مجموعه پادکست های ناصر الحسین روایت هایی از سیره شهدای کربلا و پیدا کردن شباهت از آن بین شهدای انقلاب اسلامی و جنگ 12 روزه با اسرائیل
کربلا جاریست در زمان
کافی است بخواهیم به قله نگاهی داشته باشیم و از زمان عیب نمانیم
مجموعه پادکست ناصر الحسین با صدای «محمدرضا عادل» در پرتال فرهنگی راسخون تولید شده است....
بخش اول این مجموعه 16 پادکست است که محرم و صفر امسال تولید شده و چشم انداز تولید 72 قسمت از این مجموعه در حال پیگیری است. قسمت های منتخب هم توسط تیم تصویرسازی هوش مصنوعی راسخون مجدد به صورت کلیپ تولید خواهد شد.
با هم به این تکیه مجازی سری می زنیم...
قسمت اول:
جون بن حوی
دست در دست حسین علیهالسلام
در سرزمین عرب رسم بود در هنگام جنگ غلامها شرکت نمیکردند. در روز عاشورا، وقتی خیمهها زمزمه وداع داشتند، جون آرامتر از همیشه در کنار امامحسین علیهالسلام نشسته بود....
قسمت دوم:
بریر بن خضیر همدانی
زاهدی که شمشیر کشید...
او در کوفه، زبانزد همه بود. پیرمردی عالم با چهرهای نورانی، سالیان متمادی بر محراب نشسته، تلاوتگر آیات نور و معلم قرآن برای کودکان و کهنسالان، او را «زاهد کوفه» مینامیدند: بریر بن خضیر....
قسمت سوم:
نافع بن هلال بجلی
قهرمان میدان مسئولیتپذیری
پرچمدار امامحسین علیهالسلام که رزم خود را از امیرالمؤمنین علیهالسلام آموخته بود....
قسمت چهارم:
حبیب بن مظاهر
یار دیرین، وفادارترینِ عاشوراییان
در تاریخ وفاداری، نامی میدرخشد که تا ابد بر پرچم کربلا نوشته شده است؛
از قبیله دلیر بنیاسد، یار دیرین امیرالمؤمنین علیهالسلام و از اصحاب باوفای امامحسین علیهالسلام است....
قسمت پنجم:
زهیر بن قین
تولدی دوباره و بازگشتی بهسوی حقیقت
تا آن روز اهل سیاست بود و هوادار عثمان، عصر همان روز، فرستادهای از سوی امام آمد: «امامحسین علیهالسلام ، تو را میخواند...» ...
قسمت ششم:
مسلم بن عقیل
یادبود ایثار و وفاداری
تقدیر الهی بهگونهای رقم خورد که علاوهبر دامادی امیرالمؤمنین علیهالسلام، او با تحمل مشقات فراوان بهعنوان یگانه شهیدی در تاریخ ثبت شد که تمام نسل او در کربلا ماند، این مرد بزرگ، بهعنوان سفیر راستین امامحسین علیهالسلام شناخته میشود ....
قسمت هفتم:
انس بن حارث
بصیرت، راهی بیزمان بهسوی حسین علیهالسلام
«بصیرت، تاریخ مصرف ندارد. اگر اهلش باشی، در هر سن و موقعیتی، میتوانی یار حسین علیهالسلام باشی.»...
قسمت هشتم:
حر بن یزید ریاحی
از شک و تردید تا اوج آزادگی، درسی جاودان
از کوفه خارج شد تا امامحسین علیهالسلام و یارانش را نزد ابنزیاد منتقل کند، از پشت سر ندایی شنید: ای حر! تو را به بهشت بشارت باد....
قسمت نهم:
حنظله بن اسعد شبامی
شهید شیرینسخن کربلا
حنظله، با صدایی رسا آیات سوره غافر را برای دعوت بهسوی حق بر لشکریان کوفه بانگ میزد و با تلاوت آیات سوره طه آنها را از عذاب الهی برحذر میداشت....
قسمت دهم:
وهب بن عبدالله کلبی
مجاهد عاشق
وهب بن عبدالله کلبی، با شنیدن خبر حرکت کاروان امامحسین علیهالسلام به کوفه، آرزوی جهاد با دشمنان خدا را در دل زنده کرد. او با مادرش، اموهب، از کوفه حرکت و به کربلا شتافتند. وهب در روز عاشورا، از نخستین شهیدان کربلا بود و مادرش نیز پس از شهادت او به فیض شهادت نائل گشت....
قسمت یازدهم:
علیاکبر علیهالسلام
جوانی در آینه نبوت
هنگامی که سخن میگفت، گویی روح پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در کالبد کلماتش جاری میشد و طنین صدای نبوی، در جانها زنده میگشت. و چون گام برمیداشت، نهتنها زمین، بلکه گویی تاریخ به احترامی دوباره از جای برمیخاست ....
قسمت دوازدهم:
حضرت عباس علیهالسلام
مشکِ عشق، پرچمِ وفا
در کربلا، هرکس رسالتی بر دوش داشت، اما عباس علیهالسلام فراتر از وظایف فردی، تجسمی از تمامی آرمانها بود؛ سقای دشت نینوا، مدافع حریم اهلبیت و پرچمدار وفاداری. او مشک آب را برای سیراب کردن کودکان تشنه برداشت، اما خود از آن ننوشید.
قسمت سیزدهم:
قاسم بن حسن علیهالسلام
نوجوانی با دلی به وسعت وفا
قاسم، آن طفلِ دلیرِ کربلا، هنوز در عنفوان نوجوانی بود؛ نه قامتِ رشیدش با زرهِ رزم هماهنگ میشد و نه پایِ کوچکِ او، اندازه میدانِ نبرد. اما دلِ او، دریایی بود از وفا و عشق....
قسمت چهاردهم:
عبدالله بن حسن علیهالسلام
کودکی که در آغوش شهادت، قد کشید
عبدالله، فرزندِ خردسالِ امامِ مجتبی علیهالسلام، کوچکتر از آن بود که قامتش را زرهای فرا گیرد یا دستانش، تابِ حملِ شمشیری را داشته باشد. اما در قلبِ کوچکِ او، عشقی به حسین علیهالسلام شعله میکشید که فراتر از تمامِ تصورات بود....
قسمت پانزدهم:
علیاصغر علیهالسلام
گلویِ عطشان، حجتِ تاریخ
در هنگامه غوغای عاشورا و بیقراریِ دلها، امامحسین علیهالسلام، علیاصغرِ شیرخوار خویش را در آغوش گرفت و با ندایی آمیخته به درد، فرمود: «اگر بر من رحم نمیآورید، پس بر این طفلِ بیگناه رحم کنید.»....
قسمت شانزدهم:
رقیه علیهاالسلام
دختری با چشمانِ منتظر، روایتِ غربت و صلابت
رقیه، آن نوگلِ باغِ حسین علیهالسلام، در اوجِ مصیبتِ عاشورا، نه شمشیری در دست داشت و نه خطبهای در بیان. تنها چشمانی بود که در آرزویِ دیدارِ پدر، به هرسو مینگریست. در تیرهشبهایِ شام و در ویرانههایِ غربت، با دلی شکسته و گونههایی که ردِ سیلیِ نامردمان بر آن نقش بسته بود، تنها یک آرزو در سر داشت: دیدارِ پدر ....

ویدئو های تولید شده از مجموعه پادکست ناصر الحسین
کلیپ پادکست 1: جون بن حوی دست در دست حسین علیهالسلام
.....در حال تکمیل......