مناقشه بازى هاى ويدئويى
مناقشه بازى هاى ويدئويى
مناقشه بازى هاى ويدئويى
مقدمه:
تاريخچه اى از نقدهاى مشهور
در ماه اوت سال ،۲۰۰۳ شركت سازنده اين بازى، عليه انتقادات و اتهامات عكس العمل نشان داد و با قوانين ضد بازى هاى ويدئويى به مبارزه پرداخت. در اوايل سال ،۲۰۰۶ صندوق ملى حمايت از مجريان قانون در يك بيانيه بازى «۲۵ تا مانده به زندگى» را محكوم كرد زيرا در اين بازى كشتن افسران پليس تشويق مى شد. گرچه تقاضاى اين صندوق واضح نبود و بازى نيز به موفقيتى دست نيافت، اولين تلاش يك سازمان پليسى براى قانون وضع كردن در مورد بازى هاى ويدئويى بود.با اين كه نقد بازى هاى ويدئويى به خصوص به نقد برنامه هاى تلويزيونى و فيلم ها شبيه است، در موارد مهمى هم متفاوت از آنها است. بازيكن در بازى هاى ويدئويى با فعاليت هاى ممكن و متفاوتى روبه رو مى شود. يك صحنه بازى، برخلاف يك صحنه از فيلم، توسط همه ديده نمى شود. عنصر انتخاب به تنهايى قابل بحث است. اين امر از نظر موافقان بازى، نشانه واقعى و سرگرم كننده بودن بازى است ولى به نظر منتقدان، ايفاى نقش در خيال پردازى هاى ضد اجتماعى است.منتقدان مى گويند كه بازى هايى چون نسخه سوم «سرقت بزرگ خودرو» باعث تشويق به جرم هاى واقعى مانند سرقت خودرو مى شوند. بازى هاى ويدئويى و كامپيوترى پيوسته به دليل ايفاى نقش هايى چون خشونت، بى رحمى، و جنايت مورد انتقاد گروه هايى مانند والدين، روان شناسان، پيروان مذاهب، و سياستمداران هستند؛ مانند Mortal Kombat، و دنباله هاى آن كه يك بازى مبارزه اى ساخت شركت Midway بود. با ظهور اين بازى در سال ،۱۹۹۲ مضمون اين بازى مبارزه با فنون رزمى و از پاى درآوردن حريف و در نهايت اجراى يك فن مرگبار و پر آب و تاب بوده است.انتقادهايى كه بر اين بازى ها مى شود بر اين نكته تكيه مى كند كه بازيكن در اين بازى ها جرم و جنايت را تمرين مى كند و مورد تشويق بازى قرار مى گيرد. مثال پرطرفدار اين انتقادها نسخه سوم بازى سرقت بزرگ خودرو است كه فعاليت اصلى بازيكن در آن سرقت اتومبيل است. در طى بازى و انجام مأموريت محول شده توسط مغزهاى متفكر جنايت، بازيكن بايد عابران را زير بگيرد و به رقبا تيراندازى كند و آنها را بكشد.اين بازى همچنين به دليل برخورد نامناسب آن با زنان مورد سرزنش قرار گرفت. بازيكن در اين بازى مى تواند زنان خيابانى را سوار كند.اگرچه صحنه هاى محرك به طور صريح نمايش داده نمى شود ولى ارتكاب قتل براى پس گرفتن پول از اين مسافران، بى شرمانه است. اين دستمايه ها هدف اصلى بازى نبوده ولى به هر حال قابل انجام است.دنباله بازى به نام سرقت بزرگ خودرو در شهر وايس با انتقادات مشابهى مواجه شد زيرا حاوى مفاهيم نژادپرستى بود. اين بازى كه در فلوريداى سال ۱۹۸۶ رخ مى دهد، جنگى گروهى بين هاييتى ها و پناهندگان كوبايى است. در طول بازى از عباراتى مانند «عوضى هاى هاييتى را بكشيد» استفاده مى شود كه مورد انتقاد گروه هاى هاييتى و كوبايى قرار گرفته است.بعد از اين كه هاييتى هاى آمريكايى شركت سازنده را تهديد به شكايت كردند، اين شركت كلمه هاييتى را از ديالوگ ها حذف كرد.بازى بعدى اين سرى به نام سرقت بزرگ خودرو در سن آندرس به جاى تبهكاران سازمان يافته بر گروه هاى تبهكار خيابانى متمركز است. اين بازى پا را فراتر گذاشته و حاوى جنگى خونين بين رقباى خيابان گروو و بالاس است. در برخى مراحل لازم مى شود كه بازيكن افراد پليس را بكشد تا بتواند پيش رود.