عوامل بيماري دل
عوامل بيماري دل
عوامل بيماري دل
برخي از حالات نفساني در پيدايش و نيز تشديد بيماري دل، نقش بسزايي دارند که از آنها به عنوان منشاء بيماري قلب ياد مي شود. برخي از اين عوامل به شرح ذيل مي باشند:
1. حقد و حسد: حقد و کينه نسبت به برادران مسلمان - معمولا منجر به حسد نسبت به نعمت هاي الهي که خداوند به آنان عطا کرده مي شود - يکي از مهم ترين عوامل بيماري دل است.
در تعريف حسد گفته اند: حالتي است که وقتي نعمتي را در دست ديگران ببيني غمگين شوي و حتي آرزو کني که آن نعمت از او زايل شود.
همچنين اشاره شده است که از خشم و عصبانيت، حقد و کينه ورزي برمي خيزد و از حقد، حسد و حسادت به وجود مي آيد. حسد اولين گناهي است که در عالم هستي پيدا شد؛ حسادتي که ابليس بر حضرت آدم برد، و نيز اولين گناهي است که در روي زمين صورت گرفت؛ حسادتي که قابيل بر هابيل کرد. اثر قلبي حسد بسيار عميق و زياد است و قلبي که در آن حسد باشد، به بيماري سختي دچار شده است. حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «الحسد شر الامراض»؛(1) «حسادت بدترين مرضها است» و نيز فرموده اند: «الحسد حبس الروح»(2) حسادت زندان روح است.
نکته اي که بايد به آن دقت کرد اين است که حسود وقتي به عدالت خدا نيز اعتراض کند و در آن ترديد نمايد، درواقع با خداوند و نعمت هايي که به ديگر بندگان خود داده است، دشمني مي کند. رسول خدا مي فرمايند: «الا لاتعادوا نعم الله. قيل: يا رسول الله، و من الذي يعادي نعم الله؟ قال: الذين يحسدون الناس».(3)
از حضرت رسول صلي الله عليه و اله و سلم: هان! با نعمت هاي خدا دشمني نکنيد. عرض شد: اي رسول خدا! چه کسي با نعمت هاي خدا دشمني مي کند؟ فرمودند: آنان که به مردم حسادت مي ورزند.
خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: «ام يحسدون الناس علي ما اتهم الله من فضله».(4) يا اين که نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش،] بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي ورزند؟!
نقل است که شيطان نزديک اطاق فرعون شد و در زد. فرعون گفت: کيستي؟ شيطان او را دشنام داد که چگونه ادعاي خدايي داري در حالي که نمي داني پشت در کيست؟! گفت: وارد شو و از شيطان پرسيد: آيا کسي در روي زمين پيدا مي شود که از من و تو شريرتر باشد؟ ابليس گفت: آري، حسود.
2. هواپرستي: هوي و هوس پرستي دشمن عقل و قلب است و مي توان گفت که هوس بزرگترين دشمن دل و جان آدمي است. حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «الهوي اعظم العدوين»؛(5)هوس بزرگترين دشمن است.
خطر هوي و هوس پرستي از آن جهت است که قلب آدمي را کور کرده و بصيرت را از او مي گيرد؛ چنانچه حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «اوصيکم بمجانبه الهوي، فان الهوي يدعو الي العمي و هو الضلال في الاخره و الدنيا»(6) شما را به دوري گزيدن از هواي سفارش مي کنم؛ زيرا هوس به کوري فرا مي خواند و آن باعث گمراهي در آخرت و دنياست.
و نيز فرمودند: «اياکم و غلبه الشهوات علي قلوبکم؛ فان بدايتها ملکه و نهايتها هلکه»(7) زنهار! از چيره آمدن شهوت بر دل هايتان، زيرا آغاز آن بندگي و انجامشان نابودي است.
