نویسنده: حسین قره چانلو

 

ترشیز [= کاشمر]، در زاویه‌ی شمال باختری قهستان ولایت بُوشْت، یا بُشْت العرب واقع بود که شهرهای عمده‌اش تُرشیز و کُندر بوده است (سرزمینهای خلافت شرقی، 379). این واژه را جغرافی‌نویسان اسلامی به صورت، تُرشیز (مسالک الممالک، اصطخری، 256)، و طُرثیث (احسن التقاسیم، مقدسی، 318، و تقویم البلدان، ابی‌الفداء، 510) و بعدها تُرشیش و تُرشیس ضبط کرده‌اند (معجم اللبدان، 831/1) و زمانی به نام حومه‌ی نیشابور معروف بوده است (سرزمینهای خلافت شرقی، 379). اصطخری می‌نویسد: ترشیز از حدود بشت باشد که از نواحی نیشابور است (مسالک و ممالک، 190). ترشیز در اواسط قرن چهارم شهری زیبا و پربرکت و پر جمعت و در هر دو یا سه فرسخ، کاروانسرا و حوضهای آب داشته است (صورةالارض، ابن حوقل، 148). و از نظر سرسبزی و خرمی به گفته‌ی مؤلف حدود العالم، جایی با کشت و بَرْز بسیار بوده است (حدود العالم، 90). مقدسی هم می‌نویسد: جز مسجد دمشق، مسجدی از مسجد جامع ترشیز بهتر نباشد و جلوی در آن حوض مدوری قرار دارد. ترشیز بازارهائی معمور داشت و انبار خراسان محسوب می‌شد (احسن التقاسیم، 318). ترشیز در قرن پنجم هجری به دست اسماعیلیان افتاد و به هنگام خروج حسن صباح از جمله قلعه‌های مستحکم ملاحده بود (مرآت البلدان، 421/1-422) و در سنه‌ی 498 ق هم گروهی از اسماعیلیان از طُرثیث - مغرب ترشیز است - خروج کردند و مردم ولایت بیهق [= سبزوار] را کشتند و اموالشان را غارت کردند (جامع التواریخ، خواجه رشیدالدین فضل الله، 89-122). و حتی غلام سلطان سنجر سلجوقی، آق سنقر را که والی ترشیز بود و بر سلطان عاصی شده بود دو رفیق «قرمطی» به نامهای سلیمان و یوسف و روگردی [= بروجردی] در رمضان سال 540 ق کشتند. ابن اثیر می‌گوید: در سال 520 ق وزیر سلطان سنجر سلجوقی ترشیز را محاصره و غارت نمود و از آن پس این شهر یکی از بلاد اسماعیلیه گردید و شیخ الجبل، یعنی رئیس اسماعیلیه بر نقاط مهمی در حول و حوش ترشیز استیلا یافت و در آن جا چندین قلعه برای تسلط بر نواحی مختلف قهستان بنا کرد (الکامل فی التاریخ، 319/8). یاقوت ورود فرقه‌ی اسماعیلیه را به این نقاط در سال 530 ق می‌داند و روایت می‌کند که رئیس این ناحیه - منصور بن منصور الزورآبادی - برای جلوگیری از ورود اسماعیلیه از ترکها کمک خواست ولی قبایل ترک به جای مقابله با اسماعیلیه خود به غارت آن نواحی پرداختند و ترشیز را به خرابی انداختند (معجم البلدان، 534/3-535). در اواسط قرن هفتم هلاکوخان مغول به دفع اسماعیلیه برخاست و چنانکه نوشته‌اند سپاهیان او هفتاد دژ اسماعیلیه را در ایالت قهستان فتح و ویران کردند (سرزمینهای خلافت شرقی، 380) از آن پس ترشیز دوباره روی به آبادی نهاد و کمتر از یک قرن بعد، حمدالله مستوفی می‌نویسد: ترشیز از شهرهای عمده‌ی قهستان بوده است، و در ولایت آن چند قلعه‌ی محکم است، اول قلعه‌ی بردارود؛ و دو قلعه‌ی میکال؛ سوم قلعه‌ی مجاهد آباد؛ چهارم قلعه‌ی آتشگاه. و از این ولایت غله و میوه به نیشابور و سبزوار برند... ولی اکنون شهر خراب است، اما مواضع آن به غایت معمورست (نزهة القلوب، 175). مسلم است که این قلعه‌ها از جمله قلاع اسماعیلیه بوده است. در پایان قرن هشتم ترشیز به سبب داشتن باروی بلند، قلعه‌ای غیرقابل تسخیر حساب می‌شد، اما چون امیر تیمور در مقابل آن بارو ظاهر گردید به وسیله‌ی نقب آن را خراب کرد و شهر را متصرف شده به باد غارت داد و جز خرابه‌ای از آن شهر باقی نماند. این واقعه در سال 783 ق به وقوع پیوست و از آن پس اسم ترشیز از نقشه محو گردید (سرزمینهای خلافت شرقی، 380). ولی در این اواخر در آن ناحیت شهری بنا کردند موسوم به سلطان آباد که دارای حصار و برجهای محکم بوده است (مرآت البلدان، صنیع‌الدوله، 421/1-422). شهر مزبور با ترشیز قدیم مطابقت نداشته چون در خاور کندر واقع بوده است. محل ترشیز را باید در همان خرابه‌های فیروز آباد نزدیک دهکده‌ی کنونی عبدال آباد جستجو نمود (پاورقی سرزمینهای خلافت شرقی، 379). ناحیه‌ای که ترشیز قدیم در آن واقع بود در اوایل سلطنت رضا خان به نام کاشمر نامیده شد. کاشمر فعلی نام یکی از شهرستانهای استان نهم کشور ایران است که از طرف خاور به شهرستان تربت حیدریه، از شمال به شهرستان نیشابور، و از باختر و شمال باختری به شهرستان سبزوار و کویر جندق، و از جنوب به کوه یخاب و بلوک بجستان و شهرسان گناباد محدود است. و شهر مرکز این شهرستان همان ترشیز قدیمی است که در تاخت و تازهای عرب و حمله‌ی مغول از بین رفته است و از آن شهر بزرگ فقط مناری به نام منار کشمر [= کاشمر] باقی مانده است. و در کنار شهر قدیم در حال حاضر سه دهستان به نامهای کشمیر [کاشمر فعلی] و علی آباد و آهشر بنا شده است (فرهنگ جغرافیائی ایران، 315/9-316).
منابع :
در متن مقاله یاد شده است.
منبع مقاله :
تهیه و تنظیم: دائرةالمعارف تشیع، جلد 4، (1391) تهران: مؤسسه‌ی انتشارات حکمت، چاپ اول.