رابطه قرآن و اخلاق
رابطه قرآن و اخلاق
رابطه قرآن و اخلاق
نويسنده:محمد امين صادقي
مقدمه:
لازم به يادآوري است كه به طور كلي اساس اخلاق در چهار عنصر خلاصه ميشود، زيرا هر كاري كه انسان انجام ميدهد يا براي جلب منفعت است، و يا براي دفع ضرر، و يا مربوط به انديشه و فكر است. و هر كدام از اينها حد اعتدال دارد كه حد اعتدال جلب منفعت (قوه شهويّه) را عفت مينامند، و حد اعتدال دفع ضرر (قوة غضبيّه) را شجاعت ميگويند. و حد اعتدال انديشه (قوة تفكر) را حكمت مينامند، و از امتزاج مجموع اين سه ملكه نفساني، ملكه چهارم به نام عدالت پديد ميآيد كه به وسيله آن حق هركدام از آن نيروهاي ياد شده نفس به آنها داده ميشود، لذا گفتهاند: كه اصول اخلاق فاضله چهار چيز است: عفت، شجاعت، حكمت و عدالت.[2]
كه دراين جا از هركدام از عناصر چهارگانه تنها يك نمونه براي تبيين ارتباط متقابل قرآن و اخلاق به طور اشاره عنوان ميشود:
1. ارتباط قرآن و محبّت
در اين آيه مباركه اولاً: واسطه محب خدا بودن و محبوب خدا شدن و پيروي از حبيب خدا معرفي شده. ثانياً: اشاره شده كه پيروي از كسي كه حامل كلام خدا (قرآن) است مايه جلب محبت خدا ميشود. ثالثاً: اشاره گرديده كسي كه محب خدا نباشد، وحي او را از حبيبش فرا نگرفته و به آن عمل نميكند. پس معلوم ميشود حبيب خدا كه واسطه فيض كلام الهي است ميزان و معيار محبت است. و بر اساس اين قرآن به محبت است كه در روايات آمده: «الدين هو الحبّ و الحبّ هو الدين»[6].
و از سوي ديگر تنها مدار بهرهمندي از قرآن محبت است، زيرا محور فهم قرآن محبت حق است، به هر اندازه كه انسان محب خداوند باشد به همان ميزان از قرآن كه تجلي علم اوست بهرهمند ميشود و حقايق آن در قلب او جاي ميگيرد، پس معلوم ميشود كه به اندازه محبت خدا، توفيق فهم قرآن كه كلام حضرت دوست است نصيب انسان خواهد شد.[7] بنابراين يكي از زيباترين مظاهر ارتباط متقابل قرآن و اخلاق ارتباط قرآن و محبت است.
2. ارتباط قرآن و حكمت (به معناي اخلاقي)
و از سوي ديگر در راستاي بيان ارتباط متقابل قرآن و اخلاق بايد گفت كه بهرهمندي علمي و عملي از قرآن در سايه حكمت به معناي اخلاقي بيشتر حاصل ميشود. زيرا گر چه دعوت قرآن همگاني است امّا افرادي كه داراي زكاوت، سرعت فهم، تعقل، صفاي ذهني بيشتراند، بهتر از زمزم زلال معارف قرآن ميتوانند استفاده كنند. و اين مسأله نمايانگر ارتباط متقابل قرآن و اخلاق است.
3. ارتباط قرآن و تقوا
سپس بدين ترتيب معلوم شد كه ارتباط قرآن و تقوا كه يكي از سجاياي نيك اخلاق است و از نظر دسته بندي جزء ملكه عفت محسوب ميشود. از مظاهر پرفروغ ارتباط متقابل قرآن و اخلاق است. [18]
4. ارتباط قرآن و شجاعت
در اين آيه مباركه از كشته شدن در راه خدا (شهادت) همانند پيروزي به عنوان يكي از خواستها نيكو و دلانگيز براي مؤمنين يادشده كه اين حكايت از پرورش روحيّه شجاعت و دلاورمردي رزمندگان اسلام در سايه تعليم و فرهنگ قرآن دارد.[21]
راههاي تهذيب اخلاق در قرآن
1. يكي همان روشي است كه در علم اخلاق يونان باستان و مانند آن مطرح بوده و تاكنون رونق دارد كه براي مصالح و اهداف دنيوي و جلب ستايش و مدح مردم كارهاي اخلاقي انجام ميشود. مثلاً ميگويند عدالت باعث آرامش قلبي و محبوبيت ميان مردم ميشود و حتي بعد از مرگ مردم از انسان به نيكي ياد ميكنند. يا مثلاً عفت و قناعت سبب عزت و عظمت و منزلت انسان در چشم مردم ميشود. و مانند آن.
