ُّبُوةِ اى دختر برگزيده خدا و اى باقى مانده و يادگار پيامبر

- ما و بنتُ عَنْ دينى وَ لا اَخْطَأتُ عَنْ مَقْدُورى

- در دينم سستى نشان ندادم و از طريقى كه برايم مقدور بود سر نپيچيدم [ص 365 الزهراء.] و فاطمه عليهاالسلام مسأله را دريافت و آرام شد.

صدمات ناشى از آن

تلاشها براى احقاق حق موجب صدماتى براى فاطمه عليهاالسلام شد. او را با تازيانه و يا غلاف شمشير آزردند

- و بر اساس پاره اى از روايات دنده اش را شكستند و حمل او سقط و او به بستر كشانده شد. در نامه عمر به معاويه آمده است: و قتى به در خانه فاطمه عليهاالسلام وارد شدم دختر پيامبر بدنش را به در چسبانده بود تا در باز نشود و من وارد نشوم، لگدى محكم بر در زدم، آن را محكم فشردم، فريادى از او برخاست، پدرم اى رسول خدا، با دختر تو چنين مى كنند، و ناله اى ديگر كه فضه مرا درياب، بخدا قسم فرزندم كشته شد

- با اين حال وارد خانه شدم و از شدت خشم، و در آن حال درد و سقط چنان به او سيلى زدم كه به زمين درافتاد [ص 51 ارشاد ديلمى.] و... مبارزات فاطمه

مقدّمه

فاطمه عليهاالسلام پشتوانه انقلاب پيامبر، تلاشگرى مهم در راه احقاق حق و فرياد راستين اسلام است. او را بنيانگزار مكتب اعتراض و موجد ارزشهاى نوين براى جامعه زنان، و اسطوره مقاومت و استقامت معرفى كرده اند. او كسى است كه بر اساس اصول متعالى و ارزشهاى اسلامى رشد و پرورش يافته و همه هستى و جانش را در راه اسلام فدا كرده است.

سراسر زندگى او مبارزه و جهاد است، و در اين راه او چنان به پيش رفت كه گوئى در گهواره مبارزه بزرگ شده بود. او با ديدن انحرافات و لغزشها، در عين همسردارى و فرزنددارى از خانه بدر آمد و همه چون فريادى از تاريخ بر سر ستمكاران شد. در مسير مبارزه از كسانى است كه عليه دستگاه حكومت ايستاده و تا پايان عمر جاى خود را خالى نكرد. روشن بين بود و زحمتكش، رزمنده بود و بردبار كه در راه هدف مقدس اسلامى خود تا پاى جان به پيش رفت.

او پس از پدر مبارزاتى عظيم را عليه كسانى كه در پى منحرف كردن مسير او بودند آغاز كرد، و به هدايت و ارشاد و احتجاج پرداخت و سرانجام كه از آن راه طرفى نيست خود را آماده مبارزه اى عظيم به دو صورت مثبت و منفى نمود، مبارزه اى كه در تاريخ حيات زنان بى سابقه بود و در عالم مردان را اين چنين طراحى ديده نشده بود.

هدف و مراحل مبارزه

او مبارزه اى هدفدار داشت و بر اساس آنچه كه از زندگى و مشى او در رابطه با مردم محروم و مستمند داريم ما را شكى نيست كه هدف او در اين راه مال و ثروت و مقام نبود، به تعبير يكى از بزرگان او راه مبارزه را به كمانى بسته بود كه دو سر آن اسلام و ايمان بود و در راستاى آن تصميم داشت حق اسلام و حق مردم را صيانت كند.

فاطمه عليهاالسلام در مبارزات خود اين هدف را تعقيب مى كرد كه دشمنان دوست نما معرفى شوند، ميزان ناآشنائى دستگاه حاكمه به اسلام روشن گردد و مردم حركات و تلاشهاى آنان را اسلامى شناسند و آبروى دين را نبرند، او مى خواست بدعت گزاران را سر جاى خود بنشاند و يا لااقل آنها را رسوا و اسرارشان را فاش سازد. مى خواست چهره حقيقت را آشكار كند، قوانين و آيات را از خطر دستبرد و تحريف دور دارد. و هم با كار و تلاش خود درسى به آيندگان دهد و راه و رسم ستيزه و پيكار با تبهكاران را به ديگران بياموزد.

