جمعیت فدائیان اسلام و مسائل جهان اسلام

نويسنده: امان ا لله شفایی

مقدمه:

در بخشی از اعلامیه تاریخی جمعیت فدائیان اسلام چنین آمده است: «ما کوس بیدار باش رابرای حفظ نوامیس اسلامی و ملل اسلامی می نوازیم و به یاری خدای جهان حدود مسلمین را حراست می کنیم.» (1)
هر چند که اساس شکل گیری جمعیت فدائیان اسلام، بر مقابله با انحرافات فکری و اجرای احکام اسلامی استوار بود و فعالیت های آن شکل درون مرزی داشت، اما این جمعیت بر اساس اصول راهبردی و اساسنامه ای که شدیدا" به آن پایبند بود، به مسایل جوامع و ممالک اسلامی نیز اهتمام می ورزید.
این سازمان انقلابی، که عده ای جوان و پرشور و شجاع آن را تأسیس کرده بودند، هرچند که در ابتدای راه برنامه ها و اقداماتشان سرکوب شد، اما در همین دوره کوتاه فعالیتش کارهای بزرگی انجام داد و ثابت نمود که در آینده قابلیت تبدیل شدن به یک جریان بنیاد گرای بین المللی با ایدئولوژی شیعی را دارد. از این رو بررسی و تحقیق پیرامون عملکرد جمعیت فدائیان اسلام در زمینه های مختلف، ما را با اهداف و آرمانهای این گروه بیشتر آشنا می کند و میزان صحت و سقم برخی انتقادات را نیز نسبت به آنان، نمایان خواهد نمود.
نیم قرن از شهادت بنیانگذاز جمعیت فدائیان اسلام و عده ای از دوستانش می گذرد. در واقع با شهادت نواب صفوی، درخشش جمعیت فدائیان اسلام نیز به خاموشی گرائید و چنانچه نواب صفوی را از فدائیان اسلام کسر کنیم ، اعتبار فدائیان اسلام، بی رنگ خواهد شد.
به این جهت بررسی، عملکردهای این جمعیت، بدون در نظر داشت رهبری نواب امکان پذیر نیست. شخصیتی که با شور و حرارت جوانی و انقلابی توانست ،رژیم پهلوی را با چالش های جدی مواجه کند و نام خویش را در سطح جوامع اسلامی و بین المللی بلند آوازه کند.
هر چند هدف اولیه اقدامات فدائیان اسلام سران حکومت در ایران و سایر کشورهای اسلامی بود، اما این جمعیت ریشه بدبختی و عقب ماندگی جوامع اسلامی را حکومت های استعماری نظیر آمریکا ، شوروی و انگلیس می دانست.
به قول شهید رجایی؛ فدائیان اسلام شعارهایی می دادند که امروزه در سطح بالای جمهوری اسلامی داده می شود و حقیقتا نواب معتقد بود که اگر این ملت حرکت کند پرچم اسلام را نیز برفراز کاخهای جباران و ستمگران واشنگتن، لندن و کرملین خواهد زد. (2)
و این گونه بود که مجلات خارجی بعد از شهادت او نوشتند:
شخصیتی که چهار سال منافع غرب را به خطر انداخته بود، در ایران کشته شد. (3)
بررسی تاریخچه پیدایش، برنامه های مبارزاتی، مواضع آنان نسبت به قضایای داخلی و تعامل با اشخاص مذهبی و دولتی در عین اهمیت و ارزشمندی، از محدوده این مقاله خارج است. در این نوشتار کوشش خواهد شد که فعالیتهای جمعیت فدائیان اسلام در حوزه برون مرزی و در قبال مسایل جهان اسلام مورد بحث و بررسی قرار گیرد هر چند که محور اصلی این پژوهش تعامل فدائیان اسلام با مسئله فلسطین و جنبش اخوان المسلمین مصر خواهد بود.
این مقاله با استفاده از منابع متعدد و برخی اسناد به گونه ای سازماندهی شده است که عناوین برجسته تعاملات فدائیان اسلام با مسایل جهان اسلام از نظر سیر تاریخی ازبدو تأسیس (1324)تا شهادت نواب صفوی (1334) مورد مطالعه قرار گیرد. از این رو امیدواریم این نوشتارکه در سه فصل تنظیم شده است بتواند فرازهای مهمی از کارنامه فدائیان اسلام را در رابطه با مسایل جهان اسلام، پیش روی خوانندگان قرار دهد.

فصل اول ؛ کلیات

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وپس ازدسترسی به اسناد ساواک، عملکرد فدائیان اسلام در عرصه های مختلف تا حدود زیادی مورد توجه واقع شده است. نهضت شناسان اسلامی کوشش کرده اند اهداف، برنامه ها و عملکردهای جنبش های اسلامی را روشن کنند که دراین زمینه «جمعیت فدائیان اسلام» با زمینه شیعی اش در صدر فهرست قراردارد. خوشبختانه درخصوص شناسایی تاریخچه جمعیت فدائیان اسلام اقداماتی انجام شده است ولی درخصوص شناساندن این گروه کار چندانی صورت نگرفته است.
این پژوهش اولا" از این جهت ضروری است تا به بهانه پنجاهمین سالگرد شهادت نواب صفوی وجمعی از اعضای فدائیان اسلام، ازشخصیت آنان تجلیل شود و از تلاشها و زحمات آنان برای تشکیل حکومت اسلامی و مبارزه خالصانه علیه رواج فرهنگ ضد دینی ومقابله با استبداد و استکبار تقدیر شود.
ثانیا فضا های خالی برای تحقیق بیشتر در این زمینه مشاهده می شود که در این مقاله سعی شده است که از اطلاعات متعدد اما پراکنده درخصوص فعالیتهای برون مرزی جمعیت فدائیان اسلام، مجموعه ای منسجم پدید آورد و به صورت فشرده و درچند صفحه، تعامل این جمعیت با مسائل جهان اسلام را درمحورهای یاد شده مورد بررسی قرار دهد.
تلاش برای نزدیکی بین مسلمانان و از بین بردن مرزهای تفرقه برانگیز قومی و مذهبی میان مسلمانان و جوامع اسلامی از اصول راهبردی فدائیان اسلام بود. این سازمان خود را ملتزم می دانست که منافع مردم ایران را از منافع سایر ملل جهان اسلام جدا نداند.
