از به پاي دار -، معلوم مي شود که ذريه ي رسول اکرم (ص) کساني هستند که دعوت و مقصد او را تقويت کرده، اسم او را زنده نگاه مي دارند و هدف مقدسش را دنبال مي کنند و گرنه، داشتن فرزنداني فاسد، نه فضيلتي براي پيامبر اسلام (ص) خواهد بود، نه قابل امتنان و نه مستلزم حکم به شکر و قدرداني است ؛ بلکه فرزندان بد و ناروا، بدتر باعث سرشکستگي و موجب ناراحتي خواهند بود و در دنيا و آخرت ، خيري از آنها به پدر و مادر نمي رسد.
با دقت درمورد نزول آيه، چنين به نظر مي رسد که آنان اين خرسندي را براي اين مي کردند که دعوت پيامبر اکرم (ص) - پس از رفتن خودش _، بدون اثر شده و کسي نيست که اين هدف را دنبال کند؛ از اين لحاظ حق متعال مي فرمايد : ما به پيامبر (ص) موجودي را عطا کرده ايم که از آن موجود، فرزنداني به وجود مي آيند که هدف او را دنبال مي کنند. بنابراين آنچه ضامن پيشرفت هدف پيامبر(ص) است، همان ذريه زهرا(ع) مي باشند که مرام و مقصد او را زنده نگاه مي دارند.

نتيجه ي نکته هاي آيه
1. کلمه ي مبارکه ي کوثر دلالت بر وجود حق متعال قادري دارد که اين اعمال را انجام مي دهد و مطالب غيب و پشت پرده راظاهر مي سازد.
2. دلالت بر اين دارد که قرآن از طرف حق متعال است.
3. از ذريه ي فاطمه زهرا (ع) خير کثيري تحقق يافت و وجود خارجي پيدا کرد که مسلما مردمان آن روز هم، از غير ناحيه ي غيب و وحي نمي توانستند تصور کنند. در آن زمان چه عقلي - غير از خود آن بزرگواران - تصور مي کرد که تا بعد از هزار و چهار صد سال ديگر ، فرزندان حضرت زهرا(س) در هر شهري از شهرهاي اسلامي به وصف ممتاز باقي خواهند بود و شايد در ايران، کم مجلسي برپا مي شود که درآن از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(س) موجود نباشند. چه کسي مي توانست تصور کند که از وجود پر برکت او، يازده حجت خدا به وجود خواهد آمد و يکي از آنان، سالهاي متمادي مقام خلافت الهي را دارا بوده و به قدرت معنوي خود ( باذنه تعالي ) زمين و موجود بشري را اداره مي کند و اوامر غيبي حق متعال را- با وسيله يا بدون وسيله - اجرا کرده و مستعدان را به کمالات لايقه ي خود مي رساند.
اين جانب هم اکنون فردي را در نظر دارم که فرزند يکي از علما بوده و پدر او موقع رفتن از دنيا ( الحق و الانصاف) يک شاهي از سهم مبارک امام براي او نگذاشت و با امام خود - لااقل در آن موقع - با کمال صداقت و امانت رفتار کرد، امام (ره) براي بعضي از فرزندان آن مرحوم در مواقع اضطرار، مستقيما وجوه ارسال مي فرمود و مراقب اين جزئيان مي باشد. بيش از اين پرده برداري علي الظاهر مصلحت نيست.
در اين دو جنگ بين المللي که در مدت عمر ما واقع شد و دنيا را آتش گرفت - حتي کشورهاي اسلامي سني نشين را - مملکت ايران که مفتخر به اسم تشيع و پيروي از مکتب اهل بيت است آرام، بلکه براي آنان بسيار خوب بود؛ يعني : منافع مادي جنگ به جيب آنان رفت ، بدون آن که دود اين آتش به چشمشان برود. داستان مستندي - که در نوشته هاي مربوطه به آن خواهد آمد- يکي از دليل هاي روشن مراقبت ولي عصر (عج) از وضع ايران در جنگ بين المللي گذشته مي باشد.
