نویسنده: رسول عربان




 

جهانیان، خاکسار و در انتظار مهدی موعود (علیه السلام) هستند.
مهدی (علیه السلام) آن وعده‌ی الهی است که فطرت پاک و عقل سالم به ظهورش گواهی می‌دهد. مسئله‌ی مهدویت و ظهور مهدی (علیه السلام) گرچه از اساسی‌ترین اصول اعتقادی شیعه است، اما قیام او را تمام کتاب‌‌های آسمانی و انبیای الهی بشارت داده‌اند و فرزانگانی آزاد اندیش، با باورهای مختلف، وجود و قیام مصلحی عدالت پیشه و عدالت گستر را به ترسیم کشیده‌اند و آرزومند قدوم فرخنده‌اش بوده‌اند. اعتقاد به موعود جهانی، ریشه در تاریخ پیش از ظهور ادیان یهود و مسیحیت دارد. هرچه زمان گذشت و دانش و فرهنگ بشر مترقی‌تر گشت، چیزی از این اعتقاد کم نشد، بلکه امروزه که بشریت در اوج قدرت و پیشرفت صنعت و دانش است، باور و آرزوی نجات بخش بشر از باتلاق گناه و گرداب فتنه، عمیق‌تر گشته و همگان چشم به راه کسی دوخته‌اند که کتاب‌‌های آسمانی، انبیا و ادیان به ظهور او نوید و مژده داده‌اند تا از کرانه‌ی آسمان سر زند و بانگ داد و رهایی او، لرزه بر اندام بیدادگران اندازد و روشنایی‌اش سیاهی را بشکافد و همه جا را روشن سازد. بساط بیدادگری، کفر، فتنه و سفره‌ی رنگین زور و تزویر را برچیند.
مهدی، زاده‌ی زهرا، فرزند امیرالمؤمنین، علی (علیهما السلام) و آخرین جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن وعده‌ی آسمانی، آن نوید انبیا و آن امید مستمندان و محرومان است. آرمان ‌های انبیا و فرهیختگان را او تحقق بخشد. او محرومان و مستمندان را به عزت و توانگری رساند. کاخ‌‌های بلند ظلم را ویران سازد و درفش‌‌های ستم را به زیر کشد و دین را بر گیتی حاکم گرداند.

اعتقاد ادیان آسمانی و اقوام پیشین درباره‌ی موعود

ایرانیان قبل از ظهور اسلام:

موعود زنده است و روزی ظهور کند و در زمین حکومتی یک پارچه به پا سازد.
ساکنان جزایر انگلستان، از صدها سال پیش در آرزو و انتظار موعود خویشتن بوده‌اند تا قیام کند و آنان را به حکومت رساند و سعادت‌مند گردند.
گروهی از مصریان که سه هزار سال پیش از میلاد در شهر «ممفیس» به سر می‌بردند: فرمان فرمایی در آخرالرمان با نیرویی غیبی بر جهان مسلط گردد، مردمان را همسان و یک سان کند و همه را به آرامش و آسایش رساند.

اقوام مختلف هند مطابق کتاب مقدس خود:

آنان در انتظار اصلاح‌گری هستند که ظهور نماید و حکومتی یگانه در زمین تشکیل دهد.

آمریکای مرکزی:

منجی عالم خواهد آمد.

زرتشتیان:

موعود- سوشیانس- دین را در خاوران رواج دهد و فقر و تنگ دستی را ریشه کن کند.

یهود:

ایمان به ظهور ماشیح- از فرزندان اسحاق- از اصول بنیادین آیین یهود است و هر یهودی که ماشیح را باور نکند و از منتظرانش نباشد چونان کسی ماند که سخنان حضرت موسی و انبیای بنی اسرائیل را منکر گشته. آنان در ظهور اختری جهان افروز که جهان را با تابشش روشن سازد، اتفاق نظر دارند. حضرت موسی به طلوع ستاره‌ای درخشان و نجات بخش در آخر الزمان، نوید داده که او رهایی بخش است و با قدوم همایونی‌اش زمین را روشن و لبریز از عدل و قسط گرداند.

