زندگی نامه ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (ره)(2)

نويسنده: احمد لقماني

آثار:

«عالم» بسان نخلي بلند از بركات است كه بايد چشم انتظار بر «قامت سخاوت» او داشت تا عنايت كند و دامن نياز انسان را پر از «گوهر معرفت» نمايد. با سيرة سبز خود و روح باراني خويش هماره نزول لطف و محبّت داشته باشد و گاهي با بيان مبين خويش و زماني با قلم تابناك خود، صفحة‌ دلها را نورافشان نمايد.
در اين مقال، چشم اطاعت بر هم مي‎گذاريم، با گوش جان سخن امام راحل؛ خميني عزيز را پذيرا مي‎شويم كه فرمود: «... از علماي معاصر كتب شيخ جليل القدر، عارف بالله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي را مطالعه كن».و با هم كتب ايشان را مرور مي‎نماييم:
1. «اسرار الصلاه»؛ كتابي كه حاوي هزار نكته از اسرار نماز است و بسان استاد اخلاق براي انسانهاي آمادة خودسازي محسوب مي‎شود. برخي از اسرار طهارت و عبرت و تفكّر را گوشزد مي‎كند و به معاني وسوسه و الهام مي‎پردازد. با بحث از گناهان كبيره اشاره‎اي به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملكوتي آدمي را توضيح مي‎دهد.
2. «المراقبات» يا «اعمال السنّه»؛ در اين اثر پربها، مقدّمه‎اي كوتاه پيرامون دعا و راز و نياز به چشم مي‎خورد و سپس با قلمي زيبا و گويا، اعمال ماههاي مختلف، آثار و بركات روحي و معنوي آنها توضيح داده شده است.
3. «رسالة لقاء الله»؛ كتابي لبريز از نورانيت و معنويت كه ره‎پويان راه تهذيب و وارستگي را به قلّة قداست و طهارت روح مي‎رساند. معناي «لقاء الله» و آيات مربوط به آن را توضيح داده، از اسم اعظم گفتگو مي‎كند و سپس راه موفقيت الهي را براي سالكين بيان مي‎نمايد.
4. كتابي در فقه
5. رساله‎اي در حج
6. حاشية فارسي بر «غاية القصوي»

بوي گل را از كه جوييم، از گلاب

اينك كه فرصت حضور در محضر عارف فرزانه، حاج ميرزا جواد آقا ملكي برايمان ميسّر نيست، سيرة آسماني و راه و روش زندگاني و عبادات آن والامقام را از زبان شاگردانش جويا مي‎شويم:
آيه الله حاج سيد حسين فاطمي:
«او خودش دستوالعمل اخلاقي بود. شب كه مي‎شد در صحن خانه ديوانه‎وار قدم مي‎زد و مترنم بود كه:
آخرين حرفش در بيماريش اين بود كه گفت «الله اكبر» و جان تسليم كرد.»[1]
محقق ارجمند شيخ محمد رازي:
ايشان ماههاي رجب و شعبان را روزه بودند و در مدرسة فيضيه درس اخلاق عمومي مي‎گفتند. اكنون كه سي سال از رحلت آن عالم ربّاني مي‎گذرد، در و ديوار مدرس و فضاي مدرسه، صداي حزين و گريان و ناله‎هاي شوق و سوزان او را به گوش هوش مي‎رساند كه مي‎گويد:
«اللهم ارزقنا التجافي عن دار الغرور و الانا به الي دارالخلود والاستعداد للموت قبل الفوت».
ارتباط وي با حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء بسيار و ملازمتش به تقوا و ورع فراوان بود. مراقبتي بسيار به نوافل و حضور و توجه دايمي فراوان داشت و لحظه‎اي از ياد خداوند بيرون نمي‎رفت.[2]
مرحوم حاج ميرزا عبدالله شالچي:
«مرحوم استادم، آيه الله ملكي، اجتهاد فكري و دروني داشت. در برداشتهاي دروني قوي بود. ايشان دستورهايي در خوردن، خوابيدن و اعمال و رفتار ارائه مي‎دادند كه بسيار مؤثر بود و شخصي را پاك و پيراسته كرده، به سوي الله رهنمون مي‎‎نمود.
... الان نيز مرقد ايشان - در قبرستان شيخان قم - محل حوايج است. من هر وقت حاجتي داشته باشم بر سر قبر ايشان مي‎‎روم.»

وفات

... سرانجام آخرين آفتاب از خورشيد حيات و زندگاني انديشمند عارف، حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نمايان شد و روز يازدهم ذيحجة سال 1343 قمري فرصت ديدار و هنگام لقاء رخ نشان داد.
چگونگي حضور آن عارف فرهيخته را در ملكوت از زبان فرزانة وارسته، حاج آقا حسين فاطمي آگاه مي‎شويم:
روز پنجشنبه، عيد قربان بود. صبح، مسجد جمكران رفتم و قبل از ظهر به منزل برگشتم. چون وارد شدم خبر دادند كه حاج ميرزا جواد آقا جوياي احوال شما شده‎اند. چون از كسالت وي اطلاع داشتم بدون هيچ معطلي به خدمتشان رفتم، ايشان به حمام رفته، خضاب بسته و پاك و مطهر در بستر نشسته بودند. در ظاهر منتظر اذان بودند اما انتظار بيش از اين مقدار بود. چون ظهر فرا رسيد در بستر شروع به اذان و اقامه كردند. با گفتن هر جمله‎اي بهجت بيشتر و آرامش فراوان‎تري سراغ او مي‎آمد. پس از اذان، دعاي تكبيرات افتتاحيه را ترنم كردند. سپس دو دست را بالا برده تا تكبيرة‎الاحرام بگويند كه گويي درهاي آسمان براي ورود او گشوده شد لبهايش حركت كرد و دستها به لرزش افتاد و با آخرين كلام اولين ديدار حاصل شد؛ «الله اكبر»
مرغ روحش از بدن پاكش به سوي عالم قدس پرواز كرد و به سوي يار و محبوب ديرينة خويش، پر كشيد.[3]
ساعاتي بعد، مردمان وارسته و رادمردان عرصة تهذيب و اخلاص، پيكر معطر وي را تشييعي باشكوه نمودند و در جوار حرم مطهر حضرت فاطمة معصومه عليها السلام به خاك سپردند.
... اينك دهها سال است كه مرقد مرمرين آن مرد ملكوتي در قبرستان شيخان قم با ضريحي از نور، گل دسته‎اي معنوي و گنبدي آسماني، روشني بخش دلهاي عاشق و روانهاي پاك است. دست ارادت بر قبر آن فرزانة والامقام گذاشته و لب به سخن مي‎گشايند استمداد اخلاص و تقوا كرده و نورانيت قبول از قبر پاكش مي‎گيرند تا در عرصه‎هاي گوناگون توشه‎هايي هميشه جاودان همراه خويش داشته باشند.
رحمت الهي بر او باد روزي كه پاي حيات بر زندگاني گذارد، زماني كه به اوج ابديت پر كشيد و هنگامي كه زنده شده و در پيشگاه الهي حاضر مي‎گردد.

پی نوشت:

[1] . كيهان انديشه، ش 8، مصاحبه با آيه الله حسن زاده آملي.
[2] . آثار الحجة، محمد رازي، ج 1، ص 26. (با اندكي تغيير)
[3] . كيهان انديشه، ش 8، ص 76 و 77. (با اندكي تغيير)

منبع: www.andisheqom.com