دروغ؛ توجيه يا مصلحت

نويسنده:محبوبه بوري

در گفتگو با كارشناسان خانواده به بحث گذاشته شد ؛

كارمندان كه آن روز سوژه درست و حسابي براي نقل كردن خاطراتشان در زمينه شكستگي پيدا كرده اند به او مي گويند: نگران نباش ما كارت را انجام مي دهيم برو با خيال راحت از خواهرت پرستاري كن. كارمند موفق مي شود چند روزي از محيط كار فاصله بگيرد.
يكي از مهارتهاي مهم زندگي، اداره مطلوب امور و حفظ روابط سالم ميان افراد خانواده و جامعه است. اما در اين ميان پاره اي از آسيبها مانع ايجاد و حفظ اين روابط مي شوند كه دروغگويي يكي از آنهاست.
براستي دروغ چيست؟ چه تأثيري در زندگي انسان دارد؟ چرا در اخبار و احاديث اين چنين نكوهش شده است؟!
اگر واقع بين باشيم، بايد اعتراف كنيم كه هر كدام از ما كم و بيش دروغ را تجربه كرده ايم، البته ميزان اين دروغها و مصلحتي بودن يا نبودن آنها در ميان افراد مختلف با موقعيتهاي متفاوت فرق مي كند، اما شكي نيست كه همه ما گاهي دروغ گفته ايم.
انسان دروغ گفتن را از سن 4 تا 5 سالگي مي آموزد. اين زماني است كه او براي اولين بار متوجه مي شود كه حقيقت، از نظر ديگران يكسان نيست.
كودك در اين دوره به قدرت بيان و توانايي كلمات پي مي برد و از كلمات براي بيان خواسته ها، احساساتش و گاهي دروغ گفتن استفاده مي كند.
اين دروغهاي اوليه از روي خباثت و بدانديشي نيست، بلكه او مي خواهد ببيند كه تواناييش در تغيير و اداره موقعيت تا چه حد است.
سرانجام زماني مي رسد كه كودكان براي فرار از موقعيتهاي ناگوار يا دردسرهاي ناشي از شيطنت خود و براي بدست آوردن آنچه مي خواهند، به دروغ متوسل مي شوند.

دروغهاي مصلحتي!

عفت فياضي، كارشناس ارشد روانشناسي باليني، در اين باره مي گويد: دروغهاي مصلحتي كه براي دفاع يا حمايت شخصي به كار مي رود و هيچ پيامد منفي در برندارد مشكل چنداني ايجاد نمي كند، اما شخصي كه در بيشتر موارد و درباره هرچيز، از امور بسيار مهم گرفته تا پيش پا افتاده ترين مسايل خود را مجبور به دروغ گفتن مي كند، در اين زمينه مشكل دارد.
به اعتقاد او، اين افراد، دروغگويان بيمار يا مبتلا به بيماري دروغگويي ناميده مي شوند كه البته بيشتر يك تشريح موقعيت محسوب مي شود نه تشخيص بيماري.
از ديدگاه اين كارشناس ارشد و روان شناسي باليني، معمولاً دانستن اين نكته براي شخص فريب خورده بسيار مهم است كه شخص دروغگو دانسته به اين كار دست زده يا خود نيز حرفهاي خود را باور داشته است و در حقيقت خودش را هم گول زده است.
فياضي در ادامه مي گويد: از سوي ديگر، اشخاصي كه به عمد و بيش از حد، به منظور سود شخصي دروغ مي گويند، به اختلال شخصيت «جامعه ستيزي»، مبتلا هستند در نتيجه مدام دچار درگيريهاي قانوني مي شوند.
وي سپس تأكيد مي كند، از نظر اخلاقي، جامعه تحمل دروغگوها را ندارد، زيرا او اعتماد ديگران را در هم شكسته و حتي يك دروغ مي تواند موجب شود كه ديگر به او اعتماد نكنيم.
فياضي به خانواده ها يادآوري مي كند؛ به عنوان پدر و مادر مهمترين پيام شما درباره دروغگويي به فرزندتان اين است كه همواره با او صادق باشيد تا با شما صداقت داشته باشد. همچنين به او تأكيد كنيد واقعيت هر قدر هم بد و ناراحت كننده باشد، باز هم ترجيح مي دهيد كه ناگوارترين حقايق را بشنويد تا اينكه فريب خورده و مشتي دروغ تحويل بگيريد.

