کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!

آنچه امروز بر صفحه كاغذ مى نگارم و بسيارى را به تحسين وا مى دارد، بيش از هرچيز مرهون داستانهايى است كه در ايام كودكى مطالعه نموده ام. گاهى فكر مى كنم در كتابهاى امروز خود، پيوسته دارم آنها را بازنويسى مى كنم.
سه‌شنبه، 24 فروردين 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!
راسخون :   امروز به هر كشور جهان كه سرى بزنيم، با انبوه نمايشگاهها و مراكز فرهنگى روبرو مى‌شويم كه منحصرا به عرضه كتاب و محصولات متناسب با كودك و نوجوان پرداخته اند.
 
در نمايشگاههاى بزرگ داخلى نيز، همواره بخش هاى ويژه اى به عرضه كتابهاى كودك و نوجوان اختصاص مى يابد.
 
تعداد كتابهاى كودك و نوجوان كه در اين مراكز عرضه مى شود، اغلب از مرز  چند صد اثر مى گذرد كه براى بسيارى اين موضوع، مايه مباهات است؛ اما شايد مهمتر و ثمربخش تر از پرداختن به كميت اين آثار، آن باشد كه در ميان اوراق اين كتابها گشتى بزنيم و به بررسى پيام و محتواى اين آثار بپردازيم.

کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!


به راستى كتابهاى داستان كودك و نوجوان، چه الگو و محتوايى را به فرزندان ما ارايه مى‌كنند؟
 
نويسندگان كودك و نوجوان تا چه ميزان توانسته اند، رضايت و خشنودى مخاطبان خويش را فراهم آورده و نيازهاى معرفتى آنها را ارضا نمايند؟
 
پيش از هرچيز بايد گفت، نوشتن براى كودك و نوجوان بسى دشوارتر از نوشتن براى مخاطب بزرگسال است؛ چراكه لازمه آن، عبور از دنياى بزرگسالى و عروج در دنياى پرستاره كودكى و نوجوانى است.
 
نوشتن براى كودك و نوجوان، ذهن پرورده مى خواهد، ذهنى كه سالها در دنياى كودك و نوجوان غور و بررسى نموده و دغدغه هاى روز مخاطب كم سن و سال را به خوبى بشناسد.
 
همچنين كسى كه براى كودك و نوجوان مى نويسد بايد از روانشناسى كودك، اندوخته‌اى وسيع فراهم آورده باشد و به ژرفاى جهان تو در توى كودكى و نوجوانى و احساسات بروز يافته در اين دوران آگاهى كامل داشته باشد.
 
او بايد بتواند نيازهاى كودك و نوجوان را تشخيص داده و بهترين شيوه ارضاى آنها را فراهم آورد.
 
ذكر يك مثال، مقصود را روشن تر مى سازد. مدتى پيش در يكى از نشريات خارجى مقاله‌اى را در خصوص علت موفقيت مجموعه كتابها و فيلمهاى هرى پاتر مطالعه نمودم. نويسنده در آن مقاله از قول خالق اين كتابها عنوان كرده بود: آنچه موجب اقبال عمومى و استقبال بى نظير نوجوانان از اين آثار شده است، لحاظ نمودن عنصر شگفتى و جذابيت در سطر، سطر صفحات كتاب است.
 
نويسنده هرى پاتر گفته بود: "من مدتهاى مديد اوقات خود را با نوجوانان گذراندم و در طى اين معاشرتها دريافتم، آنچه بيش از هرچيز، نوجوان را بر سر كيف مى آورد، تازگى و نوآورى است. نوجوانان اطراف من، در پى بازيهاى جديد، رفتارهاى نو و داستانهاى شگفت انگيز بودند، هيچ چيز به اندازه ماجراجويى، ذهن خلاق آنها را به وجد نمى آورد، كافى بود به آنها بگويم بياييد امروز يك كار جديد انجام دهيم، مثلا ناهار را روى سقف خانه ميل كنيم! وقتى اين عبارات را مى گفتم، ديگر سر از پا نمى شناختند...
کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!

