رازى

17 تير ماه 1369 پيشگفتار مترجم

بِسْمِ اللَّه الرّحمن الرّحيم

براى اينكه با بصيرت بيشتر، اين كتاب را مطالعه كنيد، به مطالب زير توجّه فرمائيد:

1- شيخ عباس قمّى ، محدّث خبير و عاليمقام

اين كتاب ترجمه يكى از تأليفات گرانقدر مرحوم محقّق مخلص و بزرگ شيخ عبّاس قمّى صاحب مفاتيح الجنان است، كه بنام «بَيْتُ الْاَحْزانِ فِى ذِكْرِ اَحْوالاتِ سَيِّدَةِ نِساءِ العالَمينَ فاطِمَة الزَّهْراءِ عَلَيْهاالسَّلامُ» در قطع وزيرى به زبان عربى در 160 صفحه طبع و منتشر شده است، و نخستين بار به سال 1363 ه.ق انتشار يافته است. [چاپ جديد اين كتاب در سال 1404 ه.ق توسط منشورات حسينيه عمادزاده ى اصفهان، به طبع رسيده كه در دسترس مترجم است.]

عالم ربّانى مرحوم شيخ عبّاس قمّى (ره) كه نامش براى همه ى ما آشنا است از علماى خيّر و مخلص و بسيار موفّق بود كه همه ى عمر پربركت خود را على الدّوام به تحقيق و بررسى علوم اسلامى، و نشر فرهنگ اسلام با بيان و قلم پرداخت، و به عنوان محدّث بزرگ، و خاتم المحدّثين شهرت يافت.

اين مرد بزرگ به سال 1294 قمرى (116 سال قبل) در قم متولّد شد، و در سال 1359 ه.ق در سنّ 65 سالگى (بعد از نصف شب 23 ذيحجه) در نجف اشرف از دنيا رفت، و قبر شريفش در ايوان سوّم ناحيه ى شرقى صحن شريف مرقد مطهر حضرت على (ع) كنار قبر استادش آيت اللَّه محدّث نورى قرار دارد. و ى در قم پس از كسب علوم مقدّماتى، به سال 1316 ه.ق عازم نجف اشرف گرديد و در حضور اساتيد بزرگ حوزه ى علميه نجف به ادامه ى تحصيل پرداخت و به پيشرفتهاى فوق العاده اى دست يافت، و در آن حوزه ى بزرگ، بيشتر در درس آيت اللَّه حاج ميرزا حسين نورى حاضر مى شد و اكثر اوقاتش را در محضر اياشن به تحقيق و بررسى و استنساخ تأليفات محدّث نورى مى پرداخت.

در همان دوران جوانى آثار نبوغ و درايت و عشق به مطالعه و تحقيق از چهره اش آشكار بود، و در اوج پرهيزكارى و پاكى بسر مى برد، و از خصوصيّات زندگى او اينكه: عشق و علاقه خاصّى به نشر احكان و فرهنگ اسلام با بيان و قلم داشت، و همواره از شهرى به شهر ديگر مسافرت مى كرد و منبر مى رفت و كتاب مى نوشت.

مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى (صاحب كتاب الذّريعه) كه در نجف اشرف مدّتى با محدّث قمّى، هم حجره بود، درباره ى او مى نويسد: «من سه سال جلوتر از محدّث قمّى به نجف اشرف رفتم، و دو سال جلوتر از او به حوزه ى درس محدّث نورى پيوستم، از همه ى علماء بيشتر با محدّث قمّى مأنوس بودم و مدّتها در حجره يكى از مدارس علمى نجف اشرف، زندگى مى كرديم، در اين مدّت او را يك انسان نمونه، كامل، دانشمند و فاضل يافتم و براستى كه عنصرى ارزشمند، پرهيزكار، متواضع، خوش اخلاق، پارسا و سليم النفس بود، او به سال 1322 ه.ق به ايران مراجعت كرد و به تأليف و تصنيف كتابهاى اسلامى همّت گماشت، و به سال 1331 ه.ق به مشهد مقدّس رفت و در جوار مرقد حضرت امام رضا (ع) سكونت كرد، و به تأليفات خود ادامه داد، او دائماً مشغول نوشتن بود، عشق سرشارى به نوشتن و تحقيق و تدوين داشت بطورى كه هيچ چيزى نمى توانست او را از اين كار بازدارد، تا اينكه پس از مراجعت از سوّمين سفر حج به قم، بعضى از علماء از وى خواستند تا براى تحكيم و گسترش حوزه ى علميه قم در كنار آيت اللَّه العظمى شيخ عبدالكريم حائرى بماند، او اجابت كرد و در قم ماند و از اصحاب آيت اللَّه حائرى (ره) بود و به عنوان يكى از ياران مخلص و باوفاى او خوانده مى شد. [طبقات اعلام الشيعه جلد 3 ص 998- الكُنى و الالقاب ج 3 ص 297 تا 313.]