آري، اگر قلبي خاطر شهوت پرستي، چنان بيمار شده باشد که فقط با اطفاء شهوات آرام مي گيرد، هرگز به ملکوت آسمان نمي رسد؛ چنان که حضرت رسول صلي الله عليه و اله و سلم مي فرمايند: «حرام علي کل قلب عزي بالشهوات أن يجول في ملکوت السماوات»(8) بر هر دلي که به شهوات آرام گرفته باشد، حرام است که در ملکوت آسمان ها گردش کند.
3. غفلت از ياد خداوند: «... و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان أمره فرطا»(9) و از کساني که قلبشان را از ياد خدا غافل ساختيم اطاعت مکن! همانها که از هواي نفس پيروي کردند و کارهايشان افراطي است.
4. بدگماني به اهل حق: «بل ظننتم ان لن ينقلب الرسول و المؤمنون الي اهليهم ابدا و زين ذلک في قلوبکم..»(10) ولي شما گمان کرديد پيامبر و مؤمنان هرگز به خانواده هاي خود باز نخواهند گشت؛ اين (پندار غلط) در دلهاي شما زينت يافته بود و گمان بد کرديد؛ و سرانجام (در دام شيطان افتاديد) و هلاک شديد!
5. افراط در خوردن و آشاميدن: حضرت امير عليه السلام مي فرمايد: «بپرهيزيد از پرخوري، که آن سبب قساوت دل و کسل کننده از نماز و خراب کننده ي بدن است». منظور، پرخوري و زياد آشاميدن هنگام سيري و سيرابي است.
6. پرگويي: سخن اگر حرام باشد، مانند: دروغ ، غيبت، هر جمله اش موجب قساوت قلب است، ولي اگر سخن حرام نباشد و نيز منفعت دين و دنيا هم در آن نباشد (کلام بي فايده) موجب قساوت قلب مي شود. امام صادق عليه السلام فرمودند:
عيسي عليه السلام مي فرمود زياد سخن نگوييد در غير ذکر خداوند؛ به راستي آنان که پرگويي مي کنند در غير ذکر خدا، دلهايشان قساوت دارد، لکن خودشان نمي دانند».(11)
1. حقد و حسد: حقد و کينه نسبت به برادران مسلمان - معمولا منجر به حسد نسبت به نعمت هاي الهي که خداوند به آنان عطا کرده مي شود - يکي از مهم ترين عوامل بيماري دل است.
در تعريف حسد گفته اند: حالتي است که وقتي نعمتي را در دست ديگران ببيني غمگين شوي و حتي آرزو کني که آن نعمت از او زايل شود.
همچنين اشاره شده است که از خشم و عصبانيت، حقد و کينه ورزي برمي خيزد و از حقد، حسد و حسادت به وجود مي آيد. حسد اولين گناهي است که در عالم هستي پيدا شد؛ حسادتي که ابليس بر حضرت آدم برد، و نيز اولين گناهي است که در روي زمين صورت گرفت؛ حسادتي که قابيل بر هابيل کرد. اثر قلبي حسد بسيار عميق و زياد است و قلبي که در آن حسد باشد، به بيماري سختي دچار شده است. حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «الحسد شر الامراض»؛(1) «حسادت بدترين مرضها است» و نيز فرموده اند: «الحسد حبس الروح»(2) حسادت زندان روح است.
نکته اي که بايد به آن دقت کرد اين است که حسود وقتي به عدالت خدا نيز اعتراض کند و در آن ترديد نمايد، درواقع با خداوند و نعمت هايي که به ديگر بندگان خود داده است، دشمني مي کند. رسول خدا مي فرمايند: «الا لاتعادوا نعم الله. قيل: يا رسول الله، و من الذي يعادي نعم الله؟ قال: الذين يحسدون الناس».(3)
از حضرت رسول صلي الله عليه و اله و سلم: هان! با نعمت هاي خدا دشمني نکنيد. عرض شد: اي رسول خدا! چه کسي با نعمت هاي خدا دشمني مي کند؟ فرمودند: آنان که به مردم حسادت مي ورزند.
خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: «ام يحسدون الناس علي ما اتهم الله من فضله».(4) يا اين که نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش،] بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي ورزند؟!