مثلاً در يكى از مأموريت ها بايد چند نفر از گروه ضربت كه از محل ملاقات تبهكاران مطلع شده اند، كشته شوند.چنين بازى هايى باعث تشكيل سيستم هاى رده بندى مانند ESRB در ايالات متحده و PEGI در اروپا شد تا راهنماى والدين در انتخاب بازى هاى مناسب فرزندان شان باشد. بازى هاى چون سرقت بزرگ خودرو در آمريكا در رده بزرگسال و در اروپا مجوز بالاى ۱۸ سال دارند؛ گو اين كه اين مجوز در اروپا توسط PEGIصادر نشده و موسسه طبقه بندى فيلم ها آن را اعمال كرده است.اين گواهى ها تأكيد دارند كه اين بازى ها نبايد به كودكان فروخته شود، ولى اگر والدين يا قيم قانونى اين بازى را براى يك كودك بخرند و به او اجازه بازى با آن را بدهند انتخاب خودشان است و جرم به حساب نمى آيد. منتقدان به اين امر ايراد مى گيرند و بر اين باورند كه چنين راه فرارى سبب مى شود كه در تبليغات اين بازى ها مخاطبان نوجوان نيز لحاظ شوند.مطالعات و نظريه هايك نظر اكثريت در مورد خشونت در ويدئو و بازى هاى ويدئويى، تئورى پرورش ناميده شده است كه ماحصل كار پروفسور جورج گربنر، مدير دانشكده مخابرات آننبرگ در دانشگاه پنسيلوانيا است.گربنر اين تحقيق را در اوايل دهه ۶۰ با هدف تأثير برنامه هاىتلويزيونى بر تصورات بيننده ها از زندگى روزمره شروع كرد. طرفداران تئورى «پرورش» بحث مى كنند كه تلويزيون و بعد از آن، بازى هاىكامپيوترى و ويدئويى، اثرات بلند مدت كوچك و تدريجى و غيرمستقيم دارند كه در دراز مدت اثرات بزرگى خواهند داشت.
سرهنگ ديويد گراسمن، پروفسور سابق روانشناسى، كتاب هاى متعددى در موضوع خشونت در رسانه ها از جمله «در مورد قتل و توقف آموزش قتل به كودكان مان» نوشته است. در گرماگرم اين بحث ها او چندين بار درباره كتاب هايش مورد مصاحبه قرار گرفت، او پيوستهدر صحبتش بازى هاى تيراندازى شخص اول را «شبيه ساز قتل»مى ناميد. او مى گويد كه ناشران بازى هاى ويدئويى نه فقط به كودكان استفاده بى رويه از اسلحه را يادمى دهند، بلكه با شبيه سازى قتل صدها و هزاران حريف در يك بازى عادى كامپيوترى، احساس تنفر آنها از قتل را از بين مى برند.منتقدان خشونت در بازى هاى ويدئويى عموماً بحث مى كنند كه خشونت بازى هاى ويدئويى اثرى مشابه خشونت برنامه هاى تلويزيونى با همانميزان خشونت و قساوتدارد. اغلب آنها بر اين باورند كه در بازى هاى ويدئويى به دليل اين كه كنترل در دست كودك است و او با كنترل شخصيت بازى مى تواند يك عمل خشن انجام دهد، خطرناك تر هستند.بارها ذكر شد كه قاتلان كشتار دبيرستان كلمباين مانند خيلى از نوجوان ها، طرفدار بازى هاى تيراندازى شخص اول بوده اند.بسيارى از مردم بازى هاى خشن دارند، هنوز معلوم نيست كه گرايش به خشونت حاصل از تكرار بازى هاى خشن است يا عامل ديگرى دارد.مطالعات موفق به برقرارى ارتباط ميان خشونت بزرگسالان و بازى هاى خشن ويدئويى نشده استيك تحقيق در مورد اين فرضيه صورت گرفت كه آيا افرادى كه به بازى هاى خشن علاقه دارند، لزوماً خشن هستند. اين تحقيق كه بر روى پسران و دختران انجام شد، ارتباط قابل توجهى بين ترجيح بازى هاى خشن و گرايش به خشونت را نشان داد.ولى اين گرايش به خشونت در رفتار اين افراد نمود پيدا نكرد.
