ات پيامبر مى بينيم كه به دو صورت عمده زير قابل بررسى مى باشد.

1- مبارزه فعّال:

كه اين مبارزات بصورت بحث ها، احتجاجات، اعتراض ها، اعلام ناخشنودى، سرزنش و توبيخ سنّت شكنان، خطبه خوانى ، افشاگرى، دعوت به محاكمه و استيضاح، هشدار دادن به مردم و ترسيم عاقبت ناميمون سكوت مردم و تذكرات توأم با اخطار به مردم كه غصب خلافت جنايت بزرگى است و منتظر مولود شوم آن باشيد و عنقريب از اين پستان خون تازه مى نوشيد... و يا بصورت محاجه كه نمونه اى از آن را ذكر مى كنيم.

روزى فاطمه عليهاالسلام به ابوبكر گفت: مَنْ يَرِثُكَ اِذا مِتَّ؟ قالَ وَلَدىَ وَ اَهْلى

- اگر تو بميرى چه كسى ميراث ترا خواهد برد گفت فرزندم و خانواده ام. آنگاه فرمود پس ترا چه مى شود كه ارث پدر را از من سلب كردى؟ ابوبكر همان سخن خلاف قرآنش را تكرار كرد كه پدرت طلا و نقره اى به ارث نگذارد جز سهميه خيبر و فدك، و از او شنيدم كه آن مسلمين است [ص 44 فتوح البلدان.] و براى فاطمه عليهاالسلام طبيعى بود كه به اين سخن بى سند قانع نشود.

در مبارزات فعال فاطمه عليهاالسلام گاهى امر به درگيرى تن به تن كشيده مى شد. مثلاً در حمله به خانه على عليه السلام براى بردنش جهت بيعت، از يكسو على عليه السلام را خصم مى كشيد و از سوى ديگر فاطمه عليهاالسلام و اين كار چندان مقاومت آميز بود كه ناچار شدند با ضربه غلاف شمشير دست او را از دامن على عليه السلام كوتاه كنند.

2- مبارزه منفى:

و آن هم خود صورتهاى متعددى داشت. از جمله به صورت بى اعتنائى به دستگاه حكومت، عدم تأييد آنها، استفاده از حربه مظلوميت، وصيت درباره قبر و دفنش، نفرين به ابوبكر، راه ندادن ابوبكر و عمر به خانه خود، عدم سخنگوئى با آنان و... و لازم نيست مبارزات همه گاه خشن باشد زمانى هم ممكن است به همين صورتها باشد كه ذكر شد.

در آن هنگام كه فاطمه عليهاالسلام در انواع گوناگون مبارزه توفيق نيافت به ابوبكر گفت: وَاللَّه لَادُعونَّ اللَّه عَلَيكَ فى كُلِّ صَلوةِ اُصَلّيها [ص 13 ج 1. الامامه والسيامه.] بخدا قسم پس از هر نمازى كه مى خوانم ترا نفرين مى كنم. و يا وصيت فاطمه عليهاالسلام كه مرا شب غسل و كفن كن مگر كم مسأله اى بود. مخفى داشتن قبر خود نوعى مبارزه است، عدم اجازه به خليفه مسلمين كه بر او نماز بخواند خود يك مبارزه است، عدم اجازه تشييع شيخين از جنازه او مبارزه اى ديگر با وصيت هائى كه از فاطمه عليهاالسلام در دست است چه بسيارند ابهام ها كه از اذهان بيرون رفتند و با سفارش او كه مرا شب غسل بده چه افشاگرى عظيمى صورت گرفت و سفارش او كه مگذار آنها بر جنازه ام نماز بخوانند چه نارضائى هائى را كه در اين قالب عرضه داشت.

تداوم مبارزه

مبارزات فاطمه عليهاالسلام براى يك روز و دو روز، يك ساعت و دو ساعت نبود. او آن را تا روزى كه زنده بود ادامه داد. و حتى براى پس از مرگ هم باب آن را گشوده داشت و آخرين تير تركش او دفن جنازه اش بود كه آن را هم به سوى خصم رها كرد و كل عملكردشان را به زير سؤال برد.

در همان روزى كه از دشمن ضربه خورد و در خانه اش افتاد و بى هوش گشت ساعتى بعد بهوش آمد و نخستين سؤالى را كه مطرح كرد اين بود كه على عليه السلام را چه كردند؟ حسنين را به دنبال پدر فرستاد و آنها خبر آوردند كه در مسجد و تحت فشار براى بيعت است.

