ا تأثر و اندوه فرموده بود اين همان ركن دومى بود كه از دست رفت (هذا رُكْن الآخَر) و چنانچه در فاطمه عليهاالسلام پيامبر فرموده بود هذا اَحَدُ الرُّكْنَيْنِ [ذخائرالعقبى ص 56] و آدمى براى استوارى نيايش ناگزير به ستون و ركنى دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگين تر استحكام بنا و اعتماد ما بدان بيشتر و زيادتر است و اين خود نيز اسوه آموزى و الگوپذيرى است كه آيات قرآن و روايات ما را بدان توصيه مى كنند.

درس آموزى از فاطمه

براى فاطمه عليهاالسلام رمز و رازى الهى و مقصدى لاهوتى

- معرفى كرده اند و در خور اسوه بودن براى بشريت. اسناد و روايت ما نشان مى دهند او ولى خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قيود بشر ساخته، داراى تقوائى بى نظير و ادبى كم نظيرتر از دنياى زنان. داراى رقت قلب، ايمان آميخته با اركان وجود، صبر و مقاوت در امور، حلم و متانت در كارها، علو روح، داراى سرعت در ادراك و تعقل جهت دار كه به سوى بى نهايت است، داراى شجاعت گرفته از ايمان، تنها و تنها در جهان بشريت و نمونه عالى حب خدا و اسوه در پرستش و نيايش، شرافت و جدال و برگزيده خدا و... و بدين سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگى او خود يك راه است و راه اسلام، مسلمانى و راه فطرت با درس آموزى از فاطمه عليهاالسلام است كه مى توانيم دريابيم راه خدا چيست؟ راه ايمان و تقوا كدام است؟ راه حق طلبى، و مبارزه و تلاش در راه هدف الهى كدام است.

فاطمه عليهاالسلام به زنان ما درس مى دهد درس زندگى، درس جهاد و مبارزه درس مرزدارى ايدئولوژى و درس حضور اجتماعى در عين رعايت موازين شرعى و او آموزگار مسلم راهى است كه بشريت از ابتداى پيدايش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طى طريق در آن مسير بوده است.

فاطمه تاريخ و عبرت آموزى

ما در مطالعه حيات فاطمه عليهاالسلام درسهائى مى آموزيم كه از يك سو درس عبرتند و از سوى ديگر در خور ثبت در تاريخ براى راه آموزى ما و در ضمن اين مطالعه با كسانى آشنا شديم كه براى دستيابى به رقبت و مقامى ظاهر همه بزرگى و جلال و شكوه فاطمه عليهاالسلام را ناديده گرفته و خواستند از اين راه به نوائى برسند ولى خدا آن را براى هميشه شان پذيرا نشد.

شكوه فاطمه عليهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانى به دريوزگى درآمدند و به خاطر مقامى با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگى خود، و حتى شرافت خويش را فروختند و مجرى فرمان خائنانه اى شدند كه در سايه آن فاطمه عليهاالسلام مجروح و زخمين به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنيا رفت. و لى امروز نه آن دونان حضور دارند و نه فاطمه عليهاالسلام هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتى از اين بالاتر كه مى بينيم ظالمان با خريد آن همه ننگ ها طرفى نبستند و ظلم و تجاوز و غصبشان براى آنها آبروئى نساخت و راه و روش شرم انگيزشان راهى و وسيله اى براى سعادتشان فراهم نكرد.

آنان كه در آن روز جز بخود و پست خود نمى انديشيدند اينك در كجايند و فاطمه عليهاالسلام در كجاست؟ آنها كه در زير پوششهاى تبليغاتى خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آيا به هدف خود رسيدند؟ آيا آنها عزت دارند يا فاطمه عليهاالسلام؟ ديديد كه اشك مظلوم چه ها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ريشه آنها را بريد؟ فاطمه عليهاالسلام جان داد ولى آبرومندانه، زندگى كرد ولى مدبرانه، مبارزه كرد ولى انديشمندانه

- تسليم نشد حتى در بستر مرگ، رأى خود را عوض نكرد حتى به بهاى جان، دست از دفاع از مقام ولايت على عليه السلام برنداشت حتى به بهاى سقط فرزندان، و از دامن على عليه السلام دست نكشيد مگر به ضرب تازيانه، و تازه آنگاه كه بى هوش شد. و اينها همه درس است براى آنكس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه عليهاالسلام را در دل دارد.

فاطمه محور درس ها

او محور درسهاست و در حيات شخصى، در عبادت و نيايش در كار و تلاش و كدح، در احساس تعهد در انجام مسؤوليت، در تكليف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفدارى و در برنامه ريزى، در اعمال روش معين در امور، در نظارت اجتماعى، در امر معروف نهى از منكر و در مبارزه و حق طلبى.

او با عمل درس داد، درس تولا و تبرا، درس همرزمى با همسر در تعقيب هدف مشترك درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظيفه هدايت براى زنان، درس كمك كارى براى مردم، درس زير بازو گيرى، درس بيان حق، درس از خودگذشتگى و ايثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچم افرازى و گاهى پرچم ساختن مظلوميت حتى جنازه و قبر خود براى هشيار كردن

- او دخترى براى پدر است و در احترام پدر، رعايت حال او، دفاع از او مهرورزى به پدر، رعايت شئون ا و

- او همسرى است براى شوهر همشأن او، كفو او، دوستى با شوهر، همرزمى با او، همگامى با ا و

- او مادرى است براى فرزندان، مادرى متعهد، درس آموز، مهربان صميم و همراه، القاءكننده ايمان و اخلاق

- او عضوى است براى جامعه، خود اهل احسان و خير، اهل هدايت و ارشاد تمام كننده حجت.

- و او الگوى مكتب محمد صلى اللَّه عليه و آله است.

مرزهاى درس آموزى

براى آنكه طالب راه فاطمه عليهاالسلام و در مسير سعادت آموزى است مرزهاى مطالعه و تحقيق در حياتش از اين ديدها و جنبه ها مى توانند مفيد باشند

1- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسى، خودسازى، پرورش ابعاد وجودى، حيات شخصى، رشد خود و...

2- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با خداى خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسليم، استمداد، توكل، هدف و خشيت از خدا، اميدواريها...

3- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با انسانها: پدر، مادر، اعضاى خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و...

4- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با جهان: دنيا ارزش آن، تلقى از آن، وظيفه اش در جهان، موضعگيرى ها، نگرش ها...

5- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با پديده هاى اين جهان: از نعمت ها، آب و خاك، حيوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پديده هاى مرئى و نامرئى...

6- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با واقعيت هاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، فقر و غنا و ديگر جنبه هائى كه از آن مى زايند. و در سايه اين مطالعه و تحقيق راه ها روشن مى شوند. و آنگاه عزم و اراده اى نيرومند لازم است تا حيات خود را بر پايه اين شناخت ها استوار سازد. قدم در جاى قدم او بگذارد خوشبختى و بدبختى را بر اساس اين چارچوب ها تنظيم نمايد.

سنديت فاطمه

فاطمه عليهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامى در برابر غير آن است. او سندى است براى معرفى زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونه اى از يك همسر ايده آل، مادر ارزنده و عضوى براى جامعه، هادى زنان، الگوى نيايش، اسوه پوشش... و هم او سند مظلوميت است، سند حق طلبى است كه كبودى بدنش خط روشنى بر سيه روزى خصم است و ورم بازويش نشانه بدستيزى دشمن براى كوتاه كردن دست او از دامن حق و اين خود يك سند است. اثر ضربه هاى تازيانه بر بدن خطوط كبود