سبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام
اول : بعد از نماز عيد فطر
سيد بن طاووس حلى (664 ه ) در اقبال الاعمال ، پس از سخن درباره نماز عيد فطر گويد:
ثم سبح تسبيح فاطمة الزهرا عليهاالسلام (1215)
ترجمه : پس از نماز عيد، تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را به جاى آور.
دوم : براى رفع سنگينى گوش
روايت شده كه مردى نزد امام صادق عليه السلام آمد و امام عليه السلام به او چيزى گفت ولى آن مرد نشنيد و از سنگينى گوش شكايت كرد، پس امام صادق عليه السلام به او فرمود:
چرا تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را نمى خوانى ؟
آن مرد پرسيد: تسبيح زهرا عليهاالسلام چيست ؟
امام عليه السلام فرمود: سى و چهار مرتبه الله اكبر و سى و سه مرتبه الحمدلله ، و سى و سه مرتبه سبحان الله مى گويى كه مجموعا صد مرتبه مى باشد.
راوى گفته : پس از مدتى كه اين كار را انجام دادم ، سنگينى شنواييم از بين رفت و بهبود يافتم . (1216)
خاتمه و توصيه
همان طور كه پيش از اين مكرر يادآور شديم ، تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام از ذكرهاى مجرب و مشهور است كه به جاى آوردن آن در همه حال و همه جا مطلوب است و اينكه در برخى از موارد خاص مانند بعد از اقسام نمازها، قبل از خواب ، به هنگام سفر، بعد از به جاى آوردن نمازهاى نافله و غيره توصيه شده است مانع از آن نمى شود كه با به جاى آوردن آن در ساير مواقع و در همه حال ، از فوايد و آثار مترتب بر تسبيح كه همان فوايد و آثار مترتب بر ذكر است بهره مند نباشيم ، بنابراين به جاى آوردن تسبيح مشهور حضرت فاطمه عليهاالسلام را در همه حال توصيه مى كنيم .كمك پيامبر به زهرا

در روايت ديگر آمده: روزى رسول خدا (ص) وارد خانه ى امير مؤمنان على (ع) شد، ديد على و فاطمه (ع) با هم مشغول آسيا كردن گاوَرْس (كه دانه هايش نظير ارزن است) مى باشند، فرمود: كداميك از شما خسته تر هستيد؟

على (ع) عرض كرد: فاطمه (س) از من خسته تر است.

پيامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: دختر عزيزم برخيز، فاطمه (س) برخاست، پيامبر (ص) خود بجاى فاطمه (س) نشست و به على (ع) در آسيا كردن كمك كرد.

(و با اين شيوه، اين درس را به همه ى بستگان زن آموخت كه اگر بانوئى را ديدند كه كارهاى خانه اش، بسيار و دشوار است، به او كمك كنند، و با كمك خود مقدارى از فشار كار او را بكاهند). بركت غذاى حضرت زهرا

در بعضى از كتب مناقب نقل شده، جابر بن عبداللَّه انصارى مى گويد:

چند روز گذشت، پيامبر (ص) به هيچ غذائى دست نيافت، شدّت گرسنگى آن حضرت را به زحمت انداخت، در حجره هاى همسرانش، غذائى نيافت به خانه فاطمه (س) رفت و گرسنگى خود را اظهار نموده و تقاضاى غذا كرد.

فاطمه (س) عرض كرد: فدايت گردم، هيچگونه غذا در خانه نيست، رسول خدا (ص) مراجعت نمود، يكى از همسايگان دو قرص نان و مقدارى گوشت براى فاطمه (س) هديه آورد، فاطمه (س) آن را گرفته و در ميان ظرفى نهاد و روپوشى بر آن افكند و گفت: رسول خدا (ص) را بر خودم و بر كسانى كه نزد من هستند، مقدّم مى دارم (يعنى او را مقدّم مى دارم بر شوهرم و بر حسن و حسينم كه همه گرسنه بودند).

آنگاه فاطمه (س) توسّط حسن و حسين (ع)، رسول خدا (ص) را خبر كرد، آن حضرت آمد، فاطمه (س) جريان هديه را به عرض رساند، پيامبر (ص) فرمود: آن را نزد من بياور، فاطمه (س) آن ظرف را نزد پيامبر (ص) نهاد، پيامبر (ص) سرپوش را از روى ظرف برداشت، ناگهان ديد پر از نان و گوشت است.

جابر مى گويد وقتى كه به آن نگاه كردم، تعجب كردم، دريافتم كه اين يك نمونه از كرامت الهى است، حمد و سپاس خدا را بجاى آوردم، و بر پيامبرش درود فرستادم، رسول خدا (ص) به فاطمه (س) گفت: اين غذا از كجا بدست آمده؟

فاطمه (س) عرض كرد: «از نزد خدا، خداوند به هر كس بخواهد، روزى فراوان مى بخشد».

