ت :
بستانها و مزرعه هاى هفتگانه ام را كه عبارتند از: عواف ، دلال ، برقه ، مبيت ، حسنى ، صافيه و مزرعه ام ابراهيم همه در اختيار على است و پس از او در اختيار حسن و سپس حسين و پس از او بزرگترين فرزندانم متولى آنها خواهند بود.
بر اين وصيت نامه مقداد و زبير را شاهد مى گيرم .
نويسنده وصيتنامه : على بن ابى طالب .
386/3 - الكافى : (1065) على ، عن اءبيه ، عن ابن اءبى عمير، عن حماد بن عثمان ، عن اءبى بصير قال : قال اءبوعبدالله عليه السلام : اءلا اقرئك وصية فاطمة ؟ قلت : بلى قال : فاءخرج الى صحيفة :
هذا ما عهدت فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله فى اءموالها الى على بن ابى طالب فان مات فالى الحسن ، فان مات فالى الحسين ، فان مات فالى الاكبر من ولدى دون ولدك : الدلال و العواف و المبيت و البرقة و الحسنى و الصافية و ما لام ابراهيم .
شهدالله عزوجل على ذلك و المقداد بن الاسود و الزبير بن العوام (1066)
387/4 - الكافى : (1067) على عن اءبيه ، عن ابن اءبى نجران ، عن عاصم بن حميد، عن ابراهيم بن اءبى يحيى المزانى ، عن اءبى عبدالله عليه السلام قال : المبيت هو الذى كاتب عليه سلمان فاءفاءه الله على رسوله فهو فى صدقها
ترجمه : در كافى آمده كه مبيت (1068) همانى است كه سلمان به رسول خدا صلى الله عليه و آله هديه كرد و خداوند آن را جزو اموال رسول خدا قرار داد و آن از صدقات حضرت فاطمه است .
388/5 - الكافى : (1069) محمد بن يحيى ، عن اءحمد بن محمد، عن اءبى الحسن الثانى عليه السلام قال : ساءلته عن الحيطان السبعة التى كانت ميراث رسول الله صلى الله عليه و آله لفاطمة عليهاالسلام فقال : انما كانت وقفا فكان رسول الله صلى الله عليه و آله ياءخذ اليه منها ينفق على اءضيافه و التابعة تلزمه فيها، فلما قبض جاء العباس يخاصم فاطمة فيها فشهد على و غيره اءنها وقف على فاطمة عليهاالسلام و هى : الدلال و العواف و الحسنى و الصافية و ما لام ابراهيم و المبيت و البرقة
ترجمه : و در كتاب كافى از احمد بن محمد روايت شده كه گفت : از امام ابوالحسن ثانى درباره حوائط سبعه سؤ ال كردم كه آيا آنها ارث رسول خدا صلى الله عليه و آله براى فاطمه عليهاالسلام بوده است ؟
فرمود: آنها وقف بودند و رسول خدا صلى الله عليه و آله از محل درآمد آنها مخارج مهمانهاى خود را تاءمين مى كرد و هنگامى كه رحلت نمود عباس عموى پيامبر درباره آنها با حضرت فاطمه به خصومت پرداخت و حضرت على عليه السلام و سايرين شهادت دادند كه آنها وقف حضرت فاطمه عليهاالسلام بوده است و آنها عبارتند از:
دلال ، عواف ، حسنى ، صافيه ، مال ام ابراهيم ، مبيت و برقه .هجرت در عصر شب زدگان
سفر با شكوه حج به پايان رسيد و فضه كه با صداى رسايش اسرار سال هاى ظلم و ستم به اهل بيت عليهم السلام را در مراسم حج افشا كرده بود، به سوى شهر و ديار خود بازگشت . او در شهر خود همچنان يكى از علم داران سپاه حق و جناح اقليت بود و در خط اهل بيت عليهم السلام باقى ماند. در طول اين دوران بى گمان ارتباط فضه با دختر اميرمؤ منان ، يعنى زينب كبرى (س ) به اندازه اى نزديك بود كه توانست وى را همچنان همراه اهل بيت عليهم السلام نگه دارد. فضه بعد از شهادت حضرت فاطمه (س ) دوران خلفاى سه گانه را پشت سر گذاشت و در اين وقت با زنانى چون ((زبرا)) و ((اسماء بنت عميس )) كه همگى براى مكتب تشيع جان فشانى مى كردند، رفت و آمد داشت .