انتقاد بر مسائل جنسى در بازى هاى ويدئويى
چند نمونه از اين بازى ها عبارتند از:
- انتقام كاستر: اين بازى براى آتارى ۲۶۰۰ توليد شده بود و در آن شخصيتى به نام ژنرال كاستر به يك زن آمريكايى تعرض مى كرد. اين بازى هم به دليل صحنه هاى جنسى و هم به دليل نژادپرستى مورد انتقاد قرار گرفت. - بازى هاى ساخت سى يرا نيز بسيار محبوب بودند.
در اين بازى ها شخصيت اول سعى مى كرد زنان را جذب خود كند ولى اغلب در اين كار ناموفق بود. گرافيك اين سرى بازى به مرور پيشرفت كرد، اما مناقشه زيادى برنيانگيخت.- در ژوئن سال ،۲۰۰۵ يك كد كامل از يك بازى با مضمون جنسى در درون بازى سرقت بزرگ خودرو در سن آندرس كشف شد. اين بازى كوچك را مى شد با يك تغيير ساده در بازى اصلى اجرا كرد. اين امر باعث شد كه رده بندى سنى اين بازى به «تنها بزرگسالان» تغيير كند. بازى از بسيارى از فروشگاه ها جمع آورى شد. سازنده بازى در آن فصل حدود ۲۸۰ ميليون دلار ضرر داد.
آثار بازى هاى بر رشد اجتماعى كودكان
برخى مطالعات از وجود رابطه ميان بازى هاى كامپيوترى و افسردگى خبر مى دهند.ديگران در مقابل ادعا مى كنند كه با اين بازى ها تعامل اجتماعى كودكان قوى تر مى شود، زيرا بسيارى از بازى هاى ويدئويى چند نفره هستند و در آن دو يا چند بازيكن از بازى روى يك صفحه لذت مى برند. اگر كودكى گوشه گير و منزوى شود، تقصير از بازى هاى ويدئويى نيست و دلايل ديگرى دارد. به علاوه، با پيشرفت بازى هاى آنلاين ديگر يافتن هم بازى براى كودكان دشوار نيست، گرچه اين هم بازى ها اغلب ناشناس هستند.
آثار بازى ها بر رشد اجتماعى كودكان
انتقاد جوامع مذهبى
انتقادهاى ديگر به بازى
اعتياد به بازى هاى MMORPG باعث حوادث عجيبى شده كه در ماجراهاى زيادى نقل گرديده اند: مانند مردن از گرسنگى از شدت محو شدن در بازى Everquest، يا پدرى كه كودكان خود را در كمد زندانى مى كرد تا هنگام بازى مزاحم او نشوند. ولى اغلب اين ماجراها غيرواقعى و خرافى هستند. قانون گذارى در نقاط مختلف دنيااستراليا: در اين كشور، بازى هاى ويدئويى توسط اداره كلاسه بندى فيلم و ادبيات رده بندى مى شود كه كار نظارت بر ديگر رسانه ها را بر عهده دارد.ولى براى بازى ها، بر خلاف فيلم ها، گروه بالاى ۱۸ سال وجود ندارد، يعنى اگر يك بازى براى گروه بالاى ۱۵ سال نامناسب باشد، به طور كامل ممنوع مى شود و حتى بزرگسالان حق استفاده از آن راندارند.اين امر سال ها است كه باعث بحث شده و اخيراً طرحى براى افزودن گروه سنى بالاى ۱۸ سال در حال بررسى است. اين تصور كه بازى مخصوص كودكان است، ديگر برقرار نيست، زيرا بازى هاى ويدئويى جديد افراد ذكور ۱۸ تا ۳۰ ساله را هدف گرفته اند.در سال ،۲۰۰۲ نسخه سوم سرقت بزرگ خودرو به دليل اعمال زشت عليه زنان خيابانى ممنوع شد و با حذف اين موارد مجوز فروش صادر شد.دوباره در سال ،۲۰۰۵ نسخه سن آندرس اين بازى به دليل وجود يك بازى كوچك با مفهوم جنسى از رده بالاى ۱۵ سال خارج و ممنوع شد. بعد از حذف اين بازى، توقيف برداشته شد. در سال ،۲۰۰۵ بازى «۵۰ سنت: ضد گلوله» به دليل تشويق خشونت گروهى و همچنين بازى «مارك اكو» توقيف شد.دو بازى ديگر نيز به نام هاى پستال و پستال ۲ نيز كه به شدت خشن بودند، دراستراليا ممنوع شدند.كانادا: استان هاى مختلف رسماً سيستم رده بندى ESRB را پذيرفتند. پيش از اين پذيرش اين رده بندى در فروشگاه ها داوطلبانه بود. استان آنتاريو سيستم فوق را از ۷ مارس ۲۰۰۵ پذيرفت. در آوريل ،۲۰۰۵ نووا اسكاتيا و در ژوئن همان سال مانيتوبا آن را پذيرفت. ولى در صورتى كه گروه فيلم آن استان تشخيص دهد كه رده بندى بازى در ESRB اشتباه انجام شده، حق مداخله و حتى تغيير رده بندى را دارد: مانند «شكار انسان» در آنتاريو و «سرباز جوياى نام» در بريتيش كلمبيا.چين: دولت چين طى قوانين جديد اعلام كرد كه مى خواهد با استفاده از تكنيكى به نام «خستگى» بازيكنان را به سه ساعت بازى محدود كند. به اين ترتيب كودكان و نوجوانان مى توانند فقط ۳ ساعت در روز به طور آنلاين بازى كنند. بعد از ۳ ساعت شخصيت تحت كنترل آنها در بازى بسيار محدود خواهد شد.