اين حشر و نشر با نوجوانان باعث شد، خلاقيت در وجود من بارور شده و قلمم به فضاى نوجوانى نزديكتر شود. به همين جهت توانستم اثرى را خلق كنم كه مورد پسند نوجوانان باشد. حالا مدتى است كه نگارش كتابها پايان يافته، اما من همچنان فكر مى كنم نوجوانى14 يا 15 ساله ام" ! ‌ ‌
 
حال بياييد به فضاى موجود در  كتابهاى كودك و نوجوان در كشور خويش بپردازيم. براى يك بار هم كه شده، به يكى از مراكز عرضه كتاب كودك و نوجوان سرى بزنيد و چند تايى از كتابهاى آن را زير و رو كنيد. به تصوير روى جلد هريك از كتابها كه بنگريم، بسيار زيبا و مجذوب كننده است، تركيبى از هزاران نقش و رنگ در هم فروتنيده! اما صفحه اول قريب به اتفاق كتابها را كه ورق بزنيم، با قصه ها و مضامينى روبرو مى شويم كه نظير آنها را دهها و صدها بار شنيده ايم. دوباره گرگ بد ذات، چشم طمع در بچه گوسفندان دوخته و جوجه سياه ديروز همچنان از اينكه مثل برادر و خواهرهايش سفيد و زيبا نيست، غصه مى خورد. حيوانات جنگل همه جمع اند، خروس و روباه و شير و پلنگ و كفتار؛ اما هيچ يك حرف تازه اى بر زبان نمى آورند، همه سالهاست كه راوى قصه هاى تكرارى اند.
 
خلاقيت در محتوا و ابداع و ابتكار در مضمون، همگى مدتهاى دراز است كه رنگ باخته اند. آنچه هست، كالبدهاى زيبا و خوش رنگ و لعابى است كه روحهاى اغناگر و ارضاكننده درون آنها به بيرون گريخته اند.
 
قصد سياه نمايى و شكوه و شكايت نداريم اما آنچه بيان مى كنيم، حقيقتى است كه حتى خود نويسندگان كودك و نوجوان نيز به آن اذعان مى نمايند.
 
دكتر عرفان نظر آهارى، نويسنده اى كه تاكنون چندين جايزه بزرگ ادبيات نوجوان را به خود اختصاص داده، در اين زمينه مى گويد: "مــا در ادبـيـات كـودك و نوجوان به غبار روبى فضاى موجود و رسيدن به حس هاى بكر و تازه تر نيازمنديم. ‌ ‌
 
بايد از كليشه هايى كه بر ذهنمان سنگينى مى كند، فراتر رفته و به تجربه هاى شخصى تر و تازه ترى دست يابيم."
 
سيد حسن شاهد، ديگر نويسنده كودك و نوجوان نيز مي گويد: در ادبيات، همواره اين اعتقاد وجود دارد كه پيشرفت و تغيير در طول زمان به وقوع مى پيوندد و ايجاد تحولات سريع و انقلابى چندان مثمر ثمر نيست، اما اين روزها واقعا داريم به اين نتيجه مى رسيم كه تا انقلابى وسيع در حوزه كودك و نوجوان به وقوع نپيوندد، كارى از پيش نخواهد رفت.
 
وى در گفت‌وگو با خبرنگار راسخون مى افزايد: برخى سالهاست كه در اين حوزه، جاى نويسندگان جوان و خوش فكر را تنگ كرده و با نگارش داستانهاى تكرارى و بى محتواى خويش، سهم وسيعى از آثار خروجى انتشاراتى ها را به خود اختصاص مى دهند.
 
جالب اينكه هرگاه سخن از تغيير و تحول مى شود، همين افراد، پيش از همه ادعا مى كنند، تغيير بايد در طول زمان اتفاق بيفتد.
 
کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!

خالق اثر " دوست شيطان من، رايانه " ادامه مى دهد: كودك و نوجوان امروز ديگر همان كودك و نوجوان 50 سال پيش نيست، او هـر روز زيـبـاترين و جذاب ترين داستانهاى موجود را از تلويزيون يا از طريق نوارهاى ويديويى تماشا مى كند. بديهى است كه تا ما به خود نياييم و نتوانيم محتواى جديد، جذاب و در عين حال مفيدى را بــراى او فــراهـم آوريم، نخـواهيـم تـوانسـت او را از تلويزيون جدا نموده و به مطالعه كتاب عادت دهيم.
 
ايـن نويسنده كودك و نـوجـوان مـعـتـقـد اسـت: نگـارش در حوزه كودك و نـوجـوان بـايـد نظام و سازمان جديدى به خود بگيـرد. تـا زمـانـى كـه داستان نـويسـى در اين حوزه به افراد خاصى منحصر شده و انتشاراتى ها نيز تنهـا زير بار چاپ كتابهاى همين قشر محدود مى‌روند، اميدى به ايجاد تغيير اساسى در شرايط موجود نيست.
 
در ادبيات كودك و نوجوان و به ويژه در بخش داستان، ما با دو مشكل اساسى روبرو هستيم. برخى نويسندگان قديمى، آنقدر اسير كليشه ها و افكار و گفتار تكرارى اند كه فرصت نمى يابند به چيزى خارج از چهارچوب زندگى مشقت بار روستايى و داستان چراى دام، دوشيدن گاو و گوسفند و... بينديشند و بعضى نويسندگان تازه قلم نيز از آنجا كه هنوز راه و رسم نيكو نوشتن را نياموخته اند و كسى خريدار سياه قلم هاى كم ارزش آنها نيست، به وادى ادبيات كودك و نوجوان پاى گذاشته اند.
 
چراكه اين فضا، امن ترين فضايى است در آن با آسودگى كامل مى توانند هرچه در ذهن ناپخته شان مى گذرد را بر كاغذ آورده و از هجوم شماتتها و سرزنشها در امان بمانند.
 
حال آنكه هر انسان زيركى با اندكى تامل به سادگى مى تواند، تفاوت و تمايز موجود ميان نوشته هاى زيباى كودكانه و نوجوانانه و گفتار بزرگسالانه اى كه به زبانى سخيف نگارش يافته را از هم بازشناسد.
 
محمد رضا نوبخت، مدرس زبان و ادبيات فارسى از ديگر كسانى است كه از فضاى كنونى ادبيات كودك و نوجوان، گلايه بسيار دارد.
 ‌
وى به خبرنگار راسخون مى گويد: وقتى قرار مى شود براى كودك و نوجوان بنويسيم، بايد زبانمان ساده، گيرا و قابل فهم شود. اين بدان معنا است كه بايد از بيان كلمات دشوار و مهجور، دورى گزينيم؛ ليكن قرار نيست همان گونه كه در بيان الفاظ و كلمات جانب سادگى را رعايت مى كنيم؛ در توليد محتوا نيز به سادگى و تساهل دچار شويم.
 
نوبخت مى افزايد: كودك و نوجوان حق دارد مفاهيم عميق دينى، مذهبى و ملى را دريابد و ما به عنوان نسل پيشين، موظفيم كه اين محتوا را در قالبهاى شكيلى چون داستان به او عرضه كنيم . تنها موضوعى كه در اينجا بايد رعايت شود، ايجاد سادگى در گفتار و انتقال قابل درك مفاهيم است؛ اما متاسفانه مدتها است، برخى از سر كج فهمى خويش دور مفاهيم بلند و  اساسى را  قلم گرفته و به بهانه اينكه فهم آنها براى مخاطب كودك و نوجوان، دشوار است، به بيان مطالبى سخيف و كم ارزش مى پردازند. ‌ ‌
 
