فلسفه اخلاق

نويسنده:رحمت الله علی رحیمی

نظريه استاد مطهري در مورد اخلاق و فلسفه آن

استاد شهيد مطهري در كتابهاي (فلسفه اخلاق) و نيز كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) درخصوص فلسفه اخلاق و نظريات مطرح در اين زمينه بحث و گفتگو مي‌كند و نظرات انديشمندان درخصوص اخلاق را بشرح زير دسته‌بندي مي‌نمايد :
كارهاي اخلاقي توسط وجدان اخلاقي به انسان الهام مي‌شود در حقيقت اين كارها جزء سرشت و فطرت انسان است و انسان را به كمال و نه (سعادت) دعوت مي‌كند0
اخلاق يعني آنجا كه روح انسان حالتي پيدا مي‌كند كه خود روح زيبا مي‌شود اگر كار زيباست به تبع روح زيباست – از نظر افلاطون پايه اخلاق (عدالت) است و عدالت مساوي با (زيبائي)0
كار اخلاقي كاري است كه از عاطفه‌اي عاليتر از تمايلات فردي يعني عاطفه ، غير دوستي ، سرچشمه مي‌گيرد0
كار اخلاقي كاري عاطفي همراه با محبت است0
اين مكتب ملاك و معيار اخلاقي بودن را عقل و اراده مي‌داند0
امور اخلاقي في حد ذاته زيبائي دارد ، با عظمت و با جاذبه و كشش است و حركت ايجاد مي‌كند و ستايش آفرين است0
اين نظريه را ماديون مطرح كرده‌اند و راسل هم از آن دفاع مي‌كند بر اساس آن انسان براي هر كار اخلاقي يك دورانديشي دارد و در نظر مي‌گيرد كه منفعت براي او ايجاد مي‌كند و انجام مي‌دهد0
كارهاي اخلاقي بدليل حسن ذاتي كه دارد و عقل انسان حسن ذاتي كارهاي اخلاقي و قبح ذاتي كارهاي ضد اخلاقي را درك مي‌كند ، به سوي آن متمايل و يا از آن دوري مي‌جويد0
استاد مطهري در باب اين نظريه در صفحه 70 كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) اضافه مي‌كند كه : اين حرفي نيست كه صددرصد بتوان اثباتش كرد اگر چه اخلاق سقراطي بر اين مبناست ، مخصوصاً حسن و قبح ذاتي افعال كه خود حكما برايش چندان پايه‌اي قائل نيستند0
نظريه ديگري وجود دارد و آن اينكه اساساً اخلاق را برگردانيم به اخلاق مذهبي و بگوئيم بقيه نظريه‌ها همه فلسفي و علمي است0 اين نظريه معتقد است كه فعل اخلاقي آن فعلي است كه هدف و انگيزه‌اش رضاي حق باشد (اين نظريه احتمالاً همان نظريه امر و نهي الهي يا حسن و قبح شرعي است)
استاد مطهري نظر خويش را در مورد فلسفه اخلاق در كتابهاي فلسفه اخلاق و تعليم و تربيت و بعنوان مجموع سخنراني‌ها ابراز داشته‌اند و نظريه‌اي بنام (پرستش) را مطرح كرده‌اند ايشان به تمام نظريات كه در جهان مطرح شده است ايراد گرفته‌اند و آنها را ناقص مي‌دانند اما گفته‌اند اگر تمام نظريات با مبناي اعتقاد به خدا باشد مي‌توان آنها را پذيرفت0 بهرحال از مجموعه صحبت‌هاي استاد چنين برمي‌آيد كه :
1- امور اخلاقي در چهارچوب نظام الهي معنا پيدا مي‌كند0
2- انجام امور اخلاقي افراد سكولار و غير خداپرست ، يك (عبادت و پرستش ناآگاهانه) است0
3- از طريق آيات و روايات اثبات مي‌شود كه امور اخلاقي در (فطرت انسان) نهاده شده و يا به او (الهام) شده و مي‌شود0
4- براساس (نظريه پرستش) ، انسان به حسب فطرت كارهاي اخلاقي را شريف و شرافتمندانه‌ مي‌داند0 (ص 126 كتاب فلسفه اخلاق)
آيات و رواياتي كه استاد مطهري بدان اشاره كرده است بطور خلاصه بشرح زير است :
1- با توجه به آيه « و اوحينا اليهم فعل الخيرات (سوره انبياء آيه 73) » كه تفسير الميزان در باره آن گفته است : در اين آيه (افعلو) نيامده است كه به عنوان تكليف شرعي معني شود بلكه فعل آمده كه معني جمله اين مي‌شود كه ما خود كار خير را به مردم الهام كرديم0
2- وقتي آيه « تعاونوا علي البر و التقوا و لاتعاونوا علي الاثم و العدوان » نازل شد مردي به نام وابصه نزد رسول اكرم (ص) آمد و گفت سئوالي دارم حضرت فرمود : من بگويم سئوالت چيست ، گفت : بفرمائيد ، فرمودند آمده‌اي كه (بر) و (تقوا) و (اثم) و (عدوان) را برايت معنا كنم ، گفت : يا رسول الله بلي براي همين آمده‌ام ، نوشته‌اند كه پيامبر سه انگشت خود را جمع كرد و به سينه وابصه زدند و فرمودند يا وابصه از دل خودت سئوال كن و از قلبت استفتا كن0
لازم بذكر است كه نظريه (پرستش) يا نظريه (فطرت) كه توسط استاد مطهري طرح شده است در هيچ كدام از كتابهاي فلسفه اخلاق مطرح نبوده و اگر مشابهي براي اين نظريه بتوان پيدا كرد احتمالاً همان (حسن و قبح الهي) است و اگر بتوان با نظريه (حسن و قبح عقلي) مقايسه كرد آنگاه مي‌توان گفت كه (عقل و فطرت) در اين دو نظريه بر هم منطبق خواهند شد0