آنهايى كه سعى كنند بيش از ۵ ساعت در روز بازى كنند، قابليت هاى زيادى از شخصيت تحت كنترل خود را از دست خواهند داد و بايد بيش از ۵ ساعت صبر كنند تا بتوانند دوباره بازى نمايند. در برخى موارد آى پى بازيكنان توسط شركتارايه دهنده خدمات بسته مى شود. اپراتورها چاره اى جز تبعيت از اين ضوابط ندارند، زيرا براى ادامه فعاليت خود به مجوز دولت نياز دارند. ژانر نقش آفرينى در چين بسيار بازار گرمى دارد، زيرا بازى هاى داراى اشتراك از دزدى نرم افزار جلوگيرى مى كند و اغلب بازيكنان حرفه اى به كافى نت ها پناه مى برند، چون خود كامپيوتر ندارند. اين بازار آنقدر بزرگ است كه سهام شركتى كه نمايندگى انحصارى بازى دنياى واركرفت در چين را در اختيار دارد، در فهرست سهام NASDAQ فهرست مى شود و بايد سالانه گزارشى از وضعيت بازى هاى نقش آفرينى آنلاين بزرگ در چين ارايه كند. آلمان: بازى هاى ويدئويى در آلمان، مانند ديگر رسانه ها، در معرض سانسور يا استانداردهاى كيفيت است كه نسبت به ديگر اعضاى اتحاديه اروپا سخت گيرانه تر است. در مورد بازى هاى ويدئويى فهرستى تهيه شده كه شامل بازى هاى داراى اثر مخرب بر كودكان و در نتيجه نامناسب براى سنين زير ۱۸ سال است. اين بازى ها را نمى توان به راحتى از طريق پست سفارش داد. شركت هاى خاصى هستند كه اين بازى ها را مى فروشند و نياز به كپى كارت شناسايى خريدار براى تأييد سن وى دارند و محصول تنها به شخص خريدار تحويل داده مى شود.كالاهاى وارداتى كه رده بندى آلمانى ندارد نيز شامل اين رويه هستند.بازى هايى كه حاوى صحنه هاى قتل و خون ريزى و مثله كردن و در كل خشونت عليه نوع بشر است، توسط BPjM بررسى و در برخى موارد در ليست سياه ثبتمى شوند. در اين صورت تبليغ بازى، نمايش آن در ويترين، و فروش آن به افراد زير ۱۸ ساله نيز ممنوع است.