نواب صفوی در مصاحبه با خبرنگار پاکستانی روی چهاراصل تکیه نمود: 1- اسلام نظام کامل برای زندگی است. 2- قومیت گرایی در اسلام نیست و اتحاد شیعه و سنی باید حفظ شود. 3- تضادی بین اسلام و وطن خواهی نیست.4- اتحاد جهان اسلام با اجرای قوانین اسلامی ممکن بوده و تنها در این شرایط است که مشکلات مسلمانان حل می شود.
ایشان همچنین در مصاحبه با مجله «المسلمون» ارگان نشراتی اخوان المسلمین گفت:
بر ماست که با اسلام متحد شویم و به تلاش بپردازیم و جز جهاد در راه خدا و تلاش در جهت عزت اسلام همه چیز را فراموش کنیم...آیا زمان آن فرا نرسیده که مسلمانان با رسیدن به رشد و بلوغ، اختلافات شیعه و سنی را رها کرده و همه با هم به کتاب پروردگار خود بنگرند. (5)
این دیدگاه واقع گرایانه نشان می دهد که نواب فقط یک جوان انقلابی احساساتی نیست بلکه اندیشه های وحدت طلبانه او، با نظریات بزرگانی چون سید جمال ، عبده و حسن البناء انطباق دارد. برنارد لوئیس در کتاب خود «غرب و خاورمیانه » در مورد فدائیان اسلام می نویسد:
آنها (فدائیان اسلام )ایده وحدت اسلامی را ارایه می کنند. این تئوری تاحدود زیادی به اندیشه اخوان المسلمین شباهت دارد. (6)
تدارکات سازمانی و مشغله های فراوان فکری در سالهای نخست تأسیس فدائیان اسلام مانع از توجه نواب صفوی به اندیشه وحدت اسلامی نشد. وی در سال 1326 به این منظور با « فرید خانی» سفیر سوریه در تهران، ملاقات کرد وبرنامه ای برای اتحاد ملل اسلامی ارایه کرد. (7)
این اقدامات نواب هرچند در راستای کسب اشتهار و اعتبار بین المللی برای فدائیان اسلام نیز بود اما ایده وحدت اسلامی امری نبود که نواب فقط به شعار اکتفا کند و قدمی برای تحقق آن برندارد. سفر تاریخی نواب به کشورهای مصرو اردن را باید در راستای این تفکر دانست. پس از این سفر نواب دریافت که رسیدن به وحدت اسلامی امری ممکن است لذا در خرداد ماه 1333 مسلمانان را برای تجدید عظمت اسلام به اتحاد و همدلی و مبارزه دعوت نمود و طی اعلامیه ای خطاب به همه مسلمانان اظهار داشت:
چون پروانه های شمع حقیقت ، اینک که نسبت به خدای عزیز جهان بی وفایی می شود با هم بسوزیم .از این سوختن ریشه این جنایات و معاصی را بسوزانیم. (8)
موضع گیری سریع و قاطع فدائیان اسلام در قبال موجودیت اسرائیل و سفر نواب صفوی به اجلاس مؤتمر اسلامی و پس از آن به مصر را باید در قالب همین ایده مورد تحلیل قرار داد.

فصل دوم ؛ فدائیان اسلام ، مؤتمر اسلامی و مسئله فلسطین

بدنبال اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی اسرائیل در سال 1327 ، امواج خشم و نفرت جوامع اسلامی را نسبت به اسرائیل فراگرفت.سازمانها و نهادهای مردمی درسراسر کشورهای اسلامی و عربی تظاهرات گسترده ای را به راه انداختند و دولتهایشان را برای اعزام آنان جهت نبرد با اسرائیل تحت فشار قرار دادند.
در ایران حکومت پهلوی نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نداد. اما جمعیت فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی که همکاریهای تنگا تنگی را در آن زمان داشتند، واکنش نشان دادند. به دعوت آنان اجتماع عظیمی در روز جمعه 31 اردیبهشت 1327 در مسجد سلطانی تهران (فقط پس از شش روز از تشکیل دولت اسرائیل َ) به منظور حمایت از مسلمانان فلسطین در قبال هجوم صهیونیستها برگزارشد. در این روز نواب صفوی و آیت الله کاشانی قطعنامه شدیدالحنی را علیه اسرائیل و در جهت بیداری امت اسلامی صادر کردند. پس از آن جمعیت کثیری سوار بر اتوبوسها ، در خیابانهای تهران به راه افتادند و تاساعت 9 شب بر ضد اسرائیل شعار دادند. (9)
فردای آن روز محلهایی که برای ثبت نام جهت اعزام به فلسطین ، مشخص شده بود مملو از داوطلبینی شد که برای جنگیدن با اسرائیل اعلام آمادگی کردند. قریب به پنج هزار نفر ثبت نام کردندو فدائیان اسلام خطاب به دولت این اعلامیه را صادر کرد:
خونهای پاک فدائیان اسلام در حمایت از برادران فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت به سوی فلسطین را می خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند. (10)
پس از صدور این اعلامیه نواب صفوی دولت را تحت فشارقرارداد تا امکان عزیمت داوطلبین را فراهم کند. نواب با ابراهیم حکیمی نخست وزیر وقت ملاقات نمود و برخواست جدی فدائیان اسلام تأکید نمود. اما حکیمی در این دیدار پاسخ روشنی به او نداد و بررسی مسئله را به روزهای بعد موکول کرد. پیگیریها و تلاشهای فدائیان اسلام نهایتا" بی نتیجه ماند و دولت خواسته آنان رااجابت نکرد.
