 و ديوارهايش نيز از سنگ سياه بود. روى سنگ قبرش محفظه اى چوبى قرار داشت كه با پارچه اى سبز پوشيده بود.(131)
محدث قمى به نقل از ياقوت حموى در ((معجم البلدان )) مى نويسد: ((در سمت قبله باب الصغير، قبر بلال بن حمامة و كعب بن احبار و سه تن از همسران پيامبر و قبر فضه كنيز فاطمه (س ) و ابن درداء و ام الدرداء و فضالة بن عبيد و سهل بن حنظله و... است .))
علامه محقق سابقى معتقد است كه : ((همه مورخان در اين كه جناب فضه در باب الصغير مدفون است ، اتفاق دارند، و حتى دو نفر در اين باره اختلاف نكرده اند.))(132)
بر اين اساس ، قبر فضه مورد توجه اولياى خدا و مردم قرار گرفت و اولين زائر قبر او، سيد نفيسه ، همسر اسحاق ، فرزند امام صادق (ع) بود كه در سال 193 ه‍ ق . به زيارت قبر حضرت زينب (س ) رفته بود و قبر فضه را نيز زيارت كرد.(133)روايات و راويان
ستاره فروزان نوبه كه نام درخشان خود (فضه ) را از رسول خدا گرفت ، همنشين و همدم حضرت فاطمه زهرا (س ) بود. ميزان اين علاقه و همراهى تا آنجا گسترش يافت كه او ((باب ))(134) فاطمه زهرا (س ) شد و به اين ترتيب ارتباط بانوان ديگر با فاطمه (س ) از طريق وى صورت مى پذيرفت . مجموعه بانوانى كه از حضرت فاطمه (س ) روايت نقل كرده اند عبارتند از: ((اسماء بنت عميس ))، ((زينب كبرى )) دختر امام على (ع) ((سلمى )) آزاد شده رسول خدا (ص) ((ام سلمه )) هند دختر ابى اميه و همسر رسول خدا (ص)، ((ام كلثوم )) دختر امام على (ع) ((زينب )) دختر ابى رافع و ((فضه )) نوبيه .(135)
فضه نوبيه با اينكه مدتى طولانى از مكتب رسول خدا (ص)، حضرت زهرا (س ) امام حسن ، امام حسين و حضرت زينب (س ) استفاده برد و شايد بخشى از امامت سجاد (ع) را نيز درك كرد، ولى در كتب رجالى و روايى از راويان به شمار نيامده است . برخى به مقام روايى وى اشاره كرده اند كه ابن شهر آشوب و شيخ مفيد از آن جمله اند.(136)
علامه شوشترى در كتاب ((خصائص الحسينيه )) به مقام ((محدثه )) بودن فضه اشاره كرده است و اما برخى از راويان عبارتند از:(137)
((1- على بن ابى طالب (ع):))
فضه از زمان ورود به مدينه و حضور در خدمت فاطمه زهرا (س ) توفيق حضور در محضر اميرمؤ منان (ع) را نيز يافت و ارتباط ولايى بين فضه و اين خاندان باعث شد خاطراتى از فضه توسط على (ع) براى آيندگان باقى بماند. موضوع تقسيم كار فضه با فاطمه زهرا (س )، آوردن هيزم و استجابت دعاى فضه نمونه اى از آن روايات است . متن يكى از اين روايات بدين صورت است .
روى عن الصادق (ع) عن آبائه عن على (ع) قال : ((ان رسول الله (ص) اخدم فاطمة ابنته جارية اسمها فضه النوبية و كان تشاطرها الخدمة ، فعلمها رسول الله (ص) دعاء تدعوا به فقالت لها فاطمة (س ) تعجين او تخبزين ؟ فقالت : بل اعجن يا سيدتى و احتطب فذهبت و احتطبت و بيدها حزمة و ارادت حملها فعجزت فدعت بالدعاء الذى علمها (ص) و هو ((يا واحد ليس كمثله اءحد تميت كل احد و تفنى كل احد و انت على عرشك واحد و لا تاءخذه سنة و لا نوم فجاء اعرابى كاءنه من ازدشنوءة فحمل الحزمة الى باب فاطمه (س ).(138)
از امام صادق (ع) به نقل از على (ع) روايت شده است كه : رسول خدا (ص) براى دخترش فاطمه (س ) خدمتكارى را استخدام كرد كه فضه نوبيه نام داشت و در خدمات با او همكارى مى كرد. پيامبر دعايى به وى ياد داد كه با آن دعا مى كرد.
فاطمه (س ) از او پرسيد: آيا خمير درست مى كنى يا نان مى پزى ؟ گفت : خمير درست مى كنم اى بانوى من و هيزم مى آورم .
او رفت و با دستش هيزم جمع كرد. وقتى خواست بياورد، نتوانست . پس با آن دعايى كه پيامبر ياد داده بود، دعا كرد و آن دعا آن بود ((اى يگانه اى كه كسى مانندش نيست ، همه مى ميرند و فانى مى شوند و تو بر عرش خود يگانه اى و چرت و خواب او را نمى گيرد.))
