علوم در سدهی چهارم هجری
قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم، عصر رواج و رونق دانشهای گوناگون و ظهور دانشمندان بزرگ است. مراکزی چون فارس و خوزستان و ری و اصفهان و خراسان و سمرقند و گرگان و خوارزم و سایر نواحی ایران به وجود دانشمندان برجسته در رشتههای گوناگون مزیّن و آراسته بود. دردا و حسرتا که خاورشناسان اروپایی قرن نوزدهم و بیستم یا چشم حقیقت بین نداشتند یا از روی غرض چشمان خود را بر حقیقت بستند و آن همه آثار برجسته و افتخارات علمی و فرهنگی را تنها بدان سبب که به زبان عربی تألیف میشده است به حساب قوم عرب گذاشتند و ایران و ایرانی را در مظلومیت فرهنگی قرار دادند. دورهی مورد مطالعه ما از حیث زیادی مراکز تحقیق و مدرسهها و کتابخانهها؛ و از نظر فزونی عالمان و دانشمندان، و زیادی تألیفات اساسی در شاخهها و شعبههای مختلف علوم مهمترین دورهی تمدن اسلامی به حساب میآید.
در این دوره در شاخههای مختلف علوم شرعی کارهای ارزنده به وجود آمد. در تفیسر قرآن کتاب محمد بن جریر طبری (م 310 هـ) به فرمان منصور بن نوح سامانی به پارسی درآمد و از مهمترین و قدیمیترین آثار بازمانده از فارسی دری محسوب میشود. ابوعلی جبّایی معتزلی خوزستانی (م 303 هـ) تفسیری مقرون به تأویل داشت که در قرن چهارم به فارسی ترجمه شد. ابوزید بلخی (م 322 هـ) تفسیری به نام نظم القرآن تألیف کرد و ابوعلی سینا چند تفسیر از سورههای مختلف قرآن با مشرب فلسفی نوشت. از آن جمله است تفسیر سورهی اخلاص و سورهی فَلَق و سورهی ناس.
در زمینهی دانش حدیث و اخبار شیعه چهار کتاب معروف که ارکان چهارگانه حدیث خوانده شده است تألیف شد. یعنی کتاب اصول کافی از محمد کلینی و من لایحضره الفقیه از ابن بابویه معروف به صدوق و دو کتاب تهذیب و استبصار از شیخ الطایفه محمدبن حسن طوسی مشهور به شیخ طوسی.
در علم کلام از میان اشعریان ابوحامد اسفراینی و ابن فورک اصفهانی و از میان معتزله ابوهاشم جبائی و ابوزید بلخی از باقی شهرت بیشتر دارند.
در علوم عقلی هم، قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم دوره ترقی در همه بابهای دانش بود و مردان مشهوری از آغاز تا پایان این دوره سرگرم تألیف بودند. در فلسفه دانشمندان بزرگی چون اخوان الصفا و خلّان الوفا (نام یک طبقه از حکیمان ایرانی که جمعیتهای سرّی داشتند و گروهی از دانشمندان و حتی فقها و علمای دینی هم در آنان عضویت داشتند)، محمدبن زکریای رازی (م 313 هـ) طبیب و فیلسوف بزرگ که به سال 251 هـ در ری به دنیا آمد و آثار او در طب و فلسفه و کیمیا متعدد است مانند القوانین الطبیعیه، الطب الروحانی، العلم اللهی، القول فی الهیولی، الحاوی (که دایرة المعارف مفصلی در علم طب است)، طب المنصوری و ...، ابونصر محمود بن محمد فارابی (م 339 هـ) فیلسوف معروف و صاحب شرحهای مفید بر آثار ارسطو و ملقّب به معلم ثانی صاحب آثاری چون: رسالة فی مبادی، آراء اهل المدینة الفاضله، جمع بین رأی الحکیمین افلاطون و ارسطو، اغراض مابعدالطبیعه، احصاء العلوم و ...، ابوسلیمان منطقی، ابوعلی ابن مسکویه (م 421 هـ) حکیم و عالم و مورخ بزرگ قرن چهارم و رئیس کتابخانه ابن العمید که ملقب به «خازن» بود به همین سبب در طبقات حکما گاهی نام او را «ابوعلی خازن» نوشتهاند. او به فلسفه و طب و کیمیا بیشتر تمایل داشت. از آثار معروف او تهذیب الاخلاق، جاویدان خرد، طهارة الاعراق و تجارب الامم را میتوان برشمرد.