نواب کینه عمیقی نسبت به یهود صهیونیستی پیداکرده بود. در حالیکه سران کشورهای عربی برای مقابله با اعلام موجودیت اسرائیل تعلل می کردند و به نوعی قضیه را بین العربی می دانستند ، نواب معتقدبود که با ملی گرایی عرب نمی توان مسئله فلسطین را حل کرد بلکه باید با شعار امت اسلام آنجا را آزاد نمود. او راه نجات فلسطین را ایثار و شهادت می دانست. (11)
درآذرماه 1332 گروهی ازدانشمندان وعلمای اسلامی اجلاسی را تحت عنوان «مؤتمر اسلامی » ، به منظورچاره جویی برای مقابله با تهاجمات اسرائیل وکمک به مردم فلسطین دراردن برگزار کردند. «جمعیت انقاذ فلسطین» و «مکتب الاسرارالمعراج» ازنواب صفوی برای شرکت در آن اجلاس دعوت به عمل آوردند. نواب این موضوع را با برخی ازعلمای مطرح درمیان گذاشت و برخی از این علما از جمله آیت الله صدرالدین صدر ،شرکت دراین اجلاس را بعنوان تکلیف شرعی برعهده نواب گذاشتند. (12)
پس از دریافت دعوت نامه مؤتمر اسلامی ،مجلس مشورتی در مسجد محمدیه سرچشمه تهران برپا شد که پس از موافقت اکثریت اعضای فدائیان اسلام ،برای تأمین هزینه این سفر فیش هایی از سوی فدائیان اسلام به فروش رسید و مبلغ هشت هزار تومان جمع آوری شد. دراین جلسه سید عبدالحسین واحدی فرد شماره دو فدائیان اسلام ، اهمیت و ابعاد این سفر را برای حاضرین تشریح کرد. (13)
نواب صفوی در تاریخ 11/9/1332به عراق سفر کرد و فردای آنروز به بیروت وازآنجا به بیت المقدس عزیمت نمود.شرکت نواب دراجلاس شش روزه که در بخش شرقی بیت المقدس برگزار شد ،بازتاب گسترده ای در سطح مطبوعات داخل ایران داشت. این مطبوعات اهداف این سفر را دعوت و تهییج سران ممالک اسلامی ،برای تشکیل جبهه متحد و مستحکم دربرابر بیگانگان و اجرای احکام اسلام درسرزمینهای اسلامی و دیداربا رجال سوریه و ملاقات با مراجع عظام نجف اعلان کردند. (14)
در اولین جلسه مؤتمر اسلامی ، نواب صفوی فرصت سخنرانی درحضور رؤسای ممالک ، اندیشمندان و علمای اسلام را پیدا کرد. نواب ضمن ایراد سخنان آتشین به زبان عربی فریاد بیدارباش مسلمین را سرداد و برگزیدگان کشورهای اسلامی را به دفاع از سرزمین مسلمانان یعنی فلسطین و بیرون راندن صهیونیست فرا خواند. چنین حرارت درسخن وغیرت دینی، موجب حیرت و شگفتی حاضران گردید. (15)
تنها موضوعی که دراین اجلاس نواب را از درون آزارمی داد ، فضای ناسیونالیستی عربی حاکم بر جلسه بود که سخنرانان یکی پس از دیگری دم از ملی گرایی وغیرت عربی می زدند اما نواب معتقد بود که باید مسئله فلسطین را اسلامی کرد نه عربی. به روایت خود نواب:
فضای مؤتمر را به جای اینکه اسلامی ببینم ، عربی دیدم .می دیدم که همه سخنران ها بر این موضوع تکیه می کنند که حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی نوبت سخنرانی من فرا رسید ، دو رکعت نماز خواندم و توسل جستم و گفتم خدایا همه اینها به زبان عربی مسلط هستند ،می خواهم دراین جمع صحبت کنم ، از تو یاری می خواهم. بعد پشت تریبون رفتم و گفتم : اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرند ، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است و من فرزند اویم. همان خداوند که فرمود: « إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا"و قبائلا"لتعارفوا إن اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات،13). حمله به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب ، حمله به سرزمین اسلام است. (16)
سخنان آتشین نواب حاضران را به وجد آورده بود و به طوریکه فریاد زدند:
زنده باد این مهمان گرامی اسلام، زنده باد این قهرمان ملی ایران.
ایشان بقدری درخشیدند که مرد هفته شناخته شدند و در روزنامه های عربی عکس نواب و ملک حسین شاه اردن راچاپ کردند و نوشتند که ملک حسین تحت تأثیر سخنان نواب از سوار شدن برماشین ساخت انگلیس خودداری کرد. (17)
« یوسف حناء » خبرنگار مسیحی لبنانی که تحت تأثیر سخنان پرشور نواب صفوی بعدا"مسلمان شد و در اجلاس مؤتمر اسلامی حضور داشت ،شخصیت نواب صفوی را این گونه ترسیم می کند:
او جسم نحیفی داشت؛اما روح بزرگی دراین جسم نحیف حکومت می کرد که گویی می خواست ،تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های پرقدرت خودش هضم کند. (18)
مفتی اعظم سوریه که یکی از شرکت کنندگان درآن اجلاس بود بعد ازسفری که پس ازانقلاب اسلامی به ایران داشت اظهار نمود: بعد ازقرن اول هجری ، شهیدی به عظمت نواب صفوی وجود ندارد. (19)
پس ازپایان کاراجلاس مؤتر اسلامی ، ملاقاتها و دیدارها یی بین مقامات کشورهای اسلامی صورت گرفت. نواب صفوی نیزبا برخی ازمقامات سازمانها و جنبش های اسلامی ازجمله « سید قطب » سخنگوی اخوان المسلمین دیدار کرد. سید قطب که ازسخنرانی نواب و جسارت فوق العاده او خوشش آمده بود دردیدار با نواب با اشاره به قلب خودش گفت: «أنتَ هُنا». یعنی تو در قلب منی. (20)
همین طور نواب صفوی پیشنهاد ملاقات با ملک حسین شاه اردن را پذیرفت و دردیدار با وی چنین گفت:
من تا کنون با پادشاهان ملاقات نکرده ام و ازدیدن پادشاه خوشم نمی آید اما چون تو سید هستی (ملک حسین سید حسنی است) ، استخاره کردم که به دیدنت بیایم. (21)
در این ملاقات نواب ازموقعیت پیش آمده استفاده کرد وبا نگاه روانشناسانه ،احساسات ملک حسین را نسبت به مسئله فلسطین برانگیخت و به وی چنین گفت:
پسر عمو! اینک از تو انتظار دارم به یاری اسلام برخیزی و اراضی غصب شده فلسطین را از چنگال یهود غاصب آزاد سازی. (22)
