نگ بسيار سخت و عظيمى رهسپار مى شد ، آن عِصابه را به سر مى بست، هنگامى كه مى خواست به جنگ مذكور برود، نزد فاطمه (س) آمد، و آن عصابه را طلبيد. فاطمه (س) گفت: كجا مى روى؟ مگر پدرم مى خواهد ترا به كجا بفرستد؟

حضرت على (ع) فرمود: به سوى بيابان ريگزار [منظور جنگ ذات السّلاسل است كه در سال هشتم هجرت در سرزمين يابس واقع شد، دوازده هزار سوار در لشكر دشمن وجود داشت، حضرت على (ع) يا جمعى به سوى دشمن رفت و با آنها جنگيد و سرانجام پيروز شد، و سوره ى عاديات در شأن پيروزى و شهامت على (ع) و يارانش نازل گرديد (مجمع البيان ج 10 ص 528)- مترجم.] مى فرستد.

حضرت فاطمه (س) از خطر اين سفر، و مهر و محبّتى كه به على (ع) داشت، گريان شد.

در همين هنگام پيامبر (ص) به خانه ى فاطمه (س) آمد و به فاطمه (س) فرمود: چرا گريه مى كنى؟ آيا مى ترسى كه شوهرت كشته شود؟ نه، انشاءاللَّه كشته نمى شود.

على (ع) به پيامبر (ص) عرض كرد: «اى رسول خدا! آيا نمى خواهى كشته شوم و به بهشت بروم؟». نمونه اى از مهربانى حضرت زهرا به فرزندانش

در اين مورد كافى است به ذكر آنچه را كه مرحوم صدوق از حماد، و او از امام صادق (ع) نقل كرده در اينجا بياوريم، آن حضرت فرمود: جايز نيست كه مردى با دو زن از فرزندان (و نواده هاى) حضرت زهرا (س) ازدواج كند [يعنى در يك زمان دو همسر سيّده داشته باشد.] زيرا اين خبر به او مى رسد و بر او سخت مى گذرد، حماد عرض كرد: آيا اين خبر به آن حضرت مى رسد؟