در زمينه داستان كودك و نوجوان، يك پرسش مهم و اساسى همواره مطرح است؛اگر نويسندگان اين عرصه مفاهيم زيبا و جذابى را براى نگارش نمى يابند، چرا حد اقل به سراغ گنجينه هاى كهنى همچون شاهنامه، كليله و دمنه، مرزبان نامه، گلستان سعدى و دهها و صدها اثر كم نظير ديگر نمى روند و سعى نمى كنند، داستانهاى موجود در اين كتب را به زبان گيرا و امروزى براى مخاطب كودك و نوجوان، بازنويسى كنند؟
 
اگر نويسندگان ما در قيد داستانهاى گذشته اند، چرا همواره به سراغ شنگول و منگول، جوجه اردك زشت و كدوى قلقله زن مى روند؟ چرا هر از گاه سرى هم به آثار دست اول زبان فارسى نمى زنند و قصه اى را از دل آنها بيرون نمى كشند؟

 
کتاب نویسی یا کتاب سازی؟!

چرا در گستره وسيع داستانها و روايات، همواره به سمت داستانهايى مى رويم كه ديگر كشش و جذابيت خويش را از دست داده اند؟
 
عرفان نظر آهارى كه خود، داور جشنواره هاى كودك و نوجوان نيز بوده، در اين زمينه، خطاب به نويسندگان اين عرصه مى گويد: " يادمان باشد، مخاطب ما حتى اگر كودك و نوجوان هم باشد، سختگيرتر از اين حرفهاست؛ بچه ها از كشف كردن لذت مى برند و يكى از عوامل لذت بردن، كشف كردن و شگفت زده شدن است. هر گره باز شده اى، ديگر ما را به تامل وانمى دارد.
 
تنها دربرابر گره هاى تازه است كه مى ايستيم و با صرف تلاش، از باز شدن آنها احساس لذت مى كنيم."
 
حال كه از فقر محتوا در ادبيات و داستان كودك و نوجوان سخن گفتيم، بد نيست چند كلامى هم از نقش داستان هاى سطحى در تضعيف هويت فرزندانمان سخن برانيم.
 
نيازى به گفتن ندارد كه بچه هاى امروز، از سن و سالشان بزرگترند و پاره اى از نيازها، زودتر در وجود آنها شكل مى گيرد. كودك و نوجوان امروز، دغدغه هاى تازه اى يافته است. ذهن او زودتر رشد مى كند و انبوه سولات برخاسته از كنجكاوى، زودتر از قبل، ساحت ذهنش را اشغال مى سازد. او مى خواهد از خويشتن و دنياى اطرافش بداند، از جامعه خويش و آداب و رسومى كه سالهاست در آن، جريان دارد. دغدغه او، دانستن است و اين وظيفه ما است كه گام به گام همراه با او بوده و آنچه بايد بداند را به او عرضه نمايم.
 
بديهى است كه كتاب و داستان در پاسخگويى به سوالات بى پايان كودك و نوجوان، نقشى اساسى و حساس دارد؛ اگر كتابهاى داستان ما، آداب نيكو زيستن، فلسفه نيكى كردن و پيروى از اخلاق و انسانيت را به فرزندانمان بياموزد، در آينده اى نزديك، شاهد درخشش و تعالى سرزمين ايران خواهيم بود و اگر كتابهاى كودك و نوجوانمان همچنان آكنده از مطالب سطحى و محتواى بى ثمر باشد، بى شك نسلى بى هويت، بى رمق و خموده حاصل خواهد شد!
 
به اميد آنكه روزى فرا رسد كه ادبيات كودك و نوجوان ايران، سالم ترين و موفق ترين گونه ادبى موجود در جهان باشد!
/2759

جذب خبرنگار افتخاري


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.