ذشته</a><a class="text" href="w:text:1983.txt">منابع و مآخذ</a><a class="text" href="w:text:1984.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟

نویسنده : سيد ابوالحسن حسينى

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن  بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟

بسم الله الرحمن الرحيم

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) :

فاطِمَةُ بَضْعَةُ مِنّى فَمَنْ اَغْضَبَها اَغْضَبَنى .

1 ـ صحيح بخارى جلد 5 ، باب فضائل صحابه ، ص 36 ، و جلد 7 كتاب النكاح ، ص 47 چاپ مصر.

2 ـ صحيح مسلم جلد 7 ، باب فضائل صحابه ، ص 140 چاپ مصر.

3 ـ سنن ترمذى ، جلد 5 ، ص 359 چاپ مصر.

4 ـ سنن ابن ماجه ، جلد 1 ، كتاب النكاح ، باب 56 چاپ مصر.

5 ـ سنن ابى داوود جلد 1 ، كتاب النكاح ، ص 478 ، چاپ مصر.

6 ـ مسند احمد ، جلد 4 ، ص 5 ، ص 326 چاپ مصر

و دهها منبع معتبر ديگر اهل سنت .

فَهَجَرَتْ اَبابَكر ... فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَةً لَهُ حَتى تَوُفّيَتْ .

فَغَضَبَتْ فاطِمَةُ رَضىَ اللّهُ عَنْها وَ هَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِمْهُ حَتى ماتَتْ

1ـ صحيح بخارى ، ج 4 ، كتاب فضل الجهاد و السير ، باب الخمس ، ص 96 و جلد 5 باب غزوة خيبر ، ص 177 و جلد 8 كتاب الفرائض ، ص 185 چاپ مصر.

2 ـ صحيح مسلم جلد 5 كتاب جهاد و السير ، باب قول النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) ما تركنا فهو صدقه ، ص 154 .

3 ـ السنن الكبرى بيهقى ، كتاب قسم الفئ و الغنيمه جلد 6 ص 300 چاپ هند .

4 ـ سنن ترمذى ج 4 ، كتاب السير ، باب 44 شماره حديث 1609 چاپ مصر .

5 ـ مسند احمد ج 1 ، ص 6 و 9 چاپ مصر

و دهها منبع معتبر ديگر اهل سنت. حرمت خانه وحى در قرآن و حديث  .

مهر ورزيدن و دوست داشتن پيامبر خدا از اصولى است كه قرآن به آن دعوت مى كند، و يادآور مى شود كه علاقه ما به خدا و پيامبر (ص) بايد بالاتر از مهر ما نسبت به پدران و فرزندان و برادران و همسران و خويشاوندان باشد(1). و در آيه اى ديگر مودت «ذى القربى» را پاداش رسالت تلقى مى كند و مى فرمايد :

قُلْ لا اَسْئَلكُمْ عَلَيْهِ اَجْرَاً اِلاّ الْمَوَدَةَ فِى الْقُرْبى (2)

بگو من پاداشى جز مودت ذى القربى نمى خواهم.

در لسان قرآن ، خانه وحى و خانه هاى وابسته به آن از همان احترامى برخوردارند كه مساجد و خانه هاى خدا از آن برخوردار مى باشند، مساجد در فقه اسلامى ، براى خود موضوعى است كه احكام خاصى دارند، بيوت پيامبران و باالاخص بيت پيامبر گرامى و بيوت وابسته در برخى از احكام با مساجد يكسانند.

قرآن در باره خانه هاى پيامبران چنين مى فرمايد:

في بُيُوت اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَااسْمُهُ يُسَبِحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِ وَ الاْصال

خانه هايى كه خدا به ترفيع و تكريم و بردن نامش در آن، فرمان داده است ، و مردان خدا را در آن صبح و عصر تسبيح مى گويند.

مقصود از اين بيوت به تصريح پيامبر گرامى (ص) مساجد نيست بلكه خانه هاى پيامبران است . و فرمان به ترفيع خواه ظاهرى باشد خواه معنوى حرمت بيوت پيامبران را فريضه لازم مى داند.

جلالدين سيوطى ( 848 ـ 911 ) در تفسير خود به سندى از انس بن مالك نقل مى كند وقتى كه پيامبر خدا آيه « فى بيوت اذن الله » را تلاوت فرمود مردى برخواست و گفت مقصود از «بيوت» كه خدا به ترفيع آن فرمان داده است چيست؟

پيامبر خدا فرمود « بيوت الانبياء » خانه هاى پيامبران است ، سپس ابوبكر برخواست و در حالى كه به خانه على و فاطمه اشاره مى كرد گفت: اين خانه از همين بيوت است؟ پيامبر فرمود: از برترين و بارزترين آنها است.

