اختلاف اساسی در مسئله غنیسازی
غنیسازی اورانیوم یکی از چالشهای کلیدی در مذاکرات است که می تواند به فروپاشی این مذاکرات منجر شود. با وجود اینکه در مذاکرات کنونی اختلافات جدی بر سر کلیات توافق وجود دارد، جزئیات فنی، به ویژه بحث غنیسازی، می تواند مانع پیشرفت مذاکرات شود. در حالی که صداهایی از واشنگتن مبنی بر توقف غنی سازی به گوش می رسد، حتی اگر آمریکا حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت بشناسد، هنوز نقاط اختلاف جدی میان طرفین وجود خواهد داشت.
دولت اوباما با به رسمیت شناختن حق غنی سازی در خاک ایران، مسیر مذاکرات را هموار کرد. طبق بند ۷ برجام، ایران باید تمام ذخایر اورانیوم غنیشده ۲۰٪ (۲۲۸ کیلوگرم) را به سوخت TRR (راکتور تحقیقاتی تهران) تبدیل می کرد و همچنین ذخایر اورانیوم ۳.۶۷٪ خود را نباید از ۳۰۰ کیلوگرم فراتر می برد. ایران به عنوان حق غیرقابلمذاکره خود بر حفظ توانایی غنی سازی اصرار دارد، در حالی که آمریکا خواستار محدودیت های جدی بر این برنامه است.
اندیشکده کوئینسی در مقاله ای با عنوان «غنی سازی، نقطه اختلاف اصلی در مذاکرات محتاطانه اما امیدوارکننده ایران و آمریکا» نوشت: در پی گزارشهایی از اختلافات داخلی در کاخ سفید درباره سیاست آمریکا در قبال ایران، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها اخیراً هشدار داد که ایران «از این مواضع مذاکراتی متفاوت، بهرهبرداری خواهد کرد.» این هشدار احتمالاً به دلیل اظهارات استیون ویتکاف، فرستاده ارشد مذاکراتی کاخ سفید، مطرح شد که روز دوشنبه، ۱۴ آوریل، اعلام کرد: «ایران نیازی به غنیسازی اورانیوم بیش از ۳.۶۷ درصد ندارد.» اما او چند روز بعد اظهار داشت: «ایران باید برنامه غنیسازی و تسلیحاتی هستهای خود را حذف کند.» او در عرض یک روز از موضعی که میتوانست مبنایی برای توافقی مذاکراتی باشد، به تکرار دیدگاههای تندروهای دولت، مانند مایک والتز، مشاور امنیت ملی، که بر انهدام کامل برنامه هستهای ایران بهعنوان تنها هدف قابلقبول تأکید دارد، تغییر موضع داد!
رسانه های آمریکایی، به ویژه «والاستریت ژورنال» و «نیویورک تایمز»، به این اختلافات فنی و سیاسی اشاره کرده و گزارش می دهند که مذاکرات بر سر سطح غنی سازی اورانیوم (۲۰ درصد در برابر ۳.۶۷ درصد) و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران به بنبست رسیده است. ایران همچنین خواستار لغو یکجای تحریمهاست، در حالی که آمریکا رفع تدریجی تحریم ها را به گامهای هستهای مشروط کرده است.
تجربه برجام و نزدیکی ایران به آستانه هستهای (نزدیک به صفر) میتواند باعث شود طرف آمریکایی با وجود پذیرش غنیسازی ۳.۶۷ درصدی، بخواهد محدودیتهایی جدی را بر برنامه هستهای اعمال کند. مطابق آخرین گزارش آژانس (GOV/2025/8) ایران اکنون ۲۷۴ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، ۶۰۶ کیلوگرم اورانیوم ۲۰٪ و حدوداً ۳.۶ تن اورانیوم با غنای ۵٪ ذخیره دارد. اکنون ایران نه تنها ذخایر اورانیوم ۳.۶۷ را بسیار افزایش داده است، بلکه از ۳۵۰ سانتریفیوژ IR-6 برای تبدیل اورانیوم ۲۰٪ به ۶۰٪ استفاده میکند.