او در طريق وصول به هدف مراحلى را پيمود كه عبادت بودند از مرحله استدلال و احتجاج، مرحله استيضاح و به محاكمه كشيدن مرحله افشاگرى از راه خطبه خواندن ها، مرحله به كمك طلبيدن و سرانجام مرحله پذيرش مظلوميت (نه منظلم واقع شدن) آرى فاطمه عليهاالسلام مظلوم است بدين معنى كه تلاش خود را انجام مى دهد ولى به بن بست مى رسد، مجاهده و تلاش مى كند ولى به نتيجه نمى رسد.

رمز سماجت ها

مى دانيم فاطمه عليهاالسلام در كار مبارزه هم تند و سريع عمل مى كرد و هم در آن اصرار و سماجت به خرج مى داد اين امر بدان خاطر است كه او سكوت و آرامش را مساوى با پايمال كردن حق اسلام مى دانست، اصل سقيفه را در تصميم گيرى و سرهم آوردن قضايا عجول و با شتاب مى ديد و حاصل نهال كارى آن را رشد درختان جهنمى كه ميوه هائى تلخ و كشنده دارند مى يافت.

او مى ديد كه سير موجود آنها بازگشت به سيرت جاهلى است و عاقبت بدى را براى جامعه پديد مى آورد. او خصم را بى باك مى دانست و آنان را چنان ارزيابى كرد كه گوئى براى وصول به مقصد خود از هيچ عملى فروگذار نمى كنند. و مهم اينكه كارى را كه آنها امروز انجام مى دهند اسوه خلفاى بعدى مى شود و اين رشته سر دراز خواهد داشت.

بدين سان او به مثل آتش گرفته اى از جاى جست و با گامى آهنين به پيش رفت. تصميم گرفت براى اجراى احكام واقعى اسلام باب جهادى را بگشايد كه عظيم بود و اسلام و مسلمين را از سقوط و بدبختى نجات دهد. او به دادخواهى و دادستانى پرداخت و حق يك زن مسلمان را به وجه كامل انجام داد. اصولاً سخنان او از وضع درون او حكايت مى كرد (بَيانُ الرّجَلُ يُنْبِى ءُ عَنْ قُوّةِ جِنانِهِ [غررالحكم ص 343).] البته او مى توانست فشار را بيشتر كند و اينكه چنان نكرد بخاطر وحشت از بروز اختلافات داخلى و پراكندگى نيروها و تفرقه امت بود و قرار گرفتن اسلام و مسلمين در مسير ضعف.

خيانت ها به فاطمه

دشمن به فاطمه عليهاالسلام خيانت كرد، بى حساب حق او را از دستش گرفت. چه اشكالى داشت كه حتى اگر فدك از آن فاطمه عليهاالسلام هم نبود به فاطمه عليهاالسلام مى دادند؟ مگر احترام فاطمه عليهاالسلام كمتر از احترام خواهرش زينب بود؟ شما مى دانيد شوهر زينب در جنگ بدر اسير شده و براى نجات نيازمند به فديه بود. و همسرش گردنبندى را كه از خديجه همسر پيامبر داشت براى بهاى آزادى او نزد پدر فرستاد، پيامبر به ياد خديجه متأثر شد. به مردم فرمود اگر صلاح مى دانيد اسير زينب را رها كنيد و فديه او را برگردانيد و من از شما متشكر مى شوم و مردم چنين كردند. آيا شأن مقدر فاطمه عليهاالسلام، تنها دختر پيامبر، كه دلى از مرگ پدر شكسته داشت به اين ميزان نبود كه فدك را به او ببخشند؟ اگر از مسلمين و حتى از مجاهدان و با فقرا در آنباره راهى مى خواستند رأى منفى مى شد؟ البته اينكه فدك را از او گرفتند بخاطر اهميت سياسى آن بود. و مى خواستند او را به ورشكستگى اقتصادى بكشانند و مردم را از دور و بر او پراكنده سازند. و اينكه پس از اخذ آن را به فاطمه عليهاالسلام برنگرداندند بدان خاطر بود كه ترس از اين داشتند فاطمه عليهاالسلام روز بعد خلافت شوهر را ادعا كند. [ابن ابى الحديد ج 16 ص 284.] و البته اين نكته را هم متذكر شويم كه رسول خدا اموال اختصاصى متعدد ديگرى هم داشت مثل ظرفها، شمشير، زره، اسب و استر، حيوانات شيرده، خانه، اطاق مسكونى و باقيمانده خمس خيبر سهم ذوى القربى كه فاطمه عليهاالسلام آنها را هم طلب داشت [ابن ابى الحديد ج 16 ص 217 و 231.]

دوگونه مبارزات

فاطمه عليهاالسلام را مبارزاتى به صور متعدد بود كه هر كدام در جائى بكار رفتند و ما جلوه هاى عالى اين مبارزات را در سه ماه آخر ح