شند. ديگر اينكه گذشتن از اعضاى خانواده چون فرزند و برادر در راه خدا براى ايشان هيچ مزيتى نمى‏باشد. زيرا از چيزى گذشته‏اند كه هيچ علاقه‏اى به آن ندارند.

اگر بپذيريم كه پيامبران نسبت‏به فرزندان خويش عاطفه پدرى نداشته‏اندبايد تمام تمجيدى كه از حضرت ابراهيم(ع) به خاطر ذبح فرزندش مى‏شود لغو و بى‏حساب باشد.

بنابراين، اولياء الهى نه تنها داراى عاطفه و مهر بوده‏اند بلكه عاليترين درجات آن را در وجود خويش داشته‏اند.

آنچه در اين زمينه اولياء خدا را از ساير مردم ممتاز مى‏سازد آن است كه عاطفه خويش را محور انتخاب قرار نمى‏دهند. ايشان در مقام بندگى مى‏توانند شديدترين درجه عاطفه را ناديده انگاشته، فرزندى دلبند يا برادرى عزيز را در راه خدا تقديم كنند. آنچنان كه حضرت ابراهيم(ع) بر آن مى‏شود كه با دست‏خود فرزندش را سر ببرد و حضرت سيدالشهداء در كمتر از يك روز همه عزيزان خود را در پاى معبود قربان مى‏كند. آنان مى‏توانند كسى از اعضاى خانواده خويش را از خود برانند و از وجود او چشم پوشند، مانند حضرت نوح(ع) كه از فرزند ناشايست‏خويش چشم پوشيد.

از طرف ديگر اگر فرزندى آنچنان كه شايسته مقام بندگى است‏خود را با معيارهاى الهى تطبيق دهد عاطفه پدرى به مهر الهى آميخته مى‏شود و اسطوره مى‏آفريند. گريه‏هاى يعقوب پيامبر در طول ساليان متمادى و تا سر حد كورى تنها برگرفته از عاطفه پدرى براى از دست دادن فرزند نبود بلكه چون وى پسرى را از دست داده بود كه تا افق وجود پدر بالا آمده و شانه به شانه او مسير تكامل انسانى را طى كرده بود. يعقوب يوسف را مى‏طلبيد چون تنها يوسف او را مى‏فهميد و بوى آشنا را از وى استشمام مى‏كرد. همان بويى كه چون از پيراهن يوسف متصاعد شد از دروازه مصر كلبه احزان پدر را در كنعان معطر كرد.

با توجه به اين مقدمه به ذكر پاره‏اى از اظهار علاقه‏هاى وجود مقدس نبوى نسبت‏به دخت گرانقدرش مى‏پردازيم.

1- كوتاهترين زمان دورى

پيامبر عظيم‏الشان اسلام هنگامى كه آهنگ سفر داشت‏با فاطمه(س) بعد از همه وداع مى‏كرد و هنگام مراجعت، با او قبل از همه ملاقات مى‏كرد. (22)

2- بوسه و احترام

عايشه روايت مى‏كند: هنگامى كه فاطمه(س) داخل مى‏شد پدرش بر مى‏خاست، او را مى‏بوسيد و در جاى خود مى‏نشاند.

همچنين او مى‏گويد: روزى پيامبر گلوى فاطمه را بوسيد، عرض كردم: اى رسول خدا، كارى كرديد كه پيشتر انجام نمى‏داديد!

حضرت فرمود: اى عايشه، وقتى مشتاق بهشت مى‏شوم گلوى فاطمه را مى‏بوسم. (23)

3- سلام پياپى

تا مدتها پس از نزول آيه تطهير هنگامى كه پيامبر(ص) براى نمازهاى پنجگانه از منزل خارج مى‏شد نخست‏به در خانه فاطمه(س) مى‏رفت، دستانش را به دو طرف در مى‏گرفت و با صداى بلند مى‏فرمود: سلام بر شما، اى اهل بيت! (24)

4- دلسوزى بر فاطمه(س)
در روايات زيادى وارد شده كه آن حضرت با مشاهده سختى حال دختر عزيزش به شدت مى‏گريست.

آرى، پيامبر مكرم اسلام(ص) عميق‏ترين احساسات پدرانه خويش را نثار فاطمه(س) مى‏نمود و اين برخوردها ناشى از احساسات و عواطف محض نبوده است وگرنه مى‏بايست‏با دختران ديگر خويش هم به همين شيوه برخورد مى‏كرد. از همين‏رو درمى‏يابيم كه اين شدت علاقه ناشى از اوج كمال فاطمه(س) و محبوبيت او نزد خداست.

در حقيقت پيامبر(ص) در اين همه اظهار علاقه از خداوند متعال متابعت مى‏كرده است. گويى پيامبر(ص) وظيفه دارد موضع قرآن را در اين زمينه تفسير كند و مردم زمان خويش را به اين موضع‏گيرى آشنا نمايد.

