ا نگشايد مگر اينكه محمد بن عبدالله (ص ) بدست خود آنرا باز فرمايد، و اين را نشان قبول شدن توبه خود قرار داده بود، تا اينكه آيه قبول شدن توبه او از جانب پروردگار نازل شد و در آن هنگام حضرت فاطمه (ع ) اراده فرمود آن بندها را بگشايد، و لى ابالبابه گفت : كسى جز پيامبر اكرم (ص ) نبايد مرا از بند رها نمايد، زيرا من به اين امر سوگند ياد كرده ام ، و چون اين سخن به گوش پيامبر اكرم (ص ) رسيد، حضرت فرمود: ((همانا، فاطمه پاره تن من است ، درود خدا بر او و بر فاطمه باد.
سپس راوى حديث چنين نتيجه مى گيرد: ((كه اين حديث دلالت دارد بر اينكه هر كس فاطمه (ع ) را دشنام دهد كافر مى شود، و هر كس بر او صلوات فرستد، برابر است با صلوات بر پدرش رسول خدا(ص ))) در كيفيت صلوات و سلام بر او و زيارتش ، اخبارى از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است كه همه نشانگر اين است كه حضرت زهرا(ع ) همانند رسول خدا(ص ) در اين مطلب كاملا استقلال داشته و صلوات و زياراتى مخصوص به خود دارد.
اين روايت را ((ابن حجر)) نيز در شرح كتاب ((جامع صغير))نقل كرده است ، و اجالبتر اينكه ((زين الدين مناوى )) صاحب كتاب ((كنوزالدقايق )) ضمن بيان اين حديث چنين نتيجه مى گيرد:
(با توجه به استدلال ((ابوالقاسم سهيلى )) در شرح حديث شريف ((فاطمه بضعه منى )) كه مى گويد: ((هر كس فاطمه (ص ) را دشنام دهد، چون اين عمل مشعر بر بغض او نسبت به آن حضرت است ، خدا چنين كسى را دشمن مى دارد، و هر كس را كه خدا دشمن بدارد يقينا كافر است ، لذا ناسزا گفتن به حضرت زهرا(ع ) را موجب كفر مى داند، و همين دلالت دارد بر اينكه : فاطمه (ع ) از شيخين (ابوبكر و عمر) افضل است !!!؟؟؟...)
((شريف سمهودى )) كه يكى از بزرگان عامه است در ادامه تشريح آن حديث مى فرمايد:
((و معلوم ان اولادها بضعة منها فيكونون بواسطتها بضعة منه و من ثم لم رات ام الفضل فى النوم ان بضعة منه وضعت فى حجرها، اولها رسول الله بان تلد فاطمه غلاما، فيوضع فى حجرها، فكل من يشاهد الان من ذريتها، بضعة من تلك البضعة ، و ان تعددت الوسائط، و من تامل ذلك انبعث فى قلبه داعى الاجلال لهم ، و تجنب بغضهم على اى حال كانوا عليه ))
((و كاملا روشن است كه نه تنها فاطمه (ع ) پاره تن پيامبر(ص ) است ، بلكه اولاد او چون بضعه فاطمه (ع )اند، آنان نيز به واسطه زهرا(ع ) پاره تن پيامبر(ص ) محسوب مى شوند))
اكنون نيز در هر كجا ذريه پيامبر(ص ) مشاهده شود، پاره تن رسول خداست ، اگر چه شما واسطه بسيار زياد شد، لذا هر كس اين موضوع را بدقت بررسى كند، در قلب خويش ‍ نسبت به آل محمد(ص ) احساس محبت مى نمايد، و از دشمنى نسبت به آنان در هر حال دورى مى جويد.
((ابن حجر)) مى فرمايد:
((و فيه تحريم اذى من يتادى المصطفى بتاذيه ، فكل من وقع منه فى حق فاطمة شى فتاذت به ، فالنبى يتاذى بشهادة هذالخبر، ولا شى اعظم من ادخال الاذى عليها من قبل ولدها، و لهذا عرف بالاستقراء معالجة من نعاطى ذالك بالعقوية فى الدنيا و لعذاب الاخرة اشد))
((حارم است آزار و اذيت فاطمه (عليهالسلام )، زيرا هر چيزى كه او را آزرده خاطر كند، پيامبر ص را دل آزرده مى نمايد، و آنچه رسول خدا را بيازارد، (در حقيقت ) خدا را اذيت كرده است .))
