خانواده


 

نويسنده: محمد احسانی
 
شايد به نظر آيد كه مفهوم خانواده از مفاهيمي بسيار روشن و همه فهم است به گونه اي كه عامه مردم كوچك و بزرگ و با سواد و بي سواد همه آن را مي فهمند ومي دانند و نيازي به تعريف ندارد ولي آن قدر ساده هم نيست وقتي به منابع واژه شناسي مراجعه كنيم مي بينيم كه تعريف گوناگوني از آن شده و صاحب نظران بر اساس تخصص و نيازشان هر كدام تعريفي از خانواده ارائه داده اند برخي خانواده را يك سازمان اجتماعي دانسته بعضي روابط خويشاوندي و همخوني را اساس تشكيل خانواده تلقي كرده اند عده اي ديگر عامل اقتصادي و گروهي نيز عوامل رواني و جنسي را سبب پيدايش آن قلمداد كرده اند به هر صورت همان گونه كه از منابع مختلف بر مي آيد منظور از خانواده در اين گفتار مجموعه اي از افرادي است كه يكجا در كنار هم زندگي مي كنند و معيار همزيستي و همبستگي آنها دو چيز است قرابت يا زوجيت بنابر اين خانواده هاي والديني تك والديني يا بدون والدين برادران وخواهراني كه با هم زندگي مي كنند مشمول اين بحث خواهند بود .
خانواده جايگاه رفيع و بلندي در انظار انديشمندان جهان داشته و دارد و آن را از جنبه هاي گوناگون مورد تجزيه و تحليل قرار داده و مي دهند هر رشته از علوم انساني به فراخور نياز خود به كنكاش و تكاپو در مسائل خانواده پرداخته و گوشه اي از امور مربوط به آن را بررسي كرده است هر چند بررسي همه ابعاد خانواده از ديدگاه هاي مختلف كاري است بسيارگران و در اين مقال نمي گنجد ليكن به برخي از جهات آن در انديشه هاي نظريه پردازان علوم انساني مي توان اشاره گذرا داشت .
الف) تاريخ تمامي تاريخ نگاران و سيره نويسان بر اين باورند كه خانواده كهن ترين گروهي است كه به اقتضاي نياز طبيعي عاطفي و اجتماعي بشر شكل گرفته و سابقه اي به درازاي سابقه زيست بشر بر روي زمين دارد چرا كه انسان مدني الطبع است و ناگزير بايد به لحاظ جهاني در اجتماع زندگي كنند چون خداوند انسان را آفريد و ساختمان بدني او را به گونه اي شكل داد كه ضمن برخورداري از توانايي هاي گوناگون جسمي و عاطفي همواره احساس نياز به ديگران در او زنده باشد همين احساس دروني باعث مي شود كه اجتماعي كوچكي به نام خانواده در عرصه زندگي شكل گيرد و تعدادي از افراد حداقل دو نفر يك جا زندگي نمايند چه اينكه نيازهاي جسمي و رواني انسان در محيط خانواده تامين مي شود و روح تعاون و همكاري ميان اعضاي آن در همان محيط به وجود مي آيد . پس از تشكيل نخستين هسته خانواده در زمين كه طبق متون ديني و تاريخي شخصيت آدم و حوا (ع) بنيان گذار آن بوده اند مراحل مختلفي بر نهاد خانواده سپري شده و به موازات تحولات اجتماعي دستخوش تغيير و تحول فراوان گشته است دانش تاريخ عهده دار بررسي ابعاد خانواده و سير تكاملي آن است كه چگونه خانواده باديه نشين تبديل به شهر نشين شد يا چه عواملي موجب گرديد كه خانواده هسته اي جايگزين خانواده سنتي گردد؟ به هر حال سير تحولات خانواده از موضوعات مهم اطلاعاتي در علم تاريخ است و بدين جهت تاريخ نويسان به بررسي آن مي پردازند.