اعتماد متقابل مقدس ترين ارزش

اين كارشناس ارشد روان شناسي تأكيد مي كند؛ به فرزندتان بگوييد كه در رابطه شما و او چيزي به اندازه اعتماد متقابل با ارزش و مقدس نيست و در نتيجه در هر شرايطي دوستش داريد و خير و صلاحش را مي خواهيد. براي مثال بايد چنين بگوييد: من ترجيح مي دهم بشنوم كه تو به ميهماني اي كه من با آن مخالف بودم رفته اي تا به منزل همكلاسي ات براي درس خواندن! من صداقت تو را بسيار با ارزش مي دانم و محدوديتها را با توجه به ميزان قابل اعتماد بودن تو برقرار مي كنم. هر چه اين اعتماد بيشتر باشد، محدوديتهاي تو نيز كمتر خواهد بود.
چون در روايات نقل شده است: «كسي كه راضي به انجام دادن عملي از سوي ديگران باشد، مانند آن است كه خود آن عمل را انجام مي دهد»

دروغ گفتن در زبان خلاصه نمي شود

محبوبه ناصري، كارشناس ارشد الهيات و مدرس حوزه علميه، شيوه دروغ گفتن را فقط با زبان نمي شناسد، بلكه به اعتقاد او دروغ گاهي با استفاده از ديگر اعضاي بدن نظير دست، پا، حالات اشاره و... صورت مي گيرد براي مثال اگر انسان در مسير نادرست گام بردارد، خلاف واقعيت مطلبي بنويسد يا زماني كه كسي دروغ مي گويد با تبسم، تعجب و تأييد نشان دهد كه راضي به اين عمل بوده، دروغ گفته است.
از ديدگاه اين مدرس حوزه علميه اگر شخصي به سبب مقام، مال يا آبرو و حيثيتش زمينه ساز به وجود آمدن دروغ و يا ترويج آن شود و يا به افزايش سوء ظن، تنفر و وسواس در خود و ديگران دامن بزند، مرتكب گناه شده است. حتي اگر خود به طور مستقيم اقدامي به دروغگويي نكرده باشد.
ناصري در ادامه خاطرنشان مي كند گرچه ممكن است فرد با توسل به دروغ به اهدافش دست پيدا كند، اما چون بنيادي كه با گناه استوار مي شود پايدار نيست، در اين صورت سعادتمند نخواهد بود.
وي در اين باره به ذكر مثالي مي پردازد و مي گويد: ساختماني كه با پايه استوار و محكم بنا مي شود، بسيار مستحكم تر از ساختماني است كه بناي سست و ضعيفي دارد.
او در ادامه به حديثي از امام صادق(ع) استناد مي كند كه مي فرمايند: دروغگو، فراموشكار است و مي گويد: اين افراد چون دچار فراموشي هستند، در مواردي نزد مردم رسوا خواهند شد.
به گفته اين كارشناس ارشد الهيات، افراد دروغگو كمبود شخصيت دارند و به خاطر جبران اين كمبود متوسل به دروغ مي شوند.
ناصري سپس، مي افزايد: از عيسي بن مريم(ع) نقل شده است كه مي فرمايد: درغگو تا آن جا جمال و وقارش از بين مي رود كه مردم از او متنفر شوند.

اههاي شناخت دروغ

فياضي در اين باره مي گويد: اكثر ما كوشش مي كنيم بفهميم شخصي واقعاً در حال دروغ پردازي است يا خير، تا بتوانيم تصميم بگيريم كه مي توانيم به او اعتماد كنيم يا اينكه ممكن است گول خورده و تحقير شويم. از ديدگاه او، گرچه هيچ روش بدون خطا و صددرصد صحيحي، براي تشخيص چنين موضوعي وجود ندارد، اما معمولاً سرنخهايي در زمينه شيوه رفتاري شخص نظير طفره رفتن از نگاه مستقيم، تغيير صدا و گفته هاي متناقض وجود دارد، كه مي تواند امكان چنين عملي را اثبات كند.
وي در ادامه مي گويد: به هر حال اگر شما، از جمله افرادي هستيد كه تمام مدت درباره امور پيش پا افتاده دروغ مي گوييد، به احتمال بسيار زياد دچار مشكلي هستيد كه اگر در حال حاضر چنين نباشد، در نهايت شما را به بن بستهاي اساسي در روابط اجتماعي و خصوصي، امور مالي و يا قانوني خواهد كشاند. پس اولين گام براي مقابله با اين پديده ناخوشايند رواني، اين است كه به عاملي كه سبب روي آوردن به دروغ مي شود، نظير تمايل به جلب توجه ديگران، محبوب بودن، ترس از مواجهه با واقعيت و علاقه به ايجاد هيجان در زندگي، پي ببريد.