طرف آمریکایی با استفاده از تجربه برجام، ممکن است چندین کار را دنبال کند. نخست، به جای اینکه فعالیت سانتریفیوژهای نسل جدید صرفاً متوقف شده و تحت نظارت قرار گیرند، به طور کل معدوم یا از کشور خارج شوند. دوم، تمام ذخایر اورانیوم ۲۰ و ۶۰ درصدی از کشور خارج شده و مشابه برجام در بازار جهانی فروخته شوند (نه اینکه تحت نظارت قرار گیرند) یا مجدداً تبدیل به سوخت راکتور گردند. همچنین آمریکا میتواند بر ایران فشار بیاورد تا سقف تعیینشده در برجام برای سانتریفیوژهای IR-1 و ذخایر اورانیوم ۳.۶۷ درصدی کاهش یابند. علاوه بر این، آمریکا میتواند به جای نابودی تأسیسات هستهای ایران، درخواست بازطراحی آنها را بدهد (همچون آب سنگین اراک در برجام برای جلوگیری از بازفرآوری اورانیوم)؛
محدودیتهای جدید و بازگشتپذیری
مسئله بعدی زمانبندی محدودیت ها بر غنی سازی است. محدویت های برجامی بر سطح غنی سازی، ذخایر، سانتریفیوژها و ممنوعیت باز فرآوری ده ساله بود. در توافق جدید آمریکا ممکن است درخواست کند این مدت زمان به میزان دو برابر یا بیشتر افزایش یابد یا حتی نامحدود شوند (حذف دائمی سانتریفیوژهای پیشرفته و ممانعت از ساخت سانتریفیوژ نسل جدید) البته این احتمالات با این فرض است که آمریکا غنی سازی داخل خاک ایران را خواهد پذیرفت ولی با توجه به محدودیت های احتمالی مذکور، فاصله ایران با آستانه به قدری افزایش می یابد که نگرانی آمریکا را کاهش میدهد.
به دلایلی ایران ممکن است با این مطالبات مخالفت کند و مذاکرات به بنبست میرسد. نخست، دوم، سیاست داخلی آمریکا نیز بی ثبات است. ممکن است ترامپ پس از توافق نظر خود را عوض کند. نباید فراموش کرد که حزب حاکم اکنون حزب جمهوری خواه است و جمهوری خواهان تندرو می توانند پرونده ایران را در دست بگیرند.
فشارهای خارجی و تأثیرات آن
فشارهای اسرائیل یکی دیگر از دلایل توقف مذاکرات است. نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی، خواستار نابودی کامل زیرساخت هسته ای ایران هستند. این فشارها، که با لابی در کنگره و تهدیدات نظامی همراه است، می تواند مذاکرات را به سمت شکست کامل سوق دهد. در این میان، مقامات ایرانی نیز بارها بر عزم خود برای دستیابی به یک توافق عادلانه تأکید کردهاند اما این فشارها بر فضای مذاکرات تأثیر گذاشته است. در کل منطقه در بیثباتی است و رژیم اشغالگر تمایل بالایی برای اقدام نظامی علیه ایران را دارد. رژیم صهیونیستی معتقد است این محدودیت ها بازگشت پذیری ایران را بسیار دشوار کرده و اهرم فشار ساخت سلاح در صورت حمله را از ایران میگیرد.
