چرایی خروج امارات از اوپک
به زعم بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی؛ این اقدام صرفاً یک اختلاف اقتصادی بر سر سهمیه نفت نخواهد بود؛ بلکه میتواند نشانهای از یک تغییر راهبردی در نظم امنیتی خلیج فارس قلمداد شود.در چنین شرایطی، خروج امارات از اوپک را باید در چارچوب "سیاست بقا" تحلیل کرد؛ یعنی تلاش یک دولت کوچک اما ثروتمند برای حفظ امنیت، اقتصاد و موقعیت ژئوپلیتیکی خود در میانه یک رویارویی بزرگ منطقهای.
حائز اهمیت آنکه در وضعیت جنگی، کشورها معمولاً از چارچوبهای سنتی فاصله میگیرند و به سمت تصمیمگیریهای مستقلتر حرکت میکنند. امارات نیز احتمالاً تلاش خواهد کرد خود را از محدودیتهای سیاسی و اقتصادی اوپک جدا کند تا بتواند سریعتر و آزادانهتر به تحولات جنگ واکنش نشان دهد.
هرگونه درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا، بهویژه در منطقه گسترده خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز، فوراً بازار جهانی انرژی را وارد وضعیت اضطراری میکند.
در این میان باید توجه داشت که بخش مهمی از صادرات نفت جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ منطقهای که همواره یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان بوده است و اگر درگیری و جنگی در این منطقه رخ دهد، قیمت نفت جهش چشمگیری خواهد کرد، بازارهای مالی دچار نوسان میشوند و امنیت انرژی جهان به مسئلهای حیاتی تبدیل میشود. نهایتاً؛ در چنین فضایی، کشورهایی که توانایی صادرات پایدار نفت را داشته باشند، به بازیگران کلیدی اقتصاد جهانی تبدیل خواهند شد.
سناریوی سیاست نفتی ملی
امارات احتمالاً تلاش میکند از بحران بهعنوان فرصتی برای افزایش نقش اقتصادی خود استفاده کند چرا که سیاستهای ابوظبی در سالهای اخیر نشان داده که برخلاف گذشته، دیگر تمایل ندارد کاملاً در چارچوب سیاستهای منطقهای عربستان سعودی حرکت کند..jpg)
اختلافات میان این دو کشور در موضوعاتی مانند "جنگ یمن"، "رقابت اقتصادی در خلیج فارس" و حتی "سیاستهای نفتی"، بیانگر آن است که امارات به دنبال تعریف هویتی مستقلتری برای خود است. از این رو، خروج این کشور از "سازمان اوپک" در زمان جنگ میتواند ادامه همین روند باشد؛ یعنی فاصله گرفتن از سازوکارهای جمعی و حرکت به سمت سیاست نفتی کاملاً ملی.
در چنین سناریویی، امارات احتمالاً به این نتیجه رسیده است که برای حفظ اقتصاد و امنیت داخلی خود، باید اختیار کامل تولید و صادرات نفت را در دست داشته باشد.
عضویت در "سازمان اوپک" به معنای پذیرش محدودیتها و هماهنگی با تصمیمات جمعی است، اما در شرایط جنگی، ابوظبی ممکن است این محدودیتها را تهدیدی برای منافع حیاتی خود تلقی کند. به همین دلیل، خروج از اوپک میتواند به امارات امکان دهد که مستقیماً با ابرقدرتهای جهانی؛ بالاخص ایالات متحده آمریکا یا حتی چین وارد معامله شود و نقش مهمتری در تأمین انرژی جهان ایفا کند.
این تحول همچنین پیام سیاسی مهمی برای منطقه خواهد داشت. "سازمان اوپک" در دهههای گذشته نمادی از نوعی هماهنگی راهبردی میان کشورهای نفتخیز قلمداد میشد، اما خروج امارات در زمان جنگ آمریکا علیه ایران اسلامی، نشان میدهد که این هماهنگی در حال فرسایشی همهجانبه است. کشورهای منطقه اکنون بیش از گذشته به منافع ملی کوتاهمدت و امنیت داخلی خود فکر میکنند و کمتر حاضرند هزینه اتحادهای سنتی را بپردازند.