امام فرمود: آرى سوگند به خدا.ضميمه چهارم : بحثى كوتاه درباره شخصيت عبادى و ايمان حضرت فاطمه عليهاالسلام
يكى از اساسى ترين فضايل و مناقب حضرت فاطمه عليهاالسلام بعد عبادى شخصيت آن حضرت و اوج ايمان اوست . در اين بخش از كتاب مقاله كوتاهى درباره اين دو بعد از شخصيت ايشان را مطالعه خواهيد كرد. اين نوشته رساله مستقلى است كه نگارنده در سال 1374 نوشته ولى خلاصه اى از آن را به عنوان يكى از مهمترين مناقب و ابعاد شخصيتى حضرت فاطمه عليهاالسلام در اين بخش نقل مى نمايد.
فهرست محتويات
فصل اول : ايمان و يقين حضرت فاطمه عليهاالسلام
فصل دوم : شخصيت عبادى حضرت فاطمه عليهاالسلام
فصل سوم : برخى از خصوصيات نمازها و عبادتهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام
فصل چهارم : آشنايى با برخى از نمازهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام
1 - خلاصه
2 - نمازهاى دو ركعتى
3 - نمازهاى چهار ركعتى
4 - ساير نمازها
5 - نماز توسل و استغاثه به حضرت فاطمه عليهاالسلام
فصل پنجم : آشنايى با تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام و اقسام آن
فصل ششم : آشنايى با برخى حرزها و تعويذهاى حضرت فاطمه
فصل هفتم : آشنايى با برخى دعاهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام
مصادر و منابع تحقيق و تعليق
فصل اول
ايمان و يقين حضرت فاطمه عليهاالسلام
رسول گرامى اسلام درباره دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گويد:
ان ابنتى فاطمة ملاء الله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا الى مشاشها (1070)
ترجمه : به تحقيق دخترم فاطمه ، قلب و تمام جوارحش مملو از ايمان و يقين گشته ، به طورى كه بالاتر از آن مرتبه ، ايمان و يقينى قابل تصور نيست .
در تفسير و توضيح اين حديث شريف به چند نكته مهم بايد توجه داشته باشيم :
1 - ايمان داراى دو رتبه است :
اول : ايمان قلبى
دوم : ايمان عملى
ايمان قلبى و باطنى آن است كه در درون انسان پديد مى آيد و از آن با تعبيراتى چون اعتقاد، باور درونى و معرفت ياد مى شود.
وجود ايمان و باور درونى از ضروريات زندگى بشر است به طورى كه تصور اين امر كه فردى اعتقاد و باور قلبى وجود داشته باشد مستحيل و غير قابل قبول مى نمايد.
مى دانيم كه خداوند متعال از اهل اسلام اعتقاد و باور درونى نسبت به امور ضرورى (1071) مانند وجود خداوند، پيامبران ، روز حساب و بسيارى امور ديگر را خواسته است اما وجود منحصر اعتقاد قلبى را براى يك مسلمان كافى نمى داند و از او مى خواهاد كه ايمان باطنى خود را با عمل تواءم نمايد.
پيامبر گرامى اسلام در اين مورد فرمايد:
الايمان ما خلص فى القلب و صدقته الاعمال . (1072)
ترجمه : ايمان آن است كه در قلب ايجاد شود و عمل انسان بر اساس آن انجام پذيرد.
يعنى ايمانى كه فقط در باطن انسان جاى گيرد و عمل انسان را تحت تاءثير خود قرار ندهد، آن ايمان حقيقى نبوده و مقبول حق تعالى قرار نمى گيرد.
على عليه السلام در تعريف ايمان مى فرمايد:
الايمان اقرار باللسان و معرفة بالقلب و عمل بالاركان (1073)
ترجمه : ايمان قلبى عبارت از اقرار در زبان ، باورداشتن در قلب ، و عمل كردن بر اساس آن است .
از همين روست كه در جاى ديگر مى فرمايد:
الايمان و العمل اءخوان تواءمان و رفيقان لا يفترقان ، لا يقبل الله اءحدهما الا بصاحبه (1074)
ترجمه : ايمان و عمل چون دو برادر به هم پيوسته اند و از يكديگر جدايى نمى پذيرند، و خداوند عزوجل هيچ يك از آنها را به تنهايى نمى پذيرد و هر دو را با هم مى خواهد.
و امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
الايمان عمل كله . (1075)
ترجمه : تمام ايمان عمل است و چيزى كه در آن عمل نباشد ايمان نيست .
حال به حديث رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله درباره حضرت فاطمه باز مى گرديم و درمى يابيم كه ايمان فاطمه عليهاالسلام نه صرفا ايمان قلبى است كه در حد يك باور و اعتقاد درونى باشد و اعمال او تحت تاءثير شرايط، محيط، عادت ، تربيت و... ؛ و نه صرفا جنبه فعلى و عملى دارد بلكه رسول خدا درباره ايمان وى مى گويد:
ملاالله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا... .
خداوند قلب و عمل او را مملو از ايمان كرده است .
2 - ايمان فزونى و كاستى مى پذيرد:
امام صادق عليه السلام در اين مورد فرمايد:
الايمان حالات و درجات و طبقات و منازل . (1076)
ترجمه : ايمان داراى حالات مختلف ، درجات متعدد، طبقات و منازل متفاوت است .
و نيز فرموده است :
ان المؤ منين بعضهم اءفضل من بعض . (1077)
ترجمه : اشخاص داراى ايمان از نظر ايمانى برخى بر برخى ديگر برترى دارند.
پيامبر اسلام در اين زمينه فرموده است :
الايمان يزيد و ينقص (1078)
ترجمه : ايمان زيادت پذير و كاستى پذير است .
و از اين روايات معلوم مى گردد كه تحت تاءثير برخى علل و عوامل ، ايمان انسان قوى يا ضعيف مى گردد تا آنجا كه در برخى به اوج مى رود و به مرتبه ((يقين )) مى رسد و يا چنان حضيض مى پذيرد كه كفر، شرك يا نفاق جايگزين آن مى شود.
گاهى نيز چنين است كه ايمان در مدارج پايين تر قرار مى گيرد، و همان تحت تاءثير عواملى ممكن است اوج گرفته و در درجات بالاتر استقرار مى يابد.
اما فاطمه عليهاالسلام چه در زمان حيات پيامبر و چه در مدت كوتاه زندگيش پس از رحلت او، از ايمانى در اوج برخوردار بود و از اين رهگذر است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره او فرمود:
ملاالله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا الى مشاشها
ترجمه : قلب و اعضاء و جوارح فاطمه از يقين او مملو گرديده و او در اوج مراتب ايمان و يقين قرار گرفته است .
3 - امام على عليه السلام فرمايد:
غاية الايمان الايقان . (1079)
ترجمه : نهايت ايمان يقين است .
يعنى اگر امان در وجود انسان راسخ گرديد و به واسطه ((عمل آگاهانه )) تثبيت