مسیر جاری :
آداب و رسوم رمضان در سمنان
آداب و رسوم رمضان در کرمان
آداب و رسوم رمضان در میان ترکمن ها
نحوه ثبت نام در paypal
خرافه نحوست سیزده فروردین
نحوه ثبت نام دانشگاه آزاد
تجربه ها و توصیه های وکیل دادگستری
نقش و کارکرد وقف در سرمایهگذاری برای تولید
فلسفه عید فطر در آیینه احادیث نبوی و علوی
نحوه ثبت نام ثنا در خارج از کشور
داستانی درباره ماه رمضان به قلم محمد امیری
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
نحوه خواندن نماز والدین
گیاه بیلهر خواص و عوارضی دارد؟
احکام روزه بیماران و ناتوانان از نظر آیت الله خامنه ای
احکام روزه مسافر آیت الله خامنه ای
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
نماز قضا را چگونه بخوانیم؟
هنگام سجده واجب چه ذکری بگوییم؟
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟

آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
آيا بود که گوشه چشمي به ما کنند آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
باشد که از خزانه غيبم دوا کنند دردم نهفته به ز طبيبان مدعي

غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشيارانند غلام نرگس مست تو تاجدارانند
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز

سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند
پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند
ز زلف عنبرين جانها چو بگشايند بفشانند به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند

در نظربازي ما بيخبران حيرانند
من چنينم که نمودم دگر ايشان دانند در نظربازي ما بيخبران حيرانند
عشق داند که در اين دايره سرگردانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي

سرو چمان من چرا ميل چمن نميکند
همدم گل نميشود ياد سمن نميکند سرو چمان من چرا ميل چمن نميکند
گفت که اين سياه کج گوش به من نميکند دي گلهاي ز طرهاش کردم و از سر فسوس

آن کيست کز روي کرم با ما وفاداري کند
بر جاي بدکاري چو من يک دم نکوکاري کند آن کيست کز روي کرم با ما وفاداري کند
وان گه به يک پيمانه مي با من وفاداري کند اول به بانگ ناي و ني آرد به دل پيغام وي

کلک مشکين تو روزي که ز ما ياد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند کلک مشکين تو روزي که ز ما ياد کند
چه شود گر به سلامي دل ما شاد کند قاصد منزل سلمي که سلامت بادش

طاير دولت اگر باز گذاري بکند
يار بازآيد و با وصل قراري بکند طاير دولت اگر باز گذاري بکند
بخورد خوني و تدبير نثاري بکند ديده را دستگه در و گهر گر چه نماند

در نمازم خم ابروي تو با ياد آمد
در نمازم خم ابروي تو با ياد آمد حالتي رفت که محراب به فرياد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو ديدي همه بر باد آمد

عشق تو نهال حيرت آمد
عشق تو نهال حيرت آمد وصل تو کمال حيرت آمد
بس غرقه حال وصل کخر هم بر سر حال حيرت آمد