بيش از اين با خلق گفتن روي نيست
بحر را گنجاي اندر جوي نيست
کلّم الناس علي قدر العقول
عيب نبود کان بود کار رسول (ص) (7)
اين يک رشته ي مهم از ذريه ي کوثر است ؛ رشته هاي ديگري از قبيل سلسله سلاطين صفوي ، شريفان مکه که - اکنون - يکي از آنان پادشاه اردن است، فاطمي هاي مصر - که بنابر آنچه در دائرة المعارف از علماي نسب نقل شده، نسب شريفشان به اسماعيل بن ابي عبدالله الصادق (ع) مي رسد. (8) و بزرگان ديگري از قبيل : سيد رضي و سيد مرتضي (عليهما الرحمه )، تا علماي اين زمان که اتفاقا - مراجع فتواي معروف درنجف ،قم ، مشهد ،تهران و اهواز- هم از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (س) بوده و هم دليل بر ولايت ذريه ي حضرت رسول اکرم (ص) مي باشند. براي اين که مقصود از ذريه ( برحسب ظاهر) فرزنداني است که دعوت آن وجود مبارک را - با بيان احکام و ولايت ظاهري و واقعي - زنده نگاه مي دارند و احياي آن به احياي تمام شئون نبوت است.

1.تفسير تبيان، 10 / 417.
2. لسان العرب، 5 / 13 و قاموس المحيط / 602.
3. تبيان، 10 / 418.
4. تفسير قمي ، 2 / 455.
5. مجمع البيان ، 10 / 549.
6. بحار، 22 / 152.
7. مثنوي، دفتر اول، تفسير محمد تقي جعفري ، 2 / 746.
8. دائرة المعارف الاسلاميه، ترجمه عربي ، ج 13.
معناي وانحر
بر اساس روايتهاي موجود ، از کلمه ي وانحر سه گونه معنا شده است.
1. مطابق روايت معتبر کافي - از لحاظ اين که راوي حماد است -، از حريز از مردي از حضرت امام باقر (ع) نقل شده : «مقصود اعتدال در قيام است ؛ يعني :پشت خميده نباشد».(1)
شايد خصوصيت اين گونه عبادت ، سرافرازي در مقام اداي عبادت براي خداست که توام با غرور و تکبر نبوده و نيز سر افکندگي خود را در مقام تواضع ، نسبت به خلق خدا دارا باشد. به عبارت ديگر، در حال عبادت و تشکر از حق متعال از اين نعمتي که حق متعال به شما ارزاني فرموده و از اين که عبادت خدايي را مي کني - که رب العالمين و محيط بر تمام موجودات و عالم هستي است -، سرافراز باش.
2. مرحوم شيخ طوسي (قده) در تفسير «تبيان » نقل مي کند ؛
«از حضرت امام باقر و امام صادق (ع) روايت شده که معناي آن چنين است : شتر، گاو و گوسفند را قرباني کن». (2)
نگارنده مي گويد : بر فرض که مقصود از نحر؛ قرباني باشد ، اختصاص به شتر ندارد ؛ زيرا در لغت به معناي « نحر البهيمه، ذبحها » ، [نحر کردن چارپاي چرنده ، کشتن اوست ](3)
آمده و شايد علتش اين باشد که «نحر » بالاي سينه است و در حقيقت ، قطع قسمت سر از سينه - مطلقا _، نحر بوده ولو اين که وسيله ي کشتن را فقط درگودال سينه فرو ببرند.
بنابراين نقل ، شايد نکته ي قابل توجه اين باشد که به شکرانه ي اين نعمت ، روي به خدا آور و براي حق متعال نماز گذار و اطعام مردمان کن - به قرباني کردن -، زيرا بهترين غذاها - حتي در اين زمان - گوشت است. بنابراين روايت ، مقصود اين است که از بهترين غذاها که نوع مردم مستمند از آنها محروم مي باشند و بخصوص در عصر نزول سوره ي شريفه ، اين نوع مردم زياد بوده اند، به آنان بخوران ؛ براي اين که يکي از کارهاي بسيار خوب ، رساندن غذاي لذيذ به کساني است که کمتر به آن غذا دسترسي دارند.
در اوايلي که ما به قم آمده بوديم ، شايد خيلي از مردم، سالي يک مرتبه غذاي پلو مي خوردند و مرحوم والد [آية الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري ]، ( تغمده الله برحمته و غفرانه ) براي تمام فقراي سادات در شب عيد نوروز، پولي تقسيم مي فرمود و آن پول يک ريال بود، که به هر فردي يک ريال مي داد تا بتواند شب عيد پلو بخورد. اگر حافظه ي اين حقير خطا نکرده باشد، تمام وجه تقسيمي بين سادات فقير و مستمند، حدود ششصد تومان مي شد. از اين معلوم مي شود که در آن موقع، در قم شش هزار سادات مستمند بوده اند که قدرت پلو خوردن در شب عيد را نداشته و يا آن که با مشقت مي توانسته اند غذاي مذکور را آماده کنند.
در وضعي مشابه چنين وضع _ يا بدتر و پايين تر - پيداست : قرباني کردن و هديه ي گوشت آن و يا تهيه ي غذاي مناسب و مطبوع و رساندن آن به مر