ب) جامعه شناسي جامعه شناسان ا ز دير باز به تجزيه و تحليل خانواده پرداخته و آن را به عنوان يك نهاد اجتماعي همواره مطمح نظر داشته اند خانواده از منظر جامعه شناسي اساسي ترين نهاد اجتماعي است كه در شكل گيري ساختار كلان جامعه و افزايش بهره وري آن نقش بسزا دارد چون بافت اجتماعي به نوعي تحت تاثير تحولات فرهنگي قرار دارد و هر گونه انحرافي در فضاي خانواده ها لزوما در جامعه از خود واكنش نشان مي دهد از اين جا مي توان گفت ميان خانواده و جامعه يك رابطه دو سويه برقرار است و هر كدام بر ديگري تاثير مي گذارد. امروزه گرايشي در حوزه جامعه شناسي پديد آمده كه ابعاد خانواده و جنبه هاي مختلف آن را مورد بررسي قرار مي دهد اين گرايش با مطالعات جامعه شناسانه فرد ريك لوپلي فرانسوي و ويلهم هايرنش ريل آلماني پديد آمد و سپس با تحقيقات ساير جامعه شناسان مانند دوركيم و ماركس توسعه يافت و تكميل گرديد. از آنجا كه خانواده نقش عمده در تربيت نيروي فعال جامعه دارد و مي تواند با افزايش بازدهي جامعه به توسعه اقتصادي و اجتماعي كمك كند جامعه شناسان به بررسي مسائل مربوط به آن علاقه مند شده اند رويكرد جامعه شناسي خانواده بر اساس نظريه كاركرد گرايي (لغت) ساختار خانواده نقش هاي هريك از اعضا روابط ميان اعضا جمعيت و شاخص هاي رشد يا كاهش آن انواع خانواده از نوعي گسترده و هسته اي تاثيرات متقابل جامعه و خانواده و امثال آن را مورد مطالعه قرار مي دهد .
ج) حقوق دانش حقوق يكي از دانش هاي علمي _ كاربردي رايج و پر رونق در سراسر دنيا است و به مسائل خانواده توجه جدي نموده و آن را به عنوان يك نهاد مدني _ حقوقي مورد تحقيق قرار مي دهد حقوق دانان قوانين متعددي را به منظور سامان دهي امور خانواده تدوين كرده تا در صورت لزوم مورد اجرا قرار گيرند و احيانا از فرو پاشي نظام خانواده جلوگيري نمايند حقوق هر يك از اعضاي خانواده ارث و ميراث نكاح و طلاق نفقه اولاد وهمسر از جمله موضوعاتي است كه از نظر حقوقي رسيدگي مي شود حقوق بيش از ديگر حوزه هاي علوم انساني كاربرد دارد وبا زندگي عملي مردم در ارتباط است دادسراهاي عمومي و خصوصي و زير مجموعه هاي آن از مراكزي هستند كه به اجراي عدالت در جامعه مي پردازند دادگاه هاي ويژه دعاوي خانوادگي امروزه از ازدحام بيش تري بر خوردار است و در آن جا قضات متعددي به حل و فصل مسايل خانوادگي مشغول اند در هر كشوري قوه قضائيه با تلاش پيگير خود مجري قانون در محيط اجتماعي و خانوادگي است بدين ترتيب حقوق خانواده يكي از مهم ترين مباحث مدني كشور مي باشد.
