ى شنود و آنچه پيامبر به آن عمل مى كند و توصيه مى نمايد حق حقيقى است كه از عمق جان برمى خيزد و در عمق دلها نفوذ مى كند، پس جز آن را بر خود نمى پسندد و پاى در جاى پاى پدر مى نهد، و از اين روست كه فاطمه ، فاطمه مى شود و لياقت آن را پيدا مى كند كه سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين خوانده شود.
پس بنا بر عوامل تكوينى و تربيتى و خواست آگاهانه فاطمه است كه او را شخصيتى متكامل و برخوردار از همه صفات عالى ، از آن جمله : زهد، ورع ، عرفان و عبادت به بار مى آورد و الگوى كسانى مى سازد كه مى خواهند مقام واقعى انسانيت را بشناسند و چنان باشند.
فصل سوم
برخى از خصوصيات نمازها و عبادتهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام
اول
يكى از خصوصيات ويژه درنماز و عبادت حضرت فاطمه عليهاالسلام خوف و خشيت وى بوده است .
ابومحمد ديلمى در ارشادالقلوب روايتى را در اين باره نقل نموده و گويد:
و روى : كانت فاطمه تنهج فى صلواتها من خوف الله . (1094)
ترجمه : و روايت شده كه در نماز و دعا براى فاطمه عليهاالسلام پيش مى آمد ((خوف و خشيت )) وى از حضرت بارى تعالى بوده است .
ممكن است پرسيده شود كه : ((خوف از چه چيزى ؟)) مگر حضرت فاطمه معصوم نبوده و آيه تطهير در شاءن او نازل نشده است ؟ پس كسى كه خداوند او را از معاصى و پليدى ها تطهير نموده و گناهى از او صادر نمى شود چرا بايد خائف و ترسان باشد؟
در پاسخ گوييم :
خوف اسباب متعدد دارد، گاهى به سبب گناه و سوءعمل است و اينكه فردى مى داند در محضر كسى ايستاده كه او را به دليل گناهش مجازات خواهد كرد، و گاهى منشاء خوف اطلاع و يقين نسبت به نقص خود و كمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر كامل بيند البته نفسش به شماره مى افتد، رنگش متغير مى شود و حتى غش به او دست مى دهد.
در روايتى آمده است :
كان اءميرالمؤ منين اذا اءخذ بالوضوء يتغير وجهه من خيفة الله
ترجمه : على عليه السلام هرگاه وضو مى ساخت ، رنگ چهره اش از خوف الهى تغيير مى كرد.
و در روايت ديگرى آمده است :
امام حسن مجتبى عليه السلام هرگاه سجده شكر به جاى مى آورد از خشيت و خوف مقام ربوبى حالت غش به او دست مى داد.
امام وقتى از وضو فارغ مى گرديد رنگ چهره اش تغيير مى كرد، هنگامى كه از وى درباره علت اين حالت سؤ ال كردند، فرمود:
حق آن است كه وقتى در برابر كسى چون او (پروردگار عالميان ) مى ايستيم رنگ از چهره ما پريده باشد.
و شبيه اين روايات را درباره ساير امامان شيعه و صديقين نيز نقل نموده اند، در روايتى آمده است كه از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: چرا وقتى براى وضو حاضر مى شويد رنگ چهره شما زرد مى گردد؟ فرمود:
چه مى دانيد كه به حضور چه كسى مى روم ؟
بنابراين معلوم مى شود كه علت خوف و خشيت حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفت تمام نسبت به خداوند متعال مى باشد.
حال اگر كسى بگويد: جايگاه خوف و خشيت در قلب است ؟ گوييم : امام مؤ منان على بن ابى طالب عليه السلام در اين باره گويد:
بنده خداوند طعم ايمان را وقتى مى چشد كه داراى خوف و رجا باشد و اگر خوف و رجاى او صحيح و كامل باشد، اثر آن ، در جسد و عمل مؤ من ديده مى شود.
دوم
امام حسن مجتبى عليه السلام درباره چگونگى دعاكردن مادرش حضرت فاطمه عليهاالسلام گويد:
كانت فاطمة اذا دعوت تدعو للمؤ منين و المؤ منات و لا تدعو لنفسها، فقلت لها: يا اماه لم لا تدعين لنفسك كما تدعين لغيرك ؟
فقالت : يا بنى ! الجار ثم الدار (1095)
ترجمه : فاطمه عليهاالسلام هرگاه دعا مى كرد زنان و مردان مؤ من را دعا مى نمود و براى خود دعايى نمى كرد، به او گفتم :
اى مادر! چرا همان طور كه براى آنها دعا مى كنى ، براى خود دعا نمى كنى ؟
فرمود: فرزندم ! اول همسايه بعد خودت .