با همان حال زار و نزار و دردمند به مسجد رفت و فرياد كشيد دست از شوهرم على عليه السلام برداريد من ستم به او را نمى توانم تحمل كنم. بخدا قسم اگر رهايش نكنيد به مزار پيامبر روم، گيسو پريشان كنم و همه تان را نفرين نمايم. و آن روز هم كه به عيادت او آمده اند به صراحت اعلام ناخشنودى كرد. [ص 171 بحار ج 43.]

حاصل مبارزه

ما در فصل پيشين بسيارى از گفتنى ها را در مسأله احقاق حق فاطمه عليهاالسلام گفتيم و در اينجا اصل را بر رعايت اختصار مى گذاريم و به صورت گذرا متذكر مى شويم كه حاصل مبارزه پايه گذارى و تحكيم روح مقاومت در امت بود و مردم را واداشت كه در طريق عدالتخواهى حركتى رو به پيش داشته باشند اگر بخواهيم براى كار و تلاش فاطمه عليهاالسلام ليستى تهيه كنيم خواهيم گفت كه حاصل آن بسيار عظيم و پردامنه بود از جمله:

- پايه گذارى تفكر صحيح در جامعه، پيروز ساختن حق و علنى كردن آن بگونه اى كه همگان از سياه و سفيد از آن سر درآوردند، رسوا كردن غاصبان، اعلان مظلوميت خاندان پيامبر، اثبات عدم لياقت آنها كه مدعى خلافت و جانشينى پيامبر بودند، پاشيدن بذر نهضتى را كه بعدها بارور شد و گشودن دفترى كه تا روز قيامت هم چنان مفتوح دست و نشان قدرناشناسى بازماندگان رسول صلى اللَّه عليه و آله است.

آرى آنها به خلافت دست يافتند و ظاهراً به هدف خود رسيدند ولى خلافت استخوان گلوگيرى براى آنها شد و آنان توان بلع و هضم آن را نداشتند. اين سخن بارها از آنان شنيده شد كه اگر على عليه السلام نبود... هلاك مى شدند. و يا بگفته عبدالفتاح عبدالمقصود: ضربه سخنان فاطمه عليهاالسلام در بستر مرگ به ابوبكر از ضربه شمشير سختتر بود، گوئى زمين از زير پاى اين دو تن كشيده شده و مانند سنگ آسيا بگردش درآمد و از ضربه آن سرگيجه گرفته و خانه فاطمه عليهاالسلام را ترك گفتند. [ص 333 الامام على ج 1.] عليهاالسلام و يا بگفته ى بخارى، وَماتَتْ فاطمُه وَ كانتِ ساخِطةً عَلِيْها [حديث نبوى.] فاطمه عليهاالسلام از دنيا رفت در حالى كه از هر دوى آنها (ابوبكر و عمر) خشمگين بود... و اين مسأله اى است كه در تاريخ ثبت شده و براى هميشه در خور مراجعه است.

صدمات وارده

فاطمه عليهاالسلام بر اثر اين مبارزه صدمه خورد، از نظر روانى به علت مرگ پدر متألم بود و ناسپاسى اصحاب و بازماندگان اين تألم را شديدتر كرد. او در اثبات مقاصدش تا آنجا به پيش رفت كه حتى جان خود را به خطر انداخت. فرزند خود را كه در رحم بود از دست داد، به دشوارى زندگى افتاد و حتى كار بجائى رسيد كه نفس كشيدن او با درد همراه بود.

او در راه خدا جان باخت و از اين ديد شهيده است بويژه با توجه به اين حديث كه اكثر شهداء اَمّتى فِى الفَراشِ [حديث نبوى] بيشتر شهيدان امت من در بستر مى ميرند و ديگر فداكارى از اين بيشتر چگونه ميسر مى شود؟ او زاده اسلام بود و براى اسلام هستى خود را فدا كرد.

الا اى فاطمه عليهاالسلام، اى نور ديده پيامبر، دشمن مى خواست با ضربه زدنت ترا درهم شكند و عطر حقيقت ترا پنهان سازد تو قيام كردى تا عزت امامت را تثبيت كنى

- تو تازيانه خوردى تا آبروى على عليه السلام را حفظ كنى، تو به صدمه ها تن دادى تا غرور فرعونى را درهم شكنى. سلام بر تو و بر پيكر آسيب ديده ات و سلام بر محسن سقط شده ات.

مظلوميّت و وفات

اين بخش را در سه قسمت طرح مى كنيم: قسمتى از آن در معرفى جو زمان فاطمه عليهاالسلام است و در آن سعى داريم از جو فرهنگى زمان او شامل افكار، تعصب، تصوراتى كه درباره زنان مطرح بوده، از شرايط اقتصادى، جو اجتماعى، شرايط سياسى و وضع و موقعيت و موضع او در اين شرايط مباحثى را مورد بررسى قرار مى دهيم.

فصل دوم آن در مورد مظلو