نقل است که شيطان نزديک اطاق فرعون شد و در زد. فرعون گفت: کيستي؟ شيطان او را دشنام داد که چگونه ادعاي خدايي داري در حالي که نمي داني پشت در کيست؟! گفت: وارد شو و از شيطان پرسيد: آيا کسي در روي زمين پيدا مي شود که از من و تو شريرتر باشد؟ ابليس گفت: آري، حسود.
2. هواپرستي: هوي و هوس پرستي دشمن عقل و قلب است و مي توان گفت که هوس بزرگترين دشمن دل و جان آدمي است. حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «الهوي اعظم العدوين»؛(5)هوس بزرگترين دشمن است.
خطر هوي و هوس پرستي از آن جهت است که قلب آدمي را کور کرده و بصيرت را از او مي گيرد؛ چنانچه حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: «اوصيکم بمجانبه الهوي، فان الهوي يدعو الي العمي و هو الضلال في الاخره و الدنيا»(6) شما را به دوري گزيدن از هواي سفارش مي کنم؛ زيرا هوس به کوري فرا مي خواند و آن باعث گمراهي در آخرت و دنياست.
و نيز فرمودند: «اياکم و غلبه الشهوات علي قلوبکم؛ فان بدايتها ملکه و نهايتها هلکه»(7) زنهار! از چيره آمدن شهوت بر دل هايتان، زيرا آغاز آن بندگي و انجامشان نابودي است.
آري، اگر قلبي خاطر شهوت پرستي، چنان بيمار شده باشد که فقط با اطفاء شهوات آرام مي گيرد، هرگز به ملکوت آسمان نمي رسد؛ چنان که حضرت رسول صلي الله عليه و اله و سلم مي فرمايند: «حرام علي کل قلب عزي بالشهوات أن يجول في ملکوت السماوات»(8) بر هر دلي که به شهوات آرام گرفته باشد، حرام است که در ملکوت آسمان ها گردش کند.
3. غفلت از ياد خداوند: «... و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان أمره فرطا»(9) و از کساني که قلبشان را از ياد خدا غافل ساختيم اطاعت مکن! همانها که از هواي نفس پيروي کردند و کارهايشان افراطي است.
4. بدگماني به اهل حق: «بل ظننتم ان لن ينقلب الرسول و المؤمنون الي اهليهم ابدا و زين ذلک في قلوبکم..»(10) ولي شما گمان کرديد پيامبر و مؤمنان هرگز به خانواده هاي خود باز نخواهند گشت؛ اين (پندار غلط) در دلهاي شما زينت يافته بود و گمان بد کرديد؛ و سرانجام (در دام شيطان افتاديد) و هلاک شديد!
5. افراط در خوردن و آشاميدن: حضرت امير عليه السلام مي فرمايد: «بپرهيزيد از پرخوري، که آن سبب قساوت دل و کسل کننده از نماز و خراب کننده ي بدن است». منظور، پرخوري و زياد آشاميدن هنگام سيري و سيرابي است.
6. پرگويي: سخن اگر حرام باشد، مانند: دروغ ، غيبت، هر جمله اش موجب قساوت قلب است، ولي اگر سخن حرام نباشد و نيز منفعت دين و دنيا هم در آن نباشد (کلام بي فايده) موجب قساوت قلب مي شود. امام صادق عليه السلام فرمودند:
عيسي عليه السلام مي فرمود زياد سخن نگوييد در غير ذکر خداوند؛ به راستي آنان که پرگويي مي کنند در غير ذکر خدا، دلهايشان قساوت دارد، لکن خودشان نمي دانند».(11)
پي نوشت ها:
1- غررالحکم، ح 6815، باب الحسدداء.
2- همان، ح 6790، باب في ذم الحسد.
3- ميزان الحکمه، ح 3924.
4- نساء، 54.
5- ميزان الحکمه، ح 21370.
6- همان، ح 21402.
7- همان، ح 21410.
8- همان، ح 21473.
9- کهف، 28.
10- فتح، 12.
11- اصول کافي، ج 2، ص 114، ح 11، باب الصمت.
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}