د) اقتصاد اقتصاد دانان نيز به نوبه خود مسايل خانواده را از نظر دور نداشته و آن را به عنوان يك واحد توليد ومصرف مورد توجه قرار داده اند خانواده در تقويت بنيه مالي كشور و استوار نگهداشتن آن نقش مهمي ايفا مي كند چرا كه خانواده نخستين گروه هاي اقتصادي را تشكيل مي دهند و نيروي كار در مزارع و كارگاه ها را آنها تامين مي كنند به ويژه خانواده هاي گسترده و سنتي كه اغلب در روستاها زندگي مي كنند و تقريبا همه اعضاي آن اعم از زن ومرد و كوچك وبزرگ به كار توليد اشتغال دارند نظير كشاورزي و دامداري توليد توزيع و مصرف از محورهاي اصلي در علم اقتصاد است و هر سه محور ارتباط مستقيم با نهاد خانواده دارند بنابر اين خانواده از يك سو جايگاه تربيت نيروي فعال كاري است و از سوي ديگر يك واحد مصرف كننده محسوب مي شود كه مي بايد درآمد ملي به صورت عادلانه ميان خانواده ها تقسيم گردد. از نظر اقتصاد سياسي دولت عهده دار تامين نيازهاي اساسي خانواده هاست و حكومت وظيفه دارد كه مسكن و معيشت عمومي مردم را تامين نمايد دولت بايد شرايطي را به وجود آورد كه خانواده ها قدرت خريد كافي داشته باشند بتوانند مايحتاج اوليه خود را بدون هيچ مشكلي فراهم سازند آن چه در اين زمينه موثر است توزيع عادلانه امكانات است كه مي بايد با مديريت درست انجام گيرد چه بسا از مشكلات اقتصادي در اثر سو مديريت در نظام توزيع كالاهاي مصرفي به وجود مي آيد. امروزه يكي از مباحث عمده اقتصادي در مورد خانواده مساله رشد جمعيت است كه اغلب كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي در حال توسعه با آن روبرو هستند و شيوه هاي مختلفي را براي مهار كردن جمعيت به كار بسته اند از جمله راه هايي كه تا حدوي در اين زمينه موفق عمل كرده اجراي برنامه هاي پيش گيري از بارداري بانوان بوده است تبليغاتي صورت گرفته در اين رابطه توجه خانواده ها را به خود جلب نموده و در عمل نيز تاثير خود را گذشته است دليل اين امر شايد اين باشد كه كنترل زاد و ولد به خاطر كاستن از تكاليف بارداري و تربيت فرزند با آسايش و رفاه زنان سازگارتر است و به همين جهت مورد استقبال گسترده قرار گرفته است با اين وصف آنان مي توانند با راحتي و آسايش بيش تر زندگي كنند به هر صورت خانواده به دلايل متعددي چه در مباحث نظري و چه در مباحث علمي مركز توجه اقتصاد دانان قرار گرفته است . روان شناسي هر چند رويكرد روان شناسي به تجزيه وتحليل رفتار آدمي مي پردازد و سعي دارد ضمن تشخيص رفتارهاي نابهنجار علل بروز آنها را شناسايي و به درمان بيمار بپردازد در عين حال خانواده را نيز از زواياي مختلف مورد مطالعه قرار مي دهد چرا كه خانواده از منظر روان شناختي به منظور حفظ تعادل خود هميشه در دو جنبه درون سازي و بيرون سازي فعال است يعني در عين سازگاري با تحولات اجتماعي همه اعضاي خود را از نظر جسمي و روحي به رشد مطلوب برساند طبيعي است كه مسايل رشد به لحاظ كمي و كيفي در روان شناسي بررسي مي شود.
رويكرد خانواده درماني از گرايش هاي نسبتا جديد در دانش روان شناسي است كه از زاويه هاي مختلف به بررسي مسايل خانواده مي پردازد يكي از نظريه هاي رايج در حوزه خانواده درماني نظريه سيستمي است اين نظريه خانواده را موجودي مي داند متشكل از اجزاي به هم پيوسته كه اولا اعضاي آن تابعي است از رفتار ساير اعضاي خانواده و ثانيا خانواده مانند هر سيستمي ديگر متمايل به تعادل است اگر عضوي از خانواده دچار نابهنجاري شود بايد در ارتباط با ساير اعضاي آن درمان گردد چون از اين نظر هر عضوي وابسته به محيط خود و ديگر عناصر تشكيل دهنده آن سيستم است بر اساس نظريه سيستمي پيدايش عضو جديد يا كاهش عضو قديم مستلزم بروز استرس و فشار در اعضاي سابق خانواده است اين امر ايجاب مي كند كه خانواده به گونه اي بايد جوابگوي تغييرات دروني و بيروني باشد كه خود را با شرايط جديد منطبق سازد به هر حال دانش روان شناسي به بررسي زاويه هاي مختلف خانواده پرداخته و راهكارهاي مناسبي را براي پيش گيري يا درمان رفتارهاي نابهنجار ارايه مي دهد.