پس از پایان کار کنفرانس ، نواب صفوی ،همراه هفتاد نفر از شرکت کنندگان برای دیدارازآثار به جای مانده ازتهاجم اسرائیل به مرزماوراء اردن رفت. هنگامیکه نواب ابعاد جنایات صهیونیستها را با چشم خود دید، گریه کرد و دست به آسمان برداشت و این آیه را قرائت کرد:
« و اعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم آخرین من دونهم. » (انفال/ 60) (23)
نواب در کنار سیم خارداری که بین اردن و اسرائیل کشیده شده بود ، به قدری متأثروعصبانی شد که ناگهان به آن سوی سیم خاردار پرید و با صدای بلند گفت:
این ننگ آور نیست که جز با اجازه اسرائیل ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاک فلسطین بگذاریم . (24)
مفتی اعظم سوریه (از شرکت کنندگان دراجلاس ) در این مورد می گوید:
پس از کنفرانس نواب با هفتاد نفر برای بازدید بخش اشغالی قدس رفته بود یکباره عبایش را کناری انداخت وبه حاضران گفت که باید برویم و درآن مسجدی که در منطقه اشغالی واقع است نماز بخوانیم و هر کس آماده شهادت است با ما بیاید. درحالیکه همه ترسیده بودند ، اوحرکت کرد و دیگران نیزبا وجود آنکه سربازان اسرائیل دستها را بر روی ماشه گذاشته بودند به دنبال وی براه افتادند و نمازرا به امامت وی خواندند. (25)
البته همه این هفتاد نفر ، به نواب اقتدا نکردند و فقط حدود ده نفربا اصرارازاوخواستند که بعنوان امام جلو بایستد ، اما نواب به ایشان گفته بود که:
من شیعه هستم و به روش امام جعفر صادق علیه السلام نمازمی خوانم. (26)
نواب در جواب احمد سوکارنو رئیس جمهور وقت اندونزی که پس از بازدید، از نواب پرسیده بود که چرا چنین کاری کردی و نزدیک بود ما را به کشتن دهی ؟، گفته بود:
بردم تا شهیدتان کنم تا ملتهای مسلمان با کشته شدن نمایندگانشان، بیدار شوند. (27)
اولین اجلاس مؤتمر اسلامی درخصوص قضایای فلسطین و یافتن راه حلهایی برای آن،برگزارشد اما این امرسرفصل جدیدی برای تعامل فدائیان اسلام با فلسطینیان مبارز را گشود. هرچند که فدائیان از بدو تشکیل دولت اسرائیل حمایت شان را ازمبارزان فلسطینی ابراز نموده بودند وحتی از پنج هزار نفر برای اعزام به فلسطین ثبت نام کرده بودند.
مواجهه نواب با عمق فاجعه فلسطین درجریان مؤتمر اسلامی ، دل مشغولی جدیدی را برای او ایجاد کرد. نواب دریافت که مقابله با دولت اسرائیل که ازحمایت شدید انگلیس و آمریکا برخوردار بود، ازعهده یک دولت و یا یک سازمان به تنهایی برنمی آید و چاره کار در این است که تمام سازمانهای انقلابی اسلامی به همراه دولتهای عربی دست به دست هم داده و تحت فرماندهی سازمان واحدی ،علیه اسرائیل عمل کنند.
لذا نواب پیشنهاد داد تا برای مبارزه با اسرائیل یک «سازمان انقلاب اسلامی بین المللی » تشکیل شود. این پیشنهاد مورد استقبال بسیاری از جمله اخوان المسلمین قرار گرفت. (28) هرچند که با شهادت نواب این ایده نیز به فراموشی سپرده شد.
درجریان دیداری که نواب پس از اجلاس اردن ،ازقاهره بعمل آورد، یکی ازمحورهای اصلی کاری او قضیه فلسطین بود درجریان سخنرانیهایی که انجام داد براسلامی بودن مسئله فلسطین تأکید نمود و حال آنکه بسیاری آن را مسئله عربی می دانستند. وی در دیداری که از دانشگاه عین الشمس قاهره داشت ، یاسر عرفات که در آن هنگام دانشجو بود را مورد خطاب قرار می دهد که فلسطین زیر چکمه های صهیونیزم و آمریکا جان می دهد و تو می خواهی مهندس شوی ؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی وازسرزمینت دفاع کنی. (29)
یاسر عرفات، که بعنوان اولین مقام بلند پایه، پس از انقلاب اسلامی به ایران سفر نمود ، در دیدار با حضرت امام خمینی (ره)از شهید نواب صفوی به نیکی یاد کرد و گفت:
هنگامیکه دانشجو بودم و درمصر درس می خواندم یک روز شهید نواب صفوی به دانشگاه آمد و سخنرانی کرد. پس از پایان سخنرانی نزد او رفتم و خودم را معرفی کردم . او به من گفت:« تو پسر علی هستی ، اما ملتت دراسارت به سر می برد. تو سید حسنی هستی . تو باید دین جدت را یاری دهی . تو باید ملت فلسطین را ازچنگال اسرائیل نجات دهی ، آن وقت اینجا نشسته ای درس می خوانی که چه ؟»
عرفات افزود :این سخنان نواب صفوی مرا تکان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها کردم و به کار نهضت پرداختم . (30)
در دیداراز ایران ،عرفات در چند جا ازنواب صفوی به عنوان استاد خود یاد کرد ازجمله دراجتماع بزرگ مردم مشهد د رسال 1357 گفت:
چقدرخوشوقتم که دراین شهرمقدس ، شهرامام رضا(ع)، محبوبم وبه شهراستادم نواب صفوی آمده ام. (31)
پرداختن به مسئله فلسطین ازسوی فدائیان اسلام ، درحالیکه خود درگیرمبارزات داخلی علیه رژیم پهلوی بودند، اهمیت این قضیه را نشان می دهد. بی شک نواب صفوی یکی از محبوب ترین شخصیت غیرعربی برای فلسطینیان بود و شیوه های مبارزاتی جمعیت فدائیان اسلام ، بعنوان الگوی مبارزاتی مبارزین فلسطینی قرار گرفت تا حدیکه سازمانی با همین نام در فلسطین پدید آمد.
« سازمان فدائیان فلسطین » در حدود سال 1970م از طرف روحانیون و رهبران مذهبی فلسطینی تأسیس گشت. یکی از رهبران برجسته این سازمان « شیخ محمد ابو طیر » چند بار دستگیر شد و هم اکنون در زندانهای اسرائیل به سر می برد. مؤسسین این سازمان اثرپذیری زیادی از فدائیان اسلام ایران به رهبری شهید نواب صفوی داشته اند و به همین جهت اغلب هواداران سازمان فدائیان فلسطین ، نام پسران نوزاد خود را « نواب صفوی » گذاشته اند. (32)

فصل سوم ؛ فدائیان اسلام و اخوان المسلمین

بررسی تعامل« اخوان المسلمین» به عنوان جنبش بزرگ اسلامی اهل سنت ، با فدائیان اسلام به عنوان نهضت اسلامی شیعی از اهمیت ویژه برخوردار است.
