نویسنده: کی یونگ
برگرداننده: حسن چاوشیان
ویراستار: محمدمنصور هاشمی


 

 Evolutionary processes in the economy

پیدایش و نابودی روابط اقتصادی را در صورتی می‌توان تکاملی قلمداد کرد که نتیجه ابقای گزینشی نوآوری‌‌ها باشند. مدل‌های تکاملی مأخوذ از زیست‌شناسی به عنوان بدیلی نیرومند برای انتزاع‌های غیرواقع‌بینانه‌ی مدل‌های تعادل، توجه اقتصاددانان را به خود جلب کرده‌اند. طبق داعیه‌ی مدل‌های تعادل، عرضه و تقاضا در قیمت معینی به توازن خواهد رسید، ولی این مسئله که قیمت‌های تعادلی در عمل چگونه متحقق می‌شود در این مدل‌ها قابل تبیین نیست. امکان پدیدآمدن قیمت‌های تعادلی به چند پیش‌فرض بستگی دارد که آن‌ها را غالباً فقط به طور ضمنی می‌پذیرند: همه‌ی مشارکت‌کنندگان نظام اقتصاد باید دانش کامل و پیش‌بینی درستی داشته باشند، آن‌ها باید سود و بهره‌وری را به حداکثر برسانند، و هیچ قید و بندی برای رقابت وجود نداشته باشد. هنگامی که مدل‌های تعادل بر پایه‌های دقیق ریاضی قرار گرفت و این مفروضات ضمنی به صراحت آشکار شد، کاربست چنین مدل‌هایی در مورد نظام‌های اقتصادی واقعی بسیار کم‌تر از آن چه اکثر اقتصاددانان انتظار داشتند، سودمند و روشنگر از آب درآمد (Hahn, 1981). پیش‌شرط‌های تقریباً نامحتمل برای وجود تعادل اقتصادی محدودیت‌هایی بسیار جدی برای کاربست معنادار مدل‌های تعادل پدید آورد.
در مدل‌های تکاملی با واژگونه‌کردن کل این چارچوب نظری، مسئله‌ی اساسی نظم اقتصادی از نو مورد توجه قرار گرفت. در این مدل‌ها ناقص بودن اطلاعات و غیرقطعی بودن پیش‌بینی‌های مشارکت‌کنندگان نظام اقتصادی به عنوان یکی از اصول موضوعه وارد مدل می‌شود و ایده‌ی کلاسیک انسان اقتصادی به عنوان عامل بیشینه‌ساز سود و بهره‌وری کنار گذاشته می‌شود. الکیان (Alchian, 1950) در مقاله‌ی پیشگامانه‌ای اصول اساسی مدل‌های تکاملی را ترسیم کرد. او همتاهای اقتصادی سازوکارهای تکامل زیستی- جهش، انتخاب طبیعی و وراثت ژنتیکی- را پدیده‌هایی همچون نوآوری، سودآوری و تقلید می‌داند. الکیان به سازوکارهای گزینشی اقتصاد به مثابه نظامی اجتماعی که انگیزش‌های فردی دیگر در آن چندان اهمیتی ندارد، توجه جدی کرد. انگیزش فردی هرچه باشد و حتی اگر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی کاملاً تصادفی باشد، فقط آن دسته از مشارکت‌کنندگان در فرایند اقتصادی باقی می‌مانند که قادر به تشخیص و کسب سودهای مثبت باشند. تا وقتی که این رفتارهای اقتصادی به صورت تصادفی یا با آزمایش و خطا انجام شود مسبب چیزی بیش از دگرگونی‌های کورکورانه نخواهد بود. این مسئله که سرانجام کدام یک از دگرگونی‌ها می‌تواند یک نوآوری، خواه آگاهانه و خواه ناآگاهانه، باشد فقط هنگامی معلوم می‌شود که در عمل به موفقیت رسیده باشد. نوآوری را فقط می‌توان به صورت پسینی و بعد از گزینش، شناسایی کرد. الکیان با بررسی دگرگونی و انتخاب، سازوکار دیگری را وارد این مدل می‌کند تا همگونی مشاهده شده میان دگرگونی‌های گزینش‌ شده و موفق در اقتصاد واقعی را تبیین کند. این سازوکار را می‌توان نوعی سازوکار ابقا درنظر گرفت. عملکرد این سازوکار بر اساس تقلید است. تقلید از الگوهای کنش موفقیت‌آمیز گذشته ظاهراً استراتژی خوبی است برای کنشگرانی که با محیط غیرقطعی و بیش از حد پیچیده‌ای مواجه هستند.
اچ. سی. وایت (white, 1981) نیز به شیوه‌ی مشابهی پیشنهاد کرده است که تمایز یافتن بازارها را می‌توان بر اساس مشاهده و تقلید از رفتارهای موفق توضیح داد. این جهت‌گیری موجب پیدایش حلقه‌هایی از شرکت‌ها می‌شود که خود را بازتولید می‌کنند. در این صورت بازارها دیگر بر اساس مجموعه‌ای از خریداران تعریف و درک نمی‌شود، بلکه می‌توان آن‌ها را ساختار تاریخی نقش‌های گروه ثابتی از شرکت‌های تولیدی، یا «بوم‌شناسی زیستگاه‌های مساعد برای جمعیتی از جانداران رقیب» تلقی کرد (white, 1981, p. 526). هر نوآوری در این محیط دست کم تا حدی بوم شناسی زیستگاه‌های موجود را بر هم می‌زند و شکل تازه‌ای به آن می‌دهد. نوآوری‌ها از طریق فرایند تکاملی «تخریب سازنده» (schumpeter, 1942) به موفقیت می‌رسند. فرایندهای تکاملی در اقتصاد فرایندهای حرکت تدریجی تصادفی است که هریک با انتخاب از میان دگرگونی‌های تصادفی، تاریخ مختص به خود را پیدا می‌کند. پیشاپیش هیچ‌گونه تضمینی وجود ندارد که بعضی از آن‌ها به فاجعه ختم نشود. ولی اگرچه بنای آن‌ها بر پایه‌های لرزان بخت و تصادف است، ساختارهای موقتاً پایدار و مطمئنی به وجود می‌آورند که می‌تواند رفتار اقتصادی را هدایت کند.
درنظر گرفتن اقتصاد به مثابه نظامی بر اساس فرایندهای تکاملی این مزیت را دارد که درک بهتری از جنبه‌های حیاتی و حساس زندگی اقتصادی، در مقایسه با اکثر مدل‌های تعادل، عرضه می‌کند. تا همین اواخر این امتیاز فقط به قیمت ابهام به دست می‌آمد، ولی اکنون با افزایش طراحی مدل‌های رایانه‌ای برای شبیه‌سازی فرایندهای تصادفی تکاملی اقتصادی، این ابهام برطرف می‌شود. منبع مقاله :
آوتویت، ویلیام، باتامور، تام؛ (1392)، فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، مترجم: حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، چاپ اول.