نويسنده: جواد امين خندقي




 
يکي از بحث هايي که در سياست دوره ي معاصر از اهميت ويژه اي برخوردار شده، مفهوم « جنگ نرم » (1) در مقابل « جنگ سخت » (2) است. جنگ نرم، قدمتي معادل جنگ سخت دارد. قديمي ترين کتاب، حاوي محورهايي درباره روش هاي جنگ سخت و نرم، به « سان تزو » (3) تعلق دارد. وي استراتژيستي است که حدود پانصد سال پيش از ميلاد مي زيسته است. اين کتاب، يکي از قديمي ترين مجموعه هاي مرتبط با استراتژي است و ارتش هاي چين، ژاپن و کره در جنگ هاي متعدد، از اين کتاب استفاده کرده اند. پس از جنگ جهاني دوم، اولين بار « هنري کيسينجر » (4) وزير امور خارجه پيشين امريکا، اين کتاب را در غرب مطرح کرد و باعث نگاه مجدد به آن شد. بر اساس باورسان تزو، جنگ تنها يک مسئله نظامي صرف نيست؛ بلکه جوانب مختلف اطلاعاتي، رواني، اقتصادي و سياسي را در بر مي گيرد. (5)
مفهوم جنگ نرم، تعريفي واحد و مورد پذيرش همگان ندارد و تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از آن متفاوت است. « جان کالينز » (6) نظريه پرداز دانشگاه ملي جنگ امريکا، آن را اين گونه تعريف مي کند:
« جنگ نرم، استفاده ي طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن است براي نفوذ در مختصات فکري دشمن با توسل به شيوه هايي که موجب پيشرفت مقاصدِ امنيت ملي مجري مي شود » . (7)
ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود اين نوع از هجوم را چنين تعريف کرده است:
« جنگ نرم، استفاده ي دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است که منظور اصلي آن تأثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروه هاي دوست است به نحوي که براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد » . (8)
با عنايت به تعاريف فوق، معروف ترين تعريف را به « جوزف ناي » ، (9) پژوهشگر برجسته ي امريکايي در حوزه ي « قدرت نرم » نسبت مي دهند. وي در سال 1990 م در مجله ي « سياست خارجي » شماره ي هشتاد، قدرت نرم را « توانايي شکل دهي ترجيحات ديگران » تعريف کرد. بنابراين جنگ نرم را مي توان هر گونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي دانست که جامعه ي هدف را نشانه مي گيرد و آن را بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا مي دارد.
اين جنگ به دليل پيچيدگي و اتکا به قدرت نرم از ويژگي هاي بسيار زياد و متنوع برخوردار است که مهم ترين آن ها عبارتند از:
1. جنگ نرم در پي تغيير قالب هاي ماهوي جامعه و ساختار سياسي است. در اين جنگ به اعتقادات، باورها و ارزش هاي اساسي يک جامعه، هجوم مي آورند. با تغيير باورهاي اساسي جامعه، قالب هاي تفکر و انديشه دگرگون مي شود و مدل هاي رفتاري جديدي شکل مي گيرد. مدل هاي رفتاري جديد به گونه اي است که به سمت ساختارشکني و مقابله با جريان سياسي حاکم گام بر مي دارد.
2. جنگ نرم؛ آرام، تدريجي و زيرسطحي است و دفعي، شتابان و مقطعي نيست. اين نبرد به صورت آرام شروع مي شود و به صورت تدريجي حرکت مي کند. آرام و تدريجي بودن اين جنگ به گونه اي است که بسياري، آن را تشخيص نمي دهند.
3. جنگ نماد ساز است. نمادسازي با بهره گيري از نمادهاي تاريخي براي ارائه و نمايش تصويري مطلوب از خود، يکي از ويژگي هاي برجسته ي آن است. در اين هجوم، تلاش مي شود تصويري شکست خورده و مأيوس از حريف ارائه شود و در مقابل، مهاجم با نمادسازي و تصويرسازي، خود را پيروز و موفق نشان مي دهد.
4. نتايج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پايدار خواهد بود. هدف اصلي در اين نوع تهاجم، تغيير باورها و اعتقادات است. چنانچه اين تغيير حاصل شود، به راحتي تغيير مجدد و بازگشت به حالت اوليه ميسر نيست.
5. جنگ نرم از مردم جامعه ي هدف، عليه خودش بهره مي گيرد. شيوه هاي اين هجوم به گونه اي است که پس از گذشت بخشي از آن، مردم جامعه ي هدف نيز به صورتِ بخشي از نيروي مهاجم، وارد عمل مي شوند.
6. جنگ نرم، آسيب محور است. آسيب هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي، ميدان مانور آن است. کشور مهاجم با شناسايي نقاط آسيب جامعه هدف، فعاليت هاي خود را سامان مي دهد و با خلق آسيب هاي جديد بر دامنه ي تحرکات خود مي افزايد.
7. جنگ نرم چند وجهي است. پردامنه بودن و برخورداري از وجوه مختلف از ديگر ويژگي هاي آن است.
8. جنگ نرم تضاد آفرين است. جنگ نرم از محيط هاي آسيب دار جامعه ي هدف آغاز مي شود و از طريق ايجاد اختلاف در باورها و ارزش ها، اعضاي يک جامعه را در برابر يکديگر قرار مي دهد. تضادهاي ناشي از طريق جنگ نرم، هم بستگي اجتماعي و وحدت ملي را برهم مي زند و زمينه هاي بروز بحران و درگيري هاي داخلي را فراهم مي سازد.
9. جنگ نرم ترديد آفرين است. در جنگ نرم، ايجاد ترديد و بدبيني به بسياري از مسائل، يک اصل و قاعده است. حرکت در اين جنگ با خلق ترديد و ايجاد نااميدي شروع مي شود.
10. جنگ نرم از ابزار روز استفاده مي کند. در جنگ نرم از پيشرفته ترين امکانات روز استفاده مي شود. بر همين اساس، فضاي مجازي و سايبري، محيط اصلي جنگ نرم در شرايط کنوني به حساب مي آيد.

پي‌نوشت‌ها:

1- Soft Warfare
2- Hard Warfare
3- Sun Tzu
4- Henry Kissinger
5- تزو، سان، هنر جنگ، ص 8 .
6- John Collins
7- کالينز، جان. ام، استراتژي بزرگ ( اصول و رويه ها )، ص 487 .
8- ساروي، محمدعلي، جنگ نرم و تهاجم فرهنگي، پرسمان، شماره ي 105 .
9- Joseph Nye

منبع مقاله :
امين خندقي، جواد؛ (1391)، سينماي سياسي، سياست سينمايي، قم: ولاء منتظر(عج)، چاپ اول