فاطمه (ع ) و حسنين سلام الله عليهما مى باشد.
در تمام مواقف ، آنجا كه از مسير پنج تن سخن رفته است ، رديف و ترتيب حركت چنين است : فاطمه (ع ) از همه جلوتر، و رسول خدا(ص ) پشتر سر فاطمه (ع )، و اميرالمؤ منين (ع ) بعد از پيامبر اكرم (ص )، حسنين پشت سر آنان هستند، حتى ورود پنج تن عليهم السلام به بهشت نيز به همين ترتيب است .
دانشمندانى كه اين روايت ((ابوهريره )) را نقل كرده اند عبارتند از: ((محب الذين طبرى )) در ((ذخاير العقبى )) - ((حاكم ))در ((مستدرك )) كه صحت آنرا بررسى و تاءييد كرده است - ((ابن عساكر)) در تاريخش - ((خطيب )) در تاريخش - ((سيوطى )) ضمن نقل اين حديث از ((ابوالشيخ )) و ((حاكم )) و ((خطيب )) و ((ابن عساكر)) چنين نتيجه مى گيرد كه اين روايت آن احاديثى را كه از طريق شيعه درباره پيشگام بودن فاطمه (ع ) در هنگام سير پنج تن نقل شده است ، تاءييد مى كند، ((حافظ سيوطى )) با ذكر اسناد و مدارك در كتاب ((جمع الجوامع ))آورده است كه حضرت رسول (ص ) فرمود:
((اول شخص يدخل الجنه فاطمة بنت محمد))
((اولى كسى كه به بهشت وارد مى شود فاطمه دختر محمد(ص ) است ))
و در حديث ديگر:
((ان اول من يدخل الجنة : انا، و على ، وفاطمة ، والحسن والحسين ))
((ما پنج تن قبل از همه كس به بهشت وارد مى شويم ))
از اين دسته اخبار، و احاديث ديگرى كه در اين موضوع از پيامبر اكرم (ص ) وارد است ، معلوم مى شود كه فاطمه عليهالسلام داراى مركبهائى است مخصوص به خود، كه گاهى از نور، گاهى از ياقوت ، و گاهى از زمرد است ، و يكى از مركبهاى آن حضرت نيز ((عضباء)) است .
فاطمه سلام الله عليها هنگام سير در مواقف متعدد، مركبهاى مختلفى دارد، موقع ورود به محشر، هنگام داخل شدن به بهشت ، وقت سير در جنت ، و مراحل ديگر در موقفى سوار بر مركب مخصوص مى باشد، و اينكه در احاديثمركبهاى آن حضرت را متنوع ذكر كرده اند، به سبب همين تعداد مواقف و منازل است . اين منقبت فاطمه سلام الله عليها كه در ميان جميع زنان ، از اولين و آخرين ، تنها بانوئى است كه سوار بر مركب محشور دارد، خود برهان روشن و قاطعى است كه آن حضرت داراى مقام شامخ ولايت بوده ، و از شئون همين رتبه والاست كه جميع زنان عالم در محشر پياده اند، و او كه ولية الله است ، سوار بر مركب مخصوص به خود.موضوع پانزدهم
دليل ديگرى كه ((ولية الله )) بودن حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها را اثبات مى كند، استقلال اوست در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت و كيفيت زيارتش ، كه همانند صلوات بر پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و حسنين (ع ) و زيارات آنان است ، يعنى همانگونه كه به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زيارتشان امر شده است ، نسبت به حضرت زهرا(ع ) نيز در اين موارد، همگان مامور، و ماجورند.
فاطمه عليهالسلام كه مشمول آيه تطهير و از اهل بيت پيامبر اكرم (ص ) يعنى آل محمد(ص ) است كيفيت صلوات بر او را رسول خدا(ص ) بصراحت چنين بيان داشته است :
((لا تصلوا على صلوة بتراء، ان تصلوا على و تكستوا عن آلى ))
((بر من صلوات بريده شده (ناقص ) نفرستيد، سول شد يا رسول الله (ص ) صلوات بريده شده چيست ؟)) ((فرمود: اينكه بر من صلوات بفرستيد ولى در باره ((آل من )) ساكت باشيد.))
