رده و دورنماى آينده و انديشه او را در گشودن باب مبارزه مورد بررسى قرار داده و از تلاش فاطمه عليهاالسلام در احقاق حق خود و على عليه السلام سخن خواهيم گفت و از استنصارهاى او بحث خواهيم كرد. و بالاخره فصل آخر آن در مورد مبارزات فاطمه عليهاالسلام است و در آن پس از ذكر مقدمه اى از هدف و مراحل مبارزه و رمز سماجت هاى او و خيانتهائى كه به او شده بحث كرده و از دوگونه مبارزات فعال و منفى او و تداوم آن مبارزه سخن خواهيم گفت. و سرانجام از حاصل مبارزه و صدمات ناشى از آن بحث خواهيم كرد. مشى سياسى

مقدّمه

اسلام دينى است كه ما را به موضع گيرى مثبت در رابطه با جهان و واقعيت هاى آن دعوت مى كند و از ما مى خواهد در رابطه با حوادث و جريانات بى تفاوت نباشيم. حركتها و وقايعى كه در حيات بشر پديد مى آيند هر كدام بنحوى در سرگذشت ما و بشريت مؤثرند و طبعاً طرز برخورد با آن وقايع بايد مسؤولانه باشد. و اصولاً از طرق ارزيابى شخصيت انسان و شناخت اين مسأله كه چه كسانى صاحب قدرت و ارزشند يكى اين طريقه است كه درباره مواضع او در رابطه با پديده ها به ارزيابى بنشينيم.

بر اساس اين معيار مى توان فاطمه عليهاالسلام و همسرش را از پيشروان حركت اسلامى دانست و از نخستين و مهمترين افرادى كه براى حفظ و تداوم حركت اسلامى قد برافراشتند. و در راه مبارزه و جهاد خود تا سر حد از دست دادن جان به پيش رفتند. آنها در دورانى از حيات اسلامى مى زيستند كه دوره بحران، دوران حساسيت و دوران آماده باش لشكر اسلامى بود. بدين سان راجع به وقايع و حوادث حساسيت بيشترى لازم بود. و اينكه فاطمه عليهاالسلام در عين داشتن قلبى مهربان، دست و بدنى در حال كار و تلاش، با تنى خسته و انديشه و جسمى مشغول به اطاعت چون سياستمدارى قهرمان در صحنه ظاهر مى شود و عرض وجود مى كند به خاطر وجود آن شرايط خاص و بحرانى است.

حيات سياسى فاطمه

اگر سياست را بمعنى نوع برخورد و روابط متقابل بين مردم و هيئت زمامدار بحساب آوريم همه انسانها بايد افرادى سياستمدار باشند و در اين رابطه جنسيت مطرح نيست. فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر سزاواترين افراد براى مشاركت سياسى و حضور در صحنه سياست است.

او با اينكه بدنى خسته ناشى از كار روزانه و رسيدگى به امور خانه و سرپرستى چند كودك خردسال دارد، و با اينكه اشتغالات اجتماعى متعددى او را به خود مشغول مى دارند خود را از سياست دور نمى دارد و همچون سياستمدارى قهرمان در صحنه زندگى و حتى مبارزه حاضر مى شود و سعى دارد گره كورى را بازنمايد.

او زندگى سياسى و آشنائى با الفباى آن را از همان دوران خردسالى و از سنين

5- 6 سالگى آغاز كرد. زيرا او همه گاه به همراه پدر و حاضر و شريك در درگيريهاى پدر با مردم نابكار بود و دوران سخت قبل از هجرت را با همه دشواريها و مصائب آن گذراند.

آن روز كه ازدواج كرد و زندگى مشترك خود را آغاز نمود باز هم در جريان زندگى اجتماعى همگام با على عليه السلام به پيش مى رفت و سنگر به سنگر با او همراهى مى كرد. و پس از وفات پيامبر فصلى جديد از زندگى را آغاز كرد كه در آن براى تحكيم پايه هاى انقلاب حتى دست به احقاق حق و مبارزه گشود و در جريان سياسى عظيمى حضور يافت كه در آن بر اساس توطئه اى على، آن رادمرد جهان بشريت را از صحنه سياست بيرون رانده بودند.

