كم - الى اءن ينتهى الى قوله - و حلائل اءبنائكم الذين من اءصلابكم ) (1051) فسلهم يا اءباالجارود هل حل لرسول الله صلى الله عليه و آله نكاح حليلتهما، فان قالوا: نعم فكذبوا والله و فجروا و ان قالوا: لا، فهما والله لصلبه و ما حرمتا عليه و الا للصلب
الكافى : (1052) العدة ، عن البرقى ، عن الحسن بن ظريف ، عن عبدالصمد مثله
ترجمه : در تفسير على بن ابراهيم از ابوالجارود روايت كند كه گفت : حضرت امام محمدباقر عليه السلام به من فرمود:
اين مردم درباره امام حسن و امام حسين عليهماالسلام چه مى گويند؟ گفتم : منكر مى شوند كه ايشان فرزندان پيغمبر خدا باشند.
فرمود: شما براى اين موضوع چه دليلى مى آوريد؟ گفتم : به اين آيه كه خداوند درباره عيسى بن مريم مى فرمايد: (و من ذريته داود و سليمان ) (1053) تا آنجا كه مى فرمايد: (و كذلك نجزى المحسنين ) (1054) زيرا خداوند حضرت عيسى را در اين آيه از فرزندان حضرت ابراهيم معرفى نموده است .
حضرت باقر فرمود: آنان چه مى گويند؟ گفتم : مى گويند: آرى همين طور است كه شما مى گوييد، ولى در عين حال ايشان فرزند صلبى نيستند.
فرمود: شما در جواب آنان چه گفتيد؟
گفتم : به اين آيه استدلال نمودم كه خداوند مى فرمايد: (قل تعالوا ندع اءبناءنا و اءبناءكم و نساءنا و نساءكم و اءنفسنا و اءنفسكم ) (1055)
فرمود: آنان چه گفتند؟ گفتم : مى گويند: در كلام عرب گاهى به دو نفر فرمودند كه از يك نفر باشند مى گويند: فرزندان ما، و ايشان فرزند يكنفرند.
حضرت باقر به من فرمود: به خداوند سوگند من از قرآن دليلى براى تو مى آورم و ثابت مى كنم كه آنان فرزندان صلبى پيامبر خدايند، و اين دليل را جز شخص كافر رد نخواهد كرد.
گفتم : فدايت شوم از كجاى قرآن ؟
فرمود: آنجا كه مى فرمايد: (حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم ) (1056) تا آنجا كه مى فرمايد: (و حلائل اءبنائكم الذين من اءصلابكم ) (1057)
اى ابوالجارود! تو از ايشان بپرس : آيا براى رسول خدا حلال بود كه با زنان حضرات حسنين عليهماالسلام ازدواج نمايد يا نه ؟ اگر بگويند: آرى ، به خداوند سوگند كه دروغ گفته اند و گناه كرده اند. و اگر بگويند: نه پس ثابت مى شود كه حسنين فرزندان صلبى رسول خدايند و بدين لحاظ است كه زنان ايشان به پيغمبر خدا حرام بودند و... .
383/10 - المناقب : (1058) ولدت الحسن عليه السلام و لها اثنى عشرة سنة و اءولادها: الحسن و الحسين و المحسن سقط و فى معارف القتيبى اءن محسنا من زخم قنفذ العدوى ، و زينب و ام كلثوم
تذنيب : قال عبدالحميد بن اءبى الحديد فى شرح قول اءميرالمؤ منين عليه السلام فى بعض اءيام صفين حين راءى ابنه الحسن عليه السلام يتسرع الى الحرب :
املكوا عنى هذا الغلام لا يهدنى فانى اءنفس بهذين - يعنى الحسن و الحسين - عن الموت لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله صلى الله عليه و آله .
فان قلت : اءيجوز اءن يقال للحسن و الحسين و ولدهما اءبناء رسول الله ، و ولد رسول الله و ذرية رسول الله ، و نسل رسول الله صلى الله عليه و آله ؟ قلت : نعم لان الله سماهم اءبناءه فى قوله تعالى : (ندع اءبناءنا و اءبناءكم ) (1059) و انما عنى الحسن و الحسين ولو اءوصى لولد فلان بمال دخل فيه اءولاد البنات و سمى الله تعالى عيسى ذرية ابراهيم و لم يختلف اءهل اللغة فى اءن ولد البنات من النسل الرجل .
