فاء» و برگزيدن، مربوط به همان زمان بوده و آناني که هنوز موجود نشده اند در بر نمي گيرد و صرف وجود ارواح، موجب صدق عنوان زن نيست، ولي آنچه درباره ي فاطمه زهرا(س) ، رسيده -چنانچه گذشت - عنوان سروري بر زنان بهشت دارد و همه درآن عالم موجودند.
5.روايتي که مرحوم مجلسي (قدس سره ) از فردوس از ابن شيرويه از ابن عباس و ابي سعيد نقل کرده مانند روايت قبلي است و توضيح و دقت قبلي براي آن مناسب مي باشد. (17)
6. حديثي که در دو کتاب «صحيح بخاري » و « صحيح مسلم »- از دو راه - از عايشه نقل شده و خلاصه ي آن بنابر نقل مسلم چنين است : عايشه گفت:
همه ي زنهاي پيامبر (ص) جمع بودند که فاطمه (س) آمد. راه رفتن او مانند راه رفتن رسول خدا (ص) بود. پيامبر (ص) فرمود: مرحبا به دخترم و او را در طرف راست يا چپ خود نشاند. با او بطور محرمانه مطلبي فرمود، فاطمه (س) گريه کرد؛ پس از آن، باز بطور محرمانه چيزي به او فرمود، فاطمه (س) خنديد. جريان را از او سوال کردم، فرمود: سرّ رسول خدا (ص) را فاش نمي کنم. و من هيچ گاه شادي که به اين نزديکي به حال اندوه و گريه باشد ، مشاهده نکرده بودم. حضرت رسول (ص) که وفات کرد، از فاطمه (س) سوال کردم ؛ فرمود: پيامبر (ص) به من فرمود که هر سال جبرئيل قرآن را يک مرتبه بر من عرضه مي داشت و در اين سال، دو مرتبه عرضه داشته است و وجهي براي اين مطلب نمي بينم جز اين که اجل و مرگ من رسيده است و تو اول کسي هستي از اهل بيت من که به من ملحق خواهي شد و من از براي تو، پيش قدم خوبي هستم، لذا من گريه کردم. پس از آن به من فرمود: آيا خوشدل نيستي از اين که سرور زنان مؤمن يا سرور زنان اين مردم باشي ؟ از اين بشارت، شادان شدم و خنديدم. (18)
7. در کتاب « بحار» ، از امالي شيخ از عايشه نقل مي کند که عايشه براي عايشه دختر طلحه مي گفت:
من هيچ کس را نديدم که مانند فاطمه (س) ، از لحاظ کلام و منطق، شبيه به رسول اکرم (س) باشد. وقتي وارد بر ايشان مي شد، قدوم او را گرامي مي داشت و دستش را مي بوسيد و در جاي خود او را جاي مي داد. همان طوري که فاطمه (س) نسبت به پدرشان همين نحو رفتار مي کرد. هنگام بيماري رسول خدا(ص) فاطمه (س) وارد شد، پيامبر (ص) با او بطور محرمانه صحبتي کرد. او گريه کرد. پس دومرتبه با او محرمانه سخني فرمود، اين بار فاطمه (س) مسرور شد و خنديد. با خود گفتم من اين زن را ممتاز مي دانستم و حالا مي بينم که از زنان معمولي است. در حال گريه - به يک دفعه - خنده مي کند. سرّ اين مطلب را از خود فاطمه (س) پرسيدم ؛ گفت: من کسي نيستم که فاش کننده سرّ ، باشم. پس از وفات رسول خدا(ص) پرسيدم؛ گفت: اين که گريه کردم براي اين که خبر مرگ خود را به من فرمود و اما اين که خنديدم براي اين بود که فرمود تو اول کسي هستي که به من ملحق خواهي شد.(19) البته هيچ منافاتي بين اين خبر و اخبار گذشته نيست و از اين خبر چنين نتيجه گرفته مي شود که برداشت با خنده و خوشحالي فاطمه زهرا(س)- در همان دفعه اول که خبر مرگ خود را شنيد-، آيا براي شدت علاقه به پدر بود که نمي خواست پس از پدر در اين دنيايي که جاي پدر خالي است، بماند؟ يا آن که مي دانست پس از پدرصدمه ها و اهانتهايي به وجود نازنينش وارد مي شود و همين که شنيد مدت تحمل گرفتاريها طولاني نيست ، خرسند شد؟ يا آن که براي درک لقاي حق متعال بود ؟ که پرکشيدن از عالم ماده و سراي ظلماني و انتقال به عالم آخرت که حيات و زندگي محض است ؛ و ان الدار الاخره لهي الحيوان لو کانوا يعلمون ؛ (عنکبوت ،29 / 64) و هر آينه، خانه ي آن دنيا جاويدان است اگر بدانند. و آيا تمام اين مطالب و مطالب ديگر است ؟ والله العالم. (20)