و) علوم سياسي حكما و انديشمندان بزرگ اعم از مسلمان و غير مسلمان از روزگاران قديم سياست را به دو نوع مدن شهرها وسياست منزل تقسيم كرده اند بدينسان خانواده و امور مربوط به آن خود در قلمرو علوم سياسي قرار مي گيرد و مي بايست مورد توجه نظريه پردازان دانش سياست قرار گيرد چرا كه نهاد خانواده كوچك ترين واحد اجتماعي و نمونه تمام عياري است از يك جامعه بزرگ همان طوري كه جامعه كلان نياز به رئيس مدير و برنامه ريزي دقيق دارد خانواده نيز نيازمند سرپرست و برنامه ريزي است اگر سرپرست در خانواده نباشد اعضاي آن دچار تحير و سر درگمي به هرج و مرج اعضاي آن و در نهايت به فروپاشي نظام خانواده منجر خواهد شد چنان كه اين مساله در سطح جامعه و نظام سياسي كشور نيز قابل پيش بيني خواهد آمد از اين رو خانواده به عنوان يك واحد سياسي همواره مورد مطالعه كار شناسان مسائل سياسي بوده و خواهد بود . عامل ديگري كه باعث جلب توجه صاحب نظران امور سياسي به نظام خانواده شده اين است كه كانون خانواده نقش موثري در تربيت نيروي سياسي _ اجتماعي دارد اگر نگاهي به گذشته و حال جوامع بيندازيم به روشني در مي يابيم كه سياست مداران به نام تاريخ در محيط خانواده ها پرورش يافته و از همان جا شايستگي هاي لازم را براي اداره امور جامعه كسب كرده اند همچنين خانواده در حفظ اقتدار ملي و استقلال يك ملت سهمي بسزا دارد تاريخ نشان مي دهد كه ملت هايي هميشه قوي و پر توان بودند كه از نظر خانوادگي بنياد محكم تري داشته اند در مقابل انحطاط و شكست هر ملتي از زماني آغاز شده كه اصول خانوادگي در ان ملت رو به ضعف رفته است از اين جا كه فرهيختگان دانش سياسي همواره نهاد خانواده را به عنوان يك شاخص سلامت و قدرت سياسي _ اجتماعي جامعه معرفي مي كنند و اين كه هر گونه ضعفي در نظام خانواده بر دوام و بقاي حيات ملي تاثير مي گذارد به نظر بسياري از كارشناسان امر توسعه سياسي و اقتدار ملي يك كشور تا حدودي وابسته به استحكام نظام خانواده است . امروزه نيز سياست مداران جهان در تمام دنيا از حيات فرهنگي و اقتصادي خانواده ها به شدت حمايت مي كنند اين كار به لحاظ سياسي _ اجتماعي مي تواند تحليل هاي گوناگوني داشته باشد عمل به وظيفه يكي از نگرش هاست كه به اين مساله مي نگرد بر اين اساس تامين نياز هاي اساسي و فراهم ساختن و سايل آسايش و رفاهي حق ملت بر دولت است زمام داران سياسي جامعه بر اساس وظايف ديني و ملي خود بايد به احتياجات مردم بپردازند چون درآمد ملي و سرمايه عمومي كشور در اختيار رهبران جامعه قرار دارد و مي بايست صرف معيشت خانواده ها گردد. نگرش ديگر اين است كه خانواده ها در پيدايش و استمرار قدرت نقش اساسي دارند بدين جهت حمايت كارگزارن سياسي قرار مي گيرند به ويژه هنگام تفويض قدرت و برگزاري انتخاب وعده هاي بيش تري از ناحيه گروه هاي سياسي به مردم داده مي شود بدين ترتيب خانواده چه در گذشته و چه در آينده مورد توجه كارشناسان مسايل نظري وعملي دانش سياسي بوده اند. از علوم تربيتي كار شناسان امور تربيتي بيش از هر چيز به عنوان يك نهاد تربيتي به خانواده مي نگرد فضاي گرم خانواده مناسب ترين جاي پرورش استعدادها و توانايي ها ي نسل جديد است محيطي سرشار از مهر و محبت عواطف و احساسات پاك