نویسنده: دکتر سیدکاظم صدر




 

برای مبارزه با جاهلیت اعراب، عبدالمطلب سنتهائی وضع كرد، تا بتواند ایشان را از جاهلیت برهاند. نظر به اینكه تقریباً تمامی این سنتها پس از بعثت حضرت رسول، وارد دین اسلام شد، جا دارد با آنها آشنا شویم تا هم به اوضاع اجتماعی و اخلاقی اعراب در آن زمان پی ببریم -كه صدور و اجرای چنین دستورهایی را ضروری ساخته بود- و هم با برخی از مقررات و ضوابطی كه پیش از اسلام وضع شده بود آشنا شویم (یعقوبی، ج1، 363). این مقررات به شرح زیر هستند:

الف- اصلاح اخلاق اجتماعی

1-وفای به نذر
2-عدم ورود به خانه از دیوار یا پشت خانه
برای پایبند كردن اعراب به تعهدات خویش عبدالمطلب وفای به نذر را واجب كرد. همچنین برای اصلاح ارتباطات آنان و ارتقای سطح ادب و تربیت اجتماعی، اعراب را از ورود به خانه یكدیگر، غیر از طریق در ورودی، منع كرد.
ورود سر زده به هر خانه آن هم از پشت یا از روی دیوارخانه پیداست كه چه تأثیر ناهنجاری بر روابط خانوادگی و اجتماعی اعراب می‌گذاشت. ادامه این بی مبالاتی را حتی در زمان حضرت رسول اكرم نیز مشاهده می‌كنیم، هنگامی كه سَمُرَةِ ابنِ جُنْدَبْ سرزده وارد خانه یكی از انصار می‌شود تا از درخت خرمائی كه در حیاط آن خانه داشت خبر گیرد. روشن است، كه با این رویه، صاحب‌خانه را چنان در عذاب و اذیت قرار داد كه ناگزیر شد تا شكایت او را به پیامبر اكرم برد (شهابی، دو رساله).

ب- حفظ ناموس جامعه:

3-حرمت نكاح با محارم
4-تحریم زنا
5-حد زدن زناكار
6-تبعید زنان فاحشه
7-نهی از زنده بگور كردن دختران
ضرورت وضع مقررات فوق، هم بی بندو باری اعراب را نشان می‌دهد و هم انحطاط فرهنگ اجتماعی ایشان را. قومی كه حاضرند دختران خود را بكشند تا مبادا به اسارت درآیند از ارتكاب زنا و فحشاء هیچ ابائی نداشتند. همچنین قبیله‌ای كه خود را اولاد ابراهیم می‌دانست و به همین دلیل خود را از سایر اعراب برتر می‌انگاشت، با محارم خویش ازدواج می‌كرد. این عادات و رسوم منشأی جز جاهلیت ندارند. زیرا انحراف از دین توحیدی ابراهیم و گرایش به شرك باعث شد كه ابراهیم و تعلیماتش فقط به صورت اسطوره‌ای برای اعراب درآید و رفتارها و عادات ایشان از بینشهای شرك‌آمیز و تفكرات جاهلانه نشأت گیرد.

ج- حفظ امنیت اجتماعی و قضائی

8-تحریم میگساری
9-بریدن دست دزد
10-پرداختن صد شتر برای دیه قتل
اختلالی كه مستی، دزدی و غارت و آدمكشی در نظم اجتماعی ایجاد می‌كند بدیهی و روشن است. لیكن كثرت و شدت ارتكاب این اعمال باعث شد كه عبدالمطلب به مبارزه برخیزد و برای جلوگیری از آنها سنتهای فوق را وضع كند. گفتنی است كه به رغم عظمت عبدالمطلب در چشم اعراب و مدت طولانی زمامداری او، كردارهای ناهنجار از جامعه اعراب بیرون نرفت؛ به طوری كه پیامبر اسلام پس از بعثت مجبور شدند با همه این رفتارهای نكوهیده به شدت مقابله كنند و به تدریج جامعه مسلمانان را از آفات آنها برهانند.