 
موضع قرآن نسبت‏به فاطمه(س) و خانواده او

آيات زيادى چون آيه تطهير، مباهله، هل اتى و قربى در شان صديقه كبرى عليها السلام و خانواده‏اش نازل شده و مفسران تمام مذاهب اسلامى به آن اذعان دارند ما از همه به توضيح مختصرى از آيه مودت اكتفا مى‏كنيم.

قرآن كريم مى‏فرمايد:

«قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى‏» (25)

«اى رسول گرامى! به مردم بگو من در مقابل رسالت‏خويش از شما مزدى نخواهم جز آنكه به خويشاوندان من مودت ورزيد.»

مودت عبارت از محبت‏شديد و علاقه‏اى است كه قلب انسان را فرا گرفته باشد. به عبارت ديگر مودت مرز بين دوست داشتن و عشق ورزيدن است. در اين آيه شريف مودت اهل بيت‏به عنوان مزد رسالت پيامبر اسلام تعيين شده و مفاد آيه اين است كه اگر كسى به خاندان پيامبر كه مورد نظر اين آيه هستند، مودت نورزد نسبت‏به نبى مكرم اسلام جفا روا داشته و حق او را ادا نكرده است.

زمخشرى در كشاف روايت كرده است: وقتى اين آيه نازل شد گفتند: اى رسول خدا، خويشان تو كه مودتشان بر ما واجب شده كيانند؟

آن حضرت فرمود: على، فاطمه و دو پسر ايشان. (26)

در آيه ديگرى مى‏فرمايد: «ما سئلتكم من اجر فهو لكم‏» (27)

«من هر مزدى از شما بخواهم براى خود شماست.»

از اين آيه كريمه به دست مى‏آيد كه از مودت خويشان رسول اكرم(ص) كه در آيه قبل به عنوان مزد رسالت آن حضرت واجب شده نفعى عايد پيامبر(ص) نمى‏شود.

بعلاوه رسالت و نبوت چيزى نيست كه انسان بتواند مزدى شايسته و لايق براى آن تقديم كند. و به همين علت قرآن كريم از پيامبران نقل مى‏كند كه همگى به پيروان خويش مى‏فرمودند: ما مزدى از شما نمى‏خواهيم. پاداش ما فقط با خداست. (28)

چگونه نفع مودت عايد خود ما مى‏شود؟

در آيه‏اى ديگر به بيان اين چگونگى پرداخته، مى‏فرمايد:

«قل لا اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الى ربه سبيلا» (29)

«بگو من مزد از كسى نمى‏خواهم مگر (همين كه) كسانى بخواهند راهى به سوى پروردگار خويش بيابند.»

در واقع مودت اهل بيت كه همان مزد رسالت است راه عبوديت‏خداست. ايشان محور توحيد، و خانه‏هايشان مدارس تربيت‏بندگانى است كه مشتاق عمل به دين خالص پيامبرند. زمخشرى در كشاف مى‏نويسد: اين كلام مانند گفتار كسى است كه از روى دلسوزى تلاش كرده و براى تو مالى به دست آورده است. آنگاه به تو مى‏گويد من از تو هيچ پاداشى نمى‏خواهم جز اينكه در حفظ اين مال بكوشى و آن را از دست ندهى. حال اگر تو آن مال را براى خودت حفظ كردى در حقيقت پاداشى به او نداده‏اى ولى او اين حقيقت را به اسم ثواب و پاداش از تو تقاضا كرده است و به اين ترتيب دو مطلب را به او فهمانده است:

1- اينكه او به هيچ وجه طمع پاداش ندارد. 2- اينكه او نسبت‏به تو بسيار مهربان است و اگر تو مال را براى خودت حفظ كنى او همين را به عنوان پاداش از تو مى‏پذيرد.

آنگاه اضافه مى‏كند: به جان خودم، رسول خدا(ص) نسبت‏به قوم خود و مردمى كه براى هدايتشان مبعوث شد بيش از اين دلسوز و مهربان بود. (30)

پى‏نوشتها:

1- خصائص نسائى، ص 35 و كنزالعمال، ج‏6، ص 220.

2- فضائل الخمسة، ج‏3، ص 5-15.

3- كتاب فضائل الخمسة من الصحاح السته، ج‏3، ص 151 مجموعه‏اى است مشتمل بر فضايل و مناقب نبى مكرم اسلام(ص)، على(ع)، فاطمه(س) و امام حسن و امام حسين كه به همت‏سيد مرتضى حسينى فيروزآبادى (از علماى معاصر شيعه) از كتب معتبر علماى اهل تسنن جمع‏آورى شده است.

4- ذخائر العقبى، ص‏39 و ميزان ال