تشرفات به محضر امام زمان(علیه السلام)- (3)
تشرفات به محضر امام زمان(علیه السلام)- (3)
تشرفات به محضر امام زمان(علیه السلام)- (3)
نويسنده: محمدمحمدی اشتهاردی
امنیت در پرتو الطاف حضرت ولی عصر(علیه السلام)
برای تبلیغ ایام ماه مباکر رمضان از سامراء عازم ایران و در اشتهارد ساکن شدم، در مسیر راه به آبادان وارد شدم، زمانی بود که جنگ جهانی دوم برپا بود و نیروهای اشغالگر روسی وارد ایران شده و تا آبادان پیشروی کرده بودند در آنجا از مردم تقاضای شیر کرده و گاوداری روزی چند کیلو شیر، به آنها می فروخت؛ روزی مقداری آب داخل شیرها ریخت که فرمانده ی روس ها متوجه شد او را احضار کرد و گفت: ما وقتی که با کشتی وارد ایران شدیم، از طرف استالین (رئیس جمهور وقت شوروی) مأمور بودیم به قتل و غارت بپردازیم، مردم و امیران را بکشیم و اموالشان را غارت کنیم، ولی با کشتی که می آمدیم در بین راه ناگهان شخص بلند قامتی که در مسلک روحانیت بودند در برابر من ایستادند و گفتند: «اگر کاری به مردم ایران داشته باشی، همه ی شما را غرق می کنم.»
آثار صدق را از چهره اش مشاهده کردم، او آنچنان به من نهیب زد که بندهای بدنم لرزید، هراسان شدم و با رئیس جمهور کشورم تماس گرفتم و موضوع را به او گزارش دادم. او با حالت ترس و وحشت زیاد به من گفت: «هم اکنون همان شخص در مقابل من ایستاده و مرا تهدید می کند که اگر از تصمیم خود برنگردم، مرا سرنگون می سازد بنابراین شما به ایران و مردم ایران آسیب نرسانید.»
بعد از بیان این واقعه فرمانده ی روسی به گاودار گفت:
«ای مرد خجالت نمی کشی که با وجود صاحبی که کشور شما دارد در خرید و فروش خیانت می کنی؟!»
منبع:خورشید حوزه های علمیه
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}