ه (س )</a><a class="text" href="w:text:1834.txt">نوبت كار</a><a class="text" href="w:text:1835.txt">حق انتخاب</a><a class="text" href="w:text:1836.txt">فضه ما</a><a class="text" href="w:text:1837.txt">دست نياز</a><a class="text" href="w:text:1838.txt">راز اجابت دعا</a><a class="text" href="w:text:1839.txt">مقام نيكان</a><a class="text" href="w:text:1840.txt">راز مقام نيكان</a><a class="text" href="w:text:1841.txt">وعده غذاى بهشتى</a></body></html>مشاركت در خدمت
برخى از نويسندگان سعى دارند، ثابت كنند در آن زمان كه فضه به خانه فاطمه زهرا (س ) راه يافت ، همه فقراى مدينه از جمله اصحاب صفه به تمكن مالى رسيده بودند، بنابراين بخشيدن خادمه به فاطمه زهرا (س ) به معناى ناديده گرفتن حقوق ديگر فقرا نبود. صاحب ((نخبة البيان )) مى نويسد: آنچه كه معروف است ، فاطمه خادمه اى به نام فضه داشته كه پيامبر (ص) آن را به او بخشيده بود و اين بعد از زمانى است كه فرزندان و كارهايش بيشتر از قبل شد و از طرف ديگر پيروزى و غنايم افزونتر گشت . رسول خدا بر آنچه از خيبر و بنى قريظه و نضير و غير آن به دست آمد، مسلط شد به اين ترتيب دنيا به مسلمانان رو كرد و اهل صفه و ضعفاى مدينه از فقر و فلاكت نجات پيدا كردند؛ زيرا رسول خدا از اين اموال به آنها بخشيد و آنان به وسعتى كه خدا عنايت كرده بود، روى آوردند. پيامبر (ص) در اين وقت براى دخترش نيز گشايشى ايجاد كرد...))(19)
ديدگاه حاضر در صدد رفع اين شبهه است كه خاندان عترت در عين نيازمندى اقشار وسيع مردم ، چگونه تقاضاى خادم مى كردند، و با اين توجيه تقاضاى خدمتكار بعد از رفع نيازهاى عمومى خواهد بود؛ اما حقيقت اين است كه هيچ دليلى بر اين ادعا نيافتيم . كه گوياى تمكن مالى عموم مردم از جمله اصحاب صفه آن هم در اين حد فراگير باشد.
در هر صورت به نظر مى رسد با ورود اين بانوى نوبه اى استراحت و راحتى نيز همچون كار و تلاش بين او و فاطمه (س ) تقسيم شد؛ لذا فاطمه (س ) مى فرمود: رسول خدا (ص) به من سفارش كرد، كار خانه يك روز با من و روز ديگر با او (فضه ) باشد.(20)
به اين ترتيب پيامبر به فضه در مقابل خدمت حق حيات ، حق استراحت ، حق عبادت داد. به عبارت ديگر، او نيز انسانى آزاد شد كه هم كار مى كرد و هم ثمره كار خود را مى چيد. لذا اين گونه به خدمت گيرى نه تنها روح رفاه طلبى و برترى جويى نداشت ، بلكه نوعى تعامل و روشى براى يارى رسانى طرفينى بود. روشى كه با اجراى عدالت جلوى هر نوع برترى جويى و استثمار را مى گرفت .
به اين ترتيب به نظر مى رسد، ورود فضه نوبيه به خانه فاطمه زهرا (س ) با عنوان ((مشاركت )) صورت پذيرفت . در تاءييد اين تحليل كافى است به متن حديث امام صادق (ع) توجه كنيم كه مى فرمود:(21) رسول خدا براى فاطمه (س ) خادمه اى استخدام كرد كه نامش فضه نوبيه بود و خدمت را تقسيم كردند.خانه نور
فضه برگزيده رسول خدا از چنين رويدادى بى اندازه خوشحال بود و از اينكه توفيق همكارى و هميارى با دختر پيامبر بزرگ اسلام را يافت ، در پوست خود نمى گنجيد. خوشحالى او آنگاه افزونتر شد كه پيامبر خدا (ص) او را مورد لطف مخصوص خود قرار داد و نام (فضه ) را برايش انتخاب كرد. فضه با خوشحالى و خيالى آسوده ، مسير خانه فاطمه (س ) را در پيش ‍ گرفت . و لحظه اى بعد خود را در آنجا يافت . خانه فاطمه كنار خانه رسول خدا و در مجاورت مسجدالنبى بود و روزنه اى بين آن دو بود كه هرگاه پيامبر (ص ) از خانه خود بيرون مى آيد از طريق اين روزنه از حال دخترش مطلع مى شد. فضه ، خانه اى گلى و محقرى را پيش روى خود مى ديد كه مانند ديگر خانه هاى مدينه بود و آنگاه كه به درون خانه پاى گذاشت ، سادگى خانه او را مبهوت ساخت و عجيب تر اينكه فاطمه و دو فرزندش حسن و حسين عليهماالسلام در نهايت سادگى مى زيستند. اينك فضه مقصود خود را يافته بود. الفت و پيوندى معنوى بين آن دو از همان لحظه آغازين برقرار شد كه تا لحظه شهادت فاطمه زهرا (س ) ادامه يافت .سيرى در مصادر و اسناد خطبه فدكيه حضرت فاطمه عليهاالسلام
آنچه در اين بخش از كتاب مى خوانيد، خلاصه كتابى تحقيقى به نام ((سيرى در مصادر و اسناد خطبه حضرت فاطمه سلام الله عليها)) نوشته نگارنده (محمد روحانى على آبادى ) است .