سازمان اخوان المسلمین درسال 1928م توسط حسن البناء تأسیس شد. این دانشجوی جوان با نبوغ ذاتی که در رهبری تشکیلاتی داشت توانست در سریع ترین زمان اخوان المسلمین را به درجه مهمی از اشتهارو اعتبار برساند.
در حالیکه مردم مناطق روستایی مصر با اعتقادات راسخ، مراسمها و مناسکهای مذهبی را انجام می دادند و فرهنگ و سنتهای عربی را اجرا می نمودند ، شهرهای بزرگ بویژه قاهره و اسکندریه، محل آمد و شد جهانگردان عیاش وخوشگذرانی شده بود که بر لاابالی گری و بی دینی مردم تأثیر زیادی گذاشته بود. وجود مراکز فحشاء ، سالنهای سینما و کاباره ها و طرز پوشش مردم با مدلهای غربی ، حسن البناء را به فکر چاره جویی انداخت. لذا گروهی از همفکران در اطرافش جمع شدند و سوگند خوردند که در راه احیای سنتها و ارزشهای اسلامی، حتی از جانشان نیز بگذرند از این رو خودشان را برادران مسلمان (اخوان المسلمین ) نامیدند. حسن البناء در ابتدا اخوان المسلمین را در جهت خدمات خیریه و آموزش هدایت کرد اماهدف واقعی او بسیار فراتر از آن بود. اوخود را معلمی می دانست که به دانش آموزان آموزش میدهد اما به نظراو اولویت ،آموزش دادن به پدران دانش آموزان است که باید به آنها آموخت، مذهب چیست وبه کجا می رود؟. (33)
بنابراین اساس شکل گیری این سازمان مبارزه دربرابرتهاجم فرهنگی غرب و بی بندوباریهای اجتماعی بود .امری که به عینه منشا پیدایش فدائیان اسلام شد. انحرافات فکری وشیوع کسروی گری درمیان دانشجویان ونمادها ومظاهرغربی همراه با فساد اخلاقی جامعه، اولین جرقه ها را درنواب صفوی به وجود آورد و او نیزابتدای فعالیتش را بر روی محورهای فرهنگی وتبلیغی قرارداد.
نکته جالب توجه این که نواب نیز هما نند حسن البنا در عنفوان جوانی دست به کارشد وبدون شک اودراین زمینه از حسن البنا الگو پذیرفته بود.علاقه نواب صفوی به حسن البناء چنان بود که او حتی مقاله ای از حسن البنا را ترجمه کرد ودر مقدمه این مقاله نوشت:
برای مسرت روح پر فتوح رادمرد مجاهد،شهید حسن البنا ،بنیانگذار جمعیت مسلمانان مبارز ومجاهدین حقیقی راه تعالی اسلام یعنی اخوان المسلمین مصر،ذیلا"به ترجمه مقاله از آن رهبر با شهامت که نمونه روح آتشین وکمال علاقه او به سربلندی اسلام وزاییده ایمان ومبانی مقدس آیین آسمانی مااست،می پردازیم. (34)
برخی معتقدند که جمعیت فدائیان اسلام در برخی از اهداف خویش به آرمانهای سید جمال نزدیک بود وبه طورغیرمستقیم ودرگستره جنبشها ونیروهای سیاسی مذهبی موجود در منطقه،در تداوم حرکت سید گام بر میداشت.به این معنی که فعالیتهای سید وهوداران او همچون «عبده» در مصر سنگ بنای اخوان المسلمین رادراین کشور وسایر کشورهای اسلامی گذاشت و فدائیان اسلام نیز سنگ بنای حرکتهای مسلحانه جمعیتهای مذهبی را در ایران، بنا نهاد. (35)
اما برخی ازنویسندگان به لایه های زیرین شکل گیری سازمانهای اخوان وفدائیان توجه چندانی نشان نداده وتأکید می کنند که شکل گیری جنبشهای اسلامی در ایران شیعی، ناشی از تأثیرات تعیین کننده اخوان المسلمین در جهان اسلام می باشد. چرا که اخوان المسلمین را به عنوان نخستین جمعیت اسلامی متشکل عمل گرا، در قرن حاضر می شناسند که چون طوفانی سراسر کشورهای اسلامی را فرا گرفت.این نویسندگان از حرکت فدائیان اسلام به عنوان پیش تازان جنبش مسلحانه آزادیبخش درایران یاد می کنند ونظرات نواب صفوی در«اعلامیه فدائیان اسلام » یا « رهنمای حقایق» را نزدیک به نظرات واندیشه های رهبران اخوان المسلمین در مصر می دانند.از این رومعتقدند که محتوای این اعلامیه شباهتهای زیادی با پیام حسن البنا به سران کشورهای اسلامی در سال 1355ه. ق دارد. (36)
همان گونه که در ابتدای این مقاله آورده شد ،یکی از اهداف اساسی فدائیان اسلام تلاش برای ایجاد وحدت اسلامی میان جوامع اسلامی بود .نواب صفوی بارها در سخنرانیها واعلامیه هایش جوامع اسلامی را از نفاق افکنی قومی وتعصبات مذهبی شیعه وسنی برحذرداشت. ضمن آ نکه بر تشکیل حکومت اسلامی در جوامع اسلامی تأکید نمود. در این زمینه اعلامیه معروفی را تحت عنوا« رهنمای حقایق» منتشر کرد وبرنامه های فدائیان اسلام را برای تشکیل حکومت اسلامی تشریح نمود.
حسن البناء نیز وضع موجود را دوران سرشکستگی و انفعال جهان اسلام می دانست که در برابر جهان غرب دستها یش را به علامت تسلیم بالا برده است. این مسئله تا عمق جان او را آزار می داد به طوریکه در جایی بیان داشت :
در گذشته رهبری جهان ، شرقی بود ، پس از آن در دوران یونان و روم این رهبری غربی شد و سپس با ظهور ادیان نبوی ، این رهبری دوباره شرقی شد و پس از آن با عهد رنسانس دوباره رهبری به دست غربیها افتاد و این قانون خداست. زمانی برای ظهور یک قدرت شرقی تحت لوای خدا و قرآن فرارسیده است. دنیا مسلمان و سعادتمند خواهد شد. (37)
علی رغم ارتباطی که بناء با رشید رضا داشت اما هیچگاه تحت تأثیراصلاح طلبی انحصاری و همراه با تعصب او قرار نگرفت.ایشان بنیادگرایی به اسلام را پناهگاه و محل تخلیه احساسات و عواطف مذهبی می دانست که مسلمانان برای بازگشت به اقتدار گذشته ، ناگزیرازآنند . لذا تحقق این امر،اتحاد دنیای اسلام و به فراموشی سپردن عوامل اختلاف زای بین مذاهب را می طلبید.
