صحراى محشر! تو در حالى از قبر بيرون مى آيى كه بدنت پوشيده باشد و از خوف آن روز در امان خواهى بود، اسرافيل آن حله ها را به تو مى دهد و تو آنها را مى پوشى ، آنگاه ملكى كه او را زوقائيل مى گويند ناقه اى براى تو مى آورد كه مهار آن از مرواريد و كجاوه اى از طلا بر پشت آن نصب شده باشد. تو بر آن ناقه سوار مى شوى و زوقائيل در حالى كه در پيش تو هفتاد هزار ملك باشد و علم هاى تسبيح در دست داشته باشند مهار آن را خواهند كشيد. هنگامى كه حركت كنى تعداد هفتاد هزار ملك به استقبال تو مى آيند و از نظركردن به تو خوشحال مى شوند، هر يك از آنان منقلى از نور بدون آتش در كف دارند كه عود از آن ساطع مى شود، هر يك از ايشان تاجى مرصع از زبرجد بر سر خواهد داشت ، آنان در طرف راست تو خواهند بود.
و چون مقدارى از راه را طى كنى ، مريم بنت عمران با هفتاد هزار حوريه به استقبال تو مى آيند و بر تو سلام مى كنند و در طرف چپ تو خواهند بود.
آنگاه مادرت خديجه دختر خويلد كه در ميان زنان عالم اول كسى است كه به خداوند و رسول ايمان آورده است ، با هفتاد هزار ملك كه علم هاى تكبير در دست دارند به استقبال تو مى آيند. پس از آنكه نزديك محشر رسيدى ت حوا با هفتاد هزار ملك و آسيه زن فرعون به استقبال تو خواهند آمد و با تو حركت مى نمايند. هنگامى كه وارد صحراى محشر شوى منادى از زير عرش ندايى مى كند كه خلايق عموما مى شنوند و مى گويد:
چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله و اين زنان مطهره كه با او مى باشند عبور نمايند! در آن روز غير از ابراهيم و شوهرت على بن ابى طالب كسى به تو نظر نخواهد كرد.
سپس آدم حوا را طلب مى كند و با مادرت خديجه نزد تو مى آيند.
آنگاه منبرى براى تو نصب مى شود كه هفت پايه داشته باشد، در ميان هر پايه تا پايه ديگرى صفهايى از ملائكه ايستاده اند، علمهايى از نور در دست خواهند داشت .
حوريه ها در طرف چپ و راست منبر تو صف مى كشند. نزديكترين زنان از طرف چپ به تو حوا و آسيه خواهند بود. هنگامى كه بر فراز منبر روى ، جبرئيل از طرف خداوند سبحان نزد تو مى آيد و مى گويد:
اى فاطمه ! حاجت خويشتن را بخواه ! تو خواهى گفت : پروردگارا! حسن و حسينم را به من نشان بده ! حسنين در حالى نزد تو مى آيند كه خون از رگهاى گردن حسين فرو مى ريزد.
حسين مى گويد: بارخدايا! امروز حق مرا از آن افرادى كه به من ظلم و ستم كردند بگير.
در همين زمان است كه درياى غضب حضرت پروردگار به جوش مى آيد، براى غضب خداوند است كه ملائكه و جهنم نيز به خروش مى آيند. جهنم نعره مى زند و زبانه مى كشد و به صحراى محشر مى آيد. آنگاه قاتلين حسين را با فرزندان و فرزندان آنان مى ربايد. ايشان مى گويند:
پروردگارا! ما كه در زمان قتل حسين خلق نشده بوديم ؟! خداوند قهار به زبانه آتش دستور مى دهد؛ اين گونه افراد را كه چشمشان كبود و صورتشان سياه است بگيريد! موهاى جلوى سر ايشان را بگيريد و بكشيد و به صورت در طبقات پايين جهنم بيفكنيد! زيرا سختگيرى ايشان بر دوستان حسين از جنگيدن پدرانشان با خود حسين شديدتر بوده است .
پس از اين جريان جبرئيل به تو مى گويد: حاجت خود را بخواه ! تو مى گويى : پروردگارا! من شيعيان خود را مى خواهم . خداوند رئوف مى فرمايد: من گناه آنان را آمرزيدم . تو مى گويى : بارخدايا! من شيعيان خود و دوستان ايشان را مى خواهم .
خداوند سبحان مى فرمايد: برو هر كدام از آنان را كه دست به دامن تو شود، او را وارد بهشت كن !
در آن روز عموم خلايق آرزو مى كنند: كاش از شيعيان و دوستان فاطمه بودند!