اختلافات فنی و سیاسی
رسانه های آمریکایی، به ویژه «والاستریت ژورنال» و «نیویورک تایمز»، اختلافات فنی و سیاسی را دلیل اصلی توقف مذاکرات می دانند. این رسانهها گزارش میدهند که مذاکرات مسقط بر سر سطح غنیسازی اورانیوم (۲۰ درصد در برابر ۳.۶۷ درصد) و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران به بنبست رسید. این اختلاف، که ریشه در بی اعتمادی متقابل دارد، مذاکرات را پیچیده کرده است. در همین حال، «نیویورک تایمز» افزود که ایران خواستار لغو یکجای تحریمهاست، در حالی که آمریکا رفع تدریجی تحریمها را به گامهای هستهای مشروط کرده است. این رسانه به نقل از یک دیپلمات غربی نوشت: «اختلافات بر سر جزئیات، مانند مکانیزم راستیآزمایی و تضمینها، مذاکرات را متوقف کرد.»
فشارهای خارجی (بهویژه اسرائیل)
فشارهای اسرائیل یکی دیگر از دلایل توقف مذاکرات است که در رسانههای آمریکایی، بهویژه «فاکس نیوز» و «جروزالم پست»، برجسته شده است. «فاکس نیوز» گزارش داد که اسرائیل، به رهبری بنیامین نتانیاهو، با مذاکرات مخالف است و خواستار «نابودی کامل زیرساخت هستهای ایران» است. این رسانه به نقل از جک کین، ژنرال بازنشسته، نوشت: «اسرائیل معتقد است که مذاکرات به ایران زمان میدهد تا برنامه هستهای خود را پیش ببرد.»
مسائل لجستیکی و تحریمهای جدید
مسائل لجستیکی و تحریم های جدید آمریکا نیز به عنوان دلایل توقف مذاکرات در رسانه های آمریکایی مطرح شده است. «آسوشیتدپرس» گزارش داد که مذاکرات رم به دلیل «مشکلات لجستیکی» به تعویق افتاد، اما جزئیات بیشتری ارائه نکرد. همچنین، تحریم های جدید آمریکا علیه شبکه نفتی ایران در ۳۰ آوریل، که «شش نهاد و شش فرد» را هدف قرار داد، فضای مذاکرات را متشنج کرد. این تحریم ها، که با هدف فشار بر ایران اعمال شد، واکنش تند تهران را به همراه داشت.
با توجه به شرایط موجود، تحلیل وقفه در مذاکرات نشان می دهد که نتیجه ای ترکیبی از اختلافات فنی، فشارهای خارجی و مسائل لجستیکی است. هر دو طرف ایرانی و آمریکایی بر اراده خود برای ادامه مذاکرات تأکید دارند و تأثیر دیپلماسی فعال، با حمایت عمان، می تواند به بازگشت مذاکرات به مسیر اصلی کمک کند. با این حال، بدون انعطاف و مدیریت فشارهای خارجی، خطر بنبست همچنان باقی خواهد ماند.
در نهایت، توقف مذاکرات فرصتی برای هماهنگی داخلی فراهم میکند اما باید در نظر داشت که چالشهای پیشرو نیازمند توجه و تدبیر جدی هستند. توافق میان ایران و آمریکا، بهویژه در زمینه غنیسازی اورانیوم، یک موضوع پیچیده و چند لایه است که تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی قرار دارد. در حالی که هر دو طرف بر اراده خود برای دستیابی به توافق تأکید دارند، چالش های موجود، از جمله فشارهای خارجی و اختلافات فنی و سیاسی، می تواند مانع دستیابی به توافقی پایدار شود.
مخالفان توافق نیز از هر فرصتی برای تخریب مذاکرات استفاده خواهند کرد و این موضوع میتواند به عدم موفقیت مذاکرات منجر شود. در نهایت، دیپلماسی فعال و مدیریت فشارهای خارجی از سوی هر دو طرف، به ویژه با حمایت عمان، می تواند کلید موفقیت در این مذاکرات باشد. با توجه به اینکه وضعیت منطقهای و جهانی در حال تغییر است، نیاز به یک استراتژی منسجم و پایدار برای رسیدن به توافقی عادلانه و متوازن بیش از پیش احساس میشود.