شیوه های مبارزاتی و قیام مسلحانه فدائیان اسلام نیز نزدیک به اخوان المسلمین است و با منها نمودن عنصر مذهب از میان این دو تشکل ،باید گفت که فدائیان اسلام ،در مبانی فکری و عملی ادامه دهنده سیره اخوان المسلمین در ایران است اما با ایدئولوژی متفاوت.
بطور کلی بسیاری ازمحققان معتقدند که نواب صفوی پیش ازآنکه وامدار جریان مشروعه خواه در نهضت مشروطه و کسانی چون شیخ فضل الله نوری باشد، به گرایش پهناورتری تعلق داشت که از مصر و جنبش اخوان المسلمین مایه می گرفت و بعدها سلفی گری ،اصولگرایی و بنیادگرایی نام گرفت. (38)
صرف نظرازقرابت فکری والهام گیری درسازماندهی تشکیلاتی فدائیان ازاخوان المسلمین،تماسهای بین الاثنینی نیز بین این دوسازمان پدید آمد و پیوندهای آنان وارد فاز جدیدی شد. اسناد بسیارمهمی که عبارت ازدونامه سیدقطب به خط خودش به نواب صفوی نوشته شده بود ،نشان می دهد که این دو جریان ،مبادلات فکری و احیانا"همکاریهای سازمانی داشته اند. (39)
ارتباط میان اخوان و فدائیان هنگامی عیان شد که نواب ،زمانی که درنجف مشغول تحصیل بود، به جلسات اخوان دربغدادشرکت می کرد وحتی برای آنان به زبان عربی سخنرانی می کرد. (40)
از این رو نواب صفوی برای جنبش اخوان المسلمین حکم نماینده مبارزان اسلام گرای شیعی را پیدا کرده بود. «شیخ محمد محمود الصواف» مؤسس اخوان المسلمین عراق، در این بین حکم حلقه ارتباطی را داشت و نواب صفوی از طریق او با رهبران اخوان المسلمین در قاهره تبادل نظر می نمود.
در جریان اجلاس مؤتمراسلامی که در بیت المقدس برگزار شد ،سخنرانی پرشوروحرارت نواب توجه بسیاری ازمقامات حاضردراجلاس را به خود جلب کرد. پس ازپایان اجلاس،اخوان المسلمین که قبلا"نیز همکاریهایی را با اوداشت به همراه گروه دیگری بنام «شباب المسلمین » ، ازنواب جهت سفربه قاهره دعوت کرد. نواب این دعوت راپذیرفت اما بدلایلی(ازجمله نداشتن هزینه سفر )آن را به بعد موکول کرد و به عراق بازگشت. درملاقاتهایی که درنجف نواب با آیت الله میلانی و علامه امینی داشت ، آنها نواب را ترغیب کردند که هرچه زودتردعوت اخوان المسلمین رااجابت کند . علامه امینی هزینه مسافرت او را توسط یکی از تجار نجف ، فراهم کرد.
نواب بدون آنکه به ایران باز گردد عازم مصر شد. در روزهای آغازین ورود اوبه قاهره ،برای گرامیداشت دو تن از دانشجویان دانشگاه الازهر که در فلسطین شهید شده بودند، مراسمی در این دانشگاه بر گزار شد که از نواب به عنوان سخنران دعوت نمودند. در این مجلس نواب پس از استاد حسن الهضیبی مرشد عام اخوان المسلمین وسید قطب، سخنرانی کرد.نواب بار دیگر درخشید ودریک سخنرانی آتشین به زبان عربی ،خطاب به دانشجویان وحاضرین از توطئه های اسرائیل و استکبار برای جهان اسلام پرده برداشت وتنها راه نجات مسلمانان فلسطینی را از چنگال صهیونیست، ایثار وشهادت دانست. وی سپس بر اجرای احکام اسلامی در مصروقطع وابستگی این کشور به بیگانگان وملی شدن کا نال سوئز تأکید نمود. در بخشی از سخنرانی خطاب به نجیب پاشا ،چندین بار فریاد زد:« یا نجیب الی الکانال » ، یعنی کانال سوئز را ملی کن. (41)
سخنرانی ایشان موجب غلیان احساسات حاضران شد ،تا جایی که هزاران دانشجو فریاد زدند: حی الله،حی الاسلام، حی الله ایران ،حی الله نواب صفوی.
مر حوم نواب بعدا گفته بود که در آن لحظا ت چنان شور وشوق وجود مرا فرا گرفته بود که می خواستم پرواز کنم . (42)
همچنین از قول نواب صفوی گفته شده است که در حین سخنرانی وی ،ماورین حکومتی با ماشین آمدند که انتظا مات اخوان مامورین دولتی را ازماشین پیاده کردند وماشین را آتش زدند. (43)
پس از پایان مراسم نیروهای دولتی به مراکز ودفاتر اخوان المسلمین حمله کردند وبر خی از مقامات آن را باز داشت نموده و اخوان المسلمین را منحل کردند. دفتر مجله« المسلمون » که محل پذیرایی از نواب صفوی بود نیز مورد هجوم سربازان قرار گرفت ونواب را برای بازجویی به وزارت کشور منتقل کردند.
درآن زمان ،شورای انقلابی مصر که حکومت سلطنتی را سر نگون کرده بود با رژیم پهلوی ایران رابطه خوبی نداشت از این رو مقامات مصری دریافتند که نواب صفوی به عنوان دشمن سرسخت حکومت ایران می تواند برگ برنده ای دراختیارآنان باشد، لذا با نواب بر خورد محترمانه ای کردند وپذیرایی از او را خود بر عهده گرفتند وشیخ حسن البا ئوری وزیر اوقاف را مأ مور پذیرایی از نواب نمودند.
تمام اعضای خانواده وزیر اوقاف شیعه شده بودند؛البته در مدتی که در مصر بودند، افراد زیادی تحت تأثیر ایشان شیعه شده بودند وبه آقای نواب پیشنهاد کرده بودند که آن جا بماند و رهبری آنان را بر عهده بگیرد که آقای نواب گفته بود کشور خودم به من نیاز بیشتری دارد. (44)
نواب با ژنرال نجیب وجمال عبدالناصررئیس ومعاون شورای انقلابی مصر دیدار نمود. در این دیدار وی ضمن تأکید برموقعیت اسلامی اخوان المسلمین برای تحکیم دولت انقلابی مصر،وجود آنان را برای مبارزه با نفوذ بیگانگان درآن سرزمین لازم شمرد. جمال عبدالناصر در این دیدار خودرا در گذشته جزء اخوان المسلمین خواند وخواست وانمود کند که در این پیشامد رهبران اخوان مقصرند. (45)
از قول نواب بعدا" نقل شده بود که ژنرال نجیب مردی مذهبی است واز دیدن من خوشحال شد ولی جمال عبدالناصر مردی با هوش وبرخوردش با من سرد بود. (46)
به هرحال نواب برای حل مناقشه میان دولت مصر و اخوان المسلمین تلاش زیادی کرد که در نتیجه همین تلاشها، رهبران دربند اخوان از زندان آزاد شدند.
پس از فروکش نمودن اختلافات اخوان با دولت مصر ، نواب صفوی به مراسم باشکوهی که به مناسبت سالگرد انقلاب مصر ترتیب یافته بود ، دعوت شد. جسارت و شهامت وی به حدی بود که او درجایگاه اختصاصی یازده عضوشورای انقلابی مصرودرکنارژنرال نجیب نشست . لذا مسئولین مجبور شدند صندلی دیگری را به جایگاه ویژه اضافه کنند.
در حالیکه در این مراسم نظامیان و جوانان شعار « زنده باد مصر» و « زنده باد عرب» را سرمی دادند، نواب از جای خود برخواست و پشت تریبون قرارگرفت و ازآنان خواست شعار « زنده باد اسلام» را سردهند و خود فریاد زد:حی الله مصر،حی الله مصرلکن تحت لواء الاسلام . (47)
سفر نواب به اردن و مصر دست آوردهای زیادی داشت و این سفرشهرت نواب و فدائیان اسلام را جهانی کرد. بویژه اینکه درمصرهم زمانی که میهمان اخوان المسلمین بود و هم زمانی که میهمان دولت بود،استقبال واحترام زیادی ازاوبعمل آمد واوتوانست دردانشگاهها و مراکزاسلامی سخنرانی کند و با شخصیتهای مذهبی ، علمی و دولتی ملاقات نماید.
در پایان این سفر اخوان المسلمین مبلغ یکصدهزارتومان رابه ایشان هبه نمود اما نواب صفوی آن رانپذیرفت و فقط بلیط هواپیما را گرفت. (48)
بالاخره نواب پس از65روزمسافرت موفقیت آمیز،به تهران بازگشت و درفرودگاه مهرآباد استقبال بسیارخوبی ازاوصورت گرفت واودرمصاحبه باخبرنگاران وشرکت دراجتماعات، ابعاد این سفر راتشریح نمود.
سفر نواب به مصر که با احترام و اعتماد طرفینی همراه بود ، همکاریهای بعدی را بین فدائیان اسلام و اخوان المسلمین به دنبال داشت. از آن پس تعاملات و مکاتبات بین دو طرف افزایش پیدا کرد. به طوری که نواب صفوی زمانی که شنید گروهی از شیعیان عراق و سوریه به جنبش های ملی و قومی پیوسته اند، از آنان خواست به اخوان المسلمین ملحق شوند. (49)
همین طور پس از دستگیری شمار دیگری از اعضای اخوان المسلمین به دست دولت مصر ، نواب باز هم برای آزادی آنان تلاش کرد و یکبار به جمال عبدالناصرتلگراف نمود و خواستار آزادی آنان شد که پس ازآن اعضای اخوان آزاد شدند. نواب در تلگراف دیگری از ناصر تشکر نمود. اما بار دیگرخبردستگیری عده دیگری ازاعضای اخوان به نواب رسید اوبازهم به ناصرتلگراف نمود و به اوگوشزد کرد که مصلحت شما درشدت عمل با اخوان المسلمین نمی باشد. متن تلگراف چنین است:
رفتار شدید شما با اخوان المسلمین غضبی شدید در قلوب مسلمین ایجاد نموده ،سریعا"تجدید نظر نمائید و کاری نکنید که موجب پشیمانی دردناکی برای شما شود. (50)
از سوی دیگر زمانی که خبردستگیری نواب در ایران ، منتشر شد اخوان المسلمین گروهی از حقوقدانان را برای وکالت ازاو ازطریق عراق به سوی ایران اعزام کرد که درعراق به آنها ویزا داده نشد و بازگشتند و زمانی که خبر اعدام نواب صفوی (1334) انتشار یافت عکس العمل شدید بلاد عربی و اسلامی را به دنبال داشت و اخوان المسلمین از او بعنوان شهید اخوان یاد کرد. همین طور درادامه این پیوند شیعه وسنی، تعدادی از شیعیان عراق عضو اخوان بودند و همین طور استاد « عبدالمجید الرندانی » شیعه مذهب ، مدتی دبیرکل اخوان در یمن شمالی بود. (51)

سخن آخر

همکاری میان اخوان المسلمین و فدائیان اسلام تا آن زمان بی سابقه بود و تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چنین تعاملات گسترده ای بین نهضتهای اسلامی شیعه و سنی دیده نشده بود. هرچند که اندیشمندان روشن اندیش و اصلاح طلبی همانند سیدجمال ، عبده و کواکبی برای اتحاد جهان اسلام زحمات زیادی کشیدند و علمای مصلحت بینی همچون شیخ محمد غزالی و شیخ شلتوت با اظهارات و فتوایی که در مورد رسمی بودن مذهب تشیع ارائه کردند، نقش مهمی در تقریب بین مذاهب و ایجاد فضای تفاهم میان شیعیان و اهل تسنن ایفا کردند.