اين امر باعث كاهش شديد در فروش مى شود، بنابراين شركت هاى توليد بازى اغلب نسخه اى آلمانى هم توليد مى كنند و با حذف صحنه هاى مشكل دار، اين قانون را دور مى زنند. مثلاً به جاى خون قرمز، خون سبز نشان داده مى شود تا تلقين گردد كه فضايى ها، نه انسان ها، كشته مى شوند يا از زخم ها فنر و چرخ دنده بيرون مى زند تا تلقين گردد كه قربانى روبات بوده است.در سرى بازى «كانترا»، كه در اروپا به نام «پروبوتكتور» معروف است، قهرمانان و بسيارى از دشمنان جاى خود را به روبات ها داده بودند. مشكل اين سيستم اين است كه BPjM نمى تواند قبل از انتشار بازى آن را رده بندى كند، حتى اگر سازنده بازى چنين تقاضايى نمايد؛ زيرا اين امر سانسور تلقى مى شود و برابر با نصرصريح قانون اساسى آلمان غيرقانونى است. ولى اين مشكل باعث شده بسيارى از ناشران خود «قيچى به دست» شوند و گاهى بيش از حد لازم خودسانسورى كنند. اخيراً اين رده بندى قدرى زايد شده، زيرا رده بندى هاى USK اجبارى شده اند وفقط بازى هايى كه رده بندى نشده اند، مى توانند در ليست سياه ثبت شوند. قبل از آوريل ،۲۰۰۳ اين رده بندى فقط پيشنهادى بود و فقط رده بندى BPjM ملاك بود.امروزه بازى هاى خشن كه رده بندى بالاى ۱۸ سال مى گيرند، در بازار به فروش مى رسند ولى فروشگاه ها موظف به بررسى سن خريدار هستند. خودسانسورى به اين دليل كاهش يافته است. شركت ها هنوز آن را اعمال مى كنند ولى نه به شدت قبل، زيرا رده بالاى ۱۶ سال فروش را بهبود داده است. به علاوه، به دليل غيرقانونى بودن نمايش اصول نازى و صليب شكسته در آلمان، بسيارى از بازى ها به دليل استفاده از اين سمبل ها ممنوع شده اند، حتى اگر در تقبيح تفكر نازى باشند.بازى هايى مانند Wolfenstein و دنباله آن به نام بازگشت به قلعه Wolfenstein كه در آن سربازان آمريكايى به مأموريت هايى براى كشتن سربازان نازى فرستاده مى شوند، ممنوع گشته اند. گرچه يك نسخه سانسور شده از بازى بازگشت به قلعه Wolfenstein در آلمان منتشر شد، نسخه اصلى هنوز ممنوع است. ولى نمايش نمادهاى نازى در مفاهيم تاريخى صحيح بلامانع است؛ مانند فيلم هاى جنگ جهانى دوم كه در رده هنر هستند، از اين قانون مستثنى مى شوند.ولى بازى هاى ويدئويى جزء گروه هنرى قرار نمى گيرند. بازى هاى ويدئويى بسيار معدودى در مورد جنگ جهانى دوم ساخته شده كه از نظر تاريخى دقيق باشند. عناوينى چون «نشان افتخار: حمله متفقين»، «انجام وظيفه»، و «كماندوها: فراتر از انجام وظيفه» مبناى تاريخى واقعى دارند، گرچه داستان اين بازى ها به منظور سرگرمى اغراق شده يا خيالى است. ولى نمادهاى نازى حذف شده اند، در حالى كه ديگر اشارات به نازى ها باقى گذارده شده اند.شركت USK در سپتامبر ۲۰۰۶ از رده بندى بازى «رستاخيز مردگان» به دليل خشونت گرافيكى ساخت مايكروسافت امتناع كرد. مايكروسافت هم كه بازى هاى بدون رده بندى را منتشر نمى كند، جلوى توليد نسخه آلمانى اين بازى را گرفت. ولى نسخه هاى ديگر به هر حال وارد آلمان شد.ژاپن: بازى هاى ژاپنى به دليل خصوصيات فرهنگى، كمتر از همتايان آمريكايى خود خشن هستند. بازى هاى خشن مجاز هستند، البته تا جايى كه اين خشونت به طور مناسب لازمه بازى باشد.مانند سرى بازى هاى «خطر زيستى» كه به نام «شيطان مقيم» در خارج از ژاپن شناخته شده است و بازى «شايد شيطان گريه كند» و «ارواح سامورايى» كه به شدت در آمريكا سانسور شد. ولى بازى هايى مانند Mortal Kombat كه خشونت و خون ريزى در آنها بى جهت و افراطى و غير اخلاقى تشخيص داده شود، سانسور مى شوند.