درآمد: وقتی وقف، شکل مقاومت به خود میگیرد
در دو گفتار پیشین، از وقف بهمثابه حافظ اشیای هنری و از وقف بهمثابه سرمایهگذاری بر نخبگان انسانی سخن رفت. اما وقف، چهرهی سومی نیز دارد که شاید دراماتیکترین و پرتنشترین چهرهی آن باشد: چهرهی مقاومت. جایی که واقف، نه در آرامش و فراغت، بلکه در میانهی نبردی نابرابر با قدرتهای استعماری، تصمیم میگیرد میراث مکتوب یک تمدن را از تاراج نجات دهد. کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی در قم، تجسم زندهی همین چهرهی مبارزاتی وقف است؛ جایی که هر نسخهی خطی، سندی از یک پیروزی فرهنگی بر ماشین غارت استعمار است.نجف، زادگاه یک رؤیای بزرگ؛ شکلگیری هستهی اولیه در غربت
هستهی نخستین کتابخانه مرعشی نجفی، نه در قم و نه در تهران، بلکه در نجف اشرف و در دوران تحصیل جوانی جویای علم شکل گرفت. آیتالله مرعشی نجفی در آن سالها با دو مانع بزرگ روبهرو بود: نخست، عدم تمکن مالی که خرید نسخههای خطی نفیس را برای یک طلبهی جوان تقریباً ناممکن میساخت؛ و دوم، رقبای قدرتمندی که نمایندگان دولتهای استعماری بودند و با پولهای کلان، میراث فرهنگی کشورهای اسلامی را خریداری و از منطقه خارج میکردند. این رقابت نابرابر، انگیزهی اصلی مرعشی نجفی برای ورود به عرصهی جمعآوری و حفظ نسخ خطی بود. او میدید که چگونه گنجینههای مکتوب تمدن اسلامی، یکی پس از دیگری از دست میروند و سر از موزهها و کتابخانههای لندن و پاریس درمیآورند..jpg)
نبرد با کنسول انگلیس؛ شبی در زندان به خاطر یک نسخهی خطی
یکی از تکاندهندهترین روایتهای زندگی آیتالله مرعشی نجفی، درگیری مستقیم او با نمایندهی کنسول انگلیس در عراق بر سر خرید یک نسخهی خطی نفیس است. این رویداد، که به زندانی شدن یکشبهی مرعشی نجفی انجامید، بهخوبی نشان میدهد که جمعآوری کتاب برای او صرفاً یک سرگرمی علمی یا علاقهی شخصی نبود؛ بلکه میدانی از مبارزهی تمامعیار با ماشین فرهنگی استعمار بود. او حاضر بود شب را در زندان بگذراند، اما نگذارد نسخهای از میراث مکتوب اسلام از سرزمینهای اسلامی خارج شود. این روحیهی مبارزاتی، بعدها نیز در تمام مراحل توسعهی کتابخانه با او همراه بود.هجرت به قم؛ انتقال گنجینه از غربت به وطن
با مهاجرت آیتالله مرعشی نجفی از عراق به ایران در سال ۱۳۴۲ قمری، مجموعههای فراهمشده نیز به ایران منتقل شد. او در منزل شخصی خود در قم به نگهداری از این گنجینه پرداخت و همزمان به جمعآوری نسخههای نفیس دیگر همت گماشت. شهرت این مجموعهی منحصربهفرد بهسرعت در محافل علمی پیچید، تا جایی که استادان مشهور دانشگاههای ایران برای بهرهبرداری از نسخههایی که در هیچ کتابخانهی دیگری یافت نمیشد، شخصاً به قم و منزل آیتالله مرعشی سفر میکردند. این رفتوآمد علمی، خود گواهی بر آن بود که این مجموعهی خصوصی، عملاً به یک مرجع ملی و فراملی برای پژوهشگران تبدیل شده است..jpg)
از دو اتاق مدرسه تا بنای هزارمتری؛ رشد ارگانیک یک موقوفه
پس از تأسیس مدرسهی مرعشیه، آیتالله مرعشی در سال ۱۳۸۵ قمری (۱۹۶۵ میلادی) نخست کتابخانهی کوچکی را در دو اتاق این مدرسه بنیان نهاد. سپس در سوم شعبان همان سال، مطابق ۱۳۴۴ خورشیدی، با انتقال مجموعهای از کتابهای چاپی و بخشی از نسخههای خطی به طبقهی سوم مدرسه، کتابخانهی جدید با حضور علما و مدرسان حوزهی علمیهی قم رسماً گشایش یافت. چهار سال بعد، زمین هزارمتری روبهروی مدرسه خریداری شد و در سال ۱۳۹۰ قمری (۱۹۷۰ میلادی)، کلنگ بنای کتابخانهای بزرگ به دست خود آیتالله مرعشی بر زمین زده شد. این سیر تدریجی و ارگانیک رشد، از دو اتاق کوچک تا بنایی عظیم، نشان میدهد که وقف کتابخانه مرعشی، نه یک پروژهی ازپیشطراحیشده، بلکه موجودی زنده بوده که با نیازهای زمانه رشد کرده و تکامل یافته است.تأمین مالی شخصی؛ وقتی مرجع تقلید همهچیز را از جیب خود میپردازد