ابوعلی سینا (م 428 هـ) حجة الحق شیخ الرئیس شرف الملک ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا آخرینِ حکیمان مشرق و از بزرگترین حکمای اسلامی به سال 370 هـ در خورمیثن بخارا به دنیا آمد. او در همهی علوم عهد خود تبحّر داشت و در هر باب از دانشهای روزگار خود صاحب تحقیق و تألیف بود و حتی به پارسی و عربی شعر میسرود. در میان قصاید عربی وی قصیدهی روحیّه عینیه در کیفیت هبوط روح و حلول آن در جسم و بازگشت آن به عالم ارواح از همه معروفتر است که این طور آغاز میشود:هبطت الیک من المحل الارفع *** و رقاء ذات تعزّز و تمنع
و از شعرهای پارسی او در حدود 65 بیت در تذکرهها ثبت است. از آن جمله این سه رباعی معروف است:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود *** محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر *** پس در همه دهر یک مسلمان نبود
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت *** یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزار خورشید بتافت*** و آخر به کمال ذرّهای راه نیافت
رفت آن گهری که بود پیرایهی عمر *** و آورد زمانه طاق سرمایهی عمر
از موی سپیدم سر پستان امید *** بنگر که سیاه میکند دایهی عمر
آثار و تألیفات ابن سینا به 238 کتاب و رساله و نامه میرسد. از معروفترین آنها: الاشارات و التنبیهات، الشفا، النجاة که خلاصهای است از شفا، دانشنامهی علایی به فارسی (همه در حکمت و فلسفه) و کتاب قانون (در طب)، رسالهی نبض به فارسی، رسالهی معراجیه به فارسی و بسیاری دیگر. در دانش ریاضی و نجوم نامآورانی چون: ابوالوفا بوزجانی، ابوجعفر خازن، ابوسهل و یجن بن رستم کوهی، ابوسعید احمدبن محمد عبدالجلیل سگزی، عبدالرحمن صوفی رازی، کوشیاربن لبان گیلی، ابوالعباس سرخسی و ابوریحان بیرونی خوارزمی متفکر و مبتکر و صاحب نظر بزرگ ایرانی و ریاضیدان و منجّم و دانشمند بسیاردان و کم نظیر در تمدن اسلامی (به سال 362 در اطراف شهر کاثِ خوارزم به دنیا آمد. در زمینههای مختلف علوم صاحب تألیفات است. فهرست آثارش به 113 اثر میرسد. از مشهورترین آنها: التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، آثار الباقیه عن القرون الخالیه، قانون مسعودی، الجماهر فی معرفة الجواهر، تحقیق ماللهند) و بسیاری دیگر سرگرم کار تألیف و تعلیم بودند. در طب محمد بن زکریای رازی کتاب الحاوی را تألیف کرد که تمام آن به زبان لاتین ترجمه شده و بخشی از آن بدان زبان در دست است. پس از وی ابومنصور بخاری و علی بن عباس مجوسی اهوازی صاحب کتاب معروف کامل الصناعه که به نامهای طب ملکی یا کنّاش عضدی هم خوانده شده است و ابوسهل مسیحی صاحب کتاب المائه فی صناعه الطبیه و سرانجام بزرگترین طبیب این عهد یعنی ابوعلی سینا صاحب کتاب قانون در طب، مشهورترین عالمان این فن بودند.
ناگفته نماند که در طب نیز مانند علم حدیث چهار کتاب به عنوان ارکان اربعه خوانده شده اند. از این چهار کتاب: فردوس الحکمه تألیف علی بن ربن طبری متعلق به قرن سوم و سه کتاب دیگر یعنی الحاوی از زکریای رازی، کامل الصناعه از مجوسی اهوازی و قانون ابوعلی سینا متعلق به این دوره است.
در داروشناسی ابوریحان بیرونی کتاب الصیدنه را به عربی و ابومنصور هروی کتاب الابنیه عن حقایق الادویه را به پارسی تألیف کرد. در همین عهد محمد بن عبدالملک صالحی کتاب عین الصنعه و عون الصناعه را در علم کیمیا نوشت که هم اصل عربی آن و هم ترجمههای آن به فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.
در جغرافیا ابوزید بلخی صورالاقالیم را به عربی تألیف کرده که بعدها به فارسی ترجمه شد و اصطخری المسالک و الممالک را به عربی نوشت. کتاب دیگر حدود العالم من المشرق الی المغرب به فارسی از مؤلفی ناشناس و کتاب دیگر تحقیق ماللهند از ابوریحان بیرونی در هندشناسی است. علاوه بر اینها دو کتاب از مؤلفان غیرایرانی اما بسیار سودمند در ایران شناسی داریم یکی صوره الارض از ابن حوقل بغدادی و دیگر احسن التقاسیم از شمس الدین مقدسی.در دانشهای ادبی عربی، علم صرف و نحو در این دوره شکل مدون یافت و قواعد و مباحث آن منظم گشت. در علم لغت جوهری فارابی (م 398 هـ) به تنظیم لغت عربی به ترتیب ابتثی دست زد و بعد از او همواره این روش به کار گرفته شد. صاحب بن عباد (م 385 هـ) المحیط را در لغت غرب نوشت و ابومنصور ازهری هروی (م 370 هـ) کتاب التهذیب را در لغت غربی تألیف کرد. در دانشهای بلاغت ابوالحسن علی بن عبدالعزیز جرجانی (م 366 هـ) و عبدالقاهر جرجانی (م 474 هـ) شهرت یافتند. دو کتاب معروف دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه از همین عبدالقاهر جرجانی است. در زمینهی عروض فارسی نیز کتابی از ابویوسف یا یوسف عروضی و سه کتاب به نامهای غایة العروضین، کنزالقافیه و خجسته نامه از بهرامی سرخسی بسیار مشهور است.
منبع مقاله :
ترابی، سیّدمحمد؛ (1392)، نگاهی به تاریخ و ادبیات ایران (جلد اول) (از روزگار پیش از اسلام تا پایان قرن هشتم)، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}