و كودك از همان روزهاي نخست زندگي در اغوش پر مهر پدر و مادر قرار گرفته دري ايثار محبت مروت و وفاداري را فرا مي گيرد روحيه تعاون و همكاري و خدمت به مردم در فضاي خانواده شكل مي گيرد كودك مي آموزد كه چگونه با ديگران زندگي كند و چگونه در برنامه ريزي ها و تصميم گيري ها شركت نمايد به نظر كارشناسان امور تربيتي كانون خانواده بسان يك مركز تعليم و تربيت غير رسمي اصول و آداب زندگي را از راه غير مستقيم به فرزندان اريه مي دهد به عقيده آنان خانه همواره در كنار مدرسه از عوامل موثر در فرايند تعليم و تربيت مطرح بوده و كارايي خود را نيز نشان داده است هر اندازه پيوند خانه و مدرسه محكم تر باشد بازدهي تعليم و تربيت بيش تر خواهد بود تشكيل انجمن هاي اوليا و مربيان در اغلب مراكز آموزشي به همين منظور انجام مي گيرد هر يك از اعضاي خانواده به خصوص پدر و مادر در تربيت كودك نقش بسزا دارند كه بررسي آن فرصت ديگري مطلبد و در اين جا به همين اندازه بسنده مي شود . خانواده در غرب خانواده نهادي است شناخته شده و در هر جاي دنيا حضور دارد و همه جا هم از قوانين كم و بيش مشابهي پيروي مي كند در عين حال در بسياري از ويژه گي ها از جامعه اي به جامعه ديگر تفاوتهاي اساسي دارد چرا كه فرهنگ حاكم بر جامعه خواه نا خواه بر خانواده تشكيل شود رنگ و بوي آن جامعه را به خود مي گيرد و اعضاي آن نيز از آداب و رسوم و سنت هاي رايج در همان محيط اجتماعي تبعيت مي كنند اين ادعا زماني روشن مي شود كه خانواده در دو جامعه اي كه كاملا متفاوت بررسي و نقاط اشتراك و اختلاف آن دو در مورد خانواده از هر جهت برجسته گردد با اين وصف خانواده در غرب تفاوت هاي ريشه اي با نظام خانواده در اسلام دارد چون نگرش اسلام و غرب در مورد خانواده از هر جهت تفاوت دارد.
حقيقت اين است كه غرب بر اساس انديشه آزادي مطلق اصول خانواده ها قرار داده است اساس تشكيل خانواده كه به منظور ايجاد امنيت خاطر و تامين نيازهاي عاطفي روحي و معنوي انسان است ديگر در مغرب زمين معنا و مفهومي ندارد در نگرش غرب هدف از بنياد خانواده جز رسيدن به اغراض مادي و استفاده هاي جنسي چيز ديگري نمي تواند باشد نقش اصلي خانواده كه تربيت فرزند است بكلي فراموش شده عياشي و هوس راني جاي گزيني ان شده است همه اين نا بساماني ها ناشي از آزادي بي حد و حصر غرب است كه زنان و دختران را از فطرت اوليه شان بدور ساخته و آنها را به ابزار كسب و تجارت تبديل كرده است اوضاع جاري در كشورهاي غربي به گونه اي است كه مورد اعتراض همه انديشمندان فرهيختگان و نويسندگان آن ديار قرار گرفته است آن چه امروزه در غرب مي گذرد نشان دهنده اين واقعيت است كه تمامي مرزها و ارزش هاي انساني در آن كشورها شكسته و مشكلات اجتماعي فراواني ناشي از آن دامنگير جامعه شده است تا جايي كه گردانندگان امور اجتماعي طرفداران آزادي نيز از اين وضع به وحشت افتاده و براي حل مشكل به كارشناسان مسائل مربوطه روي آورده اند پيامدهاي اين نوع آزادي در جوامع غرب بيش از آن چيزي است كه بتوان توصيف كرد و اين جا تنها به چند مورد از آن اشاره مي گردد: 1. فروپاشي نظام خانواده تحولات اجتماعي ـ فرهنگي مبتني بر آزادي هاي نامحدود در غرب به گونه اي است كه به تزلزل و فروپاشي نهاد خانواده منتهي گشته است چرا كه نظر به آزادي مطلق بهترين راه براي ارضاي غريزه جنسي جوانان روش انتخاب دوست و رفيق است بدون تحمل تكاليف ازدواج و خانه داري به صورت رسمي آن چنان چه در جامعه امريكا كسي حق ندارد آزادي جنسي را محدود كند و تحت ضابطه اي بياورد چون خلاف آزادي محسوب مي شود با اين وضع دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشكيل خانواده نمي بينند. 