نبود شهر در آفاق، خوشتر از تبریز

منبع: سایت جامع گردشگری ایران
ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۴۰ متر است و با وسعتی حدود ۱۱۸۰۰ کیلومتر مربع در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شمال شرقی دریاچه ارومیه و ۶۱۹ کیلومتری غرب تهران قرار گرفته است.
مردم تبریز همانند اکثر مردم آذربایجان شرقی دارای مذهب شیعه بوده و به زبان ترکی آذری صحبت می کنند. ولی در این شهر اهل تسنن و اقلیت های مذهبی نیز در بعضی محلات وجود دارند.
تبریز در قدیم، به «شهرباغ» معروف بوده و در برخی اسناد برای تبریز نام های «تاورز»، «تورژ»، «تورش» و «دوژ» هم ذکر شده است.
تاریخ تبریز پیش از ظهور اسلام; مملو از ظن وگمان ها و حتی تعارض است.اما بعد از ظهور اسلام این شهر توسعه بسیاری یافته و در گستره وسیع حکومت اسلامی به «قبه السلام» مشهور میشود.
سپس در شاهراه ابریشم، شرق را با غرب پیوند داده و رونق اقتصادیش به بنیان بازارها و کاروانسراهایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد.
بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانهای را میماند.
درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز «حمدالله مستوفی» و «یاقوت حموی» می نویسند: بنای تبریز از زبیده زن هارون الرشید است. وی که به بیماری تب نوبه مبتلا بوده; روزی چند در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دلانگیز آنجا بیماریش زایل میشود. به همین دلیل فرمود تا شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را «تب ریز» بگذارند.
همانطور که در ابتدا اشاره شد; پیشینه تبریز همواره در هالهای از ابهام مستتر بوده. حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان، نامی از تبریز دیده نمی شود.
تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در دوره خلافت متوکل عباسی، تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین مشهور شد.
اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است: در قرن چهارم هجری، «یاقوت حموی»، تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. «ابو حوقل» در ۳۶۷ و «ابن مسکوبه» در ۴۲۱ و «ناصر خسرو» در ۴۳۸; تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.
در سال ۶۱۸ لشگر مغول به پشت دروازههای تبریز میرسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر، تبریز را از حمله لشگر وحشی مغول مصون نگه میدارد و مردم تبریز با بذل مال، شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند.
در زمان غازان خان مغول، تبریز شکوه ویژهای مییابد. «خواجه رشیدالدین فضل الله» وزیر اندیشمند ایلخانیان «ربع رشیدی» را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی - فرهنگی به شمار میرود.
این شهر در طول تاریخ دورههای طلایی متعددی را سپری ساخته است: دوران پایتختی، دوران ولیعهدنشینی، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، علمی، هنری و...
زمانی تبریز، در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب میگردد که امروز آثار کم نظیر آن دوره، زینت بخش موزههای جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند.
کعبه ملای روم، میعادگاه عرفا، شعرا، اندیشمندان و بزرگان بوده; به همین دلیل تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است.
مقبرهای که خاقانی، همام، قطران و دیگر بزرگان متقدم و سرانجام شهریار شیرین سخن، در آن مکان آرمیده اند.
تبریز از لحاظ گردشگری بسیار مستعد بوده و چه از لحاظ اکوتوریسم و چه از لحاظ تنوع آثار باستانی قابل توجه است. گرچه آب و هوای منطقه در فصلهای سرد سال گردشگری را در آن مشکل کرده است لیکن در ماههای اردیبهشت تا مهر ماه از آب و هوایی مطبوع برخوردار بوده و مسافرتی خاطره انگیز را نوید می دهد.

