرا به نزد تو فرستاد تا پاسخ صحيح را از تو بياموزم. آنگاه سؤال را طرح كرد و فاطمه عليهاالسلام پاسخ آن را داد. اجازه خواست كه سؤال دومى را مطرح كند و فاطمه عليهاالسلام اجازه داد و او طرح كرد و پاسخ يافت. اجازه سؤال بعدى و بعدى، تا ده سؤال شد و فاطمه عليهاالسلام همچنان به آنها جواب مى داد و آن زن خود از كثرت سؤال شرمنده گشت و گفت: ببخشيد شما را خسته كرده ام، ديگر مزاحم ن