خداوند گاهی بندگان خود را به دلایلی شدیدا مجازات فرموده و از نعمتهایش محروم میفرماید تا شکرگزاری و قدردانی را فراموش نکنند یا به یاد آورند؛ یعنی حلالترین نعمتها میتوانند به حرامترین آنها تبدیل شوند که دلایل متعددی میتواند داشته باشد.
از مهمترین این دلایل، گناهانی است که انسانها انجام میدهند. خداوند در قرآن میفرماید: «فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کَثِیرًا»؛ پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزهای را که بر آنان حلال شده بود، حرام کردیم.(نساء/160) حلال و حرام خدا بر مبنای مصالح و مفاسدی است که خودش میداند آن مصالح و مفاسد چیست؛
وقتی انسانها کاری انجام میدهند که کفران نعمت است یا برخلاف قواعد عقلی و الهی است، همان مصالح برایشان ایجاد مفسده میکند؛ یعنی کارهایی باید به ارتقای صفات انسانیمان منجر شود که در این ارتقا اطاعت از خداوند شرط است. وقتی رفتار و سبکی در زندگی انسان او را ارتقا نمیدهد و به پَست شدنش کمک میکند، خداوند نعمتش را از آنها میگیرد. گاهی هم برای فساد نکردن بیشتر آن نعمتها گرفته میشود، به امید هوشیار شدن انسان.
نعمتها و نغمتهای خداوند به مادیات محدود نیستند. بهجز نعمتها و نغمتهای مادی و قابل مشاهده، قسمتی معنوی هم وجود دارد که دیده نمی شود و فقط باید آن را با وجودمان و عقلمان مشاهده کنیم؛ مانند نعمت امنیت، عقل، اندیشه، سلامتی، آرامش، حکمت و آسانی در کارها که دیده نمیشوند، اما وجود دارند و به عکس آنهایی که وجود ندارند. بسیاری از انسانها اصلاً نمیتوانند این نعمتها را ببینند، چه برسد به آنکه شکرگزارش باشند و قدرش را بدانند. بههمین دلیل، گناهانی انجام میدهند که این نعمتها بر آنها حرام میشود؛ مانند برخی جوامع که از نظر مادی رشد میکنند؛ اما از نظر معنوی و انسانی رشدی ندارند و از حکمت و بصیرت خالی هستند.
آنها نمیتوانند بفهمند که نمیفهمند. نمیتوانند از دایره مادیات خارج شوند و حتی به مقامات معنوی فکر کنند. اگر با این افراد در مورد اخلاق و معنویات و دین صحبت کنید هم نمیتوانند بفهمند و نمیتوانند قلب و روحشان را در برابر خداوند خاضع کنند. خداوند آنها را از فهم معارفش محروم میفرماید؛ یعنی فهمیدن را برای اهل گناه حرام میگرداند تا نتوانند برای خودشان و برای دیگران آسیبزا باشند.
بسیار دیده شده است که برخی افراد با کمترین اشاره، به حق و حقیقت روی میآوردند؛ اما افرادی هستند که هرچه سعی میشود به سمت حق آورده شوند، فایدهای ندارد. اینکه خداوند میفرماید: «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ»، به همین افراد مربوط میشود. پس گناه باعث حرام شدن و محروم شدن نعمات خداوند میشود، این نعمتها میتوانند نعمتهای معنوی باشند، همانطور که عذابهای این عصر معنوی هستند. نعمتهای معنوی فهمیدن و علم پیدا کردن است و حکمتی است که خداوند به بندگان خودش عطا میکند، اما با گناه از دستش میدهند.