مقبره الشعرا

(شهریار)
مقبره الشعرای تبریز در خیابان ثقه الاسلام و در ضلع شمالی بقعه سید حمزه واقع است.
بنای یادبود زیبایی با تاسیسات توریستی به نام مقبره الشعرا در این محل ایجاد شده که آرامگاه یکی از بزرگترین شاعران معاصر کشورمان (شهریار) در این محل قرار دارد.
در ماخذ و منابع، از مقبره الشعرا; تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهرا در سنه ۶۱۸ تالیف شده و شرح حال شاعران قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبره الشعرا دفن شده اند، نگاشته است، نامی از مقبره الشعرا نبرده و از این روی، قدیمی ترین کتابی که نام مقبره الشعرای سرخاب را به صراحت دارد «نزهه القلوب» حمدلله مستوفی است که در سال ۷۴۰ ه. ق تالیف شده است.
مقبرهالشعرا قبلا با نامهای حظیرهالشعرا، حظیرهالقضاه و قبرستان سرخاب، معروف و مشهور بوده اما متاسفانه گذشت روزگاران و مهم تر از آن حوادث طبیعی چون سیل و زلزله، شکل ظاهری آن را از بین برده و اثری از قبور این بزرگان بر جای نمانده است. لیکن در شهریور ماه ۱۳۵۰ هجری شمسی طرح یاد بود مقبرهالشعرا طراحی شده و به تدریج ساخته شد که هم اکنون این مجموعه فرهنگی پذیرای میهمانان و گردشگران می باشد.
این مکان یکی از بهترین نقاط برای استقرار سایت اطلاعرسانی جامع آذربایجان تشخیص داده شده که با مسوولین مربوط نیز گفت وگو شد که امید است با راه اندازی آن گردشگری منطقه توسعه یافته و پشتیبانی هایی از توریست های خارجی و گردشگران علاقه مند کشورمان صورت پذیرد.
معروفترین آرمیدگان مقبره الشعرا به این شرح هستند:
اسدی طوسی، قطران تبریزی، مجیرالدین بیلقانی، خاقانی شیروانی، ظهیرالدین فارابی، شاپور نیشاپوری، شمس الدین سجاسی، ذوالفقار شروانی، همام تبریزی، مانی شیرازی، شکیبی تبریزی و سید محمد حسین شهریار.

ایل گلی

ایل گلی (شاه گلی) از گردشگاه های زیبای تبریز است که در جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای واقع شده است. ایل گلی استخری بزرگ به شکل مربع به مساحت ۵۴ هزار و ۶۷۵ متر مربع است و در جنوب آن تپه ای وجود دارد که آنرا از بالا تا پایین، همسطح استخر، پله بندی کرده و نهر آبی از آن به سمت پایین روان است. در مرکز استخر، عمارتی به شیوه سنتی در دو طبقه ساخته شده و اطراف استخر به صورت پارک بسیار زیبا و فرح بخشی درآمده که یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری آذربایجان شرقی به شمار می رود.
آنوبانینی توسعه این محل را در جهت گسترش توریسم منطقه بسیار مهم می داند و از آنجا که هم اکنون هتل بسیار زیبایی نیز در نزدیکی آن بنا شده است توجه بیشتر به ایل گلی برای جذب روز افزون جهانگردان ضروری است.
بنای نخستین عمارت ایل گلی (شاه گلی) را به دوره آق قویونلوها نسبت می دهند که یکبار در زمان صفوی و بار دیگر در زمان قاجار، توسط «قهرمان میرزا» پسر «عباس میرزا نایب السلطنه» در ایام حکمرانی بر آذربایجان، بازسازی شده است.
اگر به تبریز سفر کردید غروب ایل گلی را به هیچ عنوان از دست ندهید. ایل گلی به عنوان یک تفرجگاه زیبای تابستانی همواره می تواند در برنامه سفر و گردش شما باشد.