د- تحكیم مراسم حج

11-سقایت حاجیان
12- هفت شوط بودن هر طواف
13- تحریم طواف بدون لباس
14- حفظ حرمت ماههای حرام
مهمترین حركت اجتماعی در جامعه اعراب پیش از اسلام حركت به سوی مكه و انجام مراسم سالانه حج بود. در طول راه، كاروانها در بازارهای محلی و موسمی نیز شركت می‌كردند و پیش از مراسم حج در مكه، در بازار عكاظ، به داد و ستد می‌پرداختند. در این بازار بسیاری از كاروانهای بیرون از جزیرة‌العرب نیز شركت می‌كردند. بنابراین مراسم حج هم یك مراسم عبادی بود و هم فرصتی برای داد و ستدهای تجاری، سرپرستی بازار عكاظ با قبیله قریش بود و در آن كالاهائی كه خود از شام و یمن وارد می‌كردند به فروش می‌رساندند.
بنابراین حفظ شئونات مناسك حج و امنیت حجاج هم اهمیت اخلاقی و تربیتی برای اعراب در برداشت و هم اقتصادی. ماه ذی‌الحجه كه هنگام انجام فرائض حج است و ماه ذی القعده و محرم هر سه از ماههای حرام بودند. بنابراین، كاروانها می‌توانستند با اطمینان خاطر، در ماه ذی القعده به سمت مكه حركت كنند و ماه ذی الحجه را در مكه به مناسك حج و امور داد و ستد بپردازند و در ماه محرم بازگردند. به همین جهت، حفظ حرمت ماههای حرام مجدداً توسط عبدالمطلب الزامی شد؛ چون، برخی از قبائل با توسل به نسیئی در پی تعویق انداختن این ماهها بودند. حفظ صیانت مناسك حج و جلوگیری از بدعتهایی كه قریش پدید آورده از دیگر اهداف عبدالمطلب بود كه در بالا ذكر شد.

هـ - یك سنت اقتصادی

15- پرداختن خمس گنجها
مهمترین سنت اقتصادی كه عبدالمطلب از خود باقی گذاشت وضع خمس بر گنجهائی بود كه اعراب می‌یافتند. این ابتكار رهبر قریش هم بخشی از هزینه‌های سقایت و رفادت حجاج را تأمین می‌كرد و هم از این طریق به بینوایان و مستمندان كمك می‌شد.

و- سنتهای خاص

16- قرعه زدن
17- مباهله كردن
به نظر می‌رسد، برای جلوگیری از نزاعهای اجتماعی، عبدالمطلب مباهله كردن را- كه در آن دو متخاصم به جای جنگ و ستیز در حق هم نفرین می‌كنند و از خداوند می‌خواهند كه ظالم را مجازات كند و صاحب حق را حفظ نماید- سنت قرار داد تا آن را جانشین درگیریهای مسلحانه اعراب كند. همچنین برای تسهیل و گشایش در كار، قرعه زدن را باب كرد. نمونه‌ای از توسل به قرعه را در برخورد سران قریش با عبدالمطلب می‌بینیم: به هنگام بازسازی چاه زمزم دو مجسمه آهوی طلا و چند شمشیر مرصّع به دست آمد. سران قریش ادعای مالكیت كردند. برای حل اختلاف عبدالمطلب پیشنهاد كرد كه تقسیم آنها را میان قریش، خود، و خانه كعبه به قرعه واگذارند. قریش پذیرفتند. به حكم قرعه، مجسمه‌ها نصیب خانه شد و شمشیرها سهم عبدالمطلب گشت (یعقوبی، ج1، 321). او شمشیرها را فروخت و برای خانه دری تهیه كرد، و پس از نصب، مجسمه‌ها را بر بالای آن قرار داد.
عبدالمطلب با استفاده از نفوذ و عظمت خویش سنتهای مذكور را برای اصلاح وضع اخلاقی و اجتماعی اعراب وضع كرد. محیطی كه اعراب در آن می‌زیستند چنان آكنده از ارزشهای نكوهیده و اعمال ناهنجار بود كه عبدالمطلب ناگزیر شد به اصلاحات یاد شده دست زند. معذالك به رغم تمام مجاهدتها و تلاشهای عبدالمطلب و خداپرستان و حُنَفائی كه در بین اعراب بودند (آیتی، 13-19) ایشان دست از كردارهای خویش برنداشتند و حتی تدریجاً با كسب ثروت و درآمد بیشتر، به كردارهای ظالمانه جدیدی متوسل شدند.
به جای تجارت، سران قریش ترجیح دادند كه به رباخواری بپردازند و در این راه چنان پیش رفتند كه ربای جدیدی ابداع كردند. ربای قرض از پیش معمول بود و قریش آن را گسترش داد. ربای جدید در مورد معاملات بود، كه اگر خریدار سر موعد نمی‌توانست بهای كالا را بپردازد، به شرطی به او مهلت می‌دادند، كه بها را دو برابر یا بیشتر بپردازد (اجتهادی، 91-92). سر انجام، اگر از عهده پرداخت برنمی‌آمد، خریدار را به جای بهای كالا به بردگی خویش در می‌آوردند (افغانی، مقدمه).
منبع مقاله :
صدر، سیدکاظم، (1387)، اقتصاد صدر اسلام، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، چاپ دوم