 كرد، هنگامى كه ابوبكر، فدك را ضبط كرد و حضرت زهرا (س) آگاه شد، چادرى به سر گرفت و با چند نفر از خدمتكاران و زنان بنى هاشم به مسجد آمد و در حضور ابوبكر و جمعيت مسلمين، خطبه اى خواند (كه يك سخنرانى جامع و مستدل و قاطع است) [اين خطبه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 4 ص 93 به بعد، و در كتاب بلاغات النّساء صفحه 12 و در احتجاج طبرسى ج 1 ص 131 تا 149 نقل شده است و ترجمه ى آن در اينجا بطور فشرده آمده است.]

حضرت زهرا (س) لباس بلندى پوشيده بود، و در راه رفتن گوئى پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) راه مى رود، وقتى كه وارد مسجد شد، ابوبكر با جمعى از مهاجرين و انصار نشسته بودند، پرده زدند و آن حضرت در پشت پرده قرار گرفت:

گريه ى حاضران

حضرت زهرا (س)، در اين هنگام، آه دردناكى از دل سوزان و دردناكش بركشيد، به طورى كه همه ى جمعيت متأثّر شدند و گريه كردند، و مجلس به صورت عزادارى و سوگوارى درآمد و مجلسيان سخت پريشان شدند.

سپس فاطمه (س) مقدارى صبر كرد تا جوش و خروش مردم تمام شده آنگاه سخن خود را آغاز كرد.

حمد و ثناى الهى و گواهى به يكتائى خدا و رسالت محمد

در آغاز گفت: پروردگار جهان را ستايش مى كنم، و در برابر نعمتهاى ظاهرى و باطنى او سپاسگزارم، كه نعمتهايش همه ى جهان را فراگرفته است، و قابل شمارش نيست و از محدوده ى افكار ما بيرون است، سپاس از نعمتهاى بيكران او موجب دوام و افزايش نعمت است، و نعمتهاى سرشار او موجب حمد و ستايش او مى باشد.

گواهى مى دهم كه او يكتا و بى همتا است، و البتّه بازگشت اين گواهى، اخلاص است، و حقيقت توحيد و اخلاص، فطرى است و خصوصيّات مقام توحيد در پرتو نور تفكّر و ايمان، آشكار مى شود، و انديشه هاى ما از درك ذات پاك خدا، عاجز بوده و بيان ما از بيان و تقرير اوصاف، خدا، كوتاه است، چشمهاى ظاهرى او را نمى توانند درك نمايند.

او كسى است كه همه ى پديده ها را بى آنكه سابقه و مادّه اى داشته باشند پديد آورد، و موجودات را بدون سابقه ى مثال و شكل و نظير، ايجاد نمود، خداوندى كه با مشيّت و توانائى خود و بدون مدّنظر گرفتن نفع و سود براى خود، مراتب هستى را تصوير و تنظيم فرمود، او منظورى بجز اظهار قدرت و حكمت و ابراز لطف و محبّت نداشت، او انسانها را آفريد و آنها را به سوى اطاعت، عبادت و پاداش جميل دعوت كرد، و از عصيان و سركشى، و عقاب و خشم خود برحذر داشت. و گواهى مى دهم كه پدرم محمد بن عبداللَّه (ص) بنده و فرستاده ى خدا است و خداوند متعال، قبل از بعثت، در عالم غيب او را برگزيده است، زيرا مقامات اشخاص از روز ازل و از همان عالم غيب معلوم و معيّن گرديده است، و خداوند متعال به عواقب امور و جريان كارها، آگاه است، و او را به صلاح و فساد و حوادث و پيش آمدهاى روزگار آگاهى و احاطه دارد.

خداوند بزرگ، رسول خود را برانگيخت تا فرمانها و احكام او در ميان بشر، روشن شده و انسانها از جهل و گمراهى به صراط مستقيم علم و معرفت و سعادت، راهنمائى شوند، وقتى كه آن حضرت به رسالت مبعوث گرديد، مردم همه پراكنده و دور از هم بودند، و پرستش از بت ها مى كردند، و از خداى جهان غافل و منحرف شده بودند، خداوند بوسيله ى آن حضرت، جهالت و غفلت را از مردم زدود و رسول خدا (ص) با كمال حوصله و استقامت به هدايت و نجات انسانها كوشيد، و آنها را به راه راست و آئين حقّ دعوت كرد، و به سوى محيط نور و هدايت، راهنمائى فرمود، و سپس دين الهى و راه حق و وظائف بشر را تبيين نمود، آنگاه آن حضرت را به سوى خود انتقال داد، و از روى مهر و لطف كامل خود، روح مقدّس آن حضرت را قبض كرد، و او از زحمات و رنجهاى دنيا خلاص شد و در درياى رحمت الهى غرق گرديد و با فرشتگان مقرّب، مجاور و مأنوس شد، صلوات و سلام پروردگار، بر او باد.