آیین مسیحیت:

همانند آنان باشید که به انتظار آقای خود نشسته‌اند، آماده و بیدار، زیرا نمی‌دانید که صاحب خانه چه هنگام خواهد آمد. تسلی دهنده خواهد آمد و جهان را بر اساس عدالت، سامان دهد. (1)

دیدگاه اهل سنت درباره‌ی مهدی موعود

گرچه حضرت مهدی موعود (علیه السلام) از دودمان امیرالمؤمنین، علی و زهرای شهید (علیهما السلام) وآخرین پیشوای راستین آیین ماندگار اسلام است و امامت وی و ظهورش از اساسی‌ترین باورهای بنیادین شیعیان می‌باشد، اما اهل تسنن نیز به ظهور حضرت مهدی اعتقاد داشته و درباره‌ی آن امام، کتاب‌‌ها و آثار زیادی نگاشته‌اند و روایات فراوانی بازگو کرده‌اند، بلکه اعتقاد به ظهور مهدی موعود (علیه السلام) را از اصولی دانسته‌اند که شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. ابن ابی الحدید:
اتفاق شیعه و سنی بر این است که دنیا و جهان به پایان نرسد مگر بر ظهور آن حضرت. (2)
چهار تن از دانشمندان و بزرگان از مذاهب چهارگانه‌ی اهل تسنن (ابن حجر شافعی، یحیی بن محمد حنبلی، احمد بن ضیاء حنفی و محمد بن احمد مالکی) به صحت و درستی اصل ظهور مهدی در آخرالزمان فتوا داده‌اند و این که او عدالت را در پهنه‌ی زمین بگستراند و عیسی (علیه السلام) در نماز به او اقتدا کند.
در بسیاری از کتاب‌‌های حدیث اهل تسنن به صراحت آمده که حضرت مهدی (علیه السلام) زاده‌ی بی واسطه‌ی امام حسن عسکری (علیه السلام) است و برخی از آنان اعتراف نموده‌اند که احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام) مشهور و یا متواتر است؛ یعنی در صدور آن روایات از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جای هیچ شکی وجود ندارد.
در کتاب مسند احمد بن حنبل، 136 حدیث، درباره‌ی حضرت بازگو شده است.
محمد بن اسماعیل بخاری، محدث نامدار اهل تسنن در کتاب صحیح خود روایاتی را نگاشته که گویای این است که جانشینان پیامبر عزیر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دوازده تن هستند و همگی از قریش‌اند. بخاری از فرود آمدن عیسی، زاده‌ی مریم و همکاری با حضرت مهدی (علیه السلام) سخن رانده است.
شیخ سلیمان فندوزی حنفی:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس ظهور و خروج مهدی (علیه السلام) را انکار کند، به راستی به آنچه بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده، کافر گشته [و انکار ورزیده] است. (3)
احمد بن حنبل می‌گوید:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ستم و بیداد، زمین را فرا گیرد تا آن که مردی از خاندان من قیام نماید و هفت یا نه سال، فرمانروایی کند و خاوران را از عدل و داد آکنده سازد. (4)
ابن ماجه:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مهدی (علیه السلام) از ما، اهل بیت است و خداوند کار ظهور او را یک شبه سامان دهد. (5)
از آنچه در این جا، به ‌اشارت، نگاشتیم آشکار شد که همگی ملت‌‌ها با عقاید و باورهای گوناگون، از روزگار بسیار دیرین در انتظار طلوع سپیده‌ای از میان تیرگیها و مصلحی دادگستر و جهانی در انتهای تاریخ، به زندگانی رضا و آرمیدن در دل خاک، رضایت داده‌اند، اما این شیعه و باورمندان به ولایت و امامت حضرت حجت و نیاکان نیک سیرتش (علیهم السلام) هستند که بر اساس آنچه قرآن کریم، در این گستره لب به سخن گشوده و مفسران آگاه و حقیقی به قرآن، یعنی پیشوایان معصوم (علیهم السلام)، به تشریح و تفسیر آن آیات پرداخته‌اند و روایاتی که آنان درباره‌ی حضرت مهدی موعود (علیه السلام) و ظهور فرخنده‌ی آن حضرت ایراد فرموده‌اند، از وی و ظهور همایش ترسیمی کامل و تصوری روشن در پیش رو دارند که نه با خرافه، همساز است و نه با گزاف همراه. دانشمندانی چون طبرسی نوری، موعود را از القاب حضرتش دانسته‌اند تا اشارتی کند به آنچه انبیا و ادیان و کتاب‌‌های آسمانی وعده داده‌اند. (6)
امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید:
اگر از عمر جهان جز یک روز نماند، خداوند بزرگ و ارجمند، آن روز را به‌ اندازه‌ای بگستراند تا آنکه مردی از زادگان من قیام کند و گیتی را چونان که از ستم و بیداد لبریز گشته، از عدل و داد آکنده سازد، این چنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود و من شنیدم. (7)
امام زین العابدین (علیه السلام) در تفسیر آیه‌ی شریف (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِكُونَ بِی شَیئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (8) فرمود:
این آیه در شأن و منزلت [حضرت] مهدی نازل شده است. (9)
در کتاب تفسیر علی بن ابراهیم در تفسیر آیه‌ی شریف (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ) (10) آمده:
کتاب ‌های آسمانی همه از مصادیق ذکر‌اند و [مقصود] آیه [حضرت] قائم (علیه السلام) و یاوران اوست [در زبور و کتاب ‌های آسمانی دیگر که بر انبیا نازل گشته، نگاشته‌ایم که وارثان زمین قائم آل محمد (علیهم السلام) و اصحاب اوست و حکومت جهانی از آنِ آنانست.
در برخی زیارت ‌های مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام) با این عنوان به پیشگاه اقدسش درود می‌فرستیم:
السلام علیک یا وعدالله الذی ضمنه؛ (11)
درود بر تو ای، وعده خداوند [ای موعود] که او عهده‌دار و ضامن [ظهورش] گشته-؛
السلام علی مهدی الأمم و جامع الکلم؛ (12)
درود بر رهنمون‌گر تمام امت ‌ها و ملت ‌ها، و دارنده‌ی تمام کلمات وحی؛
السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الأمم، أن یجمع به الکلم و یلمَّ به الشعث و یملأ به الأرض قسطاً و عدلاً و یمکن له و ینجز به وعد المؤمنین؛
درود بر هدایت‌گری [مهدی] که خداوند ارجمند و بلند مرتبه، به امت ‌ها، وعده‌ی او را داده تا عقاید و آرای مختلف را به یک نظرگاه، اتفاق دهد و اختلافات و پراکندگی ‌ها را سامان بخشد. جهان را از قسط و داد پر کند، او را [در زمین] جا دهد و وعده‌ای را که به مؤمنان داده بود به سرانجام رساند (13) ای مولایم!: گواهی می‌دهم که تو حقی هستی جاوید. گواهی می‌دهم هرگز بدی و عیبی دامان پیراسته‌ات را تیره و آلوده نکرد. گواهی می‌دهم نویدی را که خدای متعال در ظهورت داده، حق است و ثابت. ای سرورم! طولانی شدن زمان غیبت و درازی شب هجران مرا در شک و تردید فرو نبرد، نامحرمان و نادانان به تو مرا سردرگم و غافل نگرداند، و هماره در انتظارت نشسته‌ام و چشم به راهت دوخته‌ام تا بیایی! (14)
باری! از آن روزگار آغازین زندگانی که اجتماع بشری شکل گرفت و ملت ‌ها با عقاید و آرای متفاوت سامان یافتند، برخی محروم ماندند و برخی توانگر، بعضی در بند و ستم رفتند و عده ای ستم پیشه و چیره. انبیا- آن سفیران الهی- یکی پس از دیگر برانگیخته شدند تا مردمان را به سرای یکتاپرستی و برابری و مساوات جای دهند و این کشمکش و ستیز، هماره در میان جوامع بشری روان و جاری بود، اما در انتهای این ظلمت‌‌ها، در عمق دل ‌های خسته و ستم دیده، برقی از امید همیشه روشن بوده و انبیا به طلوع آن ستاره‌ی درخشان نوید داده‌اند تا با طلوعش به تمام محرومیت ‌ها پایان دهد و آن آرزوی دیرینه‌ی محرومان و مستمندان به واقعیت و حقیقت پیوند خورد، اما آن نور امید در دل ‌های خسته و شکسته، آن مشعل فروزان در دل تاریکی ‌ها، آن ستاره‌ی جهان افروز و نجات بخش، چه کسی جز مهدی موعود و فرزند رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، زاده‌ی امیرالمؤمنین، علی (علیه السلام) می‌تواند باشد؟!