رسول خدا (ص) شخصى را به سراغ على (ع) فرستاد، همه جمع شدند، رسول خدا (ص) از آن غذا خورد، على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) و همسران پيامبر (ص) و همه ى اهل خانه از آن خوردند و سير شدند، ولى ظرف همچنان پر از غذا بود، فاطمه (س) مى فرمايد: از آن غذا براى همه ى همسايه ها فرستادم، خداوند خير و بركت سرشارى به آن غذا داد، چنانكه چنين بركتى به حضرت مريم (ع) عطا فرمود. [اين حديث در تفسير نيشابورى نقل شده است (مترجم).] نگاهى به عبادت حضرت زهرا

حسن بصرى (زاهد معروف) مى گويد: در امّت اسلام هيچكس عابدتر از فاطمه (س) نبود، آنقدر به عبادت ايستاد كه پاهايش ورم كرد. و رسول اكرم (ص) به فاطمه (س) فرمود: چه چيز براى زن بهتر است، در پاسخ گفت:

اَنْ لا تَرى رَجُلاً وَ لا يَراها رَجُلٌ. :

«نه او، مرد نامحرم را بنگرد و نه مرد نامحرم او را بنگرد».

پيامبر (ص) با شنيدن اين سخن، فاطمه (س) را به سينه اش چسبانيد و اين آيه را خواند: «ذُرِيَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»: «آنها دودمانى بودند كه (از نظر تقوى و فضيلت) بعضى از آنها از بعضى ديگر گرفته شده اند» (آل عمران- 34)

امام حسن (ع) مى فرمايد: در شب جمعه مادرم را در محراب عبادتش ديدم، همواره در ركوع و سجود بود تا سفيده ى سحر دميده شد مى شنيدم كه نام مؤمنين و مؤمنات را به زبان مى آورد و براى آنها دعا مى كرد، ولى براى خودش هيچ دعا نكرد، گفتم: اى مادر، براى خود مانند ديگران دعا نكردى؟، در پاسخ فرمود: اى پسرم، اَلْجارُ ثُمَّ الدَارُ:

«نخست همسايه، بعد خانه».

مرحوم صدوق (ره) نقل مى كند: فاطمه (س) فرمود: از رسول خدا (ص) شنيدم مى فرمود: «در روز جمعه، ساعتى وجود دارد كه هرگاه مسلمانى در آن ساعت، خيرى از خدا بخواهد، قطعاً خداوند خواسته ى او را برآورد مى كند»، پرسيدم: آن ساعت كدام ساعت است؟ در پاسخ فرمود: آن ساعت كه نصف قرص خورشيد در افق پنهان شده و نصف ديگرش هنوز پنهان نشده است».

فاطمه (س) به غلام خود مى گفت: به بالا برو، هرگاه ديدى كه نصف قرص خورشيد غروب كرده است، به من خبر بده، تا دعا كنم. و روايت شده: هنگامى كه آنحضرت در محراب عبادتش به عبادت مى ايستاد، نور او براى اهل آسمان مى درخشيد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد. خدمات زهرا در خانه ى شوهر و تقاضاى كنيز

نيز مرحوم صدوق نقل مى كند: امير مؤمنان على (ع) به مردى از قبيله بنى سعد فرمود: مى خواهى مقدارى از حالات فاطمه (س) را آن هنگام كه در خانه ى من بود، براى تو بازگو كنم؟

او با اينكه از محبوبترين افراد در نزد رسول خدا (ص) بود، آنقدر با مشك آب كشيد كه اثر بند مشك در سينه ى او نمايان شد، و آنقدر خانه را جارو كرد كه لباسهايش غبارآلود شد، و آنقدر زير ديگ، آتش افروخت كه رنگ لباسش تغيير كرد به طورى كه در سختى و زحمت افتاد، به او گفتم: اگر به حضور پدرت پيامبر (ص) مى رفتى و درخواست كنيزى مى كردى تا ترا در كارها كمك كند، بجا بود.

فاطمه (س) به حضور پدر رفت، چند نفر از جوانان در نزد رسول خدا (ص) بودند، چيزى نگفت و به خانه بازگشت.

رسول خدا (ص) دريافت كه فاطمه (س) براى حاجتى نزد او آمده، و بدون اينكه به حاجتش برسد، برگشته است، روز بعد صبح رسول خدا (ص) به خانه ى ما وارد شد، در حالى كه من و فاطمه در بستر بوديم.

رسول خدا (طبق عادت) سه بار سلام كرد، بار سوّم فكر كرديم كه اگ