به همين دليل منتقدان ژاپنى در عوض بر روى خشونت جنسى برخى بازى هاى كامپيوترى ژاپنى تمركز مى كنند كه اغلب فراتر از مرزهاى اين كشور نمى رود. از سال ،۲۰۰۲ موسسه اى غير دولتى به نام CERO بازى ها را بررسى كرده، رده سنى مناسب براى بازى هاى ارسالى پيشنهاد مى كند. بازى هاى حاوى خشونت جنسى از سال ۱۹۸۶ در ژاپن مورد با انتشار بازى ۱۷۷ توليد شركت dB-soft توجه قرار گرفت كه در آن بازيكن نقش يك «متجاوز» را دارد. عدد ۱۷۷ شماره قانون مجازات تجاوز در ژاپن است. البته اين بازى اولين بازى داراى چنين مضمونى نبود ولى در آن زمان فقط بازى اى بود كه چنين صريح موضوع را عنوان مى كرد. بازى باعث بحث هايى در مجلس شد و سپس جمع آورى گرديده، پس از سانسور خيلى از بخش هاى آن دوباره منتشر شد. در سال ،۱۹۹۲ صنعت بازى هاى داراىمضامين جنسى، مجموعه قوانينى براى مضمون قابل قبول و بسته بندى آن ارايه كرد. بازى هايى كه به نظر اين گروه نامناسب باشد، فقط براى ۱۸ سال به بالا مجاز است. انگلستان: ظهور بازى هاى بسيار شبيه به واقعيت مانند Mortal Kombat و تله شبانه باعث شد كه اين بازى ها شامل قانون محصولاتويدئويى شوند. مسوول اصلى انتشار بازى هاى انگليسى به نام ELSPA در سال ۱۹۹۴ سيستم رده بندى داوطلبانه اى معرفى كرد. به دنبال اينرده بندى ها، سيستم رده بندى PEGI در سال ۲۰۰۳ در اروپا تشكيل شد.بازى كارماگدون (رستاخيز ماشين ها) كه در آن عابران بى گناه زير ماشين مى رفتند، اولين بازيى بود كه در سال ۱۹۹۷ مرجوع شد. شركت SCI، ناشر بازى، بعدها نسخه تغيير يافته اى عرضه كرد كه زامبى هاى خون سبز جايگزين عابران انسانى شده بودند و تصميم اوليه را برگرداند. بعد از مدتى، نسخه اوليه و سانسور نشده براى ۱۸ سال به بالا عرضه شد. در سال ،۲۰۰۴ والدين پسر مقتول ۱۴ ساله اى بازى شكار انسان را مرتبط به قتل دانستند. البته بعد اين ادعا نقض شد، زيرا بازى فوق در منزل مقتول يافت شد، نه در منزل قاتل. ولى با اين ماجرا فروش بازى بالا رفت! ايالات متحده آمريكا: در آمريكا، سيستم رده بندى ESRB در سال ۱۹۹۴ به وجود آمد و همتاى سيستم MPAA در صنعت فيلم بود. اين سيستم در پاسخ به انتقادات سياستمداران به خصوص سناتور جو ليبرمن و هرب كول در مورد دسترسى آسان كودكان به بازى هاى خشنى چون Mortal Kombat بود. در آن زمان، سناتورهايى كه اين مسأله را جدى مى دانستند، قوانين محكمى وضع كردند. در حال حاضر اكثريت قريب به اتفاق بازى هاى ويدئويى داراى رده بندى ESRB هستند تا والدين محتويات بازى هايى را كه كودكان شان خريده اند يا مى خواهند بخرند، بدانند.
برخى فروشگاه هاى زنجيره اى بزرگ مانند وال مارت مكانيزم هايى براى بررسى هويت خريداران نوجوان بازى هاى بزرگسال دارند تا مطمئن شوند كه خريدار حداقل ۱۷ سال دارد.سناتور ليبرمن در سال ۲۰۰۲ اعلام كرد كه سيستم رده بندى بازى هاى ويدئويى بهترين سيستم رده بندى رسانه اى از جمله صنعت فيلم است. ولى، بسيارى از بازيكنان بازى هاى ويدئويى او را به باد انتقاد گرفتند و كار او را كلى و ناآگاه از وضعيت اين صنعت دانستند. سيستم ESRB در موارد مختلف مشكلات پيش آمده را به گردن والدين انداخته است. آنها به سيستم خود اعتماد زيادى دارند و مى گويند والدين بايد از آنچه كودكان شان مى خرند يا خودشان براى كودكان مى خرند، آگاهى بيشترى داشته باشند. هر چند وقت به چند وقت، مقامات محلى سعى در محدود كردن فروش يا بازى كردن بازى هاى خشن ويدئويى دارند. نگفته پيداست كه ناشران بازى ها همواره با اين حركت مقابله مى كنند. مثلاً در سال ۲۰۰۰ در شهر ايندياناپليس در ايالت اينديانا قانونى تصويب شد كه كودكان بدون اجازه والدين اجازه بازى با بازى هاى خشن نداشتند. اغلب فكر كردند كه اين قانون براى مقابله با بازى «خانه مردگان» بود كه در آن بازيكنان با تفنگى در دست مى بايست زامبى ها را مى كشتند.