بعد از صلح امام حسن (ع) ممالك اسلامى تحت سيطره معاويه قرار گرفت . وى در اين دوره ، مقدارى از حكومت ننگينش را پشت سر گذاشته و با نيرنگ ، فريب ، ظلم و تجاوز پايه هاى حكومتش را استوار ساخته بود. خود صريحا مى گفت : به خدا قسم نه براى نماز، روزه ، حج و زكات ، با شما جنگيدم كه شما خود همه اين ها را به جاى مى آورديد. من براى حكومت با شما جنگيدم و خدا آن را به من داد؛ هر چند شما خوش نمى داشتيد، هر پيمانى كه با حسن بن على داشتم ، زير پا مى گذارم و به هيچ يك عمل نخواهم كرد.(120)
وقتى معاويه احساس كرد مرگش نزديك است ، فرزندش ، يزيد را به جانشينى برگزيد و پايه حكومت موروثى در جهان اسلام را بنا گذاشت . يزيد از زنى زناكار به نام (ميسون ) دختر بجدل كلبى ، در سال 25 - 26 ق . به دنيا آمد. و بعد از تولد در بين دايى ها و خويشان مادرش از قبيله بنى كلاب در روستاهاى شام بزرگ شد.
او چهره اى سبز و آبله گون و پر مو داشت . شراب خوارى (121) و سگ بازى از خصوصيات خانوادگيش بود و همانند پدرش غدار و هتاك بود و از ريختن خون مردم لذت مى برد و هم نشينان او سگ و بوزينه بودند.
در چنين عصرى كه شب زدگان حكومت بر مسلمين را غصب كرده بودند، حسين بن على (ع) چاره اى جز جهاد نديد. در سال شصت هجرى در مقابل اين همه انحراف كه مى رفت ، ريشه اسلام را بخشكاند، قد علم كرد.
فضه و فرزندانش كه بر اين اوضاع اسفناك تاءسف مى خوردند، سرانجام با اعلام قيام حسين بن على (ع)، جانى تازه گرفتند. آن روز خاندان اهل بيت همگى آماده بودند تا با ايثار جان ، حسين بن على (ع) را همراهى كنند و در اين ميان فضه و فرزندانش را به دور خود جمع كرد، و قصه روزهايى را كه در كنار رسول خدا بود، برايشان باز گفت ؛ آن روزهاى جاودانه اى كه اسلام با تمام جلالش ، بر جهان حكومت مى كرد و تدبير عالم اسلام در خانه گلى رسول خدا (ص) ترسيم مى شد و اما اينك ؛ كسانى به نام اسلام سلطنت مى كنند كه بويى از دين نبوى به مشامشان نخورده است . اين ياور زهرا (س ) خود را به نزد زينب كبرى (س ) رساند و براى هر نوع همراهى اعلام آمادگى كرد و گفت : حتى از فداى جان خود نيز دريغ نخواهد كرد. و وقتى كاروان امام حسين (ع) و همراهانش از مدينه خارج شد، فضه نيز در پى دختر اميرمؤ منان (ع) رهسپار شد و اندكى بعد در افق غم انگيز مدينه از ديده ها پنهان شدند. نام ديگر بانوانى كه فضه با آنها هم سفر بود، به شرح ذيل است :
زينب كبرى ، ام كلثوم كبرى (دختر فاطمه زهرا (س ))، سكينه (دختر حسين بن على (ع))، فاطمه (دختر حسين بن على (ع))، ام كلثوم (دختر عبدالله بن جعفر)، رمله (122) (مادر قاسم بن حسن )، ام كلثوم صغرى (دختر اميرالمؤ منين )، ام وهب كه در عاشورا شهيد شد (همسر وهب )، ام عمرو بن جنادة كه پس از شهادت فرزندش سر او را به سوى دشمن پرتاب كرد و آماده جهاد شد، ام خلف (همسر مسلم بن عوسجه )، ديلم (همسر زهير بن قين )، فاطمه (دختر اميرمؤ منان )، فاطمه (دختر امام حسن (ع))، ليلى (مادر عبدالله اصغر) شهربانو (مادر يكى از كودكان ) رقيه (دختر امام حسين )، رباب (مادر على اصغر دختر امرءالقيس )، فاطمه صغرى (دختر امام حسين )، ام الثغر فكيهه (همسر عبدالله بن اريقط)، رقيه (همسر مسلم به همراه دخترش )، حسينه (مادر منجح )، ام عبدالله عمر كه پس از شهادت عبدالله با عمود خيمه به طرف دشمن حمله كرد و همسر عبدالله بن عمير كه بر بالين شوهرش حاضر شد و آرزوى شهادت كرد و همان جا توسط غلام شمر به شهادت رسيد.(123)
اين بانوان به چند دسته تقسيم مى شدند، برخى از اولاد اميرمؤ منان بودند و عده اى نيز همراه قبيله ، شوهران يا فرزندانشان با كاروان همراه شده بودند اما فضه در اين بين ت