) يقول : من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها، قال : فقلت لجاريته و هى قائمة بقريب منه : ويحك يا فضه اءلا تتقين الله فى هذا الشيخ ؟ الا تنخلون له طعاما مما ارى فيه من النخالة ؟
فقالت : لقد تقدم الينا اءن لا ننخل له طعاما قال : ما قلت لها فاءخبرته فقال : بابى و اءمى من لم ينخل له طعام و لم يشبع من خبز البر ثلاثة ايام حتى قبضه الله .(142)
((4- ورقة بن عبدالله ازدى ))
او موضوع زيارت خانه خدا، سخنان و اشعار فاطمه (س ) به نقل از فضه ، روايت كرده است .(143)
((5- ابوالقاسم قشيرى ))
وى موضوع حفظ قرآن از فضه را با واسطه نقل كرده است . سيد محسن امين درباره قبيله او مى نويسد: قشيرى قبيله اى از هوازن است و درباره ابوالقاسم قشيرى مى نويسد: وى همان على بن حسن بن قاسم است .(144)
ابوالقاسم القشيرى فى كتابه : قال بعضهم : انقطعت فى البادية عن القافلة فوجدت امراة فقلت لها من انت ، فقال : و قال سلام فسوف تعلمون ، فسلمت عليها فقلت ما تصنعين ههنا؟ قالت : من يهدى الله فلا فضل له ...(145)
((6- ابن عباس ))
وى از زمانى كه امام حسن و امام حسين (عليهما السلام ) مريض شدند مردم براى ملاقات آنان آمدند، روايت نقل مى كند و مى گويد:قال : مرض الحسن و الحسين فعادهما جدهما (ص) دعادهما عامة العرب . فقالوا لابيهما لو نذرت فقال علىّ ان عوفيا صيام ثلاثة ايام شكرا و قالت فاطمه كذالك و قالت جارية يقال لها فضه نوبيه ان براسيداى صمت الله عزوجل شكرا.(146)
حسن و حسين (عليهما السلام ) مريض شدند و پدر بزرگشان رسول خدا (ص) و گروهى از عرب آنها را ملاقات كردند. به پدر آن دو گفتند اگر نذر كنى (بهتر خواهند شد) على (ع) فرمود: اگر شفا يابند، سه روز روزه شكر نذر مى كنم . فاطمه (س ) نيز چنين گفت . دختركى نيز كه به او فضه نوبيه گفته مى شد، گفت : اگر هر دو خوب شوند براى خدا شكرانه روزه مى گيرم .(147)
((7- ابن ادريس ))
ادريس بن عبدالله الاودى از ياران امام صادق (ع) است و در كتب مختلف از وى نام برده شده است . آيت الله خويى در معجم رجال الحديث خود ادريس را از اصحاب امام صادق (ع) مى داند. او روايت مربوط به حضور فضه در كربلا را نقل مى كند كه در اصول كافى به آن استناد شده است .
قال : لما قتل الحسين اراد القوم ان يوطئوه الخيل فقالت فضه لزينب يا سيدتى ان سفينة كسر به فى البحر فخرج به الى الجزيرة فاذا هو باسد فقال يا ابا الحارث انا مولى رسول الله (ص) فهم بين يديه حتى وقفه على الطريق و الاسد فى ناحيه فدعينى امضى اليه فاعلمه ما هم صانعون غدا...(148)
((8- عمربن حريث ))
عمربن حريث (ابو احمد الصيرفى ) كوفى است و مورد اعتماد نجاشى بود. برقى و شيخ او را از اصحاب امام صادق (ع) مى دانند.(149)
و در مجلس ابن زياد حضور داشت و آنگاه كه ابن زياد قصد كرد حضرت زينب (س ) را به شهادت رساند او در صدد نجات وى برآمد.(150)
خبر مربوط به زهد حضرت على را او نقل كرده است :
و ترصد غداءه عمر بن حريث فاتت فضة بجراب مختوم فاخرج منه خبزا متغيرا حشنا فقال عمرو: يا فضة لو نخلت هذا لدقيق و طيبتيه قالت : كنت افعل فنهانى و كنت اضع فى جرابه طعاما طيبا فختم جرابه ثم ان اميرالمؤ منين (ع) فتة فى قصعته و صب عليه الماء ثم ذرّ عليه الملح و حسر عن ذراعه فلما فرغ قال : يا عمرو لقد حانت هذه و (مد يده الى محاسنه ) و خسرت هذه ان ادخلها النار من اجل الطعام و هذا يجزينى .(151)1- معجم البلدان ، ياقوت حموى ، واژه نوبه ، ص 323.