کندوان

کندوان در ۵۰ کیلومتری جنوب غربی تبریز یکی از روستاهای دهستان سهند است که در ۱۸ کیلومتری جنوب اسکو، در دامنه سرسبز سلطان داغی واقع شده است. این روستا طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، ۱۳۷ خانوار و ۷۵۰ نفر جمعیت دارد که به کار کشاورزی و دامداری و صنایع دستی اشتغال دارند. آنچه به کندوان هویت باستانی داده وجود ۱۱۷ خانوار و منزل مسکونی در درون توده های مخروطی و هرمی شکل صخره ای است. روستاییان کندوان داخل این توده ها برای خود خانه مسکونی، آغل، انبار و کارگاه ایجاد کرده اند.
معماری صخره ای، حاکی از صحنه های مبارزه و جدال انسان با طبیعت و در خدمت گرفتن صخره های طبیعی است. در معماری معمولی، به وسیله مصالح ساختمانی گچ، آهک و خشت، هیئت اصلی بنا را به وجود می آورند، در صورتی که در معماری صخره ای فضای مورد نظر در درون توده سنگ هویدا می گردد و سنگ، مانند کالبدی، قشری مستحکم در اطراف این فضا ایجاد می کند.
در اثر فعل و انفعالات آتشفشانی کوه های سهند; منظره ای در یکی از خوش آب و هواترین نقاط ایران ایجاد شده که بیشتر به نظر خواب و خیال می آید. ده ها کران چندتایی، جفتی، تکی، مخروطی شکل و دوک مانند; یکی از بهترین مناظر طبیعی ایران را مجسم ساخته است.
از دهانه های آتشفشان سهند و دیگر کوه های آتشفشانی اطراف، طی هزاران سال، مواد مذاب بیرون می جهیده است. این گدازه ها در طی قرون متمادی روی هم انباشته و به تدریج بر روی آنها پوسته ای از سنگ ایجاد گردیده است.
توده ها و گدازه های مذاب آتشفشانی به وسیله باد و بوران طی هزاران سال متمادی تغییر شکل داده و به فرم کران در آمده است. به تدریج قسمت های کمتر سخت کران ها ریخته و قسمت های سخت تر باقی مانده و وضعیت کنونی را که بیشتر به معجزه طبیعی شباهت دارد ایجاد نموده است.
باد و باران مفرط به خصوص در کران های ناحیه ورودی روستا بیشتر موثر بوده و صدمه زیادی به آنها وارد آورده، در صورتی که در شرق و انتهای روستا به خاطر وجود تپه های مرتفع کران ها بلندتر و سالم تر باقی مانده است.
در کندوان; شکل خارق العاده و چشمگیر و خاص طبیعت است که انسان را به سوی خود کشید. به خصوص انسانی را که سرگردان گشته و برای دفاع از زندگی خود در جستجوی پناهگاه امنی است.
در این مورد احتمالا حمله مغولان سبب شد که مردم روستاهای اطراف و به خصوص «حیله ور» از موقعیت طبیعی کران ها استفاده نموده به تدریج درون کران ها را خالی کرده و در آنها مستقر شوند.
بدین ترتیب هم خود را از نظر مقابله با بیگانگان در امان دیدند هم سکونت در کران ها را در تابستان و زمستان برای مقابله با سرما و گرما کاملا مطبوع یافتند.
روستای کندوان دارای مسجد، حمام، مدرسه و آسیا میباشد که کران مسجد یکی از بزرگترین کران های روستا را تشکیل داده است. به دلیل شکل مخروطی خاص، اغلب کران های دارای طبقات مختلف، از داخل با یکدیگر ارتباط ندارند. کران ها عموما دارای دو طبقه بوده و در بعضی موارد سه و حتی چهار طبقه نیز در آنها ایجاد کرده اند.
ارتباط طبقات بالایی کرانها با خارج، از طریق پلکان های بسیار زیبایی از بدنه خود کران تامین گشته است. طبقه هم کف، اکثرا اصطبل بوده و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده می شود.
در بعضی موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نیز استفاده کرده اند.
آبریزها اکثرا در کنار معابر و در خارج از کران ها و محیط مسکونی قرار داشته و هر چند خانواده به طور مشترک دارای یک آبریز هستند. آبریزها اکثرا دارای چند محل نشیمن و انباره می باشد که بستگی به شیب زمین دارد.
به خاطر قطر و ضخامت زیاد کران ها، ایجاد نورگیر در طبقات پایین کار بسیار مشکلی است، بدین مناسبت نورگیرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شکل شطرنجی و در آنها قطعات کوچک شیشه تعبیه شده است.
آثار معماری صخره ای در اغلب نقاط جهان به چشم می خورد که در اکثر آنها اکنون دیگر سکنه ای زندگی نمی کند; ولی معماری صخره ای از نوع کندوان فقط در یک منطقه دیگر در روی زمین ایجاد شده و آن در دره زیبای گورمه ترکیه است. البته وسعت منطقه معمای صخره ای در دره گورمه در حدود ۱۵ الی ۲۰ برابر کندوان آذربایجان شرقی است.

مسجد کبود تبریز

مسجد کبود (گی مسجد) بنا به کتیبه سردر آن; به سال ۸۷۰ هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه، مقتدرترین حکمران سلسله «قره قویونلویان» که فردی زیبا پسند و شاعر بوده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشی کاری و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنین زیبایی و هماهنگی رنگها سبب شده که به «فیروزه اسلام» شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله «نعمت الله البواب» خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده و سرکاری آن با «عزالدین قاپوچی» بوده است.
زلزله سال ۱۱۹۳ ه. ق سبب فرو ریختن گنبدها و خرابی آن شده است. تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده، شامل طاق ها و پایه ها از سال ۱۳۱۸ شروع شده است. مسجد کبود تبریز با توجه به قدمت آن و نظر به اینکه از معدود بناهایی است که در زمین لرزه های بزرگ شهر تبریز به طور کامل تخریب نشده و هنوز بخش هایی از آن پا برجاست، بسیار پر اهمیت است.