فان قلت : فما تصنع بقوله تعالى : (ما كان محمد اءبا اءحد من رجالكم ) (1060)، قلت : اءساءلك عن اءبوته لابراهيم بن مارية فكلما تجيب به عن ذلك فهو جوابى عن الحسن و الحسين عليهماالسلام ، و الجواب الشامل للجميع اءنه عنى زيد بن الحارثه لان العرب كانت تقول : زيد بن محمد على عادتهم فى تبنى العبيد، فاءبطل الله تعالى ذلك و نهى عن سنة الجاهلية و قال : ان محمدا ليس اءبا لواحد من الرجال البالغين المعروفين بينكم و ذلك لا ينفى كونه اءبا لاطفال لم يطلق عليهم لفظة الرجال كابراهيم و حسن و حسين عليهماالسلام .
اءقول : ثم ذكر بعض الاعتراضات و الاجوبة التى ليس هذا الباب موضع ذكرها
ترجمه : در كتاب مناقب آمده است :
حضرت فاطمه زهرا دوازده ساله بود كه امام حسن را زاييد. فرزندان فاطمه عليهاالسلام عبارتند از:
1 - حسن ، 2 - حسين ، 3 - محسن ، (بضم ميم و فتح حاء و سين با تشديد).
ابن قتيبه در كتاب معارف مى نگارد: محسن از آن ضربتى كه قنفذ به حضرت زهرا زد، سقط شد. 4 - زينب ، 5 - ام كلثوم .
ابن ابى الحديد در شرح خطبه اى مى گويد: وقتى حضرت امير در جنگ صفين ديد امام على حسن به سرعت به جنگ مى رود، فرمود: اين پسر را در عقب من قرار دهيد، زيرا من از مردن اين دو پسر يعنى : حسن و حسين مضايقه دارم . اگر ايشان بميرند نسل پيامبر خدا قطع خواهد شد. اگر بگويى : آيا جايز است كه به حضرات حسنين و فرزندان ايشان گفته شود: فرزندان و ذريه و نسل پيغمبر خدا؟ من مى گويم : آرى ، زيرا منظور از خداى عليم كه در اين آيه شريفه مى فرمايد: (ندع اءبناءنا و اءبناءكم ) (1061) حضرت حسن و حضرت حسين است .
(جواب ديگر اينكه :) اگر كسى وصيت كند: مالى را به فرزندان فلانى بدهيد فرزندان دخترى او هم داخل فرزندان وى خواهند بود.
ديگر اينكه : خداوند حضرت عيسى را از ذريه حضرت ابراهيم قرار داده است .
ديگر اينكه : اهل لغت عرب در اينكه فرزند دختر از نل مرد (يعنى پدر آن دختر) به شمار مى روند اختلافى ندارند.
اگر بگويى : جواب اين آيه را كه خداوند مى فرمايد: ((حضرت محمد پدر هيچ يك از مردان شما نبود)) (1062) من در جواب مى گويم : تو در اينكه پيغمبر خدا پدر ابراهيم بن ماريه است چه مى گويى ؟ هر جوابى كه در اين باره بگويى من هم همان را درباره حضرت حسنين خواهم گفت : جوابى كه شامل همه اينها بشود اين است كه : منظور از آيه سابق الذكر زيد بن حارثه است .
زيرا رسم عرب در زمان جاهليت اين بود كه غلام زرخريد را براى خود در حكم پسر مى دانستند، لذا به زيد بن حارثه هم مى گفتند: زيد بن محمد صلى الله عليه و آله . بدين جهت خداوند اين رسم را باطل كرد و فرمود:
حضرت محمد پدر مردانى كه بالغ و معروفند نيست .
اين مطلب با اينكه آن بزرگوار پدر كودكانى از قبيل : ابراهيم و حسنين باشد منافاتى ندارد.غسل مهتاب
بر اساس وصيت حضرت زهرا (س ) بايد مراسم تشييع ، غسل و دفن به صورت مخفيانه صورت مى پذيرفت ، اما فضه به عنوان محرم فاطمه زهرا (س ) و يكى از نزديكترين اشخاص به وى توفيق يافت در مراسم غسل و كفن آن بانوى دو سرا نيز شركت كند. در اين مراسم على (ع) از وى مانند فرزندان فاطمه (س ) دعوت كرد تا براى آخرين بار سيماى دختر پيامبر را به نظاره بنشينند.
فضه آن روز تلخ را از زبان على (ع) مى گويد: ((به خدا قسم ! كارش را به عهده گرفتم و با لباسش غسل دادم . به خدا او مبارك ، طاهر و مطهر بود. آنگاه با باقى مانده حنوط پيامبر، حنوط كشيدم و كفنش كردم . وقتى خواستم رداء را ببندم ، گفتم : اى ام كلثوم ، اى زينب ، اى فضه ، اى حسن ، اى حسين بشتابيد و از مادرتان بهره گيريد كه اين جدايى است و ديدار در بهشت است .(63)
آنگاه فضه خداحافظى تك تك اشخاص حاضر با فاطمه زهرا (س ) را شرح مى دهد و در آخر مى گويد: ((على (ع) جنازه را به سوى قبر رسول خدا برد و گف