2- نوبه بخشى از حكومت سودان است . در اين كشور ده جمعيت قوى بزرگ وجود دارد. نوبه اى ها، تا قبل از سال 1964 ميلادى ، در امتداد نيل و حد فاصل اسوان پراكنده بودند. عده اى هم در مصر عليا سكونت داشتند. با به كار افتادن يك سد بزرگ (اسوان ) تمامى مردم (صد و بيست هزار نفر) به كرانه هاى ((ععلبره )) در نزديكى سد ختم القريه ، انتقال داده شدند و نوبه اى ها در حد فاصل آبشار دوم و سوم (صد هزار نفر) و فاصله آبشار سوم و چهارم (دويست هزار نفر) ساكنند.
در حال حاضر نوبه اى ها با بيش از 500 هزار نفر، 3 جمعيت اين كشور را شامل مى شوند. رشته كوه هاى نوبه و كوه معروف نوبه كه با سينه اى سرخ در جزيره ((حواءب )) خودنمايى مى كند، از هر سو مسلمانان را احاطه كرده اند. مردم دشت ها از اوايل قرن شانزده به اسلام گرويدند.
مسلمانان آفريقا، ژوزف ام كوك ، ترجمه ، دكتر اسدالله علوى ص 408 تا 425، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر، عبدالرزاق كمونه حسينى ، ترجمه عبدالعلى صاحبى ، ص 341، تاريخ سودان ، پى ام هالت ، ام دبليو دالى ، ترجمه دكتر نقى احمدى ، ص 25 تا 28.
3- فانه سيلد منها خير اهل الارض اعلام الورى ، طبرسى ، ص 302، سير اعلام النبلاء، ج 9، ص 387، نام وى را سكينه نوبيه ذكر كرده است .
4- عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 14 و 15، بحارالانوار، ج 49، ص 3؛ ارشاد مفيد، ص 304 و 37.
5- عيون اخبار الرضا، ص 15.
6- عيون اخبار الرضا، ص 2.
7- وصف الامام ((بابى ابن النوبيه الطيبه )) لان امه كانت نوبيه ، مجمع البحرين ، ج 4، ص 387، براى مطالعه بيشتر به كشف الغمه ، ج 3، ص 70 و 90 رجوع كنيد.
8- در المجدى فى الانساب ، ص 122، به وى اشاره شده است (...و ولد ابراهيم بن موسى الكاظم (ع) و هو لام ولد و يلقب بالمرتضى و هو الاصغر ظهر باليمن ايام ابى السرايا و كانت امه نوبيه اسمها تحيه ...)، و در عمدة الطالب ، ص 201، از وى با نام ((نجيه )) ياد شده است .
9- بحارالانوار، ج 10، (نقل از رياحين الشريعه ، ج 2، ص 316 تا 317).
10- الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج 8، ص 75، رديف 11628، از اين روى احتمال هاى ديگر خود به خود منتفى است ؛ چه آن كه او را اهل هند مى داند، مانند ابن حجر و يا شهرهاى دور دست ديگر، اما درباره پدرش هم برخى او را دختر پادشاه هند يا حبشه دانسته اند، مانند آنچه در ((بحارالانوار)) از ((اختصاص )) نقل شده است (فضه كانت بنت ملك هند) كه مسلما چنين تصورى برخاسته از همان برداشت هاى فوق است كه ما با توجه به روايات زيادى كه صراحتا به وى لقب نوبيه داده اند، آن برداشت ها را طرد مى كنيم ، الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج 4، ص ‍ 387، بحارالانوار، ج 9، ص 575 و ج 41، ص 274 و بحارالانوار، ج 9، ص 575، مشارق الانوار، ص ‍ 98 و 99.
11- اسدالغابة ، ج 5، ص 594، سير اعلام النبلاء، ج 9، ص 325، الغدير، ج 16، ص 174.
12- از جمله گزارش هايى كه از قرن نهم ميلادى بر جاى مانده و مبادله سالانه بردگان از نوبه با خواربار يكى از موارد آن است ، شمار اين بردگان تا ((360)) نفر مى رسيد.
تاريخ سودان ، پى ام ، هالت . ام دبليو دالى ، ترجمه دكتر نقى احمدى ، ص 26.
13- سال ورود فضه به مدينه مورد اختلاف است در اين باره مطالعات نشان مى دهد وى در سال هاى اوليه هجرت وارد مدينه شده است .
از نوشته هاى حافظ رجب برسى چنين بر مى آيد كه : فضه حداقل در سال پنجم هجرى وارد مدينه شده است ؛ زيرا وى سخن گفتن فضه با امام حسين (ع) را مطرح مى كند و با توجه با اين كه تولد امام حسين (ع) در سال سوم هجرى است و حداقل دو سال زمان نياز دارد تا بتواند با فضه سخن بگويد، لذا حداقل زمان را بايد سال پنجم هجرى دانست . مشارق الانوار، حافظ رجب برسى .
14- به دستور پيامبر (