2. ابتذال زنان و دختران فرهنگ غرب زنان و دختران جوان را در حدي ابزار براي تجارت و به دست آوردن پول و ثروت پائين آورده و افراد سود جو از آن ها به شيوه هاي مختلف در اين زمينه بهره برداري مي كنند رقص در مجالس عمومي آواز خواني و ظاهر شدن در صحنه هاي نمايش و فيلم و سينما به صورت عريان بخش از بي عفتي و ابتذال زنان است 3. خود فروشي و اختطاف در جوامع غربي بسياري از زنان به خود فروشي تن داده عرض و شرف و ناموس خود را در اختيار اراذل و اوباش قرار مي دهند.
اين كار در اروپا و امريكا رايج است و هيچ گونه منع قانوني وجود ندارد دليل اقدام به اين عمل هم مي تواند اقتصادي باشد چنان چه برخي از زنان در اثر فقر و ناداري و براي به دست آوردن لقمه اي نان خود را مي فروشند و هم سياسي چه اينكه امروز در سياست غرب يكي از راه هاي سلطه بر مردم اشاعه فحشا در ميان جوانان است تا بدين وسيله مردم را سرگرم نگه داشته خود به حكومت خويش ادامه دهند و همين سياست را در دنياي اسلام هم مي خواهند اجرا كنند . احتطاف زنان و دختران از ديگر پيامدهاي فرهنگ غرب است و اين امر به گونه اي شيوع پيدا كرده كه موجب نگراني جدي خانواده ها را فراهم ساخته است هر روز افراد بي بند و بار و عياش با زور و تزوير دختران جوان را سوار ماشين نموده مي برند و پس از مدتي در فاصله هاي بسيار دور از منزل شان رها مي كنند زندگي در چنين جامعه اي چگونه ممكن است امنيت ناموسي مهم تر از امنيت مالي و سياسي است اگر زنان و دختران در كوچه و خيابان از دست برد بيگانگان در امان نباشد چگونه مي توان آرامش خانواده ها را تامين كرد ؟ 4
. شيوع بيماري هاي مسري شيوع بيماري هاي مسري و غير قابل درمان در اغلب كشورهاي غربي مانند بيماري ايدز سارس و امثال آن نتيجه آزادي جنسي است اشاعه فحشا و رواج روز افزون فساد در ميان مردم سبب بروز بيماري هاي مقاربتي و سرايت آن ها به ديگران گشته است به قرار برخي از گزارشها حدود 75% زنان و 55% جوانان آلوده در جامعه امريكا مبتلا به بيماري مسري هستند . 5. افزايش سقط جنين تعداد زيادي از زنان و دختران در عين به كار گيري وسايل جلوگيري از بارداري ناخواسته به صورت غير قانوني باردار مي شوند چنين افرادي از يك سو تحت فشار نزديكان خود قرار مي گيرند و از سوي ديگر با عوارض ناخواسته بارداري مواجه مي شوند از اين رو براي رهايي از اين گونه فشار ها اقدام به سقط جنين مي كنند در امريكا فرانسه و ديگر كشورهاي اروپايي براي سقط جنين مراكزي در نظر گرفته شده و يا در بيمارستانها و درمانگاه ها يه صورت رسمي انجام مي گيرد طبق برخي از گزارش ها با افزايش ميزان سقط جنين در غرب يك سال در امريكا 55%‌ از كل سقط جنين هاي صورت گرفته مربوط به زنان و 45% آن مربوط به دختران مجرد كه هنوز ازدواج نكرده اند بود .