اين قانون بعدها فسخ شد، زيرا بازى هاى كامپيوترى در آمريكا به دليل وجود ايده هاى واقعى تا حدى شامل قانون آزادى بيان هستند. اخيراً در ايالت ايلينوى قانونى براى عدم فروش بازى هاى حاوى مضامين جنسى يا خشونت به نوجوانان زير ۱۸ سال تصويب شد. اين قانون مى بايست از ابتداى سال ۲۰۰۶ به اجرا درمى آمد ولى پيش از آن نقض شد. حدود ۳ ماه بعد قانون مشابهى در ميشيگان و كاليفرنيا تصويب شد كه به هر دوى آنها اعتراض شد و احتمالاً نقض خواهند شد.در ۲۹ نوامبر ،۲۰۰۵ سناتور هيلارى كلينتون و جو ليبرمن و ايوان باى قانون حفاظت سرگرمى هاى خانوادگى را مطرح كردند. اين قانون براى حفاظت كودكان از محتواى نامناسب بازى هاى ويدئويى بود، گرچه اين قانون در سنا تصويب نشد.كشورهاى ديگر: بازى هاى ويدئويى در كره جنوبى نيز دردسرساز شد و قوانين عدم خشونت در آنجا نيز اجرا گرديد. كره جنوبى همچنين به طور مرتب بازى هايى را كه جنگ بين كره هاى شمالى و جنوبى را به تصوير مى كشد يا كره جنوبى را تخطئه مى كند، ممنوع مى نمايد. مانند «شناسايى ارواح ۲»، «جنايتكاران: زمين بازى نابودى» به اين دلايل ممنوع شدند. نسخه تئورى آشوب بازى Splinter Cell نيز به دليل انهدام سئول پايتخت كره جنوبى در حين اين بازى ممنوع شد.در ژولاى ،۲۰۰۲ مجلس يونان قانون شماره ۳۰۳۷ را تصويب كرد كه بازى هاى الكترونيكى را كاملاً ممنوع مى كرد. اين قانون بحث برانگيز نه فقط در يونان، بلكه در سراسر اروپا و در ايالات متحده مورد نقد قرار گرفت و عريضه هايى عليه آن نوشته شد. در دسامبر ،۲۰۰۳ فقط محدود به كافه هاى اينترنتى شد.در دسامبر ،۲۰۰۳ بازى «شكار انسان» در زلاند نو ممنوع شد. در سال ۱۹۹۹ فروش دو بازى توسط وزارت دادگسترى برزيل ممنوع شد: سرى بازى كارماگدون و سرى بازى سرقت بزرگ خودرو.در آرژانتين، سازندگان و وارد كنندگان بازى هاى ويدئويى ملزم شدند كه روى بسته بندى بازى ها اين جمله را بنويسند: «استفاده زياد براى سلامتى خطرناك است». رده بندى «مناسب براى همه سنين»، «مناسب براى ۱۳ سال به بالا»، و «مناسب براى ۱۸ سال به بالا» نيز بايد در معرض ديد باشد.در ايتاليا نيز قبلاً تلاش هاى ناهماهنگى براى سانسور يا ممنوع كردن بازى هاى ويدئويى انجام شد. بازى كارماگدون در ابتدا سانسور شد و به جاى انسان ها با خون قرمز از زامبى هاى خون سبز استفاده گرديد. اين حركت در بازى هاى بعدى تكرار نشد و حتى بازى اوليه نيز بعد از مدتى منتشر شد. زمانى كه «شيطان مقيم ۲» در سال ۱۹۹۸ عرضه شد، با اعتراض گروه «مادران محافظه كار» مواجه شد ولى بعد از چند روز با دستور يك قاضى آزاد شد.انتقادهاى معمول از درون صنعت بازىدر درون صنعت بازى انتقاد زيادى به مضامين جنسى يا خشونت بيش از حد ديده نمى شود، زيرا باور بر اين است كه بازى ها اساساً براى كودكان نيستند. در واقع، شواهد زيادى موجود است كه كودكان بخش كوچكى از بازار بازى هاى ويدئويى را تشكيل مى دهند و اكثريت بازيكنان بزرگسالانى هستند كه مورد توجه توليد كنندگان بازى هستند. صنعت بازى همچنين معتقد است كه حق اين را دارد كه در مسائل مخصوص بزرگسالان به مانند فيلم ها و كتاب ها تفحص كند. برخى سازندگان و ناشران اين طرز فكر را نمى پسندند و از اين مطالب دورى مى جويند ولى در كل اشتياق زيادى براى محدود كردن مسائل مخصوص بزرگسالان فراتر از موسساتى چون ESRB وجود ندارد. برخى انتقادات در مورد استفاده از خشونت در بازى ها وجود دارد و اين كه هر گاه طراح بازى نتوانسته طرحى بديع و جالب ارايه كند، بازيكن را مجبور به شليك به موجوداتى خبيث مى كند. يك واكنش شديد از صنعت بازى، «جعبه جمع كن» نام داشت كه قرار بود در سال ۲۰۰۵ عرضه شود. مقاله اى حاوى يك تصوير از بازى در اينترنت ديده شد كه بازى را به اين صورت توصيفمى كرد: «چيدن جعبه ها بدون تأثير منفى بر روى جوانان!». البته اين مقاله كاملاً شوخى بود و چنين بازى اى هيچ وقت توليد نشد.