خيز و به خانه رو، فرزندانم از خواب بيدار شدند و بهانه مادر مى گيرند... سلام بر پيكر نحيف تو اى فاطمه عليهاالسلام، سلام بر بدن كبود و تازيانه خورده ات. سلام بر جنازه ات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است.

ما و فاطمه

اين بخش با رعايت اختصار و در دو فصل مطرح مى كنيم: فصلى درباره محبوبيت فاطمه عليهاالسلام و فصلى ديگر در مورد درس ها از فاطمه عليهاالسلام از فصل اول پس از ذكر مقدمه اى از نوع شناخت هايى كه به صورت ناصواب درباره فاطمه عليهاالسلام مطرح است ياد كرده و نياز زنان ما را با توجه به بمباران تبليغاتى روز خصم عليه جامعه و نظام ما بيان كرده و گناه جوامع اسلامى را در عدم معرفى درست از فاطمه عليهاالسلام و نويسندگان و گويندگان و سرانجام اقدامات و كوشش لازم را در اين قسمت عرضه خواهيم كرد.

فصل دوم ما در مورد درس هائى است كه درباره فاطمه عليهاالسلام مطرح بوده و بهترين درس عملى را در اين قسمت عرضه خواهيم كرد و هم متذكر مى شويم كه حيات فاطمه عليهاالسلام درس آموز است و از آن بايد درسى تاريخى و عبرت آموز داشت. و نيز بيان خواهيم كرد كه وجود فاطمه عليهاالسلام محور درسها در همه زمينه هاست و مرزهاى درس آموزى از فاطمه عليهاالسلام را در جنبه هاى مختلف حيات فردى و جمعيش بيان خواهيم كرد. نام کتاب : زندگانى حضرت زهرا (عليهاالسلام ) جلد سوم
ترجمه و تحقيق از جلد ۴۳ بحارالانوار

نویسنده : علامه محمد باقر مجلسى

مترجم و محقق: محمد روحانى زمان آبادى

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنمحجوبيت فاطمه

مقدمه

باور ما اين است كه در عرصه جهان چهره فاطمه عليهاالسلام محجوب است، نه تنها در جوامع منهاى اسلام، بلكه در جامعه اسلامى، واى واى كه چه مى گويم، حتى در جامعه شيعى ما، بيش از چهارده قرن از تاريخ حيات و ممات فاطمه عليهاالسلام مى گذرد، با اين همه آثار و نوشته ها در شأن و موقعيت او به اين همه بحث و سخنرانى و مرثيه سرائى درباره او، هنوز تصويرى درست از چهره حيات فاطمه عليهاالسلام در اذهان وجود ندارد. آنچه كه دوستدارانش در اذهان دارند شبح هائى نامفهوم و مبهم از فاطمه عليهاالسلام است و نه چيزى بيشتر.

او حتى در ميان طرفدارانش نيز غريب و ناشناخته است بگفته محقق، چهره اى است كه در پشت مدح و ثنا و گريه دوستان محجوب مانده و فرصتى نيافته اند كه از حركات و سكنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحثها اغلب در مورد مصيبت هاى وارده بر فاطمه عليهاالسلام دور مى زند، و كمتر از حقايق و جهات زندگى او.

نوع شناخت ها از فاطمه

- دوستدارانش او را زنى مظلومه و معصومه مى شناسند، كه البته فاطمه عليهاالسلام چنين بود.

- از گريه هاى ممتد و طولانى او پس از مرگ پدرش خبر دارند كه البته او را گريه اى بسيار بود.

- و از ناشناخته بودن قبر او سخن دارند كه البته قبرش هنوز شناخته شده و معلوم نيست. و لى از اين نكته غافلند آنچه را كه بيشتر سازنده شناخت رمز و راز مظلومه و مغضوبه بودن است، شناخت علل گريه هاى ممتد و طولانى اوست و دريافت راز مخفى بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه عليهاالسلام، از حق طلبى هاى او از مشى سياسى و اقتصادى او، از حيات احساسى و تعقلى او، از مقام معاونت او در رابطه با على عليه السلام، از شيوه كيفيت تربيت فرزندش، از خانه دارى او، از همت و پشتكار او، از بى ترسى و بى واهمگى او، از فرياد اعتراضش عليه ستمگرى ها، تجاوزها و ناحقى ها، از تلاش او در هدايت زنان و... كمتر سخن به ميان مى آيد در حالى كه زمان ما به آگاهى از اين مسائلى بيشتر نياز دارند تا به مسائل ديگر.