6. افزايش اولاد زنا با وجود پيشرفت ابزار پيشگيري و درمان در غرب و استفاده زنان از آنها آمار توليد فرزند نامشروع در جوامع غربي كم نيست هر روز از كوچه و خيابان را ه روها كارگاهها ايستگاه هاي قطار و ماشين كنار سطل آشغال و دم خانه ها نوزاداني پيدا مي شوند كه بدون پدر ومادر به حال خود رها گشته اند بنابه گزارشي در سال 1961 ميلادي در آمريكا تعداد 400 هزار كودك سر راهي پيدا شدند كه فقط از دختران متولد شده بودند اين رقم هر سال رو به افزايش است و هر روز به تعداد فرزندان نامشروع افزوده مي شود. ناگفته نماند كه آن چه ذكر شد دورنماي اندكي بود از اوضاع خانواده در غرب كه جز نام محتوايي از آن باقي نمانده و در حال انحلال كامل بسر مي برد روند روبه افزايش جرم و جنايت در غرب مانند سقط جنين و سرقت مهرو محبت را از جامعه زنان سلب و انها را به انسان هاي به رحم و قسي القلب مبدل ساخته كه كوچكترين عاطفه اي در دل ندارند بسي جاي شگفتي است كه برخي از زنان و دختران در جوامع اسلامي آرزوي آزادي غرب را در سر دارند و مي خواهند در مسير انحطاط و ابتذال مطلق غرب قرار گيرند فرو رفتن در فرهنگ منحط غرب به معناي جداي از همه ارزش هاي ديني و مذهبي است كه نجات از آن بسيار دشوار مي نمايد . خانواده در اسلام نگرش اسلام به خانواده بر عكس مكاتب و ديدگاه هاي غير اسلامي كه نگاه تك بعدي به آن دارند بسيار عميق و همه جانبه است و تمام ابعاد آن را از آغاز تا انتها در همه مراحل مورد توجه قرار داده و در هر مورد دستورات لازم را اريه مي دهد نحله هاي غير ديني خانواده را از زاويه هاي خاصي مورد توجه قرار مي دهند به ويژه دانش هاي علمي امروز دانشگاه ها ( چنان كه اشارت رفت ) بر اساس نياز خود به تجزيه و تحليل خانواده مي پردازند و به ديگر ابعاد آن توجه چنداني ندارند غافل از اين كه خانواده يكي از بنيادي ترين نهادهاي اجتماعي در تمامي عرصه هاي زندگي بشر حضور دارد و مي بايست به جوانب گوناگون پرداخت به نظر مي رسد اين مساله نقدي است بر همه دانش هاي علمي اي كه از آنها نام برده شد .