تكريم بيوت پيامبران و بالاخص بيوت پيامبر گرامى ، به زمان خود اختصاص ندارد بلكه مسلمانان در طول زمان بايد در حفاظت و صيانت و مرمت و بازسازى آنها بكوشند، و با گرامى داشتن اين آثار ، به اصالتها و نشانها بقاء و پايدارى بخشند.

جاى تأسف است كه امت اسلامى پس از درگذشت پيامبر گرامى اين اصل را ناديده گرفته و شئون او را درباره خاندانش و بيت مسكونى فرزندانش رعايت نكردند، و بى حرمتى را نسبت به برخى از بيوت او روا داشتند ، و اين كار نكوهيده براى يك محقق تاريخ پوشيده نيست ، تا آنجا كه متعصب ترين نويسنده معاصر « ابوالحسن ندوى » در برخى از آثار خود به اين نكته توجه نموده و مى گويد : پس از درگذشت پيامبر با فرزندان او رفتار درست انجام نگرفت.

كتابى كه هم اكنون در اختيار پژوهشگران تاريخ قرار مى گيرد، به تحليل گوشه اى از اين وقايع پرداخته است. و اسناد بى حرمتى به خانه وحى را از مصادر تاريخى گرد آورده ، و در آن داورى نموده است.

هر گاه نگارش تاريخ و تحليل وقايع با رعايت موازين اخلاقى و آداب اسلامى صورت پذيرد ، مايه بينايى امت اسلامى مى گردد، آنگاه بر وحدت اسلامى كمك مى كند، و از بد بينى گروهى نسبت به گروه ديگر مى كاهد، و روشن مى شود كه حساسيت گروهى نسبت به وقايع صدر اسلام بى دليل نبوده ، و اين گروه براى خود دلايل قاطع دارند، دلايلى كه در كتابهاى خود آنها وارده شده است .

اميد است اين اثر علمى و تاريخى كه به خامه دانشند محترم جناب آقاى حاج سيد ابوالحسن حسينى نگارش يافته و به گردآورى مدارك و مصادر اين واقعه پرداخته است گامى مؤثر ، در عقب زدن پرده ها از چهره حقايق تاريخى باشد.

« رَزَقَنَا اللّهُ تُوحيدَ الْكَلِمَة ، كَما رَزَقَنَا كَلِمَةَ التّوحيد »

قم ـ مؤسسه تحقيقاتى و تعليماتى امام صادق (ع)

جعفر سبحانى

26/1/1375 برابر 25 شوال 1416    مقدمّه در انگيزه تحقيق

بعضى از نويسندگان و متفكران اهل سنّت و شيعه كه طرفدار تقريب مذاهب اسلامى اند بر اين باورند كه مطرح كردن حوادث و وقايع تلخ و ناگوارى كه پس از سقيفه بنى ساعده از سوى دستگاه خلافت نسبت به خاندان رسالت مخصوصاً آنچه كه نسبت به دختر گراميش حضرت فاطمه زهرا (س) انجام گرديده مخالف با وحدت و تقريب پيروان مذاهب اسلامى است، و اينها شيعه را در نقل اين حوادث متفرّد مى دانند و صحّت اين حوادث را مورد شك و ترديد و حتّى انكار قرار مى دهند، و از اين جهت در آثار و نوشته هايشان وقتى كه به اين بخش از تاريخ اسلام مى رسند تلاش مى كنند نقاط مثبتى در انتخاب خليفه پيدا كنند و بيعت مهاجرين و انصار با وى ، جلوگيرى از ايجاد اختلاف داخلى، جنگ با مرتدين و ادامه كار پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در گسترش اسلام را مهمّ جلوه دهند و از بيان نقاط منفى و اسفبار و ظلم و ستم داخلى خوددارى مى كنند.

البته در آثار و نوشته هاى گذشتگان از اهل سنّت گرچه فكر وحدت و تقريب حاكم نبوده است ولى آنها نيز به بهانه اينكه نقل اين حوادث تلخ و ناگوار و اسفبار يك نوع جسارت و طعن و نقد در بزرگان اسلام و ياران نزديك پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است به صورت هاى گوناگون با آن برخورد شده است.

در پاره اى از موارد استغاثه و شكايت از ستمها و ظلمهاى دستگاه خلافت را براى پرهيز از تكفير و تفسيق صحابه تأويل كرده اند، و عدّه اى نيز مسائل را به نفع دستگاه خلافت به گونه اى طراحى كرده اند كه تو گويى غير از اين اتفاق نيفتاده است.

اينها حوادث اسفبار و ناگوارى را كه دستگاه خلافت نسبت به خاندان رسالت روا داشته است يا ا