مناظره ابراهيم و نمرود
مناظره ابراهيم و نمرود
مناظره ابراهيم و نمرود
نويسنده:محمد عوفي
نمرود از شاهان مغرور و در عصر حضرت ابراهيم خليل عليه السلام بودو در جلسه اي به ابراهيم گفت: خدايت کيست؟
ابراهيم گفت:« خداي من آن کسي است که مي ميراند و زنده مي کند.»
نمرود گفت: من نيز مي ميرانم و زنده مي کنم(1) آنگاه براي اثبات ادّعاي خود غلط اندازي کرد و فرمان داد شخصي را که سزاوار کشته شدن بود، از زندان بيرون آورده و آزاد کردند و شخص ديگري را که گناه نداشت دستگير کرده و اعدام نمود و گفت: آن را که آزاد کردم، در حقيقت زنده نمودم و آن زنده را ميرانيدم.
ابراهيم گفت: مرده را زنده کردن و زنده را ميرانيدن اين گونه نيست که تو کردي .
گويند: خداوند نمرود را به وسيله ي پشه اي نيمه مرده ( که نصف اندامش قوّت نداشت) و واردمغزش شده بود کشت، آن پشه که وارد مغز او شده بود به زبان حال به نمرود گفت: اگر توانايي براي زنده کردن مرده داري، اين نصف اندام مرده ي مرا زنده کن، تا قوّت يابم و بتوانم حرکت کنم و از بيني تو بيرون آيم، و يا اگر مي تواني زنده را بميراني، اين نصف اندام زنده ي مرا بميران تا نجات يابي !!
نمرود در آن جلسه در پاسخ ابراهيم عليه السلام گفت: زنده کردن و ميراندن بر اثر تأثيرهاي سير و حرکت افلاک و ستارگان آسمان است.»
ابراهيم عليه السلام پاسخ داد: اگر به فرض تأثير قدرت خداوند در زمين به وسيله ي حرکت و سير افلاک و ستارگان است، ولي گرداننده و سير دهنده ي افلاک و ستارگان کسي جز خدا نخواهد بود، وگرنه خواهي گفت گرداننده ي آنها نيز بر اثر افلاک ديگر است و به همين منوال سخن به درازا کشيد و نتيجه نخواهي گرفت.(2)
از اين رو ابراهيم عليه السلام سخن را عوض کرد و به نمرود گفت: خداوند خورشيد را از افق مشرق بيرون مي آورد، اگر راست مي گويي که حاکم بر جهان هستي، تو خورشيد را از افق مغرب بياور.
نمرود در پاسخ فرو ماند و درمانده گرديد.(3)
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله
ابراهيم گفت:« خداي من آن کسي است که مي ميراند و زنده مي کند.»
نمرود گفت: من نيز مي ميرانم و زنده مي کنم(1) آنگاه براي اثبات ادّعاي خود غلط اندازي کرد و فرمان داد شخصي را که سزاوار کشته شدن بود، از زندان بيرون آورده و آزاد کردند و شخص ديگري را که گناه نداشت دستگير کرده و اعدام نمود و گفت: آن را که آزاد کردم، در حقيقت زنده نمودم و آن زنده را ميرانيدم.
ابراهيم گفت: مرده را زنده کردن و زنده را ميرانيدن اين گونه نيست که تو کردي .
گويند: خداوند نمرود را به وسيله ي پشه اي نيمه مرده ( که نصف اندامش قوّت نداشت) و واردمغزش شده بود کشت، آن پشه که وارد مغز او شده بود به زبان حال به نمرود گفت: اگر توانايي براي زنده کردن مرده داري، اين نصف اندام مرده ي مرا زنده کن، تا قوّت يابم و بتوانم حرکت کنم و از بيني تو بيرون آيم، و يا اگر مي تواني زنده را بميراني، اين نصف اندام زنده ي مرا بميران تا نجات يابي !!
نمرود در آن جلسه در پاسخ ابراهيم عليه السلام گفت: زنده کردن و ميراندن بر اثر تأثيرهاي سير و حرکت افلاک و ستارگان آسمان است.»
ابراهيم عليه السلام پاسخ داد: اگر به فرض تأثير قدرت خداوند در زمين به وسيله ي حرکت و سير افلاک و ستارگان است، ولي گرداننده و سير دهنده ي افلاک و ستارگان کسي جز خدا نخواهد بود، وگرنه خواهي گفت گرداننده ي آنها نيز بر اثر افلاک ديگر است و به همين منوال سخن به درازا کشيد و نتيجه نخواهي گرفت.(2)
از اين رو ابراهيم عليه السلام سخن را عوض کرد و به نمرود گفت: خداوند خورشيد را از افق مشرق بيرون مي آورد، اگر راست مي گويي که حاکم بر جهان هستي، تو خورشيد را از افق مغرب بياور.
نمرود در پاسخ فرو ماند و درمانده گرديد.(3)
پىنوشتها
1. بقره ، 258
2. و به اصطلاح کلامي موجب تسلسل است و آن باطل مي باشد( بازنويس)
3. ... فبهت الذي کفر( بقره، 258).
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}