اما اسلام همان طوري كه گفته شد نگاه همه جانبه به نهاد خانواده دارد و آن را از زاويه مختلف به بحث مي كشد وقتي به متون اسلامي به خصوص آيات و روايات مراجعه كنيم در همه زمينه ها به دستوراتي بر مي خوريم كه از جهات مختلف به تحكيم نهاد خانواده پرداخته است قرآن كريم و احاديث اسلامي در مسائل اخلاقي اجتماعي تربيتي روان شناختي اقتصادي خانواده و نظاير آن فراوان سخن گفته اند اگر اين مضامن به صورت دقيق و تخصصي استخراج و با يافته هاي علوم جديد منطبق گردد تحول عظيمي در دانش خانواده به وجود خواهد آمد . آن قدر كه اسلام به تحكيم بنيان خانواده اهميت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده مكتب هاي ديگر به استقرار خانواده بها نداده اند اسلام قبل از همه مي خواهد يك فضاي عاطفي و محبت آميزي در محيط خانواده پديد آيد و روابط بين اعضاي آن بيش از پيش پايدار تر گردد خانواده اي از منظر اسلام خوش بخت است كه دوستي و صداقت و وفاداري بر فضاي حاكم باشد زيرا با اختلاف بدبيني و خود محوري شيرازه خانواده از هم مي پاشد خداي متعال ايجاد محبت و همدلي بين زن و شوهر را از نشانه هاي خود دانسته مي فرمايد : و من آياته آن خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه يكي از نشانه هاي خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنارشان بياراميد و ميان شما و همسران تان مودت و رحمت بر قرار ساخت. بر اساس بينش اسلامي پيوند ميان زن و مرد فراتر از يك غريزه شهوت حيواني منشا فطري و الهي دارد كه از سرشت آدمي ناشي مي شود دستگاه عظيم خلقت چنان زوجين را بهم علاقه مند ساخته است كه حاضرند براي رفاه حال ديگري رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسرش در آسايش زندگي كند آفريدگار بشر كاري كرده است كه خود خواهي و تكروي زوجين در محيط خانواده به خدمت و همكاري تبديل شود وقتي زن و مرد عقد همسري بستند و قرار گذاشتند كه يك عمر با هم زندگي كنند خود به خود عواطف خاص نسبت به يكديگر پيدا مي كنند اين گونه روابط عاطفي بين آن دو در تكوين و هم در تشريع مورد نظر پرودگار است و هدف خداوند اين است كه بين زن و شوهر هر چه بيشتر مهر و محبت بر قرار باشد تا در كنار هم احساس امنيت و آرامش نمايند از اين نظر قوي ترين عامل دوام و رشد خانواده عاطفه و محبت اعضاي آن به يكديگر است و همه آنها وظيفه دارند اين عامل را تقويت كنند به ويژه مرد خانواده كه سرپرستي تمام اعضا را به عهده دارد مي بايد يك فضاي همدلي و همكاري را در محيط خانواده پديد آورد و اگر احيانا نارسايي يا كدورتي بين آنها پديد آمد بلافاصله به چاره و درمان آن بپردازند . به قول شهيد مطهري اگر علاقه زن به شوهر از بين رفت خانواده به صورت بيمار نيمه جان در مي آيد و اگر علاقه شوهر به زن خاموش شد مرگ حيات خانوادگي فر مي رسد.
خلاصه و نتيجه گيري آن چه در مورد خانواده و كاربرد آن در رشته هاي مختلف علمي گفته شد بيانگر اهميت نهاد خانواده در زندگي فردي و اجتماعي انسان است هر دانشي در علوم ديني و انساني به نوعي خود را ملزم به بررسي علمي وفني مسايل خانواده مي داند و در حوزه تخصص خود در چارچوب معيني از آن سخن مي گويد هم چنين تفاوتي با هم ندارد منتهي هر يك طبق نياز خود جنبه خاصي از آن را مورد توجه قرار مي دهد . از مقايسه نظام خانواده در فرهنگ اسلام و غرب به اين نتيجه مي شود كه بر خلاف ادعاهاي دروغين غرب در زمينه آزادي حقوق بشر و امثال آن حقوق خانواده در كشورهاي غربي پايمال است و خانواده در اثر مشكلات فراوان فرهنگي و اجتماعي رو به انحلال و نابودي مي رود عزت و شرف حيا و عفت همه فداي آزادي بي حد و حصر و بي بند و باريهاي روز افزون شده است با اين وصف متاسفانه برخي از زنان و مردان مسلمان فريفته زرق و برق ظاهر فرهنگ غرب شده اند و شب و روز تلاش دارند كه هر چه زودتر از فرهنگ اروپا و امريكا تقليد كنند غافل از اين كه تبعيت از فرهنگ غرب به معناي خداحافظي با همه ارزشهاي ديني و انساني يك ملت است خلاصه هر چه عزت و شرافت و خوبي است در فرهنگ ناب اسلام محمدي است كه در سايه آن سعادت دنيا و آخرت فرد تامين مي شود به خصوص برنامه هاي تربيتي اسلام جسم و روح آدمي را پرورش مي دهد و روحيه تعاون و فاداري و كرامت نفس را در انسان پديد مي آورد .
منبع: ماهنامه هادی