2- تأليفات محدّث قمّى

محدّث خيبر، حاج شيخ عباس قمّى (ره) در تأليف و تصنيف و ترجمه ى كتابهاى اسلامى، يد طولائى داشت، و مى توان گفت: در عصر خود در اين راستا نهضت فرهنگى عظيمى در شئون مختلف اسلامى پديد آورد و با كوشش هاى محقّقانه و خستگى ناپذير خود، ميراث فرهنگى بزرگى را به يادگار گذاشت، تأليفات او را كه بعضى داراى چند جلد قطور است تا شصت و سه عدد ذكر كرده اند [نام 60 عدد از اين كتب در كتاب الكنى و الالقاب ج 3 ص 302 تا 313 آمده است.] كه در اينجا به ذكر نام بعضى از آنها مى پردازيم:

1- الانوار البهية.

2- مفاتيح الجنان.

3- منتهى الآمال (2 جلد).

4- تتّمة المنتهى.

5- سفينة البحار (2 جلد).

6- الكنى و الالقاب (3 جلد).

7- كُحْلُ البصر.

8- تحفة الاحباب.

9- فوائد الرضويّه.

10- ذخيرة العقبى.

11- ذخيرة الابرار.

12- سبيل الرشاد.

13- نفس المهموم.

14- ترجمه مصباح المتهجّد شيخ طوسى (ره).

15- كتاب حاضر، كه بعد از وفات مؤلف، چاپ و منتشر شده است. و ...

كتاب حاضر با اسلوبى متين، محتوى نمونه هائى از فضائل زندگى برترين بانوى دو جهان حضرت زهراى اطهر (سلام اللَّه عليها) است، كه اكنون از عربى به فارسى ترجمه شده و تقديم مى گردد، اميد آنكه همه ى ما- بخصوص بانوان- درسهاى سودمندى از مكتب ارزشمند آن بانوى بى همتاى جهان بياموزيم، و با الگو قرار دادن آن، به سعادت دو جهان نائل شويم. لازم به تذكّر است كه بعضى از قسمتهاى كتاب به عللى ترجمه ى آزاد شده است، و مطالبى كه ميان پرانتز، در متن آمده است از مترجم مى باشد.

بدين وسيله از استاد معظّم حضرت آيت اللَّه ناصر مكارم شيرازى (مُدَّ ظِلُّهُ العالى) كه با مقدّمه ى شيواى خود بر اعتبار و وزانت اين كتاب افزوده اند، و حق بزرگى بر اينجانب دارند، بخصوص در اين جهت كه ايشان قلم را بدست من دادند، صميمانه تشكر مى نمايم.

حوزه ى علميّه قم- محمد محمّدى اشتهاردى

تير ماه 1369 شمسى مقدمه ى مؤلّف

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

مقدمه چاپ: هشتم

تجديد نظر در زندگى حضرت زهرا عليهاالسلام

درباره ى شأن حضرت زهرا عليهاالسلام نبايد به اين كتاب و امثال آن اكتفا كرد، در حقيقت اين كتاب قطره اى از درياى باعظمت مقام ارجمند حضرت زهرا (س) را نشان داده است، و در شأن آن بانوى گرانقدر هر چه بيشتر در روايات و كتابهاى علماى پيشين، جستجو مى كنيم مطالب تازه ترى مى يابيم، كوتاه سخن آنكه ناگفته ها در شأن حضرت زهرا (س) بسيار بيشتر از گفته ها است، در اينجا نظر شما را به دو حديث جالب و جامع در شأن حضرت زهرا (س) كه در اين كتاب نيامده، و نشانگر اوج عظمت مقام آن دخت گرانقدر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) است جلب مى كنيم:

1- به طور مسند، از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده كه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و فرمود:

يا اَحْمَدُ لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاكَ، وَ لَوْ لا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ وَ لَوْ لا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما:

اگر تو نبودى موجودات را نمى آفريدم، و اگر على (عليه السلام) نبود، تو را نمى آفريدم، و اگر فاطمه عليهاالسلام نبود شما دو نفر (پيامبر و على) را نمى آفريدم.» [عوالم العلوم، علّامه شيخ عبداللَّه بحرانى (شاگرد علّامه مجلسى) تحقيق سيد محمد باقر ابطحى، ج 11، ص 26- مرحوم علّامه نمازى (متوفى 1405 ه.ق) در كتاب مستدرك سفينةالبحار، جلد 3، صفحه 334، اين حديث را از كتاب «مجمع النّورين و ملتقى البحرين» تأليف مولى ابوالحسن فاضل مرندى (