------------------------------------
پی نوشتها:

1.فروع کافي ، 3 / 336.
2.تبيان، 10 / 418.
3. المنجد، ماده نحر.
4. وسائل الشيعه، تحقيق رباني شيرازي ، 4 / 116-113، ح 7255، 7264و 7267.
5. همان / 694.
6. «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا» ( احزاب ، 33 / 33).
7. « فقل تعالوا ندع أبنائنا و أبنائکم و نسائنا و نسائکم و أنفسنا و أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين »، ( آل عمران، 3 / 61).
8.دهر، 76 / 22-5.
9. صحيح مسلم ، 7 / 143.
10. اين حاشيه مربوط به چاپ هندي است که توسط محمد شکري انقرودي زده شده و بعدا در دار الجيل و دارالافاق بيروت افست گرديده است.
11. صحيح بخاري، با حاشيه سندي ( کتاب بدء الخلق ، باب مناقب المهاجرين )، 2 / 301و 308.
12. سنن نسائي ، 5 / 93 ، ح 8355 و 8357.
13. صحيح مسلم، 7 / 143، حاشيه ي حديث به نقل از شيخ تقي الدين سبکي شافعي .
14. صحيح بخاري ، ( کتاب بدءالخلق ، باب علامات النبوه الاسلام )، 2 / 284.
15. اسد الغابه، تحقيق احمد رفاعي، 7 / 241.
16. همان / 242.
17. بحار، 43 / 76 ، ح 63.
18.صحيح مسلم ، 7 / 143.
19. بحار ، 43 / 25، ح 22.
20. تاريخ وفات حضرت زهرا (س): مطابق دليل معتبر و بر اساس خبر راستگوترين راستگويان - حضرت رسول اکرم (ص) -، حضرت فاطمه زهرا (س) پس از سه ماه و چند روز به درجه ي شهادت رسيد و اين پس از مبارزات جان فرسايي بود که به واسطه ي دفاع از مقام مقدس امير المومنين (ع) کرده بود. به عبارت ديگر ضربات وارده بر اين بانوي محترم (علي الظاهر) به واسطه انتساب به ايشان بود، زيرا دفاع شديد ايشان - چه مستقيم و چه غير مستقيم - مربوط به حضرت علي (ع) بود. ممکن است جهات ديگري هم دربين بوده، از قبيل اين که عده اي - به هر دليل - دشمني و يا حسادت نسبت به ولي نعمت خود - بعد خداوند متعال _، داشتند و نمي توانستند اين همه بلند مرتبگي را در اين خاندان با شرافت ببينند و ممکن است دفاع فاطمه در جريان فدک ، هم براي خاطر امير المومنين (ع) باشد و هم براي اين که زير بار ظلم فاحش رفتن، برخلاف حکم عقل ، شرع، وجدان و بزرگواري است.

<html><body><a class='text' href='w:text:سوگ یاس-تفسیر سوره کوثر-بخش اول.txt'>بخش اول</a><a class='text' href='w:text:سوگ یاس-تفسیر سوره کوثر-بخش دوم.txt'>بخش دوم</a></body></html>حضرت فاطمه (س) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. ای مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی و