مترجم : بهروزی
منبع:راسخون



 

انواع مختلفی از تعصب‌ها وجود دارند و می‌تواند یک خصوصیت شخصیتی (مثلاً دوست داشتن رنگ سیاه بیشتر از رنگ‌های دیگر) تا تعصب شدید باشد (مثلاً رفتار کلیشه‌ای و زبان بسته باشد). یک شکل تعصب شامل نقطه نظر افسرده و یا منفی است.
رنگ آمیزی تصویر زندگی، دشوار است. اما پرسیدن از مردم درباره‌ی زندگی همانند پرسیدن در مورد خطاهای نوری است. خطاهای نوری عکس‌ها و تصاویری هستند که نماهای مختلفی از یک واقعیت مشابه را نشان می‌دهند. بنابراین خود را شگفت زده می‌یابید که "این آیا یک اردک است یا خرگوش؟"، "آیا گورخر به رنگ سیاه با نوارهای سفید است و یا به رنگ سفید با نوارهای سیاه است؟". افراد مختلف، پاسخ‌های متفاوتی را به سوال یکسان می‌دهند. چون گاهی اوقات سوالها بر پایه‌ی واقعیت یا علت و دلیل نیستند بلکه بر پایه‌ی نقطه نظر افراد هستند.
متعصب بد بینانه بودن :
از نقطه نظر ویژه، شرایط، وقایع، عواطف، افراد و خود زندگی می‌توانند در هم بافته و درونی دیده شوند. هر چیزی می‌تواند از نظر رنگ، سیاه، سفید و خاکستری نشان داده شود. سفید با نور مثبت در هر چیزی دیده می‌شود. چنین سفید بختان به خوش بینان نیز معروف هستند. ریش سفیدان، واقع بینان هستند. آنها هر چیزی را بر پایه‌ی واقعیت و دلیل می‌بینند. اما سیاه بختان در اینجا، بد بینان و یا پرندگان افسرده هستند. بد بینان همیشه، چیزها را با نور منفی می‌بینند.
در هر وضعیتی، خوش بینان به طور مثبت فکر می‌کنند. خورشید، فردا طلوع خواهد کرد و زندگی تماماً زندگی کردن و تجربه‌ی چیزها است. اگر امروز روز من نیست، مشکلی نیست، همیشه فردایی وجود دارد. متفکران منطقی به روش واقع بینانه فکر می‌کنند؛ اگر آفتاب، امروز طلوع می‌کند، فردا ممکن است ابری باشد و به پیش بینی آب و هوا، شرایط آب و هوایی و غیره و غیره بستگی دارد. قافیه و دلیلی برای وجود هر چیزی وجود دارد. اما بد بینان در جهت منفی حرکت می‌کنند. لیوان نیمه پر و یا تقریباً خالی است؛ خورشید، فردا طلوع نخواهد کرد و بسیار بدیهی است که ابری خواهد شد.
ممکن است فرد دقیقاً جزو 3 گروه گفته شده (خوش بین، منطقی و یا بد بین) قرار نگیرد ولی می‌تواند بسته به شرایط یا احساس، از گروهی به گروه دیگر برود. برخی افراد به طور غیر قابل باوری در مورد عشق، خوش بین هستند اما در مورد اقتصاد و شغل می‌توانند بسیار واقع بین باشند. پس اثرات و یا تعصباتی وجود دارند. همانند پیش داوری و نژاد پرستی، فرد می‌تواند از لحاظ تفکر به طور مثبت و یا منفی، تعصب داشته باشد.
شرایط زیر را در نظر بگیرید : مصاحبه‌ای برای یک شغل بسیار حرفه‌ای در یک شرکت معتبر انجام می‌شود. آن یک شغل رویایی و یک شرکت رویایی است. رقابت شدید است و دو کاندید الف و ب منتظر مصاحبه‌های خود هستند. الف، نگاهی به اتاق می‌کند و احساس امیدواری می‌کند. بله افراد بسیار زیادی وجود دارند، بله مصاحبه باید خیلی سخت باشد اما درون فرد الف پر از امید است. اما فرد ب بر خلاف الف، بد بین است. افراد خیلی زیادی وجود دارند و او هرگز انتخاب نخواهد شد، چرا چنین شرکتی باید او را انتخاب کند، او صلاحیت‌ و شرایط مناسب و یا تجربه‌ی لازم را ندارد. او کاملاً مطمئن است که با بدبختی شکست خواهد خورد. هم الف و هم ب اولین مصاحبه را انجام می‌دهند و با اضطراب منتظر دومی می‌مانند. الف، دوباره امیدوار است. ب، حتی بدبین‌تر شده است؛ آنها اشتباه کرده‌اند و فکر می‌کنند او آن فرد مقبول نیست. تمام شک‌ها و شبهه‌ها به مغز او می‌رسند. فرد ب دائماً به طور منفی و یا بد بینانه فکر می‌کند حتی اگر فرصت و شانس مثبتی ایجاد شود، او به منفی گرایی خود ادامه می‌دهد.
دید متعصبانه در مورد این که چیزهای منفی به وقوع و روی دادن خود ادامه خواهند داد و میزان وقوع آنها برای یک فرد ویژه، بسیار بالا است تعصب بد بینی نامیده می‌شود. فردی که از این تعصب رنج می‌برد، زندگی را به صورت یک سری بلایا و وقایع منفی می‌بیند. احتمال این که چیز منفی رخ دهد در چنین ذهن متعصبی، خیلی بزرگ می‌شود.
اگر فرد گفته شده از جاده عبور می‌کند، احتمال این که ماشین به او بزند 95 درصد است. احتمال این که او بمیرد 95 درصد است. احتمال این که بیمه‌ی عمر خسارت تصادف او را ندهد و خانواده‌اش بیچاره بشوند، 105 درصد است. هر وضعیتی برای چنین فردی با تضمین، به شکست منتهی می‌شود. متضاد چنین خیالی، تعصب خوش بینی است که در آن فرد در مورد احتمال واقعه‌ی مثبت اغراق می‌کند. در سناریوی بالا، اگر الف فکر کند که قطعاً و حتماً شغل را صرف نظر از رقابت، به دست خواهد آورد، او متعصب خوش بین است.
یک بررسی به نام "آیا تعصب بد بینی در باور افراد وجود دارد یا نه؟" توسط سلیما بن منصور، الیاس جونی و کلاتیلد نپ در دانشگاه دافین پاریس انجام شد و این که چگونه افراد شانس خود را می‌بینند، مورد مطالعه قرار داد. از هر فردی یک سوال ساده پرسیده شد : تصور کنید که سکه‌ای 10 بار بالا انداخته شده است، اگر هر بار شیر بیاید، شما برده‌اید. فکر می‌کنید شما چند بار خواهید برد؟ از میان گروه تست 1540 نفری، 4 نفر بیشترین تعداد را گفتند. متوسط جواب 5 است و خوش بین بودن 8 یا 9 است. اکثریت آنها، 4 را گفتند که زیر شانس متوسط برنده شدن بود. هم چنین عنوان شد که زنان در مورد احتمال برنده شدن خود، نسبت به مردان منفی‌تر هستند و افراد مسن‌تر نسبت به افراد جوان خوش بین‌تر هستند.
در برخی شرایط، افراد می‌توانند تعصب بد بینی بدیهی و مشخصی را از خود بروز دهند و این شرایط به هنگام بالا و پایین شدن اقتصاد است. برای افراد غیر اقتصادی و یا مردمی که نمی‌توانند سیاست‌های اقتصادی و مالی را درک کنند، اقتصاد می‌تواند خیلی غم افزا به نظر برسد و آنها تمایل دارند در مورد فراز و نشیب‌های اقتصادی در بازار سرمایه، اغراق بکنند. آنها وضعیت حاضر اقتصاد را در یک دید خیلی منفی می‌بینند و مثل این است که آخر دنیای مالی است و موفقیت دیروز دیگر هرگز نخواهد آمد. اما کسانی که در این راه خوب آزموده شده‌اند و خم و چم راه را یاد گرفته‌اند، واقع بین هستند و می‌دانند که وضعیت بهتر خواهد شد، چون هیچ چیزی برای همیشه دوام پیدا نمی‌کند و این در مورد هم چیزهای خوب و هم چیزهای بد صادق است.
به طور خلاصه، هر تعصبی در فکر کردن، خوب نیست؛ چه مثبت، چه منفی. زندگی کردن به طور بسیار غم افزا و پر از تفکر منفی، نهایتاً خطی بر سلامت ذهنی و جسمانی شما خواهد کشید. به جای گفتن "ناملایمات زندگی" چیزهای خوش را در ذهن داشته باشید و به طور واقع بینانه فکر کنید!