پس مردى باديه نشين كه از قبيله ازدشنوء بود آمد و هيزم ها را به خانه فاطمه (س ) حمل كرد.
((2- امام صادق (ع)))
امام جعفر (ع) كه به مقتضاى روزگار خويش ، محفل علمى بزرگى تشكيل داده و تشنگان زلال كوثر را از معارف آسمانى خود، سيراب مى ساخت ، نيز به مناسبت هاى گوناگون سرگذشت هايى از فضه را براى دوستداران حقيقت بيان مى فرمود: خبر مربوط به اطلاع تعداد معدودى از جمله فضه از خوابى كه فاطمه زهرا ديده بود، قضيه برخورد علمى فضه با خليفه ، روزه سه روزه و دعاى على (ع) از اين قبيل سرگذشت هاى پاك بانوى نوبه است كه امام صادق (ع) نقل كرده است . متن خبر برخورد علمى وى با خليفه به اين صورت است .
1- روى عن الصادق (ع) انه قال كان لفاطمة جارية يقال لها فضه ، فصارت من بعدها لعلى (ع)، فزوجها من ابى ثعلبه الحبشى ، فاءولدها ابنا، ثم مات ابو ثعلبة . و تزوجها من بعده ابومليك ، ثم توفى ابنها من اءبى ثعلبه فامتنعت من اءبى مليك ان يقربها، فاشتكاها الى عمر و ذالك فى ايامه . فقال لها عمر: ما يشتكى منك ابومالك يا فضه ؟
فقالت : انت تحكم فى ذالك و ما يخفى عليك . قال عمر: ما اجد لك رخصة قالت : يا ابا حفص ذهب بك المذاهب ان ابنى من غيره مات فاءردت ان اءستبرى ء نفسى بحيضة فاذا انا حضت علمت اءن ابنى مات و لا اءخ له و ان كنت حاملا كان الولد فى بطنى اءخوه فقال عمر: شعرة من آل ابى طالب اءفقه من عدى .(139)
و متن خبر مربوط به روياى فاطمه زهرا (س ) چنين است :
2- قال ابو عبدالله (ع): قال اميرالمؤ منين (ع): فلما انتبهت من مرقدها صاحت بى فاءتيتها فقلت لها: ما تشتكين ؟ فخبرتنى بخبر الرؤ يا ثم اخذت على عهد الله و رسوله انها اذا توفت لا اعلم احدا الا ام سلمة زوج رسول الله و ام ايمن و فضه و من الرجال ابنيها و عبدالله بن عباس و سلمان الفارسى و عمار بن ياسر و المقداد و اءبوذر و حذيفة .(140)
امام صادق (ع) فرمود: على (ع) فرمود: وقتى از مرقدش برخاست مرا صدا زد. به نزدش رفتم و گفتم از چه رنجورى ؟
او مرا از خوابى كه ديده بود آگاه كرد. آن گاه كه از من به خدا و رسولش تعهد گرفت كه تا لحظه وفاتش كسى جز ام سلمه همسر رسول خدا، ام ايمن ، فضه ، و از مردان دو فرزندش و عبدالله بن عباس و سلمان فارسى و عمار ياسر و مقداد و ابوذر و حذيفه ، را آگاه نسازم .
((3- سويد بن غفله (غفلة )))
سويد بن غفلة بن عوسجة بن عامر فقيه ، عابد و عظيم القدر بود، وى شهيد فتح يرموك و متوفى 80 تا 82، ه‍ق . است .
ابو اسحاق خيثمة بن عبدالرحمان ، ابراهيم نخعى ، شعبى ، سلمة بن كهيل ، ابراهيم بن عبدالاعلى ، نعيم ابن هند، عبد بن ابى لبابه و عبدالعزيز بن رفيع و ميسرة ابوصالح ... از وى روايت نقل مى كنند.
شيخ در رجال خود، سويد بن غفله را از ياران امام على (ع) و امام حسن مجتبى (ع) مى داند.
همچنين در رجال برقى با چهره اى ديگر از وى روبرو هستيم . برخى او را از اولياى اميرمؤ منان (ع) مى دانند. وى در اسناد تفسير قمى واقع شده است و فضل بن شاذان و... به وى اعتماد كرده اند.(141) از اين روى او بارها به خدمت على (ع) شرفياب مى شد.
دخلت على على بن ابى طالب (ع) العصر فوجدته جالسا بين يديه صحيفة فيها لبن حازر اجد ريحه من شدة حموضته و فى يده رغيف ارى قشار الشعير فى وجهه و هو يكسر بيده اءحيانا فاذا غلب كسره بركبته و طرحه فيه ، فقال : ادن فاءصب من طعامنا هذا، فقلت : انى صائم فقال : سمعت رسول الله (