بخش اول
مصادر خطبه فدكيه
1 - بلاغات النساء: ابن طيفور احمد بن ابى طاهر مروزى (204 - 280 ه )
2 - السقيفة و فدك : ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى (ت 323 ه )
3 - شرح الاخبار: قاضى ابوحنيفه نعمان بن محمد تميمى مغربى (ت 363 ه )
4 - المناقب : ابوبكر احمد بن موسى بن بن مردويه اصفهانى ، ابن مردويه (ت 411 ه )
5 - الفائق : اسعد بن شقروه (ق 4 ه )
6 - الشافى فى الامامة : سيد مرتضى علم الهدى ، على بن الحسين موسوى ، ابوالقاسم (355 - 436 ه )
7 - تلخيص الشافى : شيخ طوسى ، ابوجعفر محمد بن الحسن بن على طوسى (ت 460 ه )
8 - دلائل الامامة : ابوجعفر محمد بن جرير بن رستم طبرى ، طبرى صغير (ق 5 و 6 ه )
9 - الاحتجاج على اهل الجاج : ابومنصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى (ح 520 ه )
10 - مقتل الحسين عليه السلام : خطيب خوارزمى ، ابوالمؤ يد موفق بن احمد مكى (ت 568 ه )
11 - نثر الدر: ابوسعيد آبى (422 ه )
12 - شرح نهج البلاغه : ابن ابى الحديد، عزالدين عبدالحميد بن محمد مدائنى معتزلى (568 - 656 ه )
13 - كشف الغمة : ابوالحسن على بن عيسى بن ابى الفتح اربلى (ت 693)
14 - الطرائف : سيد رضى الدين على بن طاووس حلى (589 - 664 ه )
15 - من لا يحضر الفقيه : شيخ صدوق ، ابوجعفر محمد بن على بن بابويه قمى (311 - 381 ه )، بخشى از خطبه
16 - علل الشرايع : شيخ صدوق (381 ه )، بخشى از خطبه
17 - امالى : شيخ مفيد، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان عكبرى بغدادى (388 - 413 ه )، بخشى از خطبه
18 - امالى : شيخ ابوجعفر طوسى (460 ه )، بخشى از خطبه
19 - تذكره الخواص : سبط ابن الجوزى ، ابوالمظفر يوسف بن فرغلى بن عبدالله بغدادى (581 - 654 ه ) بخشى از خطبه
20 - مناقب آل ابى طالب : ابن شهر آشوب ، ابوجعفر محمد بن على بن شهر آشوب سروى مازندرانى (ت 588 ه )، بخشى از خطبه
21 - مصباح الانوار: هاشم بن محمد (ق 6 و 7 ه ) بخشى از خطبه
22 - الفائق : جارالله زمخشرى ، ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشرى خوارزمى (467 - 538 ه )، بخشى از خطبه
23 - غريب الحديث : ابن قتيبه دينورى ، ابومحمد عبدالله بن مسلم (213 - 276 ه )، بخشى از خطبه
24 - الاستغاثه فى بدع الثلاثه : ابوالقاسم كوفى ، على بن احمد بن موسى (فرزند امام جواد عليه السلام ) (ت 352 ه )
25 - تفسير كنزالدفائق : مشهدى ، محمد بن محمدرضا قمى (ق 12 ه )
26 - مرآة العقول : علامه محمدباقر بن محمد تقى مجلسى (1037 - 1110 ه )، بخشهايى از خطبه
27 - نفحات اللاهوت : محقق كركى ، شيخ على بن الحسين (868 - 940 ه )
28 - جلاءالعيون : علامه مجلسى (1110 ه )، بخشى از خطبه
29 - بحارالانوار: علامه مجلسى (1110 ه )
30 - تفسير نورالثقلين : ابن جمعه عبد على بن جمعه عروسى هويزى (ت 1112 ه )، بخشهايى از خطبه
31 - تفسير برهان : سيدهاشم بحرانى ، هاشم بن سليمان حسينى كتكانى (1107 ه )، بخشهايى از خطبه
32 - معادن الحكمه : ملامحسن فيض كاشانى ، محمد بن مرتضى (1100 - 1091 ه )، بخشهايى از خطبه
33 - تفسير لاهيجى : بهاءالدين محمد شريف لاهيجى (1088 ه )
34 - الدمعة الساكبة فى احوال العتره الطاهره : ملامحمدباقر بهبهانى (ت 1205 ه )
35 - كشكول شيخ بهايى : شيخ بهاءالدين م