بازى هاى يكنواخت و ساكنمنتقدان فيلم ها و كتاب ها معمولاً بازى هاى ويدئويى را نوع نامرغوبى از سرگرمى مى دانند. بيشتر انتقادات صنعت بازى به بازى هاى ويدئويى در مورد كيفيت آنها است. زيرا در بازى هاى قديمى داستان كاملاً خطى بود و سناريوى محدودى بدون شخصيت پردازى وجود داشت. خيلى ها در جواب مى گويند نبايد انتظار داشت كه يك بازى مانند فوتبال شخصيت پردازى يا سناريو داشته باشد و گرچه بازى هاى ويدئويى راوى دارند، در اصل در آنها بايد عليه يك دنياى مجازى فعاليت كرد.ديگر انتقادها شامل جنبه هاى غيرواقعى بازى ها در گرافيك يا انجام بازى است؛ بازى هايى كه اصلاً جذاب نيستند، زن ها و دخترها را مخاطب قرار نمى دهند و خوددارى طراحان بازى ها از واقع گرايى و ريسك كردن.
به همين دليل بازى ها اغلب خصوصيات زير را دارند:
تمايل به خونريزى در بازيهاى ويدئويى حرف اول را مى زند!
تازه ترين گزارشات منتشر شده نشان مى دهند هر چند بازار بازيهاى ويدئويى منطقه آسيا - پاسفيك تا سال ۲۰۱۱ به عنوان بزرگترين بازار اين عرصه از فناوريهاى نوين باقى خواهد ماند اما اين بازيها بيشتر به تصاويرى از خونريزى و نبردهاى مختلف تبديل شده است.به گزارش مهر، بر پايه اين گزارش ها بيشترين علاقه خريداران درخصوص بازى هاى ويدئويى به بازى هايى باز مى گردد كه در آنها خونريزى و نبردهاى مختلف به تصوير كشيده شده است.در اين ميان كارشناسان بر اين باورند كه ظرفيت بالايى در كشورهايى نظير هند و چين براى توسعه هر چه بيشتر بازار بازى هاى ويدئويى وجود دارد.در همين خصوص مركز معتبر Global Entertainment and Media Outlook در گزارش سال ۲۰۰۷ خود پيش بينى كرده است كه در سال ،۲۰۱۱ بازار بازى هاى ويدئويى اين منطقه از جهان ارزش هنگفتى بالغ بر ۸/۱۸ميليارد دلار خواهد گذشت. در اين ميان كارشناسان نرخ رشد سالانه ۱۰ درصد را براى اين بازار در منطقه آسيا - پاسفيك درنظرگرفته اند و اين درحالى است كه اين رقم براى كل بازارهاى جهانى ۱/۹ درصد اعلام شده است. در اين ميان بخش هايى همچون بازى هاى تلفن همراه، اشتراك بازى هاى اينترنتى، بازى هاى رايانه اى شخصى و كنسول هاى بازى بيشترين سهم را دارا هستند. از سوى ديگر كارشناسان پيش بينى مى كنند كه بخش بازيهاى دستى و كنسولى از ۹/۵ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۹/۷ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۱ افزايش يابند كه بيشترين جهش را در بخشهاى مختلف بازى هاى ويدئويى خواهند داشت. به گزارش مهر، بازى هاى اينترنتى نيز همزمان با افزايش پهن باندها، گسترش بيشترى خواهند يافت. پيش بينىشده است تا سال ،۲۰۱۱ ۶۲ ميليون مشترك بازيهاى آنلاين هزينه اى بالغ بر ۲/۵ ميليارد دلار بپردازند و اين درحالى است كه اين رقم در سال ۲۰۰۶ فقط ۵/۲ميليارد دلار بوده است.
معرفي سايت مرتبط با اين مقاله
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}