توجّه به حفظ قرآن، امانت بزرگ الهى

اى مهاجران و انصار! شما بندگان خدا هستيد، شما برپا دارنده ى احكام و اوامر و نواهى او مى باشيد، شما حامل و نگهبان پيامها و گفتار رسول خدا (ص) هستيد، شما بايد در مقابل حفظ ودايع و حقايق الهى و آئين اسلام نهايت كوشش و امانتدارى را داشته باشيد.

متوجّه باشيد كه پيامبر خدا، امانت بسيار با عظمت و ارجمند يعنى كتاب آسمانى «قرآن» را در ميان شما به يادگار گذاشت، كه نسخه ى كامل سعادت و تكامل است، نور خدا و برهان نيرومند خداى بزرگ است، و مجموع حقايق و حجّتها و قوانين الهى در اين كتاب مُبين، روشن گرديده است، كه اگر به دستورات آن عمل كنيد به آخرين درجه ى سعادت و تكامل مى رسيد و از تيرگيهاى جهالت و ضلالت نجات مى يابيد، آنگونه تكاملى كه مورد حسرت ديگران قرار مى گيريد.

توجّه به فلسفه و هدف از احكام

اى مسلمين! بدانيد كه وظائف زندگى، و حدود و دستورات فردى و اجتماعى شما، در اين كتاب آسمانى آمده است، و دلائل و براهين حقّ و احكام الهى در قرآن ضبط گرديده است، متوجّه باشيد كه اين قوانين آسمانى براى سعادت و تكامل شما، تعيين شده است:

توحيد براى آن است كه دلهاى شما از آلودگيهاى شرك و بت پرستى پاك شود، و نور ايمان بر قلوب شما بتابد.

نماز، براى آن است كه در مقابل پروردگارتان سر به سجده بگذاريد، و در پيشگاه با عظمت او خضوع كنيد.

زكات، براى آن است كه روح محبت و نوع دوستى و مهربانى و خيرخواهى در دلها جايگزين گردد، و موجب افزايش ثروت شما گردد.

روزه، براى آنست كه دلهاى شما تزكيه و پاك و باصفا گردد، و تيرگيها را از آن بزدايد، و روح انسان را براى مقامات شايسته آماده سازد.

حجّ كعبه، يك نمايش و جريان عملى و امتحان خارجى است تا ايمان و روح خداپرستى را تقويت كند.

عدل، براى آنست كه مساوات و برابرى و نظم در اجتماع، حفظ گردد.

لزوم پيروى از ما اهل بيت (ع)، و انگيزه ى امامت و تقدم ما در اين راستا، از براى آنست كه اختلاف و نزاع از بين افراد هوى پرست برداشته شود.

جهاد، براى عزّت و شوكت، و حفظ عظمت دينى است.

صبر، طليعه ى موفّقيّت و پايه ى خوشبختى و وصول به مقصود است.

امر به معروف و نهى از منكر، براى آنست كه: جامعه از فساد و تباهى ها و آلودگيها حفظ و بيمه گردد.

احسان به پدر و مادر، موجب نزول رحمت و برطرف كننده ى عذاب سخت الهى است.

رسيدگى به امور خويشاوندان، موجب توسعه ى زندگى و تسهيل امور و افزايش يار و ياور است.

قصاص، براى آنست كه مردم با امن و آسايش زندگى كنند و جان و مال مردم محفوظ بماند.

نيكوكاريها و نذورات، براى جلب آمرزش و رحمت خدا است.

رعايت توزين صحيح، در سنجش اجناس، موجب رواج كالاها و گردش خوب اقتصادى است.

حرمت شرابخوارى، براى آنست كه انسان از زشتيها و پليديها، دور بماند.

اجتناب از بدزبانى و ناسزاگوئى، براى آنست كه نفاق و هرزگى از جامعه، ريشه كن شود.

دزدى نكردن، براى حفظ امانت و عفّت، و استقرار پاكى دست و چشم و قلب است.

پرهيز از شرك، براى آنست كه همه با نهايت خلوص و صفاى نيّت، تنها از فرمان خدا اطاعت كنند و دل از ديگران بركنند.

فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلّا وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُون. :

«بطور كامل رعايت