از منظر امنیتی، امارات احتمالاً تلاش خواهد کرد سیاستی مبتنی بر "بیطرفی فعال" دنبال کند. ابوظبی میداند که در صورت ادامه جنگ ایران و آمریکا، زیرساختهای انرژی و بنادر خلیج فارس به اهداف بالقوه تبدیل میشوند. بنابراین این کشور سعی میکند ضمن حفظ روابط راهبردی با آمریکا، از تبدیل شدن به بخشی مستقیم از میدان جنگ جلوگیری کند. خروج از "سازمان اوپک" میتواند بخشی از همین سیاست باشد؛ یعنی ارسال این پیام که امارات میخواهد انعطاف بیشتری برای مدیریت بحران داشته باشد و خود را درگیر تصمیمات بلوکی و جناحی نکند.
.jpg)
البته باید توجه داشت که این روند؛ برای ایران، هم تهدید است و هم فرصت. از یک سو، کاهش انسجام میان اعضای اوپک میتواند توان کشورهای تولیدکننده برای کنترل قیمت نفت را کاهش دهد و بازار را بیثباتتر کند. اما از سوی دیگر، فاصله گرفتن امارات از عربستان و حرکت مستقلتر ابوظبی، میتواند بخشی از فشار سیاسی و امنیتی علیه تهران را کاهش دهد.
در این راستا، ایران بهخوبی میداند که امارات متحده عربی، بهویژه دبی؛ برای حفظ موقعیت اقتصادی خود نیازمند ثبات نسبی در روابط منطقهای است و به همین دلیل احتمالاً تلاش خواهد کرد کانالهای ارتباطی با تهران را حتی در شرایط بحرانی حفظ کند.
سرنوشت اوپک پس از خروج امارات
در سال ۲۰۲۵، میزان انتشار دیاکسیدکربن کشورهای عضو اوپک به حدود ۷.۸ گیگاتن رسیده است؛ موضوعی که این کشورها را ناچار میکند برای حفظ جایگاه خود در بازارهای اروپا و آسیا، با استانداردهای جدید کربنی هماهنگ شوند.در این میان، چالشهای زیستمحیطی اوپک ابعاد راهبردی گستردهای پیدا کرده است؛ بهویژه آنکه شدت کربن استخراج نفت در برخی اعضا به ۱۳ کیلوگرم دیاکسیدکربن به ازای هر بشکه میرسد که بالاتر از میانگین جهانی است. همچنین سهم فناوریهای جذب و ذخیرهسازی کربن در اوپک هنوز کمتر از یک درصد ظرفیت جهانی برآورد میشود.
طی سالهای اخیر، نرخ نشت متان در برخی میادین نفتی تا ۳.۵ درصد گزارش شده، در حالی که استاندارد پیشنهادی آژانس بینالمللی انرژی کمتر از ۰.۲ درصد است. تداوم این فاصله میتواند به فشارهای نظارتی و محدودیتهای تجاری بیشتر منجر شود. در پاسخ، سناریوهایی مانند افزایش سرمایهگذاری در پروژههای توسعه تولید هیدروژن آبی و سبز و همکاری با صندوقهای اقلیمی برای کاهش انتشار متان مطرح شده است.
در این شرایط، فشارهای اقلیمی در کنار اختلافات داخلی، انسجام اوپک را با چالش مواجه کرده است. به همین دلیل، سیاستهای زیستمحیطی دیگر صرفاً یک ضرورت اقلیمی نیست، بلکه ابزاری برای حفظ بازار و مدیریت ریسک محسوب میشود. در همین چارچوب، خروج امارات را میتوان نشانهای از تغییرات عمیقتر در ساختار بازار جهانی نفت دانست؛ تحولی که هم مدیریت عرضه را دشوارتر کرده و هم قدرت تولیدکنندگان مستقل را افزایش داده است.
سخن پایانی:
با توجه به آنچه اجمالاً بدان پرداخته شد؛ خروج امارات متحده عربی از "سازمان اوپک" در سناریوی جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران را باید بخشی از تحول بزرگتر در نظم خاورمیانه دانست؛ نظمی که در آن کشورها، دیگر مانند گذشته به ائتلافهای سنتی تکیه نمیکنند و بیش از هر چیز به دنبال انعطافپذیری، حفظ بقا و حداکثرسازی منافع ملی خود هستند.امارات متحده عربی در چنین فضایی میخواهد نه بهعنوان عضوی تابع در یک ساختار منطقهای، بلکه بهعنوان بازیگری مستقل و دارای قدرت مانور جهانی شناخته شود؛ تغییری که میتواند آینده سیاست و امنیت خلیج فارس را بهطور جدی دگرگون کند.