عروسی در آذربایجان

صبح روز عروسی، تعدادی از مردان خانواده داماد به خانه عروس می روند تا صورت جهیزیه را امضا کنند و در این روز به شادی می پردازند. اگر کسی باشد که تا این روز شادباش نداده باشد، حتما باید به عروس شادباش بدهد. آنگاه عروس با پدر، برادر یا یکی از بستگانش به خانه داماد می روند و داماد به استقبال آنها می آید و بر سر عروس، پول و نقل می ریزد.
در مراسم حنابندان هم که شب قبل از عروسی برگزار می شود، مردان خانواده و دوستان، در خانه داماد به صرف شام دعوت می شوند و پس از صرف شام، خوانچه های حنا را از منزل عروس به آن جا می برند. تعداد خوانچه ها نباید زوج باشد، زیرا به اعتقاد آنان گرفتاری به همراه می آورد. پس از صرف شام و شیرینی، زمان تعیین ساقدوش و سلدوش فرا می رسد.
مردم هر خطه از سرزمین ایران، باورها و اعتقادات خاصی دارند. آذربایجانی ها نیز دارای اعتقادات و باورهای خاص خود هستند. مثلا معتقدند هرکس که کف پایش بخارد، به سفر می رود یا اگر کسی خواب بدی دید باید آن را برای آب تعریف کند تا تعبیر خوشایندی داشته باشد.
در آذربایجان دختر نوزاد را زودتر از چهل روز و پسر نوزاد را زودتر از سه ماه پس از تولد از خانه بیرون نمی برند، زیرا عقیده دارند ذوق و شوق کسانی که کودک را برای اولین بار می بینند، سبب بیماری او خواهد شد. آذری ها ضرب المثل های شیرینی هم دارند. مثلا می گویند: «نان را بینداز توی دریا، ماهی نمی داند اما خدا می داند.» یا اینکه «دوست باوفا از یاد نمی رود، حتی اگر صد سال او را نبینی.»

موسیقی آذری

مهمترین خصوصیت موسیقی زیبای آذری، بدیهه نوازی است. هنرمند، نیروی خلاقیت خویش را به کار می اندازد و به خلق موسیقی زیبایی می پردازد. عاشیق های آذربایجان که سروده های آذری می سرایند، مالک گنجینه هنر و ادبیات تاریخی مردمان این سرزمین هستند. آنها در وصف سرزمین مادری و دلاوران و قهرمانان آن، در مراسم عروسی و حتی در مراسم عزاداری می خوانند. یک نوع موسیقی دیگر نیز در آذربایجان رواج دارد که بیشتر به هنگام کاشت و برداشت محصول توسط کشاورزان اجرا می شود.

پوشاک آذربایجان تلفیق زیبای رنگ ها

مردان آذری «کونیک» که پیراهن نخی بدون یقه، آستین دار و به رنگ سفید است می پوشند. شلوارهایشان معمولا از جنس کتان یا پارچه های نخی و به رنگ های تیره است. کت بلندی به تن می کنند که بیشتر شبیه به کت های دوره قاجار است و نیم تنه بلند آن با چند دکمه بسته می شود ولی نیم تنه پایین آن گشاد و جلو باز است و در پشت چین دارد. زمستان ها پابندی دارند که ساق ها را می پوشاند و از جنس پشم است و برای تزئین آن از پشم های رنگی نیز استفاده می شود.
زنان آذری نیز پوشاک خاصی دارند. بانوان مسن از چارقد زیاد استفاده می کنند. چارقد معمولا از جنس پارچه های نخی گلدار است و به صورت چهارگوش دوخته می شود و آن را به صورت سه گوش روی سر انداخته و زیر گردن به هم می بندند.
عرقچین دارند که کلاهی است کاسه ای با نقش و نگارهای سوزن دوزی شده که قسمت جلوی آن را سکه دوزی می کنند و در مراسم عروسی بر سر می گذارند، همچنین دامن کوتاه و پرچینی دارند به نام شیلیته. جورابشان ساپ نام دارد که از جوراب مردان آذربایجان لطیف تر است. پاپوش که بین زنان و مردان آذری مشترک است از جنس لاستیک سیاه و کف داخل آن قرمز رنگ است.
زیورآلات زنان آذری، گوشواره و اشرفی است. سنگ سیاهی به نام «شوح» را نیز با عقیق به بند می کشند و برای تزئین از آن استفاده می کنند.