نکته مهم اینکه علی رغم الگوپذیری فدائیان اسلام از شیوه رهبری و برنامه های تشکیلاتی اخوان المسلمین و همکاریهای نزدیک وبرادرانه بین آنها ، فدائیان اسلام در مسیر حرکت دینی خود ، وابستگی مادی و معنوی به هیچ جنبش سیاسی – مذهبی در جهان اسلام نداشت و حرکت آنها تنها با محوریت شخص نواب صفوی و بر مبنای فتاوی دینی علما و مراجع ایران و نجف ، در ارتداد کسروی و بدنبال اوضاع آشفته سیاسی – اجتماعی ایران صورت پذیرفت. (52)
لذا تعاملات و ارتباطات فدائیان اسلام با برخی مقامات و جریانهای اسلامی در خارج ازایران را نباید به مثابه جهت پذیری این گروه ازخارج تلقی کرد.
در پایان دیدگاه مرحوم حمید عنایت درمقایسه ای که بین اخوان المسلمین و جمعیت فدائیان اسلام ،انجام داده است را می آوریم.در این مقایسه ایشان به رغم شمردن نقاط اشتراک ، تفاوت را در دو چیز می داند:
یکی این که؛ به عقیده او فدائیان اسلام هرگز جنبش توده ای نشدند وهمواره گروهی از جان گذشته باقی ماندند که خود را وقف پیگیری شدید اهداف اسلامیشان ساخته بودند.
دوم این که؛ قهرمانی که در پایه حسن البناء ،عقل سیاسی یا درپایه سید قطب،بینش یا در ابواعلی مودودی،فضل ودانش داشته باشد،[درنواب]پدید نیاورد.هر چند که او می توانست سرسپردگی ووفاداری عظیمی در اطرافیانش ایجاد کند.ایشان از این که گروه فدائیان اسلام،آثار ونظریات آشتی ناپذیر رقبای سنی خود را چاپ ونشرکرد ه اند را تحسین می کند. (53)

منابع و مأخذ:

1- «رهنمای حقایق » یا « اعلامیه فدائیان اسلام » ، دفتر منشور برادری ، ص 1581
2- مجله پلیس انقلاب ، مصاحبه با محمد مهدی عبد خدایی ، ش11، ص 10
3- همان ، ش 12 ، ص 45
4- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ، مبارزات و شهادت او»، سید حسین خوش نیت ، تهران ، منشور برادری ، 1360 ،ص131
5-روزنامه اطلاعات (ضمیمه ) ، ش 20714 ، 4/2/1375 ، ص 2
6- همان ، ص 2
7- «فدائیان اسلام ، تاریخ ، عملکرد و اندیشه »، سید هادی خسرو شاهی ، تهران ، اطلاعات ، 1375 ، ص 66
8- روزنامه کیهان ، ش 3304 به نقل از:انقلاب اسلامی و ریشه های ان ، عباسعلی عمید زنجانی ، نشر کتب سیاسی ، ص 426
9- زمینه های انقلاب اسلامی ایران ، نجف لکزایی و منصور میراحمدی ، مؤسسه فرهنگی انتشارات ائمه (ع) 1377 ، ص122
10- فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» ، ش 3و4 ، ص38-37
11- جمعیت فدائیان اسلام ونقش آن درتحولات سیاسی – اجتماعی ایران،داوود امینی، تهران،مرکزاسنادانقلاب اسلامی، 1381،ص14
12- مروری برتاریخچه فدائیان اسلام(خاطرات محمد مهدی عبدخدایی)،تدوین سیدمهدی حسینی،تهران،مرکزاسنادانقلاب اسلامی،
1379،ص 162
13- همان ، ص163
14- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ،همان ،ص 136
15- جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی – اجتماعی ، همان،ص311
16- بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران ، روح الله حسینیان ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381 ، ص293
17- خاطرات نیره السادات احتشام رضوی ، تدوین حجت الله طاهری ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،1383،ص98
18- سید مجتبی نواب صفوی، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص139
19- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام ، همان ، ص 168
20- همان ، ص 170
21- همان ، ص169
22- نهضت روحانیون ایران ،علی دوانی ، بنیاد فرهنگی امام رضا(ع) ، ص 203
23- 15/8/1384 www.mehr news.com- به نقل از خبرگزاری مهر ،
24- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص 203
25- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ، مبارزات و شهادت او ، همان ، ص 136
26- خاطرات نیرة السادات احتشام رضوی ، همان ، ص 91
27- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص137
28- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام، همان ص173
29- سید مجتبی نواب صفوی ،اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص 145
30- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص 205
31- همان ، ص 205
32- جنبش آزادیبخش ، نشریه شماره 33 حزب جمهوری اسلامی ، ص 93
33- اخوان المسلمین،بهمن آقایی وخسرو صفوی،تهران،معراج،1361،ص25
34- سید مجتبی نواب صفوی،اندیشه ها ،مبارزات وشهادت او،همان،ص141
35- جمعیت فدائیان اسلام ونقش آن در تحولات سیاسی –اجتماعی،همان ،ص48
36- همان،ص106
37- به نقل از پدر سالاری جدید ، هشام شرابی ، ترجمه احمد موثقی ،تهران ،1380،کویر،ص 227
38- 15/8/1384www.roozanline.comدولتهای اسلامی و چالشهای پیش روی اصولگرایان،مهدی خلجی
39- اخوان المسلمین مصر در امتحان تاریخ ، کمال حاج سید جوادی ، تهران ،نشر میثاق ، 1358،ص5
40- استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام ،احمد موثقی ،قم ،مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،1371،ص126
41- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام،همان،ص170
42- همان،ص170
43- همان ص171
44- خاطرات نیره السادات احتشام رضوی،همان،ص102
45- سید مجتبی نواب صفوی،اندیشه ها ،مبارزات وشهادت او،همان،ص145
46- نهضت روحانیون ایران،همان،ص206
47- مروری برتاریخچه فدائیان اسلام ، همان ، ص 171
48- خاطرات نیره السادات احتشام رضوی ، همان ، ص 101
49- استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام ، همان ،ص 126
50- سید مجتبی نواب صفوی ،اندیشه ها ، مبارزات و شهادت او ، همان ، ص 147
51- استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی در اسلام ، همان ، ص127
52- جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران ، همان ، ص48
53- اندیشه سیاسی در اسلام معاصر،حمید عنایت،ترجمه بهاءالدین خرمشاهی،تهران،خوارزمی،1363صص170-169
منبع: مجموعه مقالات همایش بزرگداشت پنجاهمین سالگرد شهادت نواب صفوی و فداییان اسلام