 :
السلام عليك يا رسول الله . السلام عليك يا حبيب الله . السلام عليك يا نور الله .السلام عليك يا صفوة الله . السلام عليك و التحية واصلة منى اليك و لديك و من ابنتك النازلة عليك بفنائك و ان الوديعة قد استردت و الرهنة قد اخذت . فوا حزناه على الرسول ثم من بعده على البتول و لقد اسودت على الغبراء و بعدت عنى الخضراء فوا حزناه ثم وا اسفاه . با اهل و اصحاب و موالى و دوستداران و طايفه اى از مهاجران و انصار آنگاه بر حضرت نماز خواند وقتى او را در قبر گذاشت و سنگ لحد بر آن نهاد اين اشعار را خواند:
ارى علل الدنيا على كثيرة لكل اجتماع من خليلين فرقة و ان افتقادى فاطما بعد احمد 		و صاحبها حتى الممات عليل و ان بقائى عندكم لقليل دليل على اءن لايدوم خليل 64
مى بينم كه ناگوارى هاى دنيا نسبت به من زياد شده است و تا هنگام مرگ صاحبش را رها نمى كند.
هر اجتماعى از دوستان روزى از هم جدايى مى شوند و من هم مدت كوتاهى نزد شما هستم .
و رحلت فاطمه (س ) بعد از پيامبر (ص) دليل بر اين است كه دوستى دوام ندارد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1852.txt">خانواده و فرزندان</a><a class="text" href="w:text:1853.txt">به سوى خانه دوست</a><a class="text" href="w:text:1854.txt">مقام علمى فضه</a><a class="text" href="w:text:1855.txt">حافظ قرآن</a><a class="text" href="w:text:1856.txt">تحقيق پيرامون روايت زن گمنام</a><a class="text" href="w:text:1857.txt">نمونه عينى</a><a class="text" href="w:text:1858.txt">تبليغ ولايت در ايام حج</a></body></html>خانواده و فرزندان
بعد از شهادت حضرت زهرا (س ) فشارهاى سياسى قدرت حاكم براى از بين بردن نفوذ و مقاومت اهل بيت عليهم السلام و اقليت طرفدار آنان ، فزونى يافت . هر دو ستون بر پا دارنده خيمه اسلام (پيامبر و فاطمه ) فرو ريختند و اميرمؤ منان با يارانى انگشت شمار، در معرض خباثت ها و دشمنى ها واقع شد.
فضه ، همراه هميشگى خاندان پاكان با ((زبرا))(65) ديگر خادمه ى حضرت اميرمؤ منان (ع) در اين دوره غريب و در اين برهه ى حساس نزد اميرمؤ منان (ع) بودند و از كودكان فاطمه (س ) سرپرستى مى كردند. در همين دوران به تشويق على (ع) فضه براى تشكيل زندگى مشترك آماده شد و سرانجام با راهنمايى هاى على (ع) با ((ابوثعلبه )) كه او هم از اهالى حبشه بود، ازدواج كرد. اين خبر را در تاريخ چنين مى خوانيم : ((فاطمه زهرا (س ) جاريه اى داشت به نام فضه و بعد از ايشان به اميرمؤ منان اختصاص يافت و توسط آن بزرگوار به ابوثعلبه ى حبشى تزويج شد.))(66)
ازدواج وى با ابو ثعلبه بعد از شهادت فاطمه زهرا (س ) بود و حاصل آن براى فضه و ابو ثعلبه تولد يك پسر بود. اين پيوند به زودى از هم گسست و بلاى زمانه به زودى فضه و تنها فرزندش را در غم وفات پدر فرو برد. بعد از آن بار ديگر به راهنمايى على (ع) با مردى به نام ((سليك غطفان )) ازدواج كرد. در برخى كتب (67) از وى به نام (مليك ) ياد شده است . در همين حين يگانه فرزند فضه از ابوثعلبه نيز وفات يافت .(68)
يكى از نويسندگان بر خلاف ديگران مدعى است كه زمان ازدواج فضه نوبيه ، به دوره حيات فاطمه زهرا (س ) بر مى گردد. او مى نويسد: ((ابو ثعلبه از دنيا رفت ، فاطمه از فضه دلجويى كرد و او را با خود ماءنوس كرد تا خود از دار جهان رحلت كرد. فضه بعد از وفات فاطمه (س ) با مردى به نام ((سليك )) ازدواج كرد.))(69)
ولى به نظر مى آيد دليلى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد و هيچ مدركى نمى توان در تاءييد آن ارائه كرد.