صلواتى كه شامل على ، فاطمه و حسنين عليهم السلام نباشد، مقطوع و بريده ، و مورد قبول خدا و رسولش نمى باشد، لذا حضرت صديقه زهراعليه السلام همرديف و برابر افرادى است كه جميع مسلمين با ايمان جهان (از شيعه و سنى ) هر شبانه روز در تشهد نمازهاى پنجگانه بر او درود مى فرستند، و او در اين مقام ، همتاى محمد بن عبدالله (ص )، و على (ع )، و حسنين (ع ) است و همين لزوم صلوات بر فاطمه عليهالسلام در هنگام اقامه نماز، يك منقبت و فضيلت ساده نيست ، بلكه نشانگر مرتبه اعلى و منصب والاى آن حضرت است كه اينچنين در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است ، و بدون ترديد بايد فاطمه (ع ) خود ((ولية الله ))و داراى مقام ولايت بوده باشد، تا همرديف و همتاى اولياء خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جميع مومنين جهان در هر زمان و مكان باشد.
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
((من صلى عليك يا فاطمة غفرالله له والحقه حيث كنت من الجنة ))
((يا فاطمه هر كس بر تو صلوات فرستد، خداى تعالى از او در گذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند.)) چنان كه در موضوعهاى قبلى مشروحا بيان شد، مقصود از تعبيرات (همدرجه شدن با رسول الله (ص )) يا (ملحق شدن به پيامبر اكرم در بهشت ) و يا (همسايه بودن با آن حضرت ) كه در روايات مكرر بكار رفته است ، جمع شدن جميع مؤ منين در مرتبه (درجة الايمان ) است كه جامع تمام آن كسانى است كه با عقايد درست ، و با ايمان به آنچه از رسول خدا(ص ) به ما رسيده است ، از جهان رفته اند. در آن درجه همه مؤ منين يكسانند و در كنار هم ، ولى جاى هيچگونه ترديدى نيست كه مراتب و درجات ديگر كه شمار آنها برابر تعداد افراد بشر و بسيار متفاوت است ، كاملا محفوظ بوده ، و مقام هر كس مخصوص به خود او مى باشد.
حضرت رسول اكرم (ص ) در حديثى يكى از فضائل حضرت فاطمه (ع ) را چنين بيان مى فرمايد:
((اتانى الروح ، قال ان فاطمة اذا قبضت و دفنت يسئلها الملكان فى قبرها، من ربك ؟))
((فتقول الله ربى ، فيقولان فمن نبيك ؟، فتقول ابى ، فيقولان فمن وليك ؟، فتقول هذا))
((القائم على شفير قبرى على ابن ابيطالب ، الا و ازيدكم من فضلها))
((جبرئيل (روح ) آمد به نزد من و گفت : هنگامى كه فاطمه (ع ) قبض روح مى شود و دفن مى گردد، دو ملك در قبر از او سؤ ال مى كنند: پروردگار تو كيست ؟، مى فرمايد (الله ) پروردگار من است . سپس مى پرسند پيامبرت كيست ؟، در پاسخ مى فرمايد: پدرم . آنگاه سؤ ال مى كنند: ولى تو كيست ؟ در جواب مى گويد: على بن ابيطالب (ع )، همين كسى كه در كنار قبرم ايستاده است .
پيامبر اكرم (ص ) در پايان سخن مى فرمايد: آيا باز هم فضائل ديگر زهرا(ع ) را بيان كنم ؟
شايد پيامبر اكرم (ص ) مى خواهد بدينوسيله تذكر دهد كه فاطمه (ع ) تنها كسى است در عالم ، كه پدرش ((رسول الله و همسرش ((ولى الله )) است ،))
در يك روايت ديگر پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
((ان الله قد و كل بها رعيلا من الملائكه ، يحفظونها من بين يديها و من خلفها و عن يمينها و عن شمالها و هم معها حياتها، و عند قبرها و عند موتها يكثرون الصلوة عليها و على ابيها و بعلها و بنيها، فمن زارنى بعد وفاتى فكانما زارنى فى حياتى ، و من زار فاطمة فكانما زارنى ، و من زار على ابن ابيطالب فكانما زار فاطمه ، و من زار الحسن و الحسين فكانما زار علينا، و من زار ذريتهما فكانما زارهما))
((همانا، خداى تعالى يك دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه (ع ) گماشته است ، تا از چهار طرف نگهبان او باشند، و اين ملائك در حال حيات ، و هنگام مرگ او، و كنار قبرش پيوسته در خدمت او هستند، و كارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست (يعنى در منطق ملائك و لسان فرشتگان ، صلوات بر پيامبر اكرم (ص ) و على (ع ) و حسنين (ع ) همواره بايد با صلوات بر فاطمه عليهاسلام توام باشد، و در اين منقبت نيز آن حضرت برابر و همرديف آن چهار وجود مقدس ديگر مى باشد) 