ه داد:
شما بندگان خدا، نگاهبانان حلال و حرام ، حاملان دين و احكام ، امينان خداوند بر خويش و پيام آوران او به سوى امتها هستيد. حقى از سوى خداوند بر عهده داريد و پيمانى را كه با او بسته ايد، پذيرفته ايد. و آنچه كه پيامبر خدا پس از خود در ميان شما باقى گذارده ، كتاب گوياى خداوند و قرآن صادق مى باشد كه نور او فروزان و شعاع او درخشان است .
قرآن كتابى است كه دلايلش روشن ، لطايف و دقايقش آشكار، ظواهرش نورانى ، پيروانش پرافتخارند و جهانيان بديشان غبطه خورند و حسد برند. كتابى كه پيرويش راهگشاى روضه رحمت الهى است و شنونده اش رستگار در دو سرا. در پرتوى آن ، دليلهاى روشن الهى را مى توان ديد و نيز تفسير احكام و واجبات او را دريافت . قرآن حرامهاى خداوندى را بازدارنده ، حلالهاى او را رخصت دهنده و مستحبات را نمايانيده است و بيانگر شريعت اسلام مى باشد.
خداوند ايمان را به سبب زدودن زنگار شرك از دلهاتان قرار داد و نماز را موجبى براى دورى شما از خودپرستى ، و زكات را دستمايه بى آلايشى نفس و افزايش روزى بى دريغ و روزه را عامل تثبيت دوستى و اخلاص و حج را وسيله تقويت دين ، و عدالت را مايه پيوند قلوب ، و پيروى ما را سبب نظم و پيشوايى ما را مانع جدايى و افتراق ، جهاد را وسيله عزت شما و خوارى و ذلت كفار و منافقين ، و شكيبايى و صبر را موجبى براى جلب پاداش ، فرمان به حلال و نهى از حرام را براى مصلحت مردم ، و نيكى به پدر و مادر را موجب پيشگيرى از خشم الهى قرار داد. صله رحم را باعث افزايش جمعيت ، قصاص را سبب بقاى زندگانى ، وفاى به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن پيمانه و وزن را مانع از كم فروشى و كاهش (نعمات ) قرار داد. بركناربودن از مى خوارگى را سبب پاكى از پليديها و پرهيز از تهمت و نسبتهاى ناروا را مانعى در برابر لعن و نفرين الهى و منع از دزدى را موجبى براى پوييدن راه عفت ساخت و پاكى و اجتناب از خوردن مال يتيمان و خوددارى از اختصاص غنيمت به خود و تقسيم آن در ميان اصحاب استحقاق را باعث در امان ماندن از ظلم ، و عدالت پيشگى در اجراى احكام را موجب راحتى و آرامش و ملايمت در امور مردم قرار داد.
شرك را حرام نمود تا از سر اخلاص ره رستگارى پويند ((پس چنانكه شايسته ترس از خداست از او بترسيد و تن به مرگ مدهيد جز آنكه در طريق اسلام باشيد)) از خداوند در آنچه كه شما را فرموده و يا از آنچه كه بازداشته ، فرمان بريد كه ((از ميان بندگان تنها دانايان از خداوند مى ترسند)).
سپس فرمود:
اى مردم بدانيد من فاطمه ام ، و پدر محمد است - كه صلوات و درود خداوند بر او و خاندانش باد آنچه كه در آغاز گفته ام ، در پايان هم از آن سخن خواهم راند. در گفتارم ناراست نگويم و در كردارم راه خطا نپويم ((همانا پيامبرى از ميان شما به سوى شما آمد كه رنج و محنت شما او را گران آمد، سخت به شما دل بسته است و براى مؤ منين مهربان و غمخوار است ، اگر او را بشناسد خواهيد ديد كه او پدر من است و نه پدر زنان شما. و برادر پسرعموى من بوده ، نه برادر مردان شما. چه پرافتخار است اين نسب - درود خداوند بر او و خاندانش را شامل باد.