در اغلب كتب تاريخى نامى از فرزندان سليك به ميان نيامده است . از اين روى برخى احتمال داده اند فرزندان فضه از شخصى ديگر باشند، زيرا در موارد فراوانى نام دختر، پسران و نوه هاى فضه در حافظه تاريخ ضبط شده است كه معلوم مى سازد شوهرى غير از اين دو نيز داشته است . البته برخى بر اين عقيده اند كه اين فرزندان متعلق به شوهر دوم ، يعنى ؛ سليك هستند.(70)
در هر صورت فضه فرزندانى داشت كه براى هميشه موجب سرافرازى مادرشان بودند؛ دختران و پسران شيعى و متعهد كه مانند مادر بزرگوارشان ؛ كمالاتى چون : (حفظ قرآن و اجابت دعا و صفاى باطن و زهد و تقوى الهى ) را به ارث بردند. ((مسكه )) نام دختر او است كه علامه مجلسى به آن اشاره كرده است و ((شهره )) نوه اش است و مؤ لف رياحين الشريعة از او نام مى برد.(71)
هر چند از مسكه اطلاع چندانى در حافظه تاريخ نمانده است ولى فضل و كمال فرزندش ؛ شهره و حافظ قرآن بودنش ، در ذهن تاريخ جاويدان مانده است .
علامه مجلسى در روايتى از اسامى داوود، محمد، يحيى و عيسى به عنوان فرزندان فضه نام مى برد درباره ميزان صحت اين روايت ذبيح الله محلاتى مى نويسد: ((مرحوم مجلسى مدرك اين خبر را از دو نفر مشيخه اهل سلوك و عرفان حكايت مى كند كه بهتر از روات كثير الرواية غير ضابط است .))(72)
فضه با وجود تمام درگيريهاى سياسى و خدمتگزارى افتخارآميز در خانه امامت ، هرگز شانه از مسؤ ليت پرورش فرزندانى فرزانه خالى نكرد. او چنان به تربيت فرزندانش همت گمارد كه نسل بعد از نسل كمال مادر را صاحب شدند. آنان يا حافظ مستجاب الدعوة بودند و يا به مقامات والايى در عفاف ، تقوا و تقرب نزد خداى تعالى دست يافته بودند. تا آنجا كه مورخان ، از آنان ، به عنوان الگوهايى عملى براى آيندگان نام برده اند. آنچه در زير مى خوانيد، نمونه اى است از كمالاتى كه فرزندان فضه توانستند نصيب خود سازد و مانند مادرشان به مقام اجابت دعا برسد.به سوى خانه دوست
مالك دينار مى گويد: هنگام حج ، (در مسير مكه ) بانويى را سوار بر چهارپايى لاغر ديدم كه به آرامى راه مى پيمود. حيوانى بسيار لاغر بود و معلوم نبود كه بتواند مسافر خود را در چنين بيابان و مسيرى طولانى به مقصد برساند. مردم او را از رفتن با اين چهار پاى نحيف باز مى داشتند ولى او به ادامه مسير اصرار داشت . تا اينكه وسط بيابان ، چهارپا از رفتن بازماند. آن بانو پياده شد و لحظه اى بعد سر به سوى آسمان برداشت و اينگونه با خداى خود نجوا كرد:
لا فى بيتى تركتنى و لا الى بيتك حملتنى ، فوعزتك و جلالك لو فعل بى هذا غيرك لما شكوته الا اليك .(73)
نه مرا به خانه ام گذاشتى و نه به خانه ات رساندى . به عزت و جلال تو سوگند اگر جز تو كسى با من اين گونه رفتار مى كرد، نزد تو شكايت مى آوردم .
من شگفت زده نجواى او را شاهد بودم كه لحظه اى بعد صداى پايى مرا به خود آورد. چشمم را به سويى كه صدا مى آمد، برگرداندم ، ديدم مردى سوار بر شتر با عجله به سوى ما مى آيد. تا چشم روى هم گذاشتم ، او خود را به ما رساند و از آن بانو خواست تا سوار شتر شود. وقتى سوار شد، در يك چشم بر هم زدن آن ها از مقابل ديدگانم ناپديد شدند.
وقتى به محل طواف رسيدم ، خود را آماده انجام مراسم كردم . ناگهان چشمم به همان بانو افتاد، در حال طواف بود. خود را به او رساندم و بى مقدمه او را قسم دادم كه بگوييد شما كيستيد؟ او نيز در جمله اى كوتاه گفت : من ((شهره )) دختر مسكه و نوه فضه ، خادمه حضرت فاطمه زهرا (س ) هستم .(74)مقام علمى فضه
فضه علم سرشار و قدرت يادگيرى بسيارى داشت و اين استعداد بود كه او را براى كسب فضايل و كمالات علمى از اهل بيت عليهم السلام آماده مى سا