پی‌نوشت‌ها:

1- اقتباس از کتاب یاد مهدی، ص 43-52 و مهدی آخرین سفیر، ص 36 و 60-85.
2- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج10، ص95، ذیل خطبه‌ی 183.
3- ینابیع المودة، ج3، ص108، باب78، ح10.
4- مسند احمد، ج2، ص 28.
5- سنن ابن ماجه، ج2 ، ص 1367، کتاب الفتن، باب34، خروج المهدی، ح ش 4085.
6- نجم ثاقب، باب2، ص 110، لقب شماره 146؛ العبقری الحسان، ج1، باب بیان اسامی و القاب، ص37.
7- بحارالأنوار، ج51، ص 133 تاریخ الامام الثانی عشر، باب3.
8- نور، آیه‌ی 55: ««خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند، آن چنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.»
9- بحارالأنوار، ج51، ص 53، باب5، آیات السماویة بقیام القائم (علیه السلام)، ج34.
10- انبیا، آیه‌ی 105: «در «زبور» بعد از ذکر [تورات] نوشتیم: بندگان شایسته‌ام وارث [حکومت] زمین خواهند شد.»
11- مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.
12- همان، زیارت صاحب الامر، ص 875.
13- همان.
14- همان، ص 869.

منبع مقاله :
عربان، رسول؛ (1386)، ترسیم آفتاب، قم: نشر خُلُق، چاپ دوم