او رسالت خود را به مردم ابلاغ و آنان را از عذاب خداوندى برحذر داشت . از روش مشركان روى گرداند و گردنهايشان را به ضرب تازيانه توحيد كوفت و حلقومشان را به سختى فشرد. او مردم را با دليل و برهان و اندرز سودمند به راه خداوند رهنمون بود. شوكت بت و بت پرستان را درهم شكست تا جمع آنها را از هم گسيخت و ظلمت شب تار زدوده شد و صبح ايمان دميد و برقع و نقاب از چهره حقيقت به يك سو فكند. زبان پيشواى دين به گفتار باز شد و عربده جوييهاى شياطين به خاموشى گراييد. افسر و تاج نفاق بر زمين فرو افتاد، گره هاى كفر و اختلاف گشوده شد و شما به همراه گروهى از سپيدرويان پاك نهاد (پارسايان آبرومندى كه از شدت خويشتن دارى و گرسنگى روزه سپيدروى و رنگ پريده بودند) گوياى كلمه اخلاص (لا اله الا الله ) شديد و حال آنكه بر لب پرتگاه گودال جهنم بوديد.
به خاطر ضعف و ناتوانى شما، هر كس از راه مى رسيد، مى توانست شما را نابود كند، همچون جرعه اى براى تشنه و لقمه اى براى خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب هر رونده و پايمال هر رهگذرى مى شديد. از آب گنديده و ناگوار مى نوشيديد و از پوست جانور و مردار سدجوع مى كرديد. پست و ناچيز بوديد و ((از هجوم همسايه و همجوار در هراس )). در چنين حالى خداوند تبارك و تعالى محمد صلى الله عليه و آله پيام آور خود را به سوى شما گسيل داشت .
او پس از آن همه رنجها كه ديد و سختى ها كه كشيد، شما را از ذلت و خوارى رهايى بخشيد.
رزم آوران ماجراجو، سركشان درنده خو، جهودان دين به دنيافروش و ترسايان دور از حق از هر سو به او تاختند و با او به مخالفت برخاستند. ((چون هر زمان آتش اخگر به هيزم و هيمه فتنه افكندند، خداوند آن را خاموش ساخت )) و هرگاه شاخ شيطان نمايان مى گشت و يا مشركى دهان به ياوه گويى مى گشود، او برادرش على عليه السلام را در كام آن مى افكند. على عليه السلام هم در مقابل تا آن زمان كه بر مغز و سر مخالفان نمى كوبيد و بينى آنها را به خاك مذلت نمى ماليد، ترك امر نمى نمود. او در راه خداوند كوشا، به رسول خدا نزديك ، و مهتر اولياى نصيحتگر، تلاشگر و كوشنده بود، و شما در آن هنگام در آسايش مى زيستيد و از امنيت برخوردار بوديد. مترصد تغيير جهت چرخ گردون عليه ما و گوش به زنگ اخبار بوديد. به هنگام كارزار عقب گرد مى كرديد و در ميدان نبرد فرار را بر قرار ترجيح مى داديد.
چون خداوند سراى پيمبرانش را براى پيامبر خود برگزيد و جايگاه برگزيدگانش را منزلگاه او ساخت ، كينه ها و دورويى ها آشكار و پرده دين دريده شد. هر گمراهى مدعى و هر گمنامى سالار و هر ياوه گويى در پى گرمى بازار خويش ، شيطان سر از كمينگاه خود به درآورد و شما را به سوى خود فرا خواند، و بسيارى از شما را آماده پذيرفتن دعوتش و منتظر فريبش يافت ! شما هم سبكبار در پى او دويديد و به آسانى در دام فريبش خزيديد. و او آتش انتقام را در دلهاتان برافروخت . آثار خشم در چهره شما نمايان گرديد و سبب شد كه بر غير شتر خود داغ نهيد و در غير آبشخور خود وارد شويد. اين در حالى بود كه هنوز دو روزى از مرگ پيامبرتان نگذشته ، سوز سينه ما خاموش نشده ، جراحت قلب ما التيام نيافته ، و هنوز پيامبر خدا در دل خاك جاى نگرفته بود. بهانه شما اين بود كه از بروز فتنه ها جلوگيرى مى كنيد ((راهى جز راه حق مى پوييد)) وگرنه كتاب خدا در ميان شماست ! مطالب و موضوعاتش معلوم و احكام و دلايل آن روشن و درخشان ، نشانه هايش نورانى و هويدا، نواهيش آشكار و اوامرش گوياست . ام شما آن را به پشت سر افكنديد. آيا از كتاب خدا روى برتافته از آن اعراض مى كنيد؟ آيا داورى جز قرآن مى گيريد؟ يا به غير آن حكم مى كنيد؟ ((ستمكاران بد جانشينى را براى قرآن برگزيده اند)) ((و هر كسى كيشى جز آيين اسلام را پذيرا گردد، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت در زمره زيانكاران خواهد بود)).
حتى شما آن مقدار درنگ و تاءمل نكرديد 