سوم
يكى ديگر از خصوصيات عبادت حضرت فاطمه عليهاالسلام مراقبت بر اوقات مخصوصه بود، براى مثال روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به دخترش فرمود:
در روزى جمعه ساعتى وجود دارد كه هر كس در آن ساعت چيزى را از خداوند بخواهد، عطايش مى نمايد.
حضرت فاطمه از پدرش درباره اين ساعت پرسيد و پيامبر فرمود:
آن هنگامى است كه نصف خورشيد غروب كرده و نيمه ديگر آن نمايان است .
هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام اين سخن را شنيد و به يكى از خدمتكاران خود فرمود كه به هنگام غروب خورشيد در روز جمعه مراقبت نمايد، و هرگاه مشاهده كرد كه نيمى از خورشيد غروب كرده وى را مطلع نمايد، و چون از اين موضوع اطلاع پيدا مى كرد به دعا و راز و نياز با خداوند مى پرداخت .
مراقبت بر اوقات خاصه اختصاص به شخص فاطمه عليهاالسلام نداشته بلكه در روايتى آمده كه آن بانو مى فرمايد:
ما در شب قدر بچه هايمان را بيدار نگاه مى داشتيم - آنها را روزها مى خوابانديم تا بتوانند در اين شبها بيدار باشند - تا از بركات ليلة القدر بهره مند شوند.
شما خواننده گرامى در فصلهاى بعدى اين نوشته ، با ابعاد ديگرى از شخصيت عبادى حضرت فاطمه عليهاالسلام آشنا خواهيد شد.
فصل چهارم
آشنايى با برخى از نمازهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام
كثرت ارتباط حضرت فاطمه عليهاالسلام با خداوند متعال به روشهاى مختلف ، كه نماز يكى از مهمترين آنها مى باشد، بزرگترين فضيلت براى دختر گرامى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى باشد.
تنوع نمازهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام و اشتياق ايشان در به جاى آوردن اين نمازهاى مستحبى ، كه فقط برخى از آنها در ضمن روايات به دست ما رسيده است ، نشانگر شوق وفور علاقه آن حضرت به مقام ربوبى است . او به جاى آوردن اين نمازها آرامش خود را به دست مى آورد و خود را هر چه بيشتر به خداوند متعال نزديك مى نمود.
نگارنده رساله مستقلى تحت عنوان شخصيت عبادى حضرت فاطمه عليهاالسلام و نمازهاى او به رشته تحرير درآورده ، اعراب گذارى و ترجمه كرده و به زودى در اختيار خوانندگان گرامى عزيز قرار خواهد داد، آنچه در اينجا مى خوانيد خلاصه اى از آن نوشته است .
1 - خلاصه
1 - دو ركعت نماز كه آن حضرت در روزهاى جمعه ماه رمضان به جاى آورده است . (1096)
2 - دو ركعت نماز كه آن حضرت به هنگام بروز مشكلات بزرگ به جاى مى آورده است . (1097)
3 - دو ركعت نماز كه آن حضرت آن را از جبرئيل آموخته بود و در ركعت اول آن حمد و صد مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم يك بار حمد و صد مرتبه سوره توحيد را به جاى مى آورد و سپس يكى از تسبيحات مخصوص به خود يعنى سبحان ذى العز... تا آخر قرائت مى نمود. (1098)
4 - دو ركعت نماز كه آن حضرت و على عليهماالسلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله آموختند. (1099)
5 - دو ركعت نماز كه حضرت فاطمه عليهاالسلام آن را هنگام خوف و مواجهه با مشكلات به جاى مى آورد و اين نماز داراى تعقيبى طولانى است كه ابتداى آن چنين مى باشد: اللهم انى اتوجه اليك ... تا آخر. (1100)
6 - چهار ركعت نماز كه در هر ركعت آن بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد را به جاى مى آورد. (1101)
7 - چهار ركعت نماز كه آن حضرت در شبهاى جمعه به جاى مى آورده است . (1102)
8 - چهار ركعت نماز كه آن حضرت در صبح جمعه به جاى مى آورده و آن ، دو نماز دو ركعتى است و تفصيل آن در منابع مربوطه آمده است و ما 