فاطمه عليهاالسلام كارى به اين نداشت كه پدرش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سرگرم انجام مهمترين وظايف و مسؤوليتهاى خويش است و يا شوهرش پيشواى را ستين امت و مردى مجاهد و جنگجوست خود را زنى مسلمان مى دانست كه بايد به وظايف خويش آشنا بوده و تكليف و وظيفه شرعيش را شخصاً عمل كند. بدين خاطر در روزهاى آتش و خون و شكنجه پس از وفات پيامبر، و در روزهائى كه سياست روز آتش زدن به در خانه و بيعت خواهى از روى زور و اعمال قدرت بود قد علم كرد تا تكليف دينى و سياسى خود را نيكو به انجام رساند.

در مشى سياسى او

مشى سياسى فاطمه عليهاالسلام مشى اعتراض، بى اعتنائى، عدم تأييد دستگاه رهبرى، مشى به محاكمه و استيضاح كشاندن رهبر و خليفه موجود امت، مشى مظلوميت و سرانجام كه فرياد به جائى نرسد گريستن است، آنهم نه براى عقده دل خالى كردن بلكه براى بيدار كردن و هشيار ساختن اذهان به سوئى كه در آنجا حقى را زنده دفن كرده اند.

مشى سياسى فاطمه عليهاالسلام مشيى آگاهانه، توأم با بينش و بصيرت، انديشيده و حساب شده، انتخابى و گزينش شده و مبتنى بر ايمان و عقيده است، هدف آن سعادت انسانها و نجات از بردگى ها و ذلّت ها، و تضمين و فراهم آوردن مبادى ارزشهاى معقول در جامعه است. او مى خواهد جامعه اى بسازد كه در آن انسانها زندگى كنند نه چند برّه تسليم و بى رأى و بى محتوا. و آنچه در اين راه از شأن و سياست او بدور است حيله گرى، فريبكارى، وعده هاى توخالى در دل، تحميق در استحمار مردم، گندم نماى جو فروش بودن است. اين سره و خالص بودن بدان خاطر است كه سياست فاطمه عليهاالسلام از اسلام مايه مى گيرد و در اسلام حيله و نيرنگ نيست، بر سر مردم كلاه گذاردن نيست، با خلق خدا حقه بازى كردن وجود ندارد، بايد راست و مستقيم به پيش رفت چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند. سياست نان را به نرخ روز خوردن سياست نامردمى است و شأن اسلام از آن پاك و مطهر است.

او در اين سياست كه سياست الهى است راست و با استقامت به بيش مى رود و در آن باكى از كتك خوردن، بدن خود را به رنج افكندن ندارد. او درس جرأت و شهامت را از پدر خود گرفته و در مكتب و خانه على عليه السلام و در سايه همگامى با او آن را تقويت نموده است. براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف بايد ايستاد. ما در تاريخ اسلام و حتى بشريّت زنى را سراغ نداريم كه در راه هدف الهى و انديشيده و آينده نگر خود تا بدين ميزان به پيش رفته باشد و مصداق آيه فاسْتَقِم كَما اُمِرْتُ [آيه 112 سوره هود.] كه درباره پيامبر نازل شده است باشد.

آينده نگرى او

او در سياستى كه در پيش گرفته، با چشم باز به پيش مى رود، آينده را چنان مى بيند كه گوئى اينك در پيش روى او حاضر است و جمع بندى از گذشته را چنان در پيش رو دارد كه گوئى قدم به قدم در طول بروز و ظهور حوادث گذشته حضور داشته است مشى خاص او در سياست مبتنى بر آگاهى و شناخت دقيق از اسلام و از روح زمان است و اين خود سازنده روشى نو براى اقدام فاطمه عليهاالسلام است. يك نمونه از پيش بينى و آينده نگرى او را از زبان ابن ابى الحديد ذكر كنيم: او در مورد ترك مردم از خلافت على عليه السلام آنها را مورد سرزنش قرار داد و چنين فرمود: اكنون آماده حوادث ناگوار باشد و منتظر شمشيرهاى برنده و هرج و مرج دائم و ديكتاتورى ستمكاران باشند، بيت المال شما را غارت خواهند كرد و منافع شما را به جيب خود خواهند ريخت... [ج 16 شرح نهج البلاغه ص 233.] و خواننده گرامى خوب توجه دارد كه چگونه اين پيش بينى ها به وقوع پيوست و چگونه آنچه را كه فاطمه عليهاالسلام در اين زمينه عرضه داشته بود براى مردم پيش آمد

- آن هم نه در قرون بعد بلكه در فا