گرچه اين روش براي تهذيب اخلاق از نبود آن بهتر است اما قرآن هرگز اين روش را به كار نگرفته است.
2. روش دوم آن است كه كارهاي اخلاقي براي اهداف متعالي اخروي و پاداش نيك الهي انجام شود. اين روش در اديان آسماني ديگر مطرح بوده و اسلام نيز آن را امضاء كرده و بدان اهميت داده است.
3. روش سوم، كه اختصاص به قرآن دارد و ظاهراً در كتب آسماني ديگر و تعاليم انبياء پيشين عنوان نشده و در رهآورد حكماي الهي قبل از اسلام نيز مطرح نگرديده، آن است كه انسان خود را از نظر علمي و اخلاقي به گونه تربيت كند و بسازد كه اصلاً زمينه رذايل نفساني و اخلاقي در جان او پديد نيايد، يعني نسبت به رذايل اخلاقي حالت دفع داشته باشد نه رفع. مثلا كسي كه به اين پيام قرآن كه فرمود: «ان العزة لله جميعاً»[22] و يا فرمود: «ان القوة لله جميعاً»[23] معرفت حاصل نمايد و آن را در سرزمين جان خود پياده كند، ديگر زمينهاي براي ريا، خوف از غيرخدا، اميد به غيرخدا، و گرايش به غير خدا، در دل او وجود نداشته، و همواره رضاي الهي، اميد به خدا، خوف الهي، ابتهاج و لذت، تكيه گاه، و وابستگي او تنها به خداوند خواهد بود. پس ديدگاه قرآن درباره تهذيب اخلاق با دو ديدگاه قبلي تفاوت جوهري دارد، زيرا از نظر قرآن كريم تهذيب اخلاق بالاتر از تحصيل فضايل انساني است، يعني براي جلب خوشنودي خداوند متعال مطرح است.[24]
جمع بندي و نتيجه:
________________________________________
[1] . ترجمه «انبياء» گنجينههاي نهفته عقلها را نمايان سازند؛ نهج البلاغه، خ 1.
[2] . علامه طباطبايي، الميزان، ج 1، ص 377، نشر دار الكتب الاسلاميه، چ 5، سال 1372 ش.
[3] . علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 1، تصوير ص 372، نشر موسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت سال 1403 ق.
[4] . آنهايي كه اهل ايماناند، كمال محبت و دوست را فقط به خدا مخصوص دارند؛ بقره، 165.
[5] . به مردم بگو اگر شما خدا را دوست داريد از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد؛ آل عمران، 31.
[6] . دين همان محبت است و محبت همان دين است؛ وسايل الشيعه، ج 16، باب 15، ح 17، ص 171، نشر مؤسسه آل البيت، قم، چ 3، سال 1416 ق.
[7] . جوادي آملي، عبدالله، وحي و رهبري، مقاله اول، فصل 12، ص 85، انتشارات الزهرا، تهران، چ اول، سال 1368 ش.
[8] . علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 1، تصوير ص 372، نشر موسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، سال 1403 ق.
[9] . يس، 2.
[10] . فصلت، 42.
[11] . همانا نماز اهل نماز را از هر كار زشت و منكر باز ميدارد، و ذكر خداوند بزرگ است؛ عنكبوت، 44.
[12] . خدا ـ در دين ـ هيچ گونه سختي براي شما قرار نخواهد داد و ليكن ميخواهد كه تا شما را پاكيزه گرداند؛ مائده، 6.
[13] . علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 5، ص 254، نشر مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، سال 1403 ق.
[14] . اين قرآن بسيار كتاب بزرگوار و سودمند است كه جز دست پاكان بدان نرسد؛ واقعه، 76 و 77.
[15] . هر كس شعاير دين خدا را بزرگ بدارد، اين صفت دلهاي با تقواست؛ حج، 31.
[16] . اصول كافي، ج 4، كتاب فضل القرآن باب فعل حامل القرآن، حديث 4، ص 415، نشر بنياد رسالت، سال 1364 ش.
[17] . انفال، 41.
[18] . علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 1، تصوير ص 372، نشر مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، سال 1403 ق.
[19] . توبه، 50.
[20] . توبه، 51.
[21] . علامه طباطبايي، الميزان، ج 9، ص 320، نشر دار الكتب الاسلاميه، چ 5، سال 1372 ش.
[22] . يونس، 65.
[23] . بقره، 165.
[24] . علامه طباطبايي، الميزان، ج 1، ص 359، نشر دار الكتب الاسلاميه، چ 5، سال 1372 ش.
[25] . شمس، 6 و 7.
منبع: مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}