آنگاه تو با شيعيان و دوستان و فرزندان خويشتن و شيعيان على در حالى حركت مى كنيد كه خوف و بيم آنان برطرف شده باشد، عورت هاى ايشان پوشيده شده ، سختى هاى قيامت بر ايشان آسان مى شود و از هول و ترسهاى قيامت به آسانى خواهند گذشت ، در آن روز مردم عموما دچار ترس مى شوند ولى ايشان نمى ترسند، مردم عموما در آن روز تشنه اند ولى ايشان سيراب خواهند بود.
آن زمان كه نزديك در بهشت مى رسى تعداد دوازده هزار حوريه به استقبال تو مى شتابند، آن حوريه ها قبل از تو از كسى استقبال ننموده اند: ظرفهايى از نور در دست دارند، و بر ناقه هايى از نور سوارند كه جهاز آنها از طلاى زرد و ياقوت خواهد بود. مهار آنها از مرواريد تازه ، ركاب آنها از زبرجد سبز، در ميان جهاز هر ناقه اى يك بالش از سندس و استبرق بهشتى مى باشد.
و چون وارد بهشت شوى عموم اهل بهشت مسرور و خوشحال مى شوند و به يكديگر بشارت مى دهند.
براى شيعيان تو خانه هايى از جواهر الوان بر فراز ستونهايى از نور نصب مى نمايند، آنان در آن هنگامه اى كه مردم مشغول حساب باشند از آن خانه ها غذا مى خورند، شيعيان تو وقتى داخل شوند دائما به نعمت هاى بهشتى متنعم خواهند بود. عموم پيامبران از آدم تا خاتم به زيارت تو مى آيند.
دو مرواريد هست كه از يك رشته به وجود آمده اند، يكى از آنها سفيد و ديگرى زردرنگ است ، در هر يك از آنها هفتاد هزار قصر و در هر قصرى هفتاد هزار خانه مى باشد.
آن قصرهاى سفيد منزل ما و شيعيان خواهند بود، قصرهاى زرد منزل ابراهيم و آل ابراهيم است .
فاطمه عليهاالسلام گفت : پدرجان ! من نمى توانم مرگ تو را ببينم و بعد از تو زنده بمانم .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: جبرئيل از طرف خداوند رئوف به من خبر داده : اول كسى كه از اهل بيت به من ملحق مى شود تو خواهى بود. واى بر آن كسى كه در حق تو ظلم كند.
رستگارى از آن شخصى است كه تو را يارى نمايد.راز مقام نيكان
علامه طباطبايى در ذيل اين آيات ، تفسيرى از امام صادق عليه السلام مى آورد و مى نويسد: فى امالى الصدوق باسناده عن الصادق عليه السلام عن ابيه عليهماالسلام فى حديث : ((عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا)) قال فى دار النبى (ص) يفجر الى دور الانبياء و المؤ منين ((يوفون بالنذر)) يعنى على و فاطمة و الحسن و الحسين عليهم السلام و جاريتهم ((و يخافون يوما كان شره مستطيرا)) يقول عابسا كلوحا...
((يوفون بالنذر)) يعنى على ، فاطمه ، حسن ، حسين و خادم آنها فضه .(41)
بى گمان و پاداشى كه فضه برد و در رديف ابراز و نيكان جاى گرفت ، علاوه بر پيروى از اهل بيت عليهم السلام به خاطر (لوجه الله ) بودن كارش بود و اينكه مى گويد به خاطر شما مى بخشم ، نيز به دليل اين است كه يقين يافته است ، همراهى با آنان ((لوجه الله )) است .
از اين روى فضه نيز شايستگى رسيدن به چنين مقامى را مى يابد. علامه مجلسى بعد از نقل پانزده روايت مختلف در مورد شاءن نزول اين آيات ، مى نويسد:
بعد از آن كه بر اجماع مفسرين و محدثين بر اين كه اين سوره در حق اصحاب كساء نازل شد، پى بردى ، هيچ كسى شبهه نياندازد. زيرا: اينگونه ايثار از غير ائمه بر نمى آيد و نزول اين سوره به همراه غذاى براى آنها دليل بر جلال و رفعت و كرامت آنها نزد خدا است و اختصاص آنها به اين نيكو داشت به همراه مكارم ديگر سبب مى شود، كه نسبت دادن اين فضل به غير آنها كه هيچ مكارمى ندارند، قبيح باشد...))
اين تعريض و كنايه علامه مجلسى در حقيقت پاسخى به گ