نياز زنان ما

زنان ما نياز دارند دريابند چگونه بايد پيوندى بين عبادت و لذت ايجاد كرد، و چگونه در عين حضور اجتماعى بايد به پوشش و عفاف خود عنايت داشت و چگونه مى توان در جوّ زمانى نامناسب هدف و هويت خود را فراموش نكرد. بحثها بايد در اين حدود دور زند.

جامعه زنان ما بايد دريابند كه ارزش تلاش مبارزاتى فاطمه عليهاالسلام كمتر از ارزش صلح حسن عليه السلام و كم بهاتر از قيام حسين عليه السلام نيست و اگر تصويرى در اذهان خلاف چنين باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمه شناسى ضعيفيم و هنوز ما را توان ارزيابى و تحليل و مقايسه و بررسى ريشه ها و عوامل پديد آورنده يك نهضت و حركت نيست.

ما و بمباران تبليغاتى

در عين وجود نارسائى هائى اين چنين، و با مواجهه با مشكلات و دشواريهائى كه ما را در رساندن پيام فاطمه عليهاالسلام و مكتب او در عرصه ملى و بين المللى است، ما با سد راهها و حايل سازيهاى متعددى مواجهيم كه از جمله آنها بمباران تبليغاتى دشمنان اسلام است، تبلغاتى كه خصم درباره آن از سالهاى سال قبل، بويژه پس از جنگهاى صليبى درباره آن حساب شده برنامه ريزى كرده است.

برنامه ريزى ها به گونه اى بوده است كه در آن حذف نام فاطمه عليهاالسلام از صحنه هاى علم و عمل مطرح و مورد نظر بوده است. در دانشكده هاى معارف و الهيات جهان و در محافلى كه از خدمت ناچيز زن در عرصه جهان ياد مى شود از فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر اسم و خبرى نيست و اگر هم باشد بگونه اى مبهم و مسخ شده است.

ما امروز با دنيائى مواجهيم كه از جرقه زنان عربى نورافكن هايى ساخته اند و از زنى بنام ژاندارك بتى پديد آورده اند و كوشيدند با حماسه سازى ها و شورآفرينى ها، نام و ياد آن را زنده داشته و محبت آنها را در دل ها بيفكنند

- در قبال چنين وضعى در دنياى اسلام چه خبر است؟ از فاطمه عليهاالسلام چه سخنى در ميان است؟ از زينب و كلثوم و سكينه چه حرف و بحث مطلبى؟

گناه جوامع اسلامى

در اين گناه نارسائى جوامع اسلامى تا چه حد شركت دارند؟ سهم آنها در اين كوتاهى و نارسائى به چه ميزان است؟ آيا دستگاه تبليغاتى و وسايل ارتباط جمعى آنها را در اين جنبه گناهى نيست؟ آيا آنها به وظيفه اسلامى خود در اين زمينه عمل كرده اند؟ كوتاهى هاى آنان در اين زمينه بگونه اى است كه گوئى آنان دستگاه ارتباط جمعى و وسايل راديو تلويزيون خود با شرط همگامى با شيوه غرب از آنان خريدارى كرده اند. و شايد به همين نظر است كه در آنان جرأتى و همتى براى معرفى زنان نمونه به چشم نمى خورد و يا بايد گفت افكار مسئولان و گروندگان آنها در حدى نيست كه براى چنين اقداماتى ارزش قائل باشند و يا در سطحى نيستند كه از حيات فاطمه عليهاالسلام و ابعاد زندگى او سر درآورده باشند.

سيده زنان بودن فاطمه عليهاالسلام و جنبه الگوئى او مورد قبول همه فرق مسلمين است، تنها مورد بحث شيعيان نيست، حال بايد پرسيد با چنين زمينه و اعتقادى درباره معرفى فاطمه عليهاالسلام چه كرده اند؟ چه بررسى و تحليلى؟ چه ارائه تصويرى از او؟ و كدام شيوه براى جا انداختن او به عنوان يك الگو و مدل؟ در دنيائى كه غرب مى كوشد هنرپيشه اى معروف الحال را مدل و الگو معرفى كند و با سخن گفتن از وقار و حياء زيبائى راه و مشيش دلها را واله و حيران او بسازد از فاطمه عليهاالسلام چه خبر؟ براى استقرار م