یکی از حیرتانگیزترین ابعاد داستان کتابخانه مرعشی نجفی، آن است که تأمین بودجهی کل کتابخانه از همان آغاز تا هنگام درگذشت آیتالله مرعشی، تماماً بر عهدهی شخص ایشان بوده است. هزینهی خرید کتابهای خطی و چاپی، مجلات و نشریات، تجهیزات فنی، پرداخت حقوق کارکنان و تمامی هزینههای جاری، از جیب مرجعی تأمین میشد که خود زندگی سادهای داشت و از تجملات بیزار بود. این فداکاری مالی مستمر، که دههها به طول انجامید، کتابخانه مرعشی را از بسیاری از نهادهای مشابه متمایز میکند؛ زیرا در اینجا، وقف نه یک اقدام یکباره و لحظهای، بلکه جریان مداومی از ایثار روزانه بوده است.«از مسجد لازمتر است»؛ فلسفهی رادیکال وقف کتابخانه
شاید هیچ جملهای به اندازهی سخن خود آیتالله مرعشی نجفی، عمق نگاه او به مقولهی وقف کتابخانه را آشکار نکند. او در وصیتنامهاش صریحاً نوشته است: «الآن ساختن کتابخانه و وقف کردن حتی از مسجد و حسینیه لازمتر است.» استدلال او، ساده اما بنیادین بود: مساجد برای مسلمانان ساخته میشوند، اما تا جوانان عقاید خود را اصلاح نکنند، در صفوف جماعت حاضر نخواهند شد. پس باید ابتدا عقاید جوانان را درست کرد و راه درست آن، ساختن کتابخانه در همهجاست. این نگاه، وقف کتابخانه را از یک عمل خیریهی معمول به یک ضرورت استراتژیک و اولویت اول فرهنگی ارتقا میدهد..jpg)
گسترهی جغرافیایی وقف؛ از روستاهای هرمزگان تا سراسر ایران
آیتالله مرعشی نجفی، وقف کتابخانه را در جغرافیای قم و تهران محصور نکرد. به گفتهی خود او، در بسیاری از روستاها کتابخانههایی ساخته شده که کتب آنها را شخصاً تأمین کرده است. در استان هرمزگان، دو کتابخانهی بزرگ به نام مرحوم پدرش بنا شده و در بسیاری از شهرهای ایران کتابخانههایی ایجاد شده تا جوانان اوقات فراغت خود را با مطالعه سپری کنند. او تأکید میکرد که هر جا از ما درخواست کتاب داشته باشند، به اندازهی مقدور ارسال میکنیم. این رویکرد توزیعی و عدالتمحور، نشان میدهد که واقف، کتابخانه را نه یک بنای فاخر در پایتخت، بلکه ابزاری برای عدالت فرهنگی در دورافتادهترین نقاط کشور میدانست.
وصیتنامهای تکاندهنده؛ دفن در زیر پای محققان
و اما تکاندهندهترین بخش این روایت، وصیتنامهی آیتالله مرعشی نجفی است که بر ضریح آرامگاه او نصب شده و چنین میخواند: «مرا در کتابخانهی عمومی زیر پای محققان علوم آل محمد دفن کنید.» این جملهی کوتاه، عصارهی تمام زندگی یک مرجع تقلید است. مردی که تمام عمرش را صرف جمعآوری، حفظ و اشاعهی میراث مکتوب اسلام کرد، در آخرین لحظات نیز خواست که جسمش در همان مکانی آرام بگیرد که روحش سالها در آن زیسته بود: میان کتابها و زیر گامهای پژوهشگرانی که از گنجینهی او بهره میبرند. این وصیت، وقف را از سطح حقوقی و مالی فراتر میبرد و به ساحت وجودی و عرفانی میکشاند.
.jpg)
کتابخانه مرعشی امروز؛ ابعادی فراتر از تصور
امروزه کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی یکی از بزرگترین کتابخانههای جهان اسلام و ایران است. آمارهای این مجموعه خیرهکنندهاند: حدود یک میلیون جلد کتاب چاپی به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و اردو، بیش از بیستهزار جلد کتاب چاپی به زبانهای لاتین، بیش از هشتادوپنجهزار عنوان نسخهی خطی و دوازدههزار میکروفیلم. این ارقام، نه صرفاً آمار کتابخانهای، بلکه سندی از موفقیت یک پروژهی وقفی است که از دو اتاق کوچک در مدرسهای در قم آغاز شد و به یکی از گنجینههای بیبدیل تمدن اسلامی بدل گشت.نتیجهگیری
کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، بیش از آنکه یک مخزن کتاب باشد، یک سنگر فرهنگی است؛ سنگری که یک مرجع تقلید با دست خالی و در میانهی نبردی نابرابر با قدرتهای استعماری بنا نهاد و تا آخرین نفس از آن پاسداری کرد. او نشان داد که وقف کتابخانه، نه یک عمل حاشیهای و تزئینی، بلکه ضرورتی استراتژیک برای حفظ هویت فکری و دینی یک ملت است.در روزگاری که نسخههای خطی تمدن اسلامی با سرعتی نگرانکننده از کشورهای مبدأ خارج میشدند، مرعشی نجفی با زندان رفتن، با صرف تمام دارایی و با زندگی در سادهترین شرایط، میراثی را حفظ کرد که امروز میلیونها پژوهشگر از آن بهره میبرند. و شاید عمیقترین پیام این موقوفه آن باشد که واقعیترین شکل وقف، آن است که واقف خود را نیز وقف کند؛ چنانکه مرعشی نجفی حتی جسم خود را زیر پای محققان به امانت گذاشت.