((ابن حجر)) در پايان سخن چنين نتيجه مى گيرد: آنچه تاريخ گذشته به ما گوشزد مى كند اين است كه جزاى كس كه زهرا(ع ) را بيازارد، گرفتارى دنياست ، و البته عذاب او در آخرت شديدتر خواهد بود)). ناسزا گفتن به حضرت صديقه سلام الله عليها، برابر است با دشنام به پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و در نتيجه مساوى است با دشنام به حضرت حق تبارك تعالى ، چنان كه رسول خدا(ص ) درباره على (ع ) مى فرمايد:
((لا تسبوا عليا، من سب عليا فقد سبنى ، و من سبنى فقد سب الله ))
((به على (ع ) دشنام ندهيد، هر كس به او دشنام دهد در حقيقت مرا ناسزا گفت است ، و هر كس به من دشنام دهد، همانا به خدا بد زبانى كرده است ))
((لا تبغضوا على ، من اغضب عليا فقد اغضبنى ، و من اغضبنى فقد اغضب الله ))
((على (ع ) را خشمگين مسازيد، كه هر كس او را به خشم آورد همانا مرا غضبناك كرده است ، و هر كس مرا خشمگين كند در حقيقت خدا را به خشم آورده است ))
((و من احبه فقد احبنى ، و من احبنى فقد احب الله ))
((هر كس على (ع ) را دوست داشته باشد، در حقيقت به من مهر ورزيده است ، و هر كس محبت مرا در دل داشته باشد، همانا خدا را دوست داشته است ))
اين فرمايشات پيامبر اكرم (ص ) و نظاير آنها درباره اميرالمؤ منين (ع ) بيان داشته اند، تنها شايسته آن وجود مقدسى است كه داراى مقام شامخ ولايت باشد، و مراتب مذكور از شئون مخصوص آن مرتبه والاست .
روايات بسيار از قول پيامبر اكرم (ص ) در منقبت حضرت زهرا سلام الله عليها، عينا با همين مضامين در كتب معتبر (شيعه و سنى ) نقل شده است كه نشان مى دهد آن حضرت در جميع احكام و شئون ولايت با رسول خدا(ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) شريك است ، لذا علما چنين فتوى مى دهند كه هر كس به پيامبر اكرم (ص )، يا اميرالمؤ منين (ع )، يا فاطمه زهرا(ع ) دشنام دهد واجب القتل مى شود، و دانشمندان عامه مى فرمايند: هم كافر است ، و هم واجب القتل . پروردگارا، به حق محمد و آل محمد، ما را از نظر لطف فاطمه زهرا سلام الله عليها دور مكن ، و (پرتو) ولايت او را در قلب ما جايگزين فرما، و با اعتقاد به اين مقام ولايت عمر ما را بپايان برسان .موضوع سيزدهم
اشتراك فاطمه زهرا سلام الله عليها با پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و حسنين عليهم السلام در مقامات و درجاى كه مخصوص و منحصر است به پنج تن آل عبا.
و با دقت در اين دسته روايات كاملا روشن مى شود كه آنان را مقام و مركزيت خاصى است ، و هرگز هيچ بشرى را به آن درجات والا راه نيست .
((زيدبن ارقم )) از پيامبر اكرم (ص ) روايت مى كند كه آن حضرت خطاب به اميرالمؤ منين (ع ) فرمود:
((انت يا على معى ، فى قصرى فى الجنة مع فاطمة ابنتى ، ثم تلى : اخوانا على سرر متقابلين ))
((يا على تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد، سپس پيامبر اكرم (ص ) اين آيه را تلاوت فرمود: برادران بر تختهاى بهشتى روبروى هم مى نشينند)) اين روايت را ((محب الدين طبرى ))در كتاب ((رياض )) - ((ابن مغازلى )) در ((مناقب )) - ((حميونى )) در ((فرائد)) - ((ابن با كثير)) در ((وسيلة المآل )) - و ((عاصمى )) در ((زين الفتى ))، ((احمد ابن حنبل )) در ((مناقب )) نقل كرده اند.
حديث ديگرى اميرالمؤ منين (ع ) مرفوعا از پيامبر اكرم (ص ) نقل كرده اند كه رسول اكرم (ص ) فرمود:
((فى الجنة درجة تدعى ((الوسيله )) ، فاذا سالتم الله ، فسلوا لى ((الوسيله ))، قالوا يا رسول الله ، من يسكن معك فيها، قال : على ، و فاطمة والحسن والحسين ))
((در بهشت درجه اى است به نام ((الوسيله )) هر گاه بخواهيد در هنگام دعا چيزى براى من از خدا بطلبيد، مقام ((وسيله )) را مسئلت نمائيد، گفتند يا رسول الله چه كسانى در اين درجه (مخصوص ) با شما همنشين هستند، فرمود: على (ع )، فاطمه (ع )، حسن (ع ) و حسين (ع ).))
اين حديث از دانشمندان عامه (سنى ) نيز در كتب خود ذكر نموده اند، از جمله ((سيوطى )) در كتاب ((